برچسب ها: خاطراتی از پدر شهیدان پایدار فرد
یادداشت اصغر آبخضر
ضربان قلب «پیرمرد» که به شماره افتاد، آماده شد تا از دنیا دل ببرد و آماده شود برای وصل به دلبر. دراز کشیده بود روی تخت و گوش میداد به حزن و گریههای اطرافیانی که آهسته آهسته آماده شدند تا دوباره دیوارهای خانه را پارچه سیاه بزنند.
کد خبر: ۱۵۳۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۳/۲۲