شهدای ایران shohadayeiran.com

بیت‌المقدس در تمام روی زمین تنها نقطه‌ای است که در نظر پیروان سه دین بزرگ الهی و آسمانی «مسلمانان، یهود و نصاری» در نهایت درجه قداست و ارزش معنوی است و به همین جهت همیشه مورد توجه آن‌ها بوده است.
به گزارش شهدای ایران به نقل از فارس، حضرت داوود(ع) به فرمان خداوند به ساختن بنای (قدس) یعنی خانه خدا اقدام کرد، چون این قضیه در سنین پیری و سال‌های آخر عمر وی اتفاق افتاد، فرصت اجرای کامل بنای خانه خدا برایش باقی نماند، به همین سبب به وی ندا رسید که تکمیل بنای خانه را به فرزندت سلیمان وا گذاشتم، اینجا بود که حضرت سلیمان(ع) را به جانشینی خویش و به پادشاهی بنی‌اسرائیل منصوب و به آنان اعلام کرد، خداوند به من فرمان داده بود تا برایش خانه مقدس بسازم، اما مشیت الهی چنین تعلق گرفته که خانه را فرزندم سلیمان که وارث و جانشین من است به اتمام رساند.

به این ترتیب حضرت داود(ع) بنای معبد بیت المقدس را آغاز و در زمان حضرت سلیمان(ع) به نام معبد یا هیکل سلیمان به پایان رسید، بر اساس گزارش تورات، تکمیل بنای این معبد مقدس در مدت هفت سال بین سال های ۹۶۱ تا ۹۶۷ قبل از میلاد یعنی ۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح، صورت گرفته است. بنابراین مسجد الاقصی حرم دوم موحّدان مؤمن است.(۱)

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره جایگاه مسجد الاقصی نزد ادیان الهی این چنین می‌نویسد:

این مکان مقدس، در هجوم نبوکد نصر (بخت النصر) ویران شد و در اواخر قرن ششم و در عصر کوروش هخامنشی مجددا با نام بیت همیقداش دوم بنا شد تا اینکه هفتاد سال پس از میلاد مسیح توسط (تیتوس) سردار رومی به کلی ویران شد و برای بار سوم در زمان کنستانتین، امپراطور روم تجدید بنا شد و به تدریج تغییرات و اضافاتی بر آن داده شد.(۲)

دیوار غربی حرم شریف در بیت‌المقدس به نام دیوار ندبه خوانده می‌شود، «قبة الصخره» در داخل حرم است، طبق آثار اسلامی، پیغمبر اکرم(ص) در شب معراج از آنجا به آسمان عروج کرده است. در داخل دیوار ندبه از طرف صحن حرم دیوار «براق» نامیده می‌شود و این دیوار قسمتی از دیوار غربی هیکل سلیمان را نیز تشکیل می‌دهد.

روی این اصل دیوار ندبه یا دیوار براق که در فرهنگ یهود به نام حصار غربی معروف است و می‌گویند این دیوار آخرین بازمانده حصارهای دومین بیت «همیقداش» بیت‌المقدس است که از سال ۷۰ میلادی که خانه خدا به دست «تیتوس» سردار رومی ویران شد، این حصار به مقدس‌ترین مکان برای قوم یهود مبدل شد، زیرا که قوم یهود در دوران پراکندگی خود پیوسته به سوی بیت‌المقدس نماز می گذارده و در داخل آن به نماز و عبادت می‌پرداخته‌اند.(۳)
در آغاز جنگ‌های صلیبی، در مجمع (کلرمون) که به دعوت پاپ (اوریاتوس) دوم در سال ۱۰۹۵ میلادی در این شهر ترتیب یافت، پاپ در این مجمع برای تحریک مسیحیان در خطابه خود در مورد بیت‌المقدس چنین گفت: ای یاران مسیح! آن سرزمین مقدس که از برکت وجود مخلص عیسی مسیح تبرک یافته... آن کلیساهای مقدس و آن اماکن فروزانی که جهان را تابناک کرده بودند، اکنون در مغاک تاریکی فرو رفته و از نظرها ناپدید شده‌اند، همان بیت‌المقدس که مایه افتخار و سرچشمه فیاض ما بود، اینک به دست مسلمانان افتاده و به غیر از مآثر دینیّه خود اثر دیگری در آن باقی نگذارده‌اند... امروز باید به جانب بیت‌المقدس رفته و آن سرزمین را از دست غاصبین گرفته و خود وارث آن‌ها شوید.(۴)

و اعلام کرد که مردم مجرم و گنهکاری که در این جهاد شرکت کنند، گناهان‌شان بخشیده است، روی این اساس مجرمان زیادی که کفاره گناه خود را زیارت بیت‌المقدس و قبر خیالی مسیح می‌دانستند، برای گرفتن عفو و بخشش در این جهاد شرکت کردند(۵)، بر اساس همین قداست و دیدگاه بود که در سال ۱۰۹۹ وقتی وارد بیت المقدس شدند، قبة الصخره را به کلیسای شهسوران تبدیل کردند و داخل و خارج آن را با نقاشی‌ها و تصاویر قدیسین مسیحی بیاراستند و صلیب زرّین بزرگی بر بالای گنبد آن نصب کردند.(۶)

بیت‌المقدس -مسجد الاقصی- در آغاز اسلام قبله مسلمانان به شمار می‌رفت، اما بنایی به شکل امروز نداشت.

با توجه به مطالبی که ارائه شد، بیت‌المقدس -مسجد الاقصی- در تمام روی زمین تنها نقطه‌ای است که در نظر پیروان سه دین بزرگ الهی و آسمانی «مسلمانان، یهود و نصاری» در نهایت درجه قداست و ارزش معنوی است و به همین جهت همیشه مورد توجه آن‌ها بوده و برای تصرف آن و زندگی در آنجا حداکثر کوشش را می‌کردند.(۷)

و اما ادیان غیر آسمانی مانند بودیزم و هندوئیزم و امثال اینها برای مسجدالاقصی هیچ قداست و ارزشی قائل نیستند و تمام اماکن مذهبی که مربوط به ادیان ابراهیمی می‌شود، جایگاهی در این ادیان ندارند.

پی‌نوشت‌ها:

۱. حمیدی، سیدجعفر، تاریخ اورشلیم، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴ش، ص۷۶ ـ ۷۸.
۲. همان، ص۱۸.
۳. زعیتر، اکرم، سرگذشت فلسطین، ترجمه هاشمی رفسنجانی، اکبر، قم، چاپخانه حکمت، ص۵۸.
۴. حمیدی، سیدجعفر، تاریخ اورشلیم، همان، ص۲۰۶.
۵. سرگذشت فلسطین، همان، ص۵۸.
۶. تاریخ اورشلیم، همان، ص۱۸.
۷. سرگذشت فلسطین، همان، ص۴.
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار