نکات مهم وقایع اخیر در برخی دانشگاهها/ ریشه کجاست؟
به گزارش شهدای ایران: اتفاقات روزهای اخیر در برخی دانشگاه ها و فتنه آفرینی برخی به ظاهر دانشجو، از زوایای گوناگون قابل بررسی است. آنچه که از ظواهر بر می آید، این افراد، در مقابل تعدا عظیم دانشجویان، یک اقلیت هستند؛ اما همین تعداد هم برای جایی مانند دانشگاه اصلاً قابل قبول نیست و به نوعی یک فاجعه است که برخی دانشجویان تا این حد از دنیای حقیقی و واقعیت های تاریخی عقب افتاده اند. همچنین جای تعجب است که برخی از آنها با وجود اینکه در فضای علمی هستند، اما باز هم نظام شاهنشاهی را نشناخته اند!
در این راستا، چند نکته قابل بیان است:
یک: یکی از دلایلی که ما شاهد وقوع این نوع اتفاقات در سطح جامعه هستیم این است که متأسفانه بخش قابل توجهی از مردم، اهل مطالعه نیستند؛ این، موضوعی است که در مورد بسیاری از دانشجویان هم صادق است. وضعیت به گونه ای است که چه بسا برخی از دانشجویان همان کتب مربوط به رشته تحصیلی خود را هم به خوبی مطالعه نمی کنند، چه برسد به اینکه در زمینه های مختلف، مطالعه داشته باشند. استوری ها، عکس نوشته ها و ویدئوهای اینستاگرامی و همچنین کانال های تلگرامی و مانند اینها به عنوان منبع همه جوره برخی ها تبدیل شده است. در حقیقت، آنها ذهن و روح خود را در یک اقیانوس با عمق یک وجب غرق کرده اند و با دنیای حقیقی و عمق مسائل فاصله گرفته اند. هرکسی با مقداری مطالعه شاید لزوماً به حقانیت جمهوری اسلامی پی نبرد اما قطعاً طرفدار رژیم فاسد و عقب مانده پهلوی نمی شود!
دو: باید به این موضوع توجه کرد که این دانشجویان، همان دانش آموزان دیروز مدارس هستند. یکی از دلایل انحراف آنها در سال های دانشجویی – در کنار همه نقدهایی که به وضعیت علمی و محیط دانشگاه ها وجود دارد - ضعف آموزشی و نوع تحصیل و تربیت آنها در دوران دانش آموزشی است.
سه: متأسفانه پولی شدن نظام آموزشی از جمله سوق دادن به سمت مدارس غیردولتی و پرداخت هزینه های نجومی و ... موجب شده است که اساساً برخی مدارس کشور، ساز خود را بزنند و به نوعی یک فضای تقابلی با نظام و برخی سیاست های کشور به وجود آورند. همین موضوع، بر دانش آموزانی که بعداً دانشجو می شوند هم قطعاً تأثیر گذاشته است.
چهار: دانش آموزان سال ها در اختیار آموزش و پرورش هستند و باید در مسائل گوناگون از جمله مسائل تاریخی به اندازه کافی توجیه شوند. در کتب درسی دانش آموزان به طور خاص باید دوران تاریخ معاصر – مخصوصاً دوران منحوس پهلوی و اتفاقات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... آن دوران - بسیار برجسته شود و به صورت مبسوط به آن پرداخته شود.
پنج: آشوب های اخیر با توجه به مدیریت میدانی، مدیریت فضای مجازی و همچنین حضور حماسی مردم، کم کم به سمت خاموش شدن پیش رفت. به جای اینکه آشوب های اخیر درس عبرتی باشد تا برای مدیریت فضای مجازی کشور اقدامات اساسی صورت گیرد، متأسفانه با سهل انگاری برخی مسئولین، باز هم فضای مجازی کشور و ذهن مردم – از جمله دانشجویان - زیر بمباران سکوهای مجازی دشمن قرار گرفته است.
دشمن و امتداد داخلی آن از این فضا - که با سهل انگاری برخی مسئولین به وجود آمد - استفاده کرده اند و با انواع فیلم ها، عکس ها، اخبارجعلی، تحلیل های مغالطه آمیز و ... در حال نابود کردن ذهن و روان مردم هستند؛ دوباره درحال تحریک احساسات و تهییج مردم هستند تا آتش آشوب های اخیر خاموش نشود. آن دانشجو هم قطعاً تحت تأثیر فضای نفرت انگیز و به شدت منفی قرار می گیرد. پرسش این است که با مسئولینی که با تصمیمات غلط خود این همه برای کشور و مردم هزینه می تراشند، نباید برخورد نشود؟ تا چه زمانی ما باید این چرخه معیوب مجازی را تکرار کنیم؟!
