کد خبر: ۲۶۹۴۸۳
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۲

شاه دست‌نشانده سوگند خورد تا غارت کند

محمدرضا پهلوی که با دخالت مستقیم انگلیسی‌ها برای سلطنت انتخاب شد در مجلسی فرمایشی سوگند خورد که حافظ ایران باشد؛ اما حقیقت آن است که این سوگند فریبی بیش نبود تا غارت ایران به دست یک ایرانی اتفاق بیفتد؛ آن هم با حمایت فروغی که یک فراماسون وابسته به انگلیس بود.

 شهدای ایران:به نقل از دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست‌نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند؛ چرا که این انقلاب نجات‌بخش نه‌فقط با یک رژیم دست‌نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.


شاه دست‌نشانده سوگند خورد تا غارت کند

 

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

روزهای نخستین سلطنت محمدرضا

پس از هماهنگی با مستر ترات قرار شد که محمدرضا به مجلس برود و به عنوان پادشاه ایران سوگند بخورد روز ۲۶ شهریور که محمدرضا برای سوگند به مجلس رفت عده‌ای از افسران رده بالا که می‌خواستند خود را به او نزدیک کنند و تملق بگویند به عنوان محافظ اطراف اتومبیلش را گرفتند و در واقع به آن چسبیده بودند و در طول مسیر پیاده می‌دویدند. هیچ نظمی در خیابان‌ها وجود نداشت؛ ولی کسی نسبت به محمدرضا مخالفتی نداشت تا خطری باشد مردم نمی‌دانستند که این جوان چگونه است و چه خواهد کرد.

گارد سواره نظام تشریفات از جلو و عقب اتومبیل او می‌رفت کل رفت و برگشت محمدرضا ۳-۴ ساعت بیشتر طول نکشید به مجلس رفت و طبق مرسوم سوگند خورد و محمد علی فروغی مجدداً نخست وزیر شد. من در این مراسم نبودم. در مورد فروغی باید اضافه کنم که پذیرش پست نخست وزیری در واقع تحمیل انگلیسی‌ها بر او بود و خود او چندان علاقه‌ای به پست و مقام نداشت و بیشتر ترجیح می‌داد در خانه بنشیند و مطالعه کند.

خصوصیت اخلاقی او چنین بود به هر حال نخست وزیری فروغی برای محمدرضا نافع بود و او را از مخالفت‌های مختلف مصون نگه داشت. پس از سوگند در مجلس، محمدرضا به من گفت: «حسین چون من فعلا تشکیلاتی ندارم، تو به عنوان آجودان مخصوص من در همین اتاق کنار دفتر من مستقر باش و کارها را سر و سامانی بده!» کاخ محمدرضا در داخل شهر و روبروی کاخ مرمر بود و به آن «کاخ اختصاصی» می گفتند. او در این کاخ مستقر شد تا ارتباطات راحت تر باشد. من در اتاق کنار دفتر او مستقر شدم و دو نفر سیویل هم به من کمک می‌کردند مسائل خیلی عادی برگزار می‌شد. مقامات، از وزیر و وکیل و غیره قبلا وقت می‌گرفتند و می‌آمدند در اتاق من می‌نشستند یک چای برایشان می‌آوردند.

ملاقات کننده‌ها به طور کلی از شاه راضی بودند و می‌گفتند که این با پدرش تفاوت زیاد دارد ملایم است و به ما می‌گوید بنشینید و چای می‌دهد و ما هم خیلی راحت صحبت می‌کنیم و درباره نظراتمان بحث می‌کنیم من بعداً این حرف‌ها را به محمدرضا می‌گفتم و او خشنود می‌شد. در این دوران محمدرضا چندین نخست وزیر عوض کرد تا نوبت به دولت دوم قوام‌السلطنه رسید که با حوادث آذربایجان و کردستان مصادف بود.

نخست وزیران این دوره گروهی بودند که به عنوان «رجال سیاسی شهرت داشتند. اینها عناصر رزرو انگلیسی‌ها بودند که قبلا سوابقی در وزارت خارجه و مشاغل دیگر داشتند و پست‌های بزرگی چون سفارت و غیره گرفته بودند و شهرتی کسب کرده بودند این افراد تماماً سرسپردگان انگلیس بوده و تعلیمات لازم را دیده بودند تا طبق نیات و نظرات انگلیسی‌ها عمل کنند. بعضی از اینها دوبار نخست وزیر شدند؛ سهیلی می‌رفت و ساعد می‌آمد و مجدداً ساعد می‌رفت و بعد از چند دور باز نخست وزیر می‌شد برخی از اینها وقتی که نخست وزیر نبودند به عنوان وزیر دربار انتخاب می‌شدند و خلاصه هیچگاه بیکار نبودند.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار