هنگامی که در دهه پنجاه قرن پیشین گروهی از کارگران دانمارکی از باتلاقی در مجاورت معدن زغال سنگ تولوند پیکر بیجان مردی را بیرون کشیدند نمیدانستند که بیش از 2300 سال از مرگ او میگذرد. این جسد بلافاصله به پزشکی قانونی منتقل شد و گزارشهای منتشره همه را شوکه کرد.
به گزارش شهدای ایران، افکارنیوز گزارش داد: در آغاز میپنداشتند که وی یک اعدامی بوده چرا که طناب و ریسمانی بر گردن داشت اما بعدها بطور صریح مشخص شد که او حلقآویز نشده و بدون شک یک قربانی انسانی بوده است.
نبود اکسیژن در باتلاق از تجزیه و تخریب بدن او جلوگیری کرده بود. آزمایشها، مرگ وی در حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح را تایید کرد. مرد نگونبخت تولوندی 40 سال سن و 161 سانتیمتر قد داشته که برای آن ناحیه بسیار کوتاه بنظر میرسد. لباسی از پشم گوسفند بر تن داشته و موهای سرش کاملا کوتاه و بدنش نیمه برهنه بود. از تهریش کمپشتی که داشت مشخص شد او در روز مرگ صورت خود را نتراشیده بوده و آخرین غذایش نیز نوعی فرنی بود که از شیر و دانههای جو و شماری از غلات بود که به آسانی بدست نمیآید.
بنظر میرسد این غذا را برای قربانیها تدارک میدیدند. در دستگاه هاضمه وی اثری از گوشت دیده نشده بود و مشخصاً تا 12 ساعت پیش از مرگ چیزی نخورده بوده. پس از بیرون آوردن او از باتلاق بدن او تحلیل رفت. امروزه سر او را در محفظهای قرار دادهاند که به ماکتی از بدنش وصل است که در موزه موسگارد به عموم نمایش داده میشود.
او به دوره عصر آهن پیش از رومیها تعلق دارد که از دورههای تاریخی شمال اروپا است. در این دوره تاثیرات فرهنگ سلتی بر اهالی اسکاندیناوی قابل ردگیری است و در قرن یکم پیش از میلاد با تاثیرات گسترده فرهنگ رومی به پایان میرسد. حدود 12 سال پیش از کشف این جسد در همان باتلاق جسد نیمه متلاشی شده زنی موسوم به بانوی الینگ کشف شد. او در شصت متری مرد تولوند آرمیده بود. او نیز مانند مرد تولوندی قربانیای بود که پیش از فرستادنش به باتلاق اورا خفه کرده بودند. با این حال آنقدر جسد متلاشی بود که اگر مدل موهای وی نبود جنسیتش مشخص نمیشد.
نبود اکسیژن در باتلاق از تجزیه و تخریب بدن او جلوگیری کرده بود. آزمایشها، مرگ وی در حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح را تایید کرد. مرد نگونبخت تولوندی 40 سال سن و 161 سانتیمتر قد داشته که برای آن ناحیه بسیار کوتاه بنظر میرسد. لباسی از پشم گوسفند بر تن داشته و موهای سرش کاملا کوتاه و بدنش نیمه برهنه بود. از تهریش کمپشتی که داشت مشخص شد او در روز مرگ صورت خود را نتراشیده بوده و آخرین غذایش نیز نوعی فرنی بود که از شیر و دانههای جو و شماری از غلات بود که به آسانی بدست نمیآید.
بنظر میرسد این غذا را برای قربانیها تدارک میدیدند. در دستگاه هاضمه وی اثری از گوشت دیده نشده بود و مشخصاً تا 12 ساعت پیش از مرگ چیزی نخورده بوده. پس از بیرون آوردن او از باتلاق بدن او تحلیل رفت. امروزه سر او را در محفظهای قرار دادهاند که به ماکتی از بدنش وصل است که در موزه موسگارد به عموم نمایش داده میشود.
او به دوره عصر آهن پیش از رومیها تعلق دارد که از دورههای تاریخی شمال اروپا است. در این دوره تاثیرات فرهنگ سلتی بر اهالی اسکاندیناوی قابل ردگیری است و در قرن یکم پیش از میلاد با تاثیرات گسترده فرهنگ رومی به پایان میرسد. حدود 12 سال پیش از کشف این جسد در همان باتلاق جسد نیمه متلاشی شده زنی موسوم به بانوی الینگ کشف شد. او در شصت متری مرد تولوند آرمیده بود. او نیز مانند مرد تولوندی قربانیای بود که پیش از فرستادنش به باتلاق اورا خفه کرده بودند. با این حال آنقدر جسد متلاشی بود که اگر مدل موهای وی نبود جنسیتش مشخص نمیشد.