شهدای ایران shohadayeiran.com

شهر ری - ایرنا - چهره ای رنگ پریده و ظاهری ژولیده با اندامی نحیف که بسیاری از کسبه میدان شوش وی را می شناسند از زیبایی چهره اش بسیار می گویند مقابل دیدگان عابران پیاده شهر به دنبال گذر ثانیه ها برای رسیدن تاریکی شب است.
شهدای ایران:  مرور هر روزه زمان در سناریوی زندگی سرشار است از نگاه هایی که گاه میخکوب و گاه مهمان لحظه ای و گذرایند، وقتی به گوشه و کنار شهر نگاه می اندازی کافی است، اندکی دقیق باشی، کافی است مشغله های زندگی آنقدر تو را از خود بی خود نکرده باشد تا بتوانی از همه اطرافت و رهگذاران این خیابان های شلوغ بی تفاوت نگذری.

کمی که دقت کنی از میان آدم هایی که با سرعت و شتاب از این سو به آن سو می روند عده ای بی شتاب و متفاوت با سایرین را به راحتی می توانی از چهره های تکیده و لباس های ژنده شان تشخیص دهی.

با اندک تحمل و دقت هیبت زنی را می بینی که تا نیمه در سطل زباله شهر خم شده، سوالی که ذهن تو را به خود مشغول می کند به دنبال چیست؟ آیا به دنبال وسیله به درد بخوری است؟ پس از چند لحظه شاهد صحنه تلخ و عذاب آوری می شوی، ته مانده غذا را از درون سطل بیرون آورده و مشغول خوردن می شود.

اگر زندگی پرسرعت مدرنیت و صنعتی اجازه به تو بدهد در کنار عطوفت و حس انسان دوستی ات سری تکان می دهی و در دل تاسف می خوری و یا نه، اگر اندکی از شادی و سر خوشی های زندگی فاصله گرفته باشی این موجود نحیف که معلوم نیست نقل مجلس امروزش شیشه بوده یا کراک و کریستال دستمایه خنده و اسباب شادی تو و دوستانت می شود.

پشت این نمایش دلخراش و در پس این آدم هایی که بازیگران نقش های سیاه زندگی هستند، خانواده هایی حضور دارند، زنانی که گاه یک انتخاب اشتباه سالیان سال طعم خوش زندگی را از آنان ربوده و در آتش نابکاری یک انسان می سوزند، مردانی که آینده فرزندانشان را به دست مادری معتاد می سپارند و فرزندانی که به دنبال آینده ای نامعلوم تنها روزهای بی تفاوتی را سپری می کنند.

گاهی یکی از این انسان ها که زندگی با او نساخته و یا او نتوانسته که با زندگی بسازد تصمیم می گیرد که خود را از این منجلاب بیرون بکشد، در این برهه از زمان است که همه به کمک او می شتابند همان خانواده ای که در کنار یک معتاد زندگی خود را برباد رفته می بیند حال ناجی او در این راه پرفراز و نشیب است.

در یکی از پارک های همین شهر مکانی است که خانه امید این یاری دهندگان است مکانی که بذر امید می کارد در دل های ناامید و زندگی را دوباره می سازد برای آنانی که زندگی را بر باد رفته می دانند.

در را که باز میکنی اولین چیزی که به چشم می خورد دو قاب عکسی است که روی دیوار روبروی درب ورودی نصب شده است، یکی عکس کعبه و دیگری تصویری از مدینه النبی، تابلوها بار دیگر گوشزد می کنند که خداوند مهمان اصلی این خانه است.

کفش هایم را درمی آورم و به دنبال جایی در این اتاق 40-50 متری می گردم تا بتوانم به تمام حاضران این جمع اشراف داشته باشم در همین حین خانمی به سوی من می آید و سخت در آغوشم می کشد، هر چند حداکثر انتظاری که از او در برخورد اول داشتم یک دست دادن ساده بود اما خودم را در آغوشش رها می کنم و از این مهمان نوازی که تنها مخصوص من نیست غرق در حس انسان دوستی می شوم.

از بین 30 - 35 نفری که در این مکان گرد هم آمده اند دو نفر پشت میز نشسته اند یکی به عنوان منشی و دیگری به عنوان رییس جلسه، ˈزهرا ˈ که ریاست جلسه را بر عهده دارد شروع به صحبت می کند و از تجربه زندگی شخصی اش می گوید.

گفت وگویی دو طرفه بین حاضران و رییس جلسه شکل می گیرد، «لاله» می گوید: یکی از دلایل بیماری اعتیاد، خودکم بینی است، من سال ها از نداشتن چیزهایی رنج می بردم و مدام خودم را با دیگران مقایسه می کردم اما پذیرش را در جمع دوستان حاضر یاد گرفته و فهمیدم که خدای من از مسایل و مشکلات من بزرگتر است، برنامه راه درست زندگی کردن را به من نشان داد و من فهمیدم وقتی خودم را می پذیرم دیگران هم حس بدی به من نمی دهند.

درباره احساسات در زندگی و راه حل هایی که یافته اند می گویند، زمان گفت وگوهای دوستانه به پایان می رسد و منشی جلسه از تازه واردین می خواهد خودشان را معرفی کنند، سرم را به زیر می اندازم و خودم را سرگرم نوشتن می کنم اینجا هیچ اجباری برای حرف زدن نیست می توانی بیایی و تنها شنونده باشی.

منشی از «زهرا» به عنوان رییس جلسه و «معصومه» به عنوان خوشامدگو تشکر و ختم جلسه را اعلام می کند و از حاضران می خواهد که برای دعای آرامش آماده شوند، در کمتر از 30 ثانیه حلقه ای شکل می گیرد و دست در دست یکدیگر می گذارند تنها به تماشا ایستاده ام که «لاله» با اشاره ای مرا به جمع دعوت می کند از اینکه در همین یک ساعت این قدر با صمیمیت مرا در جمع خود می پذیرند حس خوبی دارم دستان لاله و زهرا را می گیرم و همه با هم زمزمه می کنند: ˈپروردگارا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم و شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و بینشی که تفاوت آن دو را دریابمˈ.

جمله ای که شاید بارها و بارها شنیده و به سادگی از کنارش عبور کرده بودم این بار معنای امید و زندگی می دهد.

قبل از حضور در این جمع صمیمی شاید احساس غریبگی کنی شاید حس کنی دردشان را نمی فهمی و از جنس آنها نیستی، می گویند چندین سال زندگی با یک معتاد عنان زندگی را از کفشان ربوده است و در عوض خلق های بی اساس را جایگزین آن کرده.

می آیند، در این محفل معنوی می نشینند، حرف می زنند، مشارکت می کنند و تجاربشان را با یکدیگر سهیم می شوند تا رها شوند از هرگونه اخلاق و تفکر منفی اما تو که تجربه آنها را نداری وقتی در جمع آنان می نشینی در می یابی که شاید تفکرات، اخلاق و شیوه های منفی تری نسبت به آنها در زندگی در پیش گرفته ای با این تفاوت که آنها در می یابند و اصلاح می کنند و تو آنچه را که آنان بیماری می دانند و درمان می کنند بخشی از زندگی و خصوصیات اخلاقی ات می دانی و هیچگاه در صدد تغییر آنها برنمی آیی.

حضور یک معتاد در زندگی آنها مسیری را برای شناخت بیشتر خودشان فراهم کرده تا با آرامش بیشتری زندگی کنند تا قدم در راه زندگی جدیدتری بگذارند گاهی انسان می تواند از یک نابودی محض و از یک پرتگاه حتمی زندگی جدیدی را برای خود رقم بزند می تواند زندگی را نبازد، می تواند نسوزد بلکه پیروز و سازنده باشد.