شش: متأسفانه در دولت چهاردهم، در مورد بازگشت اساتید و دانشجویان مسأله دار که در گذشته، فتنه گری کرده اند، سطحی نگری صورت گرفت. بدون تردید، بخشی از اتفاقات اخیر دانشگاه ها، حاصل آن تصمیمات غلط و هیجانی است. پرسش این است که آیا قرار نیست در این زمینه، کسی پاسخگو باشد؟!
هفت: آذرماه سال گذشته، ایرنا طی گزارشی نوشت: «وزیر آموزش و پرورش با اعلام تایید صلاحیت هفت هزار نفر از کسانی که در گزینش معلمی رد شده بودند، گفت: این افراد با توجه به ظرفیت ردیف استخدامی سال جاری یا سال آینده جذب خواهند شد».
از طرفی، در همین آشوب های اخیر مشاهده کرده ایم که برخی معلمین، با دادن اطلاعات و تحلیل غلط به دانش آموزان و به نوعی با تهییج آنها، علیه نظام اقدام می کنند. نمونه هایی از این اقدامات حتی به فضای مجازی هم کشیده شده است. در همین راستا، اخیراً تسنیم گزارش داد: «وزیر آموزشوپرورش اعلام کرد: معلم خطاکاری که در کلاس درس آمار دروغ رسانههای ضدایرانی از کشتههای اغتشاشات را به دانشآموزان یاد میداد، شناسایی شده و در چارچوب مقررات با او برخورد خواهد شد».
این موضوع نشان می دهد که در زمینه جذب معلمین، به هیچ وجه نباید دچار سطحی نگری شد. در نظر بگیرید در این میان، فقط چند نفر معلم مسأله دار چه تعداد دانش آموز و مدرسه را می تواند فاسد کند. همین دانش آموزان، فردا دانشجو می شوند و دانشگاه را آلوده می کنند.
هشت: یکی از اقداماتی که باید همواره در طی سال تحصیلی در دانشگاه ها وجود داشته باشد، برگزاری کرسی های آزاد اندیشی است. در فضای کرسی های آزاداندیشی، برخی تفکرات، باورها و احساسات کاذب، به وسیله منطق و استدلال مورد نقد جدی قرار می گیرد و زمینه اقداتی که این روزها شاهد آن هستیم تا اندازه ای از بین می رود.
نه: فحاشی رکیک برخی دانشجویان برای این است که استدلال و منطق شنیده نشود و فضا به سمت دو قطبی سازی و درگیری در دانشگاه برود. این ناتوانی یک دانشجو است که نمی تواند منطقی سخن بگوید و فحاشی می کند.
ده: برخی داشنجویان به هر دلیلی، لجاجت دارند؛ مسأله آنها ندانستن نیست، بلکه نمی خواهند واقعیت را قبول کنند؛ اصرار دارند که فضای دانشگاه را آلوده کنند؛ نه برای انتقاد، بلکه با هدف مقابله علنی با نظام اسلامی و همراهی با کودتاگران وارد میدان شده اند. طبیعی است که هم دانشگاه و وزات علوم باید بدون مماشات با آنها رفتار کند و هم اینکه قوه قضائیه باید به حساب آنها برسد. ما نمی توانیم با هزینه بیت المال، اجازه دهیم که صندلی دانشگاه، اشغال شود و فضا برای برانداز، کودتاگر و اراذل و اوباش باز شود، هر چند که در ظاهر با نام دانشجو باشد.
یازده: قطعاً تعداد بسیار زیادی نوجوان و جوان مستعد در این کشور هستند که انسان های شریف، آگاه به زمانه، اهل علم و ادب، دلسوز کشور و آماده خدمت به مردم و کشور هستند، اما به هر دلیل، نتوانسته اند با چند ساعت تست زنی در کنکور به برخی دانشگاه های مشهور ورود پیدا کنند. شایسته نیست که جای این افراد مستعد را افراد نالایق در دانشگاه ها اشغال کنند. باید تجدیدنظر اساسی برای حضور و تحصیل رایگان این اغتشاشگران فضای امن و آرام دانشگاهی نمود.