اجرای عدالت اقتصادی در قامت شتابزدگی استراتژیک!/ آیا دولت با تک نرخی کردن ارز، باب جشن دشمن را باز میکند؟
شهدای ایران:سرویس اقتصادی/ما در دام تلهای استراتژیک گرفتار شدهایم. از یک سو، تحلیلها نشان میدهند که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار است که در آن، دشمن خارجی (آمریکا و اسرائیل) از هر روزنهای برای شعلهور ساختن نارضایتیهای مردمی استفاده میکند؛ و از سوی دیگر، دولت فعلی با یک اقدام ساختاری بنیادین، یعنی اصلاح نظام ارزی کشور، وارد میدان شده است.
تک نرخی کردن ارز، فینفسه اشتباه نیست؛ بلکه عین عدالت است. نظام چند نرخی ارز، سفره مردم را تبدیل به بازیچهای در دست رانتخواران و نورچشمیهایی کرده که ثروت ملی را در سایه رانت ارزان قیمت اندوختهاند. ما نمیتوانیم مدعی حمایت از مستضعف باشیم، در حالی که ارز ارزانقیمت، خوراک میلیاردرهایی است که تنها با استفاده از نزدیکی به مراکز قدرت، ثروت ملی را انحصار کردهاند. این امر، شکاف طبقاتی را عمیقتر از هر عامل دیگری کرده و عدالت اجتماعی را به سخره گرفته است. این بخش از طرح، مورد تأیید هر فرد دلسوز و کارشناس منصف است اما اختصاص یارانه ارزی به همه اقشار، حتی کسانی که با کوچک شدن سفره تودههای ضعیف، انبار ثروت ساختهاند، عمیقاً مغایر با عدالت اسلامی است. هدف این اصلاح، ایجاد ثبات و تعادل در بازار و برقراری عدالت اجتماعی است؛ هدفی که باید در هر حال محقق شود.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا اجرای این اصلاح، در این برهه حساس، حرکتی عاقلانه بود یا واکنشی احساسی؟
اشکال در «چه چیز» نیست؛ اشکال در«چگونه» و «کجا» است. اجرای این برنامه در اوج فشارهای اقتصادی بر مردم، بدون وجود یک سپر حمایتی اثباتشده و بدون پیشبینی دقیق شوک تورمی، نشان از یک ناهماهنگی دردناک میان نیت خوب و عملکرد ضعیف دارد. زمانی که کشور درگیر چالشهای امنیتی و اعتراضاتی است که دشمن از آنها برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرد، اجرای شوک درمانی اقتصادی، حکم ریختن بنزین بر روی آتش را دارد. اگرچه این حرکت ممکن است در بلندمدت به کوتاه کردن دست رانتخواران منجر شود، اما بیتوجهی به تبعات کوتاهمدت آن، یعنی افزایش بیرویه و افسارگسیخته قیمت کالاهای اساسی، به طور قطع گریبانگیر قشر ضعیف و آسیبپذیر جامعه خواهد شد. این شوک قیمتی، بهانه عینی و آمادهای است که دشمن خارجی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، با اشتیاق تمام آن را به «اغتشاش» تعبیر کرده و از آن برای پروژه براندازی استفاده خواهند کرد.
دولت در یک دوراهی مرگ و زندگی قرار دارد: . اگر دولت نتواند با شفافیت کامل توضیح دهد که رانتهای ارزی گذشته به چه کسانی و با چه میزان خسارتی به بیتالمال تعلق گرفته است، این اقدام اصلاحی به سرعت تبدیل به پوششی برای فرار از پاسخگویی قلمداد خواهد شد. در این صورت، خشم مردم نه فقط علیه گرانی، بلکه علیه بیصداقتی متمرکز شده و این دقیقاً همان بستری است که دستگاههای تبلیغاتی دشمن برای تحریک اعتراضات خیابانی به دنبال آن هستند و اگر دولت نتواند در کوتاهترین زمان ممکن، با صداقت کامل، مکانیسمهای جبرانی عادلانه و شفاف را برای دفاع از این طرح اجرایی کند و مطالبات بهحق مردم را پاسخ ندهد، این حرکت اقتصادی که نیت آن عدالت بوده، ناخواسته به شعلهور شدن بیشتر اعتراضات بدل خواهد شد و تمام زحمات نیروهای امنیتی و مدافعان نظام را به سخره خواهد گرفت.
تنها راه نجات، راهکار شفاف است که بارها تکرار شده است: خروج از این بحران نه با تکیه بر مشاوران مطرود، بلکه با بازگشت به ستون خیمه امکانپذیر است. دیگر زمان آزمون و خطای سیاستمداران نیست. تنها مسیر اجرایی، دقیق و کارشناسی، همان است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی سالهاست ترسیم کردهاند. هرگونه فاصله گرفتن از تدابیر ایشان، به معنای اعطای پروانه به دشمن برای تداوم تجاوز و غارت است. دولت باید فوراً مشورت با نخبگان واقعی را آغاز کند و مهمتر از آن، با اطمینان کامل، فرمایشات رهبری را به عنوان تنها نقشه راه نجات، بدون ذرهای تفسیر یا تعلل، به اجرا درآورد.
این زمان، زمان انفعال نیست؛ زمان تمکین کامل به استراتژی کلان نظام برای حفظ کشور در مقابل توطئههای سهوجهی (اقتصادی، امنیتی و سیاسی) است. اگر این مسیر انتخاب نشود، هرگونه “اصلاح ساختاری” دیگر، تنها به معنای تغییر شکل دادن به شکست خواهد بود. تنها اطاعت از فرامین مقام معظم رهبری راه برون رفت از این مشکل است چرا که تنها رهنمودهای ایشان است که میتواند این گام اصلاحی بزرگ را از دام شتابزدگی خارج کرده و آن را در چارچوب منافع استراتژیک ملی تضمین کند. در غیر این صورت، این اصلاح، نه سکوی پرتاب به سوی عدالت، بلکه پلهای برای سقوط است که دشمن از پیش برای آن برنامهریزی کرده است.
*نویسنده:هادی زارع