مسوول و بنیانگذار یکی از کمپ های ترک اعتیاد می گوید: مراجعه کنندگان به این کمپ را بیشتر زنان بین سنین 25 تا 35 سال تشکیل می دهند که در میان آنها اقشار تحصیل کرده و دانشگاهی نیز دیده می شود.

«افشار احمدی» پذیرش نکردن خانواده، حمایت های ناسالم و بیش از اندازه، آشفتگی های خانوادگی نظیر طلاق و اعتیاد والدین و رابطه ناسالم با جنس مخالف را از عوامل اصلی بازگشت بانوان به اعتیاد می داند.

به نظر او فرد معتاد بعد از گذراندن دوره 17 روزه که برای بیماران با سابقه مصرف محرک ها به سه دوره تمدید می شود، نیاز شدیدی به خانواده دارند ولی خانواده ها نباید انتظار داشته باشند یک فرد مصرف کننده بعد از گذراندن دوره مانند یک فرد عادی و طبیعی به زندگی بازگردد و دیگر هیچگاه به سراغ مواد مخدر نرود.

وی افزود: خانواده معتاد با حضور در کلاس ها و کارگاه باید شیوه های برخورد صحیح با یک فرد بازگشته از اعتیاد را فرا گیرند تا بتوانند زندگی سالم و طبیعی را در کنار یکدیگر تجربه کنند.

احمدی ضمن ابراز تاسف بیان می گوید: بسیاری از افراد که به کمپ مراجعه می کنند از اقشار تحصیل کرده و دانشگاهی کشور هستند که در فضای دانشگاه و با بهانه های افزایش تمرکز یا شب زنده داری های ایام امتحانات با مواد مخدر آشنا و با آن درگیر شدند.

او همچنین با توجه به افزایش روز افزون دختران جوان که درگیر اعتیاد هستند نقش خانواده را در پیشگیری و درمان آنها بسیار موثر میداند که می تواند یک خانواده و یا حتی یک جامعه را نجات دهد.

یک کارشناس ارشد علوم اجتماعی گفت: زنان برای ترک در شرایط آسیب پذیرتری از مردان قرار دارند، زیرا یکی از شرایط ترک، دور بودن فرد از محیطی است که باعث وسوسه و گرایش به مصرف مجدد می شود در حالی که اکثرا یکی از اطرافیان نزدیک زنان معتاد مبتلا به اعتیاد است.

ˈطیبه محمدیˈ افزود: اختلالات افسردگی یا اضطراب، شایع ترین بیماری در زنان معتاد به مواد است و این افراد در مقایسه با دیگر زنان جامعه مسائل و مشکلات روانی بیشتری دارند.

به گفته وی ، رفتارهای خودکشی، آسیب پذیری بالا، عزت نفس پایین در زنان معتاد بسیار بیش تر از دیگران است حتی بسیاری از زنان گرفتار مشکلات بازگشت افسردگی (مزمن) می شوند.

محمدی افزود: نخستین گام برای زنان معتاد بازگشته تقویت اراده آنان در باقی ماندن بر تصمیم بازگشت از مصرف مواد است و لازمه این امر نیازمند فراهم کردن بستر و زمینه شرایط روحی و روانی مناسب است.

وی تصریح کرد: علاوه بر همراهی خانواده فراهم آوردن زمینه کار، ورزش و تفریح سالم از جمله مقدمات ایجاد بستر روانی آرام برای فرد معتادی است که پس از دوره های طولانی وابستگی به مواد مخدر به زندگی عادی بازگشته است.

این کارشناس علوم اجتماعی با تلاش های فراوان چند دهه اخیر در زمینه تغییر نگرش مردم و جامعه نسبت به معتاد و تغییر دید از یک معتاد به یک بیمار خاطرنشان کرد: تخصیص بودجه هایی از سوی دولت برای حمایت از این افراد تا زمان اطمینان از عدم بازگشت به سمت، بازگشت اعتماد به نفس بیمار و جاافتادگی به عنوان یک فرد سالم در جامعه می تواند در کاهش اعتیاد در جامعه کارساز باشد.
منبع: ایرنا


نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار