شهدای ایران shohadayeiran.com

عبدالله نجاشی از دوستداران و پیروان ششمین پیشوای شیعیان امام صادق علیه السلام بوده است.او در عصر خلافت عباسی ، به استانداری اهواز منصوب می شود.

به گزارش شهدای ایران؛عبدالله نجاشی از دوستداران و پیروان ششمین پیشوای شیعیان امام صادق علیه السلام بوده است.او در عصر خلافت عباسی ، به استانداری اهواز منصوب می شود.عبدالله در نامه ای از امام صادق(ع) راهنمایی و نصیحت می طلبد و در نامه ای خطاب به امام می نویسد: «من به ولایت اهواز مبتلا شدم و از آقا و مولای خود می خواهم حد و حدود من را مشخص نماید تا بفهمم با چه عملی به خدا نزدیک شوم و چگونه بیت المال را خرج کنم و به چه کسی اعتماد نمایم و چه کسی را اهل سرّ خود قرار دهم...».
بدون عکس
امام صادق(ع)در پاسخ به این نامه نیز بعد از دعا در حق عبدالله می فرمایند:
 
« خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم خوشحال کرد و هم ناراحت ، علت خوشحالی این است که شاید خداوند به وسیله تو به شیعیان عزت دهد و ضعف آنان را بر طرف نماید ...
 
و اما ناراحتی ام به این دلیل است که مبادا نسبت به دوستان ما لغزشی مرتکب شوی که باعث شود بوی بهشت را هم نشنوی !!!
 
بدان که خلاص و رهایی تو در حفظ خون مومنین و دست برداشتن از آزار آنان و رفق و مدارا با مردم است و همچنین در تأنی و معاشرت نیکو و نرمی بدون ضعف و صلابت بدون خشونت .
 
مواظب باش سخن چینان و افراد نمام و دو بهم زن ، خود را به تو نچسبانند که در این صورت خدا بر تو غضب خواهد نمود و آبرویت را خواهد برد .
 
انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته باشد ، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حکومت اسلامی صرفا نگاه به یک موقعیت خطیری است که مایه آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود چنین ایمان و عقلی، ‌انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این که برای بدست آوردن آن رقابت کند یا خدای نکرده برای رسیدن به آن مرتکب حرام شود.
 
در امور و کارها تنها به کسی اعتماد کن که امتحان پس داده باشد و او را آزموده باشی و اهل بصیرت باشد، یاران خود را خوب تشخیص بده و همه را بیازمای!
 
مبادا درهمی را در راه غیر خدا خرج کنی و مثلا به شاعران متملق یا دلقکان دهی ، جوایز و هدایای تو باید به کارمندان و زحمتکشان داده شود .
 
مبادا چیزی از طلا و نقره برای خود بیاندوزی!
 
هیچ گاه سیر کردن شکم های گرسنه که آتش غضب خدا را خاموش می کند کوچک مشمار !
 
چرا که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : ایمان ندارد کسی که شب سیر بخوابد در حالی که همسایه او گرسنه باشد !
 
بگذار از پستی دنیا به تو خبر دهم:
 
وقتی حسین بن علی علیهماالسلام به سمت کوفه روان شد ابن عباس او را به خدا قسم داد که مرو کشته می شوی !
 
حسین بن علی علیهماالسلام فرمود: من خود، جایگاه کشته شدنم را بهتر از تو می دانم و جز فراق دنیا از آن برایم چیزی نمانده! ای ابن عباس آیا می خواهی داستان امیرالمومنین علیه السلام و دنیا را برای تو بازگو کنم؟
 
گفت: بله، به جانم قسم که دوست دارم بشنوم .
 
فرمود: امیرالمومنین علیه السلام به من فرمود:
 
روزی در هنگامی که فدک تحت اختیار فاطمه علیهاالسلام بود به همراه بیلی در قسمتی از آن مشغول کار بودم که ناگهان زنی بسیار زیبا در مقابلم آشکار شد که جمالش دلربا بود... آن زن به من گفت : آیا می خواهی با من ازدواج نمایی تا از این بیل راحت شوی و تمام گنجهای زمین را به رویت بگشایم ؟!
 
به او گفتم: تو کیستی ؟
 
گفت: من دنیا هستم !
 
به او گفتم که برو و شوی دیگری طلب کن، تو در شأن من نیستی و با بیل خود مشغول به کار شدم و اشعاری را زیر لب زمزمه نمودم ...
 
امیرالمونین علیه السلام از دنیا خارج شد در حالی که حق هیچ بنده ای بر گردن او نبود و سائر ائمه علیهم السلام نیز این چنین بودند .
 
[ ای نجاشی ] مواظب باش مومنی را نترسانی به فریاد مومنین برس !
 
چرا که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
 
کسی که به فریاد مومنی برسد خداوند در قیامت به فریاد او خواهد رسید . کسی که یک حاجت برادر مومن خود را برآورده کند خداوند حاجات کثیره او را برآورده خواهد کرد. کسی که مومنی را لباس بپوشاند یا سیر کند یا او را بر مرکب خود سوار نماید یا وسائل ازدواج او را فراهم نماید، خداوند او را از لباس ها و غذاها و مرکبها و همسران بهشتی عنایت کند ... کسی که برادر مومنش را به خاطر خدا زیارت کند زائر خدا خواهد بود .
 
مبادا لغزش مومنین را پیگیری کنی که خدا نیز با تو چنین خواهد کرد ! کمترین مرحله کفر این است که انسان کلامی را از برادر مومنش بشنود و آن را به خاطر نگه دارد تا روزی او را رسوا کند ! »
 

 
روى الشهید الثانی الشیخ زین الدین فی ( رسالة الغیبة ) بإسناده عن الشیخ الطوسی ، عن المفید ، عن جعفر بن محمد بن قولویه ، عن أبیه ، عن سعد بن عبدالله ، عن أحمد بن محمد بن عیسى ، عن أبیه محمد بن عیسى الاشعری ، عن عبدالله بن سلیمان النوفلی قال : کنت عند جعفر بن محمد الصادق ( علیه السلام ) فإذا بمولى لعبدالله النجاشی قد ورد علیه فسلم وأوصل إلیه کتابه ، ففضه وقرأه وإذا أول سطر فیه بسم الله الرحمن ـ إلى أن قال : ـ إنی بلیت بولایة الاهواز فإن رأى سیدی ومولاى أن یحد لى حدا أو یمثل لی مثالا لاستدل به على ما یقربنی إلى الله عزّوجلّ وإلى رسوله ، ویلخص لى فی کتابه ما یرى لی العمل به وفیما ابتذله وأین أضع زکاتی وفیمن أصرفها ، وبمن آنس وإلى من أستریح ، وبمن أثق وآمن وألجا إلیه فی سری ؟ فعسى أن یخلصنی الله بهدایتک فإنک حجة الله على خلقه وأمینه فی بلاده ، لا زالت نعمته علیک .
 
قال عبدالله بن سلیمان : فأجابه أبو عبدالله ( علیه السلام ) : بسم الله الرحمن الرحیم حاطک الله بصنعه ولطف بک بمنه ، وکلأک برعایته فإنه ولی ذلک أما بعد فقد جاءنی رسولک بکتابک فقرأته ، وفهمت جمیع ما ذکرت وسألته (1) عنه ، وزعمت أنک بلیت بولایة الاهواز فسرنی ذلک وساءنی ، وسأخبرک بما ساءنی من ذلک ، وما سرنی إن شاء الله ، فأما سروری  بولایتک ، فقلت : عسى أن یغیث الله بک ملهوفا خائفا من آل محمد ( علیهم السلام ) ، ویعز بک ذلیلهم ، ویکسو بک عاریهم ، ویقوى بک ضعیفهم ، ویطفئ بک نار المخالفین عنهم ، وأما الذی ساءنی من ذلک فإن أدنى ما أخاف علیک أن تعثر بولی لنا فلا تشم حظیرة القدس ، فإنی ملخص لک جمیع ما سألت عنه إن أنت عملت به ولم تجاوزه ، رجوت أن تسلم إن شاء الله ، أخبرنی یا عبدالله ، أبی ، عن آبائه ، عن علی بن أبی طالب علیهم السلام ، عن رسول الله ( صلّى الله علیه وآله ) أنه قال : من استشاره اخوه المؤمن فلم یمحضه النصیحة سلبه الله لبه . واعلم أنی سأشیر علیک برأی إن أنت عملت به تخلصت مما أنت متخوفه ، واعلم أن خلاصک مما بک من حقن الدماء ، وکف الاذى عن أولیاء الله ، والرفق بالرعیة ، والتأنی وحسن المعاشرة مع لین فی غیر ضعف ، وشدة فی غیر عنف ، ومداراة صاحبک ، ومن یرد علیک من رسله ، وارتق فتق رعیتک بان توقفهم على ما وافق الحق والعدل إن شاء الله ، وإیاک والسعاة وأهل النمائم فلا یلتزقن بک أحد منهم ، ولا یراک الله یوما ولیلة وأنت تقبل منهم صرفا ولا عدلا ، فیسخط الله علیک ، ویهتک سترک ... الخ
 
 
وسائل الشیعة -آل البیت، الشیخ الحر العاملی ،جلد : 17  صفحه : 212
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار