شهدای ایران:سرویس سیاسی/به نقل از خبرنامه دانشجویان، پس از ناکامی پروژههای خرابکارانه مخالفان جمهوری اسلامی در دیماه، اینبار مشاوران رضا پهلوی پیشنهاد برگزاری تجمعی همزمان با برگزاری «Munich Security Conference» را مطرح کردند؛ اقدامی که ظاهراً با هدف بازسازی چهره سیاسی وی و احیای سرمایه اجتماعی از دسترفته طراحی شده بود.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ گشت که ایرانیان در داخل کشور با حضور در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن، صحنهای از همبستگی ملی را به نمایش گذاشتند. پهلوی نیز در تقلید از این کنش جمعی، کوشید با فراخوانی گسترده و تبلیغات رسانهای پرهزینه، هواداران خود را برای برگزاری گردهمایی در مونیخ بسیج کند. با این حال، روند رخدادها مطابق پیشبینی برگزارکنندگان پیش نرفت.
فراخوانی پرهزینه، نتیجهای کمرمق
در ۱۶ بهمنماه، رضا پهلوی با انتشار فراخوانی رسمی تلاش کرد زمینه برگزاری تجمعی گسترده را فراهم آورد؛ تجمعی که بنا بود هم در عرصه افکار عمومی اثرگذار باشد و هم پیامی سیاسی برای نخبگان اروپایی ارسال کند. برخی تحلیلگران هدف این اقدام را تحتالشعاع قرار دادن فضای داخلی ایران در ایام دهه فجر و افزایش فشار بر دولتهای اروپایی برای اتخاذ مواضع سختگیرانهتر علیه جمهوری اسلامی ارزیابی کردند.
با این حال، حضور کمرنگ جمعیت و بازتاب محدود این رویداد در رسانههای اصلی، نشان داد که این پروژه سیاسی از دستیابی به اهداف اعلامی خود بازمانده است. همزمان، عملکرد رضا پهلوی در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ نیز نتوانست موقعیت او را تقویت کند. عدم حضور در بخشهای اصلی نشست و ناتوانی در پاسخگویی مؤثر به پرسشهای خبرنگاران، از جمله نکاتی بود که در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.
آمارها و واکنشها
برآوردها درباره شمار شرکتکنندگان متفاوت بود، اما بسیاری از فعالان سیاسی و رسانه، تعداد حاضران را بهمراتب کمتر از ارقام ادعایی برگزارکنندگان دانستند. حتی برخی گزارشهای مبتنی بر تحلیل دادههای تصویری نیز بر محدود بودن دامنه حضور تأکید داشتند. در فضای مجازی، این موضوع با موجی از واکنشها همراه شد؛ از تمسخر تعداد اندک جمعیت گرفته تا طرح این ادعا که بخشی از شرکتکنندگان، ایرانی نبودهاند.
صرفنظر از داوریهای احساسی، آنچه مسلم است اینکه این تجمع نتوانست تصویری از یک جریان فراگیر و دارای پایگاه اجتماعی گسترده ارائه دهد؛ مسئلهای که برای پروژهای با چنین حجم تبلیغات، یک چالش جدی تلقی میشود.
الگویی تکرارشونده در میان مخالفان
تجمع مونیخ را میتوان در چارچوب تجربههای پیشین برخی جریانهای مخالف جمهوری اسلامی تحلیل کرد؛گردهماییهایی که با تبلیغات گسترده آغاز شده اما در عمل با مشارکت محدود روبهرو شدهاند. این الگو پیشتر نیز در برخی تجمعات گروههای اپوزیسیون در اروپا مشاهده شده است؛ رخدادهایی که بیش از آنکه بازتابی از یک جریان اجتماعی پرشمار باشند، جلوهای رسانهای یافتهاند.
یکی از چالشهای اصلی اپوزیسیون خارج از کشور، فقدان پیوند مؤثر با بدنه اجتماعی داخل ایران است. گفتمانهایی که بعضاً با حمایت از فشار خارجی یا حتی تقابل سخت علیه کشور همراه میشوند، نتوانستهاند اجماع قابلتوجهی در میان افکار عمومی ایرانیان ایجاد کنند. در چنین شرایطی، هر تجمع یا اقدام نمادین، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، به محک سنجش میزان پایگاه اجتماعی بدل میشود.
جمعبندی
رویداد مونیخ را میتوان تلاشی برای بازتعریف موقعیت سیاسی رضا پهلوی در فضای بینالمللی دانست؛ تلاشی که دستکم در سطح میدانی و رسانهای، به نتیجهای همسنگ با انتظارات برگزارکنندگان نرسید. این تجربه بار دیگر نشان داد که در معادلات سیاسی، تبلیغات پرحجم لزوماً به معنای بسیج اجتماعی گسترده نیست و مشروعیت سیاسی، بیش از هر چیز، نیازمند پشتوانهای عینی و پایدار است.
گزارش از محمدرضا منصوری نژاد



