کد خبر: ۵۰۷۴
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
سلام اگه وقت كردی بخون نظرتو بگو

كمی آنطرف تر از شهدا...!

پیاده در هوای سرد، آلوده و سوزناك قدم می زدم به ایستگاه مترو شهدا رسیدم آری همان ایستگاهی كه خیلی...
برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

  

خانه به خانه، كوچه به كوچه، محله به محله، شهر به شهر، همه در هم تنیده اند ولیكن جدایند از هم.

 

 

در لابه لای دل ها می گشتم، تارهای عنكبوت بود كه به هم گره خورده بودند و بین دلها فاصله؛ خواستم تارها را پاره كنم دستم برید، و خونی كه از لابه لای انگشتانم جاری شد.

به دنبال دستمالی رفتم تا جلوی خون را بگیرم، پسر بچه ای جلویم مشتی نمك ریخت، نمكها را جمع كردم و روی زخمم پاشیدم، مرحمی شد بر دل تار بسته ام.

 

  دل یا تار می بندد یا به گیتار شاید هم بی تار...

 

  پیاده در هوای سرد، آلوده و سوزناك قدم می زدم به ایستگاه مترو شهدا رسیدم آری همان ایستگاهی كه خیلی از شهدا دور است، آن ایستگاهی كه فقط اسمش شهداست و رنگ و بویی از شهید، شهدا و بازماندگانشان نبرده است...

 

  آخر هركسی از چیزی ارث می برد مترو شهدا فقط اسمش را به ارث برده، همین؛ ای كاش به جای ظاهر یكی از خصلت های باطنی را به ارث می برد، لااقل این سئوالم را پاسخ بگو؛ مترو شهدا، از شهدا چقدر فاصله داری...؟

 

  كسانی كه این نام را برایت انتخاب كردند چقدر از شهدا فاصله دارند. فاصله خوب است برای اینكه بتوان كلمات را از هم جدا كرد نه ما را از شهدا و یادشان و راهشان...؟

 

  رئیس جمهور آینده چقدر با شهدا فاصله دارد...؟

 

  این سئوال را چه كسی قادر است پاسخ گوید در حالی كه چهره های شاخص اصولگرایی، كه دم از ارزش ها می زنند هر روز رنگ می بازند و چهره ای جدید در پشت نقاب ائتلاف های چهار منهای یك؛ دو بعلاوه دو؛ و هر ائتلاف چند جانبه یا بی جانبه دیگر...

 

  امروز در آن بالا برخی دارند آب را گل آلود می كنند تا اصلاح طلب های منفعت طلب اصولگرا شاه ماهی بگیرند اما می دانم كه بچه قورباغه هم نصیبشان نخواهد شد.

 

  چه كسی حاضر است از رئیس جمهور آینده بپرسد كه چه چیزی را از شهدا به ارث برده اید؟

 

  ما می پرسیم و او پاسخ می دهد؛ آقای رئیس جمهور شما از شهدا چه به ارث برده اید.؟

 

  امروز مترو شهدا شاهد اتفاقی ناگوار بود؛ زنی در گوشه ای چادر بر روی سرش كشیده بود با دستانی دراز كه منتظر قدری پول بودند؛ اگرچه چهره اش را ندیدم اما بیشتر شبیه دختری دبیرستانی یا حداكثر چند سال بزرگتر بود...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار