با این اوصاف به نظر میرسد که با وجود مواضع پیشین شجریان، اساسا تلاش برای بازگرداندن او به فضای موسیقی داخلی و احیای مجدد او در ایران تلاش بیهودهایست و موضع وزارت ارشاد در مورد ممنوعالفعالیت بودن وی و عدم دادن مجوز برای برگزاری کنسرت و انتشار البوم حداقلیترین کاری است که وزارت ارشاد جمهوری اسلامی میتواند انجام دهد
شهدای ایران: «برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند. ایشان [محمدرضا شجریان] هم محدودیتهایی دارند.» این مهمترین بخش مصاحبه هفتهی گذشتهی سخنگوی وزارت ارشاد با یکی از روزنامهها بود که در آن به صراحت به ممنوعیت فعالیت محمدرضا شجریان در ایران اشاره شده بود و به همین دلیل به سرعت مورد حمله شبهروشنفکران قرار گرفت.
به گزارش "رجانیوز"، حسین نوشابادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هفته گذشته در مصاحبهی خود با روزنامه آرمان در برابر این سوال که: «با این شرایط اگر شخصی مثل محمدرضا شجریان درخواست مجوز برای برگزاری کنسرت دهد، شما مجوز میدهید؟» با اشاره به ممنوعالفعالیت بودن او در ایران پاسخ میدهد که: «من به همین دلیل میگویم به لحاظ قانونی؛ یعنی برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند و ما براساس آن ضوابط مجوزها را صادر میکنیم که بخشی از آن شامل همین مساله است یعنی افرادی که محدودیت و ممنوعیت دارند نیز لحاظ میشود که دست ما نیست و ما تنها موظف به رعایت آنها هستیم. ممنوعالفعالیت شدن افراد ربطی به وزارت ارشاد ندارد. ایشان محدودیتهایی دارند که توسط نهادهای دیگر قرار داده شده است و دست ما نیست.»
همین اعلام رسمی ممنوعالفعالیت بودن شجریان اما تبدیل به بهانهای شد برای رسانههای ضدانقلاب و شبهروشنفکران داخلی برای تحت فشار قرار دادن وزارت ارشاد و تلاش برای احیای مجدد شجریان در فضای موسیقی ایران.
تا پیش از این، هرسال و با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، شاهد تلاش رسانههای ضدانقلاب و شبهروشنفکران داخلی و سعی آنها برای مطرح کردن دوباره شجریان و بازگرداندن دوبارهی «ربنا»ی او به باکس صداوسیما و احیای مجدد او در بین مردم بودیم، اما حالا و پس از ناکام بودن این تلاشها، طرفداران وی از هر بهانهای برای مطرح کردن دوبارهی وی و همچنین فشار به دولت برای برگزاری حداقل یک کنسرت برای بازگشت او به موسیقی ایران استفاده میکنند.
مصاحبهی اخیر سخنگوی وزارت ارشاد اما اولینبار نیست که دستمایه و بهانهی تلاش رسانههای روشنفکر برای مطرح کردن دوباره شجریان قرار میگیرد. پیش از این هم وقتی نوشابادی در موضعی منطقی و قانونی نسبت به شجریان گفت که: «آقای شجریان باید رفتارهای گذشته خود را جبران کند و به موسیقی ایرانی و اسلامی برگردد. ایشان در دهه اول انقلاب حضور و برنامههای خوبی داشت، اما نوع رفتارهایش در دهه دوم انقلاب باعث شد کمی از مردم و نظام فاصله بگیرد و خودش مسئول این کار است. با این حال راه بازگشت برای ایشان باز است، به شرطی که به چارچوبهای نظام متعهد باشد. نمیشود فردی هم معترض و منتقد شدید باشد و ضوابط و معیارهای حاکم بر نظام را نپذیرد و هم بخواهد کار کند.» وزارت ارشاد مورد همین حملات قرار گرفت، درحالیکه شجریان به دلیل فعالیتهایش در فتنه۸۸ و مواضع صریحش بر علیه جمهوری اسلامی اساسا اجازه فعالیت در داخل کشور را ندارد.
