شهدای ایران shohadayeiran.com

کد خبر: ۲۵۷۸۸۵
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۹
آیت الله شریعتمداری در نخستین اقدام علنی علیه نظام، به عنوان رهبر معنوی حزب خلق مسلمان، عملا اقدام آن حزب را در اشغال رادیو و تلویزیون تبریز در آذرماه ۵۸ تائید کرد. او همچنین مخالفت‌های خود با نظریه ولایت فقیه را نیز علنی ساخت و در آذرماه ۱۳۵۸ جزو افرادی بود که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رای نداد و از این تصمیم خود نیز دفاع کرد.

:به نقل از حوزه، ۳۹ سال پیش در چنین روزهایی آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری درگذشت و در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.

آیت‌الله شریعتمداری از جمله شخصیت‌هایی است که حیات پر فراز و فرودی را تجربه کرده است. در دوران نهضت اسلامی شواهدی مبنی بر ارتباط وی با دربار پهلوی منجر به انتقادهایی از او شد. بعد از پیروزی انقلاب نیز مواضع و عملکرد وی نهایتا او را به کنج انزوا کشاند.

سیدکاظم شریعتمداری در سال ۱۲۸۳ در تبریز به دنیا آمد. مقدمات و سطح علوم حوزوی را در تبریز به پایان رساند و در سال ۱۳۰۳ روانه حوزه علمیه قم شد. وی در ادامه، در دو مرحله به حوزه علمیه نجف رفت و از دروس فقه و اصول مدرسان بزرگ وقت بهره برد و سال ۱۳۱۳ به زادگاه خود برگشت و به تدریس فقه و اصول و تفسیر و تبلیغ و ارشاد مردم اهتمام گذاشت.

وی که از موقعیت علمی خوبی برخوردار بود، سال ۱۳۲۹ به درخواست گروهی از فضلای تبریزی، مقیم قم شد و به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال ورزید و از مدرسان و مجتهدان مورد اعتماد ایت الله بروجردی قرار گرفت. او پس از درگذشت ایشان به مرجعیت رسید و علاوه بر تدریس چند مرکز دینی و فرهنگی نیز راه‌اندازی کرد.

شریعتمداری در آغاز، با نهضت روحانیون و مبارزات امام‌خمینی همراه بود و حمله به مدرسه فیضیه را محکوم، برای حمایت و دفاع از امام‌خمینی به تهران رفت و بر مرجعیت ایشان تاکید کرد اما با همه همراهی‌ها، نگاه متفاوتی به مسائل داشت و در آستانه پیروزی، به‌ویژه در باره تغییر رژیم سیاسی، اختلافات را آشکار کرد.

شریعتمداری چندی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و از همان اسفند ۱۳۵۷ با تائید و حمایت از «حزب جمهوری خلق مسلمان» به‌طور مشخص کوشید تا خود را به عنوان قطبی در برابر رهبری امام خمینی مطرح کند. به روایت حجت‌الاسلام حسن روحانی، «نغمه‌های ناساز آقای‌ شریعتمداری» از همان اسفند ۵۷ شروع شد؛ او «هرازگاهی‌ با خبرنگاران‌ مطبوعات‌ داخل‌ و خارج‌ مصاحبه‌ و مطالبی‌ مشکل‌آفرین بیان‌ می‌کرد.

وی با هدایت حزب خلق مسلمان، نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی را با چالشی خطرناک مواجه ساخت. حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری ـ از مسئولین قضایی آن دوره ـ به نقل از علی‌محمد بشارتی ـ مسئول وقت اطلاعات سپاه پاسداران ـ می‌گوید: «گزارشی داشتیم که آقای شریعتمداری در مشهد گفته است: من بالاخره علیه آقای خمینی اعلام جنگ می‌کنم.»


چرا آیت‌الله شریعتمداری از مرجعیت خلع شد؟

در نخستین اقدام علنی علیه نظام، او به عنوان رهبر معنوی حزب خلق مسلمان، عملا اقدام آن حزب را در اشغال رادیو و تلویزیون تبریز در آذرماه ۵۸ تائید کرد. شریعتمداری همچنین مخالفت‌های خود با نظریه ولایت فقیه را نیز علنی ساخت و در آذرماه ۱۳۵۸ جزو افرادی بود که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رای نداد و از این تصمیم خود نیز دفاع کرد.

چرا آیت‌الله شریعتمداری از مرجعیت خلع شد؟

و طبق اسناد لانه جاسوسی، شریعتمداری در آن برهه با سفارت آمریکا نیز ارتباط داشت. ماموران سفارت گزارش می‌دادند که «شریعتمداری آشکارا از دیدن شخصی از جانب دولت آمریکا خوشحال است و موضعش کاملا منطقی و مساعد (برای همکاری) بود.» در گزارشی به تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ که از سفارت آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه این کشور مخابره شده، درباره گرایش شریعتمداری به آمریکا آمده است: «او ابراز امیدواری کرد که آمریکا نباید احساسات ضد آمریکایی گسترده کنونی را به عنوان احساسات تمام مردم ایران تلقی کند و زیرکانه گفت که اظهارات [امام] خمینی تا حد زیادی به این افکار ضدآمریکایی کمک کرده است... او اضافه کرد که آمریکایی‌ها باید از فرصت‌هایی که مـوجب استحکام دوستی آمریکا با ایران می‌شود استفاده کنند و با توطئه ضد آمریکایی مبارزه نمایند.»

براساس خاطرات آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی که در آن برهه با اجازه امام، چندبار با آیت‌الله شریعتمداری دیدار کرد، شریعتمداری ‌آذربایجان را خانه‌ی خود می‌دانست و مدعی بود مسئولان ارشد استان اعم از استاندار، امام جمعه، دادستان و فرمانده لشکر همه باید با نظر و اجازه‌ او منصوب شوند؛ «ایشان فرمودند که بالاخره من حرفم این است که آذربایجان ـ شاید هم گفتند تبریزـ خانه‌ی من است. در خانه‌ی من کارهایی بدون اطلاع و اذن من انجام می‌شود. آنجا شما بدون اجازه‌ من دادستان نصب می‌کنید، شما امام جمعه نصب می‌کنید، بدون اینکه من اطلاع داشته باشم، فرمانده‌ ارتش معین می‌کنید، اینها باید با اطلاع و رضایت من باشد. مردم آنجا از من تقلید می‌کنند، شما باید اینها را رعایت کنید.»

در تیرماه ۱۳۵۹، به هنگام کشف و خنثی‌سازی توطئه‌ای خطرناک علیه نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی موسوم به کودتای نقاب (نوژه)، فاش شد که آیت‌الله شریعتمداری از آن توطئه باخبر بوده و حتی به طور تلویحی کودتاچیان را مورد حمایت قرار داده است.

به اعتراف محققی ـ از عوامل اصلی کودتای نوژه ـ سران «نقاب» آیت‌الله شریعتمداری را به عنوان جایگزین امام خمینی بعد از اجرای عملیات برگزیده بودند؛ «... آقای شریعتمداری را می‌خواستند بیاورند در تهران و در یک خانه امنی ایشان را قایم کنند، به طوری که روزی که این جریان عملیات آغاز می‌شود، بلافاصله آقای شریعتمداری از رادیو صحبت کنند.»

در بهار سال ۱۳۶۱، کودتایی به سرکردگی صادق قطب‌زاده ـ وزیر وقت امورخارجه و عضو شورای انقلاب ـ کشف شد. چندی بعد با اعتراف سران کودتا روشن شد که آیت‌الله کاظم شریعتمداری هم در آن توطئه خطرناک نقش داشته است. بنابر اعترافات شریعتمداری، کودتاچیان در آغاز راه، او را در جریان امر قرار داده بودند: «... [سید مهدی] مهدوی [از هم‌فکران قطب‌زاده و رئوس کودتا] بدون سابقه و اطلاع قبلی [به] قم آمد و چیزهایی را که گروهی نیاز دارند انجام بدهند اظهار کرد و اسم قطب‌زاده را نیاورد...» به گفته محسن رضایی: «عباسی داماد آقای شریعتمداری، گفته است که آقای شریعتمداری نه تنها در جریان امر بوده بلکه مبلغ پانصد هزار تومان نیز به مهدوی پرداخت کرده بود...» خودِ شریعتمداری نیز در گفتگوی خصوصی با حجت‌الاسلام ری‌شهری ـ رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش که بررسی پرونده‌های کودتاهای نقاب و قطب‌زاده را بر عهده داشت ـ ، تلویحا موضوع انتقال پول به کودتاچیان را تائید نموده و از اقدامات خود اظهار پشیمانی کرده بود: «از این که فکر صحیح در این کار نکرده‌ام و گزارش اینها را شنیده‌ام و به مقامات به موقع اطلاع نداده‌ام، خودم را در پیشگاه خداوند مقصر می‌دانم و بسیار پشیمانم.

سرانجام در ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، سیدکاظم شریعتمداری به دلیل پیشینه سوء، با حکم مدرسین و مجتهدین عالی‌رتبه قم از مرجعیت خلع شد.

در بخشی از اعلامیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره شریعتمداری آمده بود:

«از روزهای اول نهضت مقدس اسلامی، از آقای شریعتمداری امور بسیاری صادر می‌شد که دست‌اندرکاران نهضت به ویژه جامعه مدرسین، آنها را شایسته مقام مرجعیت شیعه نمی‌دانستند، ولی برای حفظ وحدت و انسجام صف روحانیت از بازگو کردن آنها سخت دوری می‌جستند؛ تا بحمدالله انقلاب مقدس اسلامی پیروز گشت و مردم یکدل و یک جهت به این انقلاب دل بسته‌اند ولی این شخص برخلاف مصالح اسلام و انقلاب و بر خلاف اعتقاد و نظر فقهی خود که در مجله الهادی و در حضور عده‌ای از مدرسین تصریح کرده بود، با اصل ولایت فقیه مخالفت کرد و دیدید آنچه دیدید و کرد آنچه نباید بکند... [او] همچنان به مخالفت و کارشکنی و براندازی ادامه داد تا شرکت در کودتای نوژه و براندازی اخیر که در مصاحبه تلویزیونی قطب‌زاده خائن ملاحظه فرمودید. کیست که طرح کشتن امام و نابودی مردم جماران و براندازی جمهوری اسلامی را بداند و فریاد نزند؟ اگر بخواهیم امور خلاف عدالت را بشماریم مثنوی ۷۰ من کاغذ می‌شود؛ لذا ضمن تاکید بر اینکه مراجع قضایی منحصرا باید به این امر رسیدگی نمایند، بنا به وظیفه شرعی بر خود لازم دانستیم که سقوط مشارالیه از شایستگی مرجعیت را بالصراحه اعلام نمائیم تا افرادی از مسلمانان که در حالت تردید و دودلی بودند تکلیف خود را بدانند و احیانا با تقلید خود به اسلام و انقلاب ضربه وارد نکرده باشند. گرچه طلاب عزیز و فضلا خود اعلان کردند که از گرفتن شهریه او خودداری خواهند کرد، ما هم تاکید بر خودداری همه آقایان از گرفتن آن را لازم می‌دانیم...»

با افشای نقش آقای شریعتمداری در توطئه‌های خطرناک علیه نظام اسلامی و نیز بعد از عزل او از مرجعیت، تصمیم بر محدود کردن رفت و آمدها به بیت وی گرفته شد؛ از این رو ملاقت‌ها به دیدار با اقوام درجه یک محدود شد و این محدودیت تا آخر عمر برای او باقی ماند.

منابع:

ویکی امام‌خمینی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

خاطرات حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری، ج اول، 

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار