کانون وکلا اخیرا اقدام به تمدید مجدد پروانه وکالت نسرین ستوده از متهمین و بازداشت شدگان امنیتی ،کرده است.
به گزارش شهدای ایران به نقل از دانا، نسرین ستوده لنگرودی در سال 1342 در تهران متولد شد. وی بنا به قول خودش در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده و با این حال که تظاهر به کشف حجاب کرده، خود را فردی مذهبی میداند.
پدر و مادر وی 6 کلاس بیشتر سواد نداشتند و صاحب 4 فرزند(دو دختر و دو پسر) بودند. مادرش خانهدار و پدرش کاسب بود. بنا به گفته ستوده مادرش به شدت به اعتقادات مذهبی پایبند بوده ولی فرزندانش را همیشه آزاد میگذاشته است و پدرش نیز به شدت تمایلات مردسالارانه داشته و حتی زمانی که خواهر وی به دنیا میآید مادرش را مورد عتاب قرار میدهد.
ستوده پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی در سال 1370 از آنجا که در دانشگاه جذب گروهک ملی مذهبی شده بود، به نشریه «دریچه گفت و گو» به مدیر مسئولی کیوان صمیمی میرود و در آنجا به عضویت هیئت تحریریه در میآید.
وی نقطه اشتراک کارکنان این نشریه را در اپوزوسیون بودنشان میداند. این نشریه که مروج دیدگاههای سوسیال دموکراتها بود پس از 6 شماره به دلیل تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی توقیف میشود. ستوده در سرویس اجتماعی این نشریه تلاش میکرد تا گفتمان هویت ملی و باستانگرایی را به جای هویت دینی و اسلامی بنشاند، در همین راستا به سراغ حبیبالله پیمان، حسین بشیریه و مهدی بازرگان رفت تا در قالب مصاحبه، ضمن انتشار افکار منحرف و التقاطی آنها مقاصد شوم خودش را پیش ببرد.
وی در سال 1374 در آزمون کانون وکلا شرکت میکند اما به دلیل اقداماتی که علیه امنیت ملی کرده بود اجازه دریافت پروانه وکالت را به وی نمیدادند تا اینکه در سال 1382 با حمایت دولت خاتمی و با تلاشی که فریده غیرت(وکیل عناصر ضد انقلاب) میکند وی موفق به دریافت پروانه وکالت میشود. پس از دریافت پروانه وکالت اولین پرونده ضد امنیتی را که بر عهده گرفت پرونده رویا طلوعی بود.
در دوره دوم خرداد نیز وی مقالهنویس روزنامههای زنجیرهای بود. اولین مقالهاش در روزنامه جامعه(به مدیر مسئولی حمیدرضا جلاییپور) با موضوع مجرمین امنیتی چاپ شد. سپس در روزنامههای دیگری چون، توس(به مدیر مسئولی محمدصادق جوادیحصار و سردبیری ماشاالله شمسالواعظین) و صبح امروز(به مدیر مسئولی سعید حجاریان) مقالاتی به نام زنان ولی به کام ضد انقلاب به چاپ رساند.
در زمان قتلهای زنجیرهای وی به لطف عنوان حقوقی اش اقدام به جوسازی علیه نظام اسلامی میکرد. وی همچنین در این دوران دست به تهیه جزوهای با موضوع مجرمین سیاسی-بخوانید مجرمین امنیتی- زد تا از این طریق راه فراری برای همپالگیهایش که پس از فرو نشستن غبار فتنه یکی یکی به جرم ضربه زدن به اصلیترین نهاد ایجاد امنیت کشور به دست قانون سپرده میشدند، پیدا کند.
ستوده در سال 1382 پس از دریافت پروانه وکالت بلافاصله به گروهک شیرین عبادی موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر(کانونی که برای دفاع از جاسوسان و تروریستها تشکیل شد) پیوست و به فعالیتهای رایگان حقوق بشری و پذیرفتن وکالت محکومان امنیتی پرداخت. او مبالغی را که توسط محکومان امنیتی به وی داده میشد رد میکرد اما وجوه رسیده از سوی سرویسهای جاسوسی و تروریستی را با ولع قبول میکرد.
ستوده تنها به وکالت جاسوسان و تروریستها رضایت نمیداد بلکه ضمن مصاحبه با رسانههای رسمی سازمانهای جاسوسی استکبار اقدام به ایجاد جنگ روانی علیه نظام اسلامی میکرد.
وی در سال 1385 به بهانه دفاع حقوقی به کمپین یک میلیون امضاء – بخوانید کمپین گسترش فحشا- میپیوندد. او که خود را یکی از پرچمداران مبارزه برای به اصطلاح احقاق حقوق زنان میداند با نقل خاطرهای از جلسه همقطاران ملی مذهبیاش که او و کسانی که این مسائل را مطرح میکنند را اسب سرکش خطاب کرده است، خودش را یک مبارز مقاوم معرفی میکند.
ستوده با اینکه فعالیتهای فمینیستی اش را با همکاری نوشین احمدی خراسانی که در نشریه «دریچه گفت و گو» باهم آشنا شده بودند شروع کرد، اما معتقد است که شیرین عبادی پرچمدار این حرکت است و او اولین کسی است که بحث به اصطلاح حقوق زنان را به مطبوعات کشاند.
وی مدتی نیز به انجمن حمایت از حقوق کودکان پیوست و در آنجا به مدت دوسال عضو هیئت مدیره این انجمن بوده است. این انجمن درپوشش به اصطلاح حمایت از حقوق کودکان با آموزشی که به آنها میدهد آنها را به سربازان جنگ نرم دشمن تبدیل میکند.
نسرین ستوده در سال 1386 به شورای ملی صلح که توسط همفکران ملی مذهبیاش، در زمان پیروزی، ایستادگی و مقاومت ملت ایران در برابر تهدیدهای تو خالی و تحریمهای بیاثر و با هدف منحرف کردن اذهان مردم و شکستن سد آهنین آنان تشکیل شده بود، میپیوندد.
در سال 1387 نیز به پاس خوش خدمتیهایی که به اربابان آمریکاییاش کرده بود مورد تفقد آنها قرار گرفت. آمریکاییها تصمیم گرفته بودند اینبار مزد وی را در پوشش جایزه حقوق بشر به وی اهدا بکنند. در روز 20 آذر این جایزه در شهر میرانو ایتالیا به وی اهدا گردید.
پس از شروع فتنه و دستگیری عناصر ضد انقلاب، مرتبطین با گروهک تروریستی منافقین و تروریستهایی چون آرش رحمانیپور(عضو گروهک تروریستی تندر) و زهرا بهرامی(عضو گروهک تروریستی تندر) وی به سرعت با خطی که از خارج از کشور توسط شیرین عبادی میگیرد، وکالت این تروریستها و ضد انقلابهایی که امنیت مردم را به خطر انداخته بودند برعهده میگیرد.
گفتنی است که برخی از مرتبطین با گروهک تروریستی منافقین پس از دستگیری به این مطلب اعتراف کردهاند که ستوده در پوشش کلاسهای آموزش حقوق شهروندی آموزشهای فرار و فریب از دست ماموران قضایی و امنیتی را به آنها میداده است.
ستوده ضمن قبول وکالت محکومان امنیتی در اغتشاشات و آشوبهای سال 88 حضور و نقش فعالی داشت. وی یکی از اعضای گروه مادران عزادار پارک لاله بود.
پس از دستگیری وی تمامی عناصر ضد انقلاب از زهرا رهنورد فتنهگر گرفته تا شبکههای وابسته به سازمانهای جاسوسی استکبار و از سازمان عفو بینالملل(وابسته جورج سوروس) تا فدراسیون بینالمللی حقوق بشر به دبیری عبدالکریم لاهیجی (از اعضای سابق شورای ملی مقاومت و عامل ساواک ستمشاهی) و از سلطنتطلبها تا گروهک تروریستی منافقین برای او سینه چاک کردند.
وی بارها در زندان تلاش کرده تا خوراک لازم را برای جنگ روانی و فشار بیشتر به جمهوری اسلامی تهیه کند و توسط همسرش به بیرون زندان انتقال دهد. وی در حالی از ممنوعیت ملاقات با مادرش سخن به زبان میآورد که مادر وی به دلیل بیماری آلزایمر و ناتوانی امکان ملاقات را از دست میدهد و تاکنون هیچ منعی برای ملاقات با مادرش ندارد. او برای اینکه جنگ روانی بیشتری را علیه نظام ترتیب دهد حتی حاضر نیست با فرزندانش دیدار بکند که این بیمهری وی به فرزندانش به شدت مورد انتقاد دوستان زندانیش قرار گرفته است. جالب آنجاست که او به دلیل فشارها و شرایط نامساعد زندان دست به اعتصاب غذا زده در حالی که امکان تماس تلفنی برای وی مهیا بوده و حتی در یک دیدار به حدی کارکنان زندان به وی آسان گرفتهاند که دخترش با موبایل از او فیلم گرفته و توسط همسرش رضا خندان برای رسانههای بیگانه فرستاده شده است.
اما در اقدامی جدید و بر اساس اطلاعات موثق خبرنگار ما کانون وکلا اقدام به تمدید مجدد پروانه وکالت نسرین ستوده کرده است.
وی پس از بازداشت از حق وکالت منع شده بود و علت اصلی هم این بود که او در پیوند با کانون غیر قانونی مدافعان حقوق بشر و در ارتباط مستمر و مستقیم با خارج از ایران بویژه شیرین عبادی و احمد شهید، اطلاعات نادرست و مغرضانه بسیاری را با هدف پرونده سازی حقوق بشری به خارج از ایران منتقل کرده بود.
در همین رابطه ضرورت دارد چندین سوال و نکته برای اطلاع بیشتر مخاطبان مطرح شود. نخست اینکه چرا کانون دست به چنین اقدامی زده است در حالی که کارنامه نسرین ستوده موید این مطلب است که وی جز بهره برداری سیاسی هیچ استفاده ای از این پروانه نخواهد کرد و همین امر نیز موجب بدنام شدن وکلا میشود و لذا انتظار میرود که هیچ گاه به چنین افراد معاندی اجازه حضور در صحنههایی همچون وکلات داده نشود چرا که بدون شک این افراد بعنوان ابزار از پروانه وکلات استفاده میکنند.
دوم اینکه ارتباط وی با شیرین عبادی، دیدار با هیئت پارلمانی اروپا در ایران، کشف حجاب مکرر وی، و همچنین اظهارات وی در گفت وگو با رسانه های خارجی همگی بر نیت پنهان وی دلیل آشکار است. اینکه ستوده پس از خیانت هایش به نظام،مردم و کشور بازهم به صورت فعال به عرصه سیاسی بازگردد به دور از عدل و اعتدال است. این فرد اقدامات جناحی و گروهی انجام نداده است، بلکه اکثر اقدامات وی در جهت ضربه زدن به امنیت ملی بوده و نسبت به این امر باید هوشیار بود.
نکته سوم اینست که آیا وزارت اطلاعات در جریان این موضوع بوده است یا نه؟ وزیر اطلاعات بارها بر تغییر رویکرد این وزارتخانه در دولت یازدهم تاکید کرده و مشی خودش را ایجاد امنیت پایدار برای مردم دانسته است. این امر بسیار خوب است و اینکه نباید فضای امنیتی در جامعه حاکم باشد ولی اجازه فعالیت دادن به کسی که مخل نظم و امنیت کشور است، بی شک مورد قبول هیچ کس نیست. به نظر میرسد مسئولان امنیتی کشور به ویژه وزارت اطلاعات باید بیشتر بر روی عملکرد این افراد تمرکز داشته باشند و خدمات خود را با ندادن امکان فعالیت دوباره به این افراد تکمیل کنند.
اگر بازهم با نگاه روشنفکرانه و خوش بینانه به این افراد و عملکردشان نگاه کنیم قطعا در آینده بازهم فتنه جدیدی به راه خواهند انداخت و کشور را بازهم دچار آسیب و التهاب خواهند کرد. لذا انتظار میرود تیم وزارتخانه نظر و موضع خودش را نسبت به این مسئله بیان کند.
پروژههایی مثل کمپین لگام که با همراهی افرادی نظیر نوری زاد، ملکی سحرخیز و ... به سرکردگی ستوده راه اندازی شده، نیز از جمله مسائلی است که باید روی آن حساس شد. این گروه، مهم ترین ابزار تحقق سیاست های حقوق بشری غرب در ایران است و در آخرین پروژه خود در پی اعاده حیثیت از فرقه ضاله بهاییت در ایران بوده است.
این گروه که محل تجمع بازداشتی های امنیتی است در نظر دارد با حمایت از فرقه بهاییت به عنوان ابزار فعلی، و هر دست آویز دیگری دین اسلام و حقوق بشر در ایران اسلامی را همراه با مغلطه کاری زیر سوال ببرد و در پی آن به مملکت و امنیت آن ضربه و صدمه وارد کند.
لذا این اقدام تامل انگیز باید هرچه سریعتر روشن شود و افرادی که دوباره پروانه وکالت این فرد،( که مجوزی برای از سرگیری اقدامات مغرضانه وی و گروهش است ، ) را صادر کردهاند پاسخ گو باشند و امید است مسئولان امر با برخورد قاطع جلوی فتنه انگیزی دشمنان ملت را بگیرند.
پدر و مادر وی 6 کلاس بیشتر سواد نداشتند و صاحب 4 فرزند(دو دختر و دو پسر) بودند. مادرش خانهدار و پدرش کاسب بود. بنا به گفته ستوده مادرش به شدت به اعتقادات مذهبی پایبند بوده ولی فرزندانش را همیشه آزاد میگذاشته است و پدرش نیز به شدت تمایلات مردسالارانه داشته و حتی زمانی که خواهر وی به دنیا میآید مادرش را مورد عتاب قرار میدهد.
ستوده پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی در سال 1370 از آنجا که در دانشگاه جذب گروهک ملی مذهبی شده بود، به نشریه «دریچه گفت و گو» به مدیر مسئولی کیوان صمیمی میرود و در آنجا به عضویت هیئت تحریریه در میآید.
وی نقطه اشتراک کارکنان این نشریه را در اپوزوسیون بودنشان میداند. این نشریه که مروج دیدگاههای سوسیال دموکراتها بود پس از 6 شماره به دلیل تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی توقیف میشود. ستوده در سرویس اجتماعی این نشریه تلاش میکرد تا گفتمان هویت ملی و باستانگرایی را به جای هویت دینی و اسلامی بنشاند، در همین راستا به سراغ حبیبالله پیمان، حسین بشیریه و مهدی بازرگان رفت تا در قالب مصاحبه، ضمن انتشار افکار منحرف و التقاطی آنها مقاصد شوم خودش را پیش ببرد.
وی در سال 1374 در آزمون کانون وکلا شرکت میکند اما به دلیل اقداماتی که علیه امنیت ملی کرده بود اجازه دریافت پروانه وکالت را به وی نمیدادند تا اینکه در سال 1382 با حمایت دولت خاتمی و با تلاشی که فریده غیرت(وکیل عناصر ضد انقلاب) میکند وی موفق به دریافت پروانه وکالت میشود. پس از دریافت پروانه وکالت اولین پرونده ضد امنیتی را که بر عهده گرفت پرونده رویا طلوعی بود.
در دوره دوم خرداد نیز وی مقالهنویس روزنامههای زنجیرهای بود. اولین مقالهاش در روزنامه جامعه(به مدیر مسئولی حمیدرضا جلاییپور) با موضوع مجرمین امنیتی چاپ شد. سپس در روزنامههای دیگری چون، توس(به مدیر مسئولی محمدصادق جوادیحصار و سردبیری ماشاالله شمسالواعظین) و صبح امروز(به مدیر مسئولی سعید حجاریان) مقالاتی به نام زنان ولی به کام ضد انقلاب به چاپ رساند.
در زمان قتلهای زنجیرهای وی به لطف عنوان حقوقی اش اقدام به جوسازی علیه نظام اسلامی میکرد. وی همچنین در این دوران دست به تهیه جزوهای با موضوع مجرمین سیاسی-بخوانید مجرمین امنیتی- زد تا از این طریق راه فراری برای همپالگیهایش که پس از فرو نشستن غبار فتنه یکی یکی به جرم ضربه زدن به اصلیترین نهاد ایجاد امنیت کشور به دست قانون سپرده میشدند، پیدا کند.
ستوده در سال 1382 پس از دریافت پروانه وکالت بلافاصله به گروهک شیرین عبادی موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر(کانونی که برای دفاع از جاسوسان و تروریستها تشکیل شد) پیوست و به فعالیتهای رایگان حقوق بشری و پذیرفتن وکالت محکومان امنیتی پرداخت. او مبالغی را که توسط محکومان امنیتی به وی داده میشد رد میکرد اما وجوه رسیده از سوی سرویسهای جاسوسی و تروریستی را با ولع قبول میکرد.
ستوده تنها به وکالت جاسوسان و تروریستها رضایت نمیداد بلکه ضمن مصاحبه با رسانههای رسمی سازمانهای جاسوسی استکبار اقدام به ایجاد جنگ روانی علیه نظام اسلامی میکرد.
وی در سال 1385 به بهانه دفاع حقوقی به کمپین یک میلیون امضاء – بخوانید کمپین گسترش فحشا- میپیوندد. او که خود را یکی از پرچمداران مبارزه برای به اصطلاح احقاق حقوق زنان میداند با نقل خاطرهای از جلسه همقطاران ملی مذهبیاش که او و کسانی که این مسائل را مطرح میکنند را اسب سرکش خطاب کرده است، خودش را یک مبارز مقاوم معرفی میکند.
ستوده با اینکه فعالیتهای فمینیستی اش را با همکاری نوشین احمدی خراسانی که در نشریه «دریچه گفت و گو» باهم آشنا شده بودند شروع کرد، اما معتقد است که شیرین عبادی پرچمدار این حرکت است و او اولین کسی است که بحث به اصطلاح حقوق زنان را به مطبوعات کشاند.
وی مدتی نیز به انجمن حمایت از حقوق کودکان پیوست و در آنجا به مدت دوسال عضو هیئت مدیره این انجمن بوده است. این انجمن درپوشش به اصطلاح حمایت از حقوق کودکان با آموزشی که به آنها میدهد آنها را به سربازان جنگ نرم دشمن تبدیل میکند.
نسرین ستوده در سال 1386 به شورای ملی صلح که توسط همفکران ملی مذهبیاش، در زمان پیروزی، ایستادگی و مقاومت ملت ایران در برابر تهدیدهای تو خالی و تحریمهای بیاثر و با هدف منحرف کردن اذهان مردم و شکستن سد آهنین آنان تشکیل شده بود، میپیوندد.
در سال 1387 نیز به پاس خوش خدمتیهایی که به اربابان آمریکاییاش کرده بود مورد تفقد آنها قرار گرفت. آمریکاییها تصمیم گرفته بودند اینبار مزد وی را در پوشش جایزه حقوق بشر به وی اهدا بکنند. در روز 20 آذر این جایزه در شهر میرانو ایتالیا به وی اهدا گردید.
پس از شروع فتنه و دستگیری عناصر ضد انقلاب، مرتبطین با گروهک تروریستی منافقین و تروریستهایی چون آرش رحمانیپور(عضو گروهک تروریستی تندر) و زهرا بهرامی(عضو گروهک تروریستی تندر) وی به سرعت با خطی که از خارج از کشور توسط شیرین عبادی میگیرد، وکالت این تروریستها و ضد انقلابهایی که امنیت مردم را به خطر انداخته بودند برعهده میگیرد.
گفتنی است که برخی از مرتبطین با گروهک تروریستی منافقین پس از دستگیری به این مطلب اعتراف کردهاند که ستوده در پوشش کلاسهای آموزش حقوق شهروندی آموزشهای فرار و فریب از دست ماموران قضایی و امنیتی را به آنها میداده است.
ستوده ضمن قبول وکالت محکومان امنیتی در اغتشاشات و آشوبهای سال 88 حضور و نقش فعالی داشت. وی یکی از اعضای گروه مادران عزادار پارک لاله بود.
پس از دستگیری وی تمامی عناصر ضد انقلاب از زهرا رهنورد فتنهگر گرفته تا شبکههای وابسته به سازمانهای جاسوسی استکبار و از سازمان عفو بینالملل(وابسته جورج سوروس) تا فدراسیون بینالمللی حقوق بشر به دبیری عبدالکریم لاهیجی (از اعضای سابق شورای ملی مقاومت و عامل ساواک ستمشاهی) و از سلطنتطلبها تا گروهک تروریستی منافقین برای او سینه چاک کردند.
وی بارها در زندان تلاش کرده تا خوراک لازم را برای جنگ روانی و فشار بیشتر به جمهوری اسلامی تهیه کند و توسط همسرش به بیرون زندان انتقال دهد. وی در حالی از ممنوعیت ملاقات با مادرش سخن به زبان میآورد که مادر وی به دلیل بیماری آلزایمر و ناتوانی امکان ملاقات را از دست میدهد و تاکنون هیچ منعی برای ملاقات با مادرش ندارد. او برای اینکه جنگ روانی بیشتری را علیه نظام ترتیب دهد حتی حاضر نیست با فرزندانش دیدار بکند که این بیمهری وی به فرزندانش به شدت مورد انتقاد دوستان زندانیش قرار گرفته است. جالب آنجاست که او به دلیل فشارها و شرایط نامساعد زندان دست به اعتصاب غذا زده در حالی که امکان تماس تلفنی برای وی مهیا بوده و حتی در یک دیدار به حدی کارکنان زندان به وی آسان گرفتهاند که دخترش با موبایل از او فیلم گرفته و توسط همسرش رضا خندان برای رسانههای بیگانه فرستاده شده است.
اما در اقدامی جدید و بر اساس اطلاعات موثق خبرنگار ما کانون وکلا اقدام به تمدید مجدد پروانه وکالت نسرین ستوده کرده است.
وی پس از بازداشت از حق وکالت منع شده بود و علت اصلی هم این بود که او در پیوند با کانون غیر قانونی مدافعان حقوق بشر و در ارتباط مستمر و مستقیم با خارج از ایران بویژه شیرین عبادی و احمد شهید، اطلاعات نادرست و مغرضانه بسیاری را با هدف پرونده سازی حقوق بشری به خارج از ایران منتقل کرده بود.
در همین رابطه ضرورت دارد چندین سوال و نکته برای اطلاع بیشتر مخاطبان مطرح شود. نخست اینکه چرا کانون دست به چنین اقدامی زده است در حالی که کارنامه نسرین ستوده موید این مطلب است که وی جز بهره برداری سیاسی هیچ استفاده ای از این پروانه نخواهد کرد و همین امر نیز موجب بدنام شدن وکلا میشود و لذا انتظار میرود که هیچ گاه به چنین افراد معاندی اجازه حضور در صحنههایی همچون وکلات داده نشود چرا که بدون شک این افراد بعنوان ابزار از پروانه وکلات استفاده میکنند.
دوم اینکه ارتباط وی با شیرین عبادی، دیدار با هیئت پارلمانی اروپا در ایران، کشف حجاب مکرر وی، و همچنین اظهارات وی در گفت وگو با رسانه های خارجی همگی بر نیت پنهان وی دلیل آشکار است. اینکه ستوده پس از خیانت هایش به نظام،مردم و کشور بازهم به صورت فعال به عرصه سیاسی بازگردد به دور از عدل و اعتدال است. این فرد اقدامات جناحی و گروهی انجام نداده است، بلکه اکثر اقدامات وی در جهت ضربه زدن به امنیت ملی بوده و نسبت به این امر باید هوشیار بود.
نکته سوم اینست که آیا وزارت اطلاعات در جریان این موضوع بوده است یا نه؟ وزیر اطلاعات بارها بر تغییر رویکرد این وزارتخانه در دولت یازدهم تاکید کرده و مشی خودش را ایجاد امنیت پایدار برای مردم دانسته است. این امر بسیار خوب است و اینکه نباید فضای امنیتی در جامعه حاکم باشد ولی اجازه فعالیت دادن به کسی که مخل نظم و امنیت کشور است، بی شک مورد قبول هیچ کس نیست. به نظر میرسد مسئولان امنیتی کشور به ویژه وزارت اطلاعات باید بیشتر بر روی عملکرد این افراد تمرکز داشته باشند و خدمات خود را با ندادن امکان فعالیت دوباره به این افراد تکمیل کنند.
اگر بازهم با نگاه روشنفکرانه و خوش بینانه به این افراد و عملکردشان نگاه کنیم قطعا در آینده بازهم فتنه جدیدی به راه خواهند انداخت و کشور را بازهم دچار آسیب و التهاب خواهند کرد. لذا انتظار میرود تیم وزارتخانه نظر و موضع خودش را نسبت به این مسئله بیان کند.
پروژههایی مثل کمپین لگام که با همراهی افرادی نظیر نوری زاد، ملکی سحرخیز و ... به سرکردگی ستوده راه اندازی شده، نیز از جمله مسائلی است که باید روی آن حساس شد. این گروه، مهم ترین ابزار تحقق سیاست های حقوق بشری غرب در ایران است و در آخرین پروژه خود در پی اعاده حیثیت از فرقه ضاله بهاییت در ایران بوده است.
این گروه که محل تجمع بازداشتی های امنیتی است در نظر دارد با حمایت از فرقه بهاییت به عنوان ابزار فعلی، و هر دست آویز دیگری دین اسلام و حقوق بشر در ایران اسلامی را همراه با مغلطه کاری زیر سوال ببرد و در پی آن به مملکت و امنیت آن ضربه و صدمه وارد کند.
لذا این اقدام تامل انگیز باید هرچه سریعتر روشن شود و افرادی که دوباره پروانه وکالت این فرد،( که مجوزی برای از سرگیری اقدامات مغرضانه وی و گروهش است ، ) را صادر کردهاند پاسخ گو باشند و امید است مسئولان امر با برخورد قاطع جلوی فتنه انگیزی دشمنان ملت را بگیرند.