یاد آن روزهای خوب بخیر.....

یادش بخیر آن ایامی که در آسایشگاه های تمور و تاریک به نجوا با سید و مولای خود می نشستیم.
یادش بخیر آن زمانی که عزیزترین عزیزان در مقابل چشمانمان پر پر می شدند و به جز آه و ناله توانی نداشتیم.
یادش بخیر شبهایی که بخاطر نماز جماعت تا پاسی از شب کتک می خوردیم و صبحگاهان برای اقامه نماز سراسیمه بودیم.
یاد با وفایی یاران خمینی که زیر کابل دشمن از هوش می رفتند و " خمینی قره عینی" می گفتند.
یادش بخیر شبهای طولانی زمستان که به گرسنگی صبح می کردیم.
یاد ایامی که برای کشف هر ضرر و بلایی ختم 14 هزار " امن یجیب " کارمان بود و برای نجات برادران گرفتار از تک سلولی دشمن تلاوت قرآن محور و مدارمان بود.
یاد سید آزادگان ( ابوترابی ) بخیر که خم می شد و دست اسیر 15 ساله ای را می بوسید و در سلام بر همه سبقت می گرفت.
زیاد ، همچون یاران حسین لب و دهانمان خشکیده بود.
" یاد و خاطره آزادگان هشت سال دفاع مقدس گرامی باد"