"بیلبورد" فیلمی که در حد جشنواره فیلم فجر نیست!
شهدای ایران:سرویس فرهنگی/مشکل بنیادی «بیلبورد» در فیلمنامه آن نهفته است. ایده مرکزی فیلم — فروریزی تصویر عمومی یک ستاره تحت فشار رسانهها — ایدهای قوی و پر از امکان است. اما فیلمنامهنویس (که خود دشتی است یا نه، مشخص نیست) نتوانسته این ایده را به یک «ساختار روایی منسجم» تبدیل کند.

به جای پیرنگ خطی و فشرده که مخاطب را گام به گام در بحران شخصیت اصلی غرق کند، با «انبوهی از خردهروایتهای ناتمام»، شخصیتهای فرعی کماثر و صحنههایی مواجهیم که بیشتر حالت توضیحی و شعاری دارند. این پراکندگی باعث میشود مخاطب نتواند به جهان داستان و شخصیت اصلی اعتماد کند و با او همذاتپنداری کند. علاوه بر این، «نقطه اوج» مشخصی در فیلم احساس نمیشود. بحران به جای آنکه در یک اوج دراماتیک فشرده شود، در طول فیلم پخش شده و نهایتاً بدون ارائه راه حل یا بینش جدیدی به پایان میرسد. این امر حس نارضایتی و سردرگمی را در مخاطب برجای میگذارد. شخصیتپردازی نیز قربانی این ضعف ساختاری شده و شخصیتها به جای آنکه عمق و تغییر داشته باشند، بیشتر به عنوان نمادهایی از ایدههای کارگردان عمل میکنند.
با توجه به ضعفهای اساسی در فیلمنامه، اجرا و بازیگری، این پرسش جدی مطرح است که آیا «بیلبورد» واجد استانداردهای لازم برای حضور در بخش رقابتی یک جشنواره معتبر مانند فجر بوده است؟ به نظر میرسد «نو بودن سوژه» و «جسارت در انتخاب موضوع» ممکن است ملاک اصلی انتخاب بوده باشد، اما در نهایت، یک ایده خوب بدون اجرای حرفهای کافی نیست.