در این بین نکتهی جالب هم اما این است که شبهروشنفکران برای بازگرداندن شجریان به فضای موسیقی داخلی سعی در القای این گزاره دارند که او یک هنرمند غیرسیاسی است که به دلیل نگاههای غلط سیاسی ممنوعالفعالیت شده است، در حالیکه او یکی هنرمندانی بود که صریحترین مواضع را بر علیه جمهوری اسلامی اتخاذ کرد و در ایام فتنه به یک فعال سیاسی پرکار در رسانههای ضدانقلاب تبدیل شد.
نیازی به بازخوانی دوباره فعالیتهای سیاسی شجریان نیست، اما رسانههای ضدانقلاب و شبهروشنفکران شاید یادشان رفته باشد که شجريان يكي از کسانی بود كه اظهارات ضدايرانيش در ایام فتنه با استقبال بالای شبكههاي معاند روبرو ميشد. او با خروج از ايران وقيحانهترين توهينها را به جمهوري اسلامي روا داشت و حتي پا را فراتر از مسائل سياسي گذاشته و به دين اسلام نيز جسارت كرد: «اینها هرگز با هنر کنار نمیآیند، هرگز و هرگز!!! همچنان که در طول ۱۴۰۰ سال با هنر کنار نیامدن، باز هم نخواهند آمد....»
او در مدتي كه خارج از ايران بسر ميبرد يكي از سوژههاي مورد علاقه رسانههايي مانند بي.بي.سي و وي.او.اي بود تا جايي كه صادق صبا، مدير بي.بي.سي فارسي به شخصه يك هفته را با او در قونيه چرخيد تا مستندي يك ساعته درباره وي بسازد.
جز اینها، شجريان در اين مدت اقدامات خلاف عرفي نيز انجام داد كه جداي از ضداخلاقي بودن، حتي مغاير با شان يك هنرمند باسابقه هنري بود. از جمله حضور در محافل آن چناني و انداختن عكس يادگاري با مجريان مبتذل شبكههايي چون «من و تو» که همواره با چاشني ضديت با جمهوري اسلامي همراه بود و آب به آسياب ضد انقلاب ميريخت.
با این اوصاف به نظر میرسد که با وجود مواضع پیشین شجریان، اساسا تلاش برای بازگرداندن او به فضای موسیقی داخلی و احیای مجدد او در ایران تلاش بیهودهایست و موضع وزارت ارشاد در مورد ممنوعالفعالیت بودن وی و عدم دادن مجوز برای برگزاری کنسرت و انتشار البوم حداقلیترین کاری است که وزارت ارشاد جمهوری اسلامی میتواند انجام دهد، چرا که اساسا پذیرش چارچوبهای سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی حداقلیترین نیاز برای فعالیت قانونی در کشور است و محمدرضا شجریان بارها نشان داده است که به این چارچوبها اعتقادی نداشته و بر علیه آنها نیز اقدام کرده است.
*رجانیوز
همین اعلام رسمی ممنوعالفعالیت بودن شجریان اما تبدیل به بهانهای شد برای رسانههای ضدانقلاب و شبهروشنفکران داخلی برای تحت فشار قرار دادن وزارت ارشاد و تلاش برای احیای مجدد شجریان در فضای موسیقی ایران.
تا پیش از این، هرسال و با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، شاهد تلاش رسانههای ضدانقلاب و شبهروشنفکران داخلی و سعی آنها برای مطرح کردن دوباره شجریان و بازگرداندن دوبارهی «ربنا»ی او به باکس صداوسیما و احیای مجدد او در بین مردم بودیم، اما حالا و پس از ناکام بودن این تلاشها، طرفداران وی از هر بهانهای برای مطرح کردن دوبارهی وی و همچنین فشار به دولت برای برگزاری حداقل یک کنسرت برای بازگشت او به موسیقی ایران استفاده میکنند.
مصاحبهی اخیر سخنگوی وزارت ارشاد اما اولینبار نیست که دستمایه و بهانهی تلاش رسانههای روشنفکر برای مطرح کردن دوباره شجریان قرار میگیرد. پیش از این هم وقتی نوشابادی در موضعی منطقی و قانونی نسبت به شجریان گفت که: «آقای شجریان باید رفتارهای گذشته خود را جبران کند و به موسیقی ایرانی و اسلامی برگردد. ایشان در دهه اول انقلاب حضور و برنامههای خوبی داشت، اما نوع رفتارهایش در دهه دوم انقلاب باعث شد کمی از مردم و نظام فاصله بگیرد و خودش مسئول این کار است. با این حال راه بازگشت برای ایشان باز است، به شرطی که به چارچوبهای نظام متعهد باشد. نمیشود فردی هم معترض و منتقد شدید باشد و ضوابط و معیارهای حاکم بر نظام را نپذیرد و هم بخواهد کار کند.» وزارت ارشاد مورد همین حملات قرار گرفت، درحالیکه شجریان به دلیل فعالیتهایش در فتنه۸۸ و مواضع صریحش بر علیه جمهوری اسلامی اساسا اجازه فعالیت در داخل کشور را ندارد.
در این بین نکتهی جالب هم اما این است که شبهروشنفکران برای بازگرداندن شجریان به فضای موسیقی داخلی سعی در القای این گزاره دارند که او یک هنرمند غیرسیاسی است که به دلیل نگاههای غلط سیاسی ممنوعالفعالیت شده است، در حالیکه او یکی هنرمندانی بود که صریحترین مواضع را بر علیه جمهوری اسلامی اتخاذ کرد و در ایام فتنه به یک فعال سیاسی پرکار در رسانههای ضدانقلاب تبدیل شد.
نیازی به بازخوانی دوباره فعالیتهای سیاسی شجریان نیست، اما رسانههای ضدانقلاب و شبهروشنفکران شاید یادشان رفته باشد که شجريان يكي از کسانی بود كه اظهارات ضدايرانيش در ایام فتنه با استقبال بالای شبكههاي معاند روبرو ميشد. او با خروج از ايران وقيحانهترين توهينها را به جمهوري اسلامي روا داشت و حتي پا را فراتر از مسائل سياسي گذاشته و به دين اسلام نيز جسارت كرد: «اینها هرگز با هنر کنار نمیآیند، هرگز و هرگز!!! همچنان که در طول ۱۴۰۰ سال با هنر کنار نیامدن، باز هم نخواهند آمد....»
او در مدتي كه خارج از ايران بسر ميبرد يكي از سوژههاي مورد علاقه رسانههايي مانند بي.بي.سي و وي.او.اي بود تا جايي كه صادق صبا، مدير بي.بي.سي فارسي به شخصه يك هفته را با او در قونيه چرخيد تا مستندي يك ساعته درباره وي بسازد.
جز اینها، شجريان در اين مدت اقدامات خلاف عرفي نيز انجام داد كه جداي از ضداخلاقي بودن، حتي مغاير با شان يك هنرمند باسابقه هنري بود. از جمله حضور در محافل آن چناني و انداختن عكس يادگاري با مجريان مبتذل شبكههايي چون «من و تو» که همواره با چاشني ضديت با جمهوري اسلامي همراه بود و آب به آسياب ضد انقلاب ميريخت.
با این اوصاف به نظر میرسد که با وجود مواضع پیشین شجریان، اساسا تلاش برای بازگرداندن او به فضای موسیقی داخلی و احیای مجدد او در ایران تلاش بیهودهایست و موضع وزارت ارشاد در مورد ممنوعالفعالیت بودن وی و عدم دادن مجوز برای برگزاری کنسرت و انتشار البوم حداقلیترین کاری است که وزارت ارشاد جمهوری اسلامی میتواند انجام دهد، چرا که اساسا پذیرش چارچوبهای سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی حداقلیترین نیاز برای فعالیت قانونی در کشور است و محمدرضا شجریان بارها نشان داده است که به این چارچوبها اعتقادی نداشته و بر علیه آنها نیز اقدام کرده است.
*رجانیوز
همیشه اخبار جالبی ارایه میکنند با دیدگاه خود و یکطرفه