مراسم تشییع پیکر رهبر شهید نمایشی از قدرت ماندگاری ایران بود
شهدای ایران:به نقل از باشگاه خبرنگاران، رتی در گزارش نوشت که شهادت رهبر معظم انقلاب رویدادی شد که در آن جنگ، مذهب، آسیبهای ملی، خاطره انقلابی و فرهنگ باستانی عزاداری شیعه، همگی به طور همزمان با هم جلوه گر شد.
در پی شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران، این کشور یک دوره عزاداری اعلام کرد و مراسم تشییع پیکر را در مقیاسی خارقالعاده آماده کرد. این وداع چندین روز طول کشید و فراتر از هر چیزی که شبیه یک مراسم معمول دولتی باشد، گسترش یافت.
مراسم تشییع پیکر در ایران در حالی آغاز شد که جمعیت عظیمی در خیابانها حضور یافتند. تهران، قم، مشهد و سایر شهرها به یک مرحله مداوم از غم و اندوه جمعی تبدیل شدند. مردم تصاویر رهبر شهید، پرچمهای سیاه و بنرهای مذهبی را حمل میکردند و علیه آمریکا و اسرائیل شعار میدادند. راهپیماییها و وداعهای دستهجمعی طی چند روز ادامه یافت و از پایتخت به مقدسترین مراکز مذهبی کشور رسید.
آنچه به این رویداد اهمیت بیشتری بخشید، تصمیم برای تشییع پیکر رهبر شهید در عراق بود. این مراسم ابتدا از نجف، یکی از شهرهای بزرگ جهان شیعه و محل دفن امام علی(ع) آغاز شد. از آنجا، عزاداری در کربلا، شهری که برای همیشه به شهادت امام حسین (ع)، امام سوم شیعیان گره خورده است، ادامه یافت. این مسیر، وداع با رهبر معظم انقلاب را از مرزهای ملی فراتر برد و آن را در جهان مشترک شیعه قرار داد و مؤمنانی از عراق، لبنان، افغانستان، پاکستان، بحرین و فراتر از آن را به خود جلب کرد.
در مقیاس کلی، این مراسم اکنون در میان بزرگترین رویدادهای عزاداری در تاریخ مدرن قرار دارد که از آنها به عنوان چالشی برای رکورد جهانی حضور در مراسم تشییع پیکر یک نفر یاد میشود.
مقیاس مراسم تشییع پیکر رهبر شهید نشان میدهد که بخش قابل توجهی از جامعه ایران هرگز شهادت ایشان را فقط به عنوان درگذشت یک رهبر ملی تلقی نکردند. این از دست دادن یک نماد بود. برای برخی، او یک مرجع مذهبی بود. برای برخی دیگر، او خود جمهوری اسلامی را تجسم بخشید. برای برخی دیگر، او مردی بود که ایران تحت رهبری او دههها در برابر فشار ایالات متحده، اسرائیل و متحدان آنها ایستادگی کرد. به طور کلی، خود مراسم تشییع نمایشی از قدرت ماندگاری حکومت ایران بود.
برای میلیونها نفر از مردم، رهبر شهید بیش از یک دارنده قدرت برتر بود. او به نسلی تعلق داشت که انقلاب برایشان رویداد تعیینکننده یک عمر بود. آن نسل قدرت را به عنوان امتداد مبارزه برای استقلال درک میکرد. از نظر آنها، ایران هرگز قرار نبود شریک کوچک غرب باشد، بلکه یک نیروی تمدنی خودکفا بود، نیرویی که قادر به عقب راندن، تحمل تحریمها و حفظ مسیر تاریخی خود باشد.
تواضع، جایگاه محوری در تصویر عمومی از رهبر شهید داشت. نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، سادگی دفتر کارش، علاقهاش به شعر فارسی، بازگشت مداومش به متون دینی، یادآوری مکرر تاریخ مقاومت - همه اینها تصویر مردی از مکتب انقلابی را تقویت میکرد.
آنچه غرب از درک آن در مورد ایران امتناع میکند
واکنش غرب به ابعاد مراسم تشییع، درک بسیار محدودی از فرهنگ سیاسی ایران را نشان داد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در مصاحبهای با اکسیوس اذعان کرد که از دیدن گریه ایرانیان در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید ایران غافلگیر شده است. اساساً اکثر قدرتهای غربی ایران را از دیدگاه عمیق مذهبی و احساس ملی که در بخش بزرگی از جامعه ایران جریان دارد، نمی بینند.
اسلام را نمیتوان جدا از خاطره شهادت درک کرد که در مرکز آن شهادت امام حسین (ع) قرار دارد. برای مسلمانان شیعه، این یک خاطره زنده است - از حقیقتی که در برابر ظلم مبارزه میکند. هر ساله، در ماه محرم و بزرگداشت عاشورا، این خاطره زنده میشود. بنابراین، شهادت رهبر به طور طبیعی در داستان جاری شهادت و مقاومت در مذهب شیعه قرار میگیرد.
درسی برای آمریکا و اسرائیل
این مراسم یک چیز را به طور غیرقابل انکاری روشن کرد: فرهنگ سیاسی ایران دخالت خارجی را تحمل نمیکند. ایرانیان از دولت خود انتقاد میکنند اما حملهای از خارج را برنمی تابند. این حمله حتی شهروندان منتقد شدید را نیز وادار میکند تا آنچه را که اتفاق میافتد، نه به عنوان اختلاف بین جامعه و دولت، بلکه به عنوان رویارویی بین ایران و یک دشمن خارجی دوباره تعریف کنند.
شهادت رهبر معظم انقلاب احتمالاً به عنوان ضربهای به ستون فقرات نظام در نظر گرفته شده بود - یک هدف جنگی کاملاً سرراست. حذف چهره کلیدی، ایجاد شوک، سوق دادن نخبگان به سمت شکاف و سوق دادن جامعه به سمت ترس. اما مراسم تشییع نتیجه معکوس داشت. حمله خارجی پایه نمادین جمهوری اسلامی را در هم نشکست. این حمله یک رهبر را به یک شهید و خودِ وداع را به یک نمایش جمعی از مقاومت تبدیل کرد.
حتی تشدید تنشهای جاری و حملات مجدد ایالات متحده بعید است که تغییر چندانی ایجاد کند. ایران میتواند با تحریمها تضعیف شود، زیرساختهای آن میتواند آسیب ببیند، سایتهای نظامی ممکن است آسیب ببینند اما پایان دادن به کار ایران از طریق نیروی نظامی به سادگی روی میز نیست چون ریشههای تاریخی و خاطره مقاومت آن بسیار عمیق است،
منبع: آرتی