کد خبر: ۲۶۸۹۴۴
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۳

آنچه می توان از حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ گفت...

آنچه می توان از حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ گفت آن است که دشمنان قسم خورده انقلاب در طول ۴۷ سال از پیروزی انقلاب لحظه ای از دشمنی خویش نسبت به سرکوبی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دست بردار نبوده و این درایت و رهبری حکیم فرزانه انقلاب بوده است که سکان دار کشتی انقلاب در مدت ها بعد از عروج ملکوتی امام راحل (ره) راهبری این نهضت را عهده دار بوده است.
آنچه می توان از حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ گفت...

شهدای ایران: امیر فتحی کارشناس حوزه بین الملل طی مطلبی نوشت:

وَاعْلَمُوا انَّهُ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ
                   (نهج البلاغه خطبه ۱۸۲)
آن کس که تقوا پیشه کند خداوند راهی برای رهایی از فتنه‌ها پیشاپیشش می گشاید و‌ نوری در دل تاریکی به او اعطاء می کند.


آنچه می توان از حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ گفت آن است که دشمنان قسم خورده انقلاب در طول ۴۷ سال از پیروزی انقلاب لحظه ای از دشمنی خویش نسبت به سرکوبی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دست بردار نبوده و این درایت و رهبری حکیم فرزانه انقلاب بوده است که سکان دار کشتی انقلاب در مدت ها بعد از عروج ملکوتی امام راحل (ره) راهبری این نهضت را عهده دار بوده است.
در این یادداشت به بخش های مختلف فتنه دی ماه می پردازیم. همان طور که رهبری در چند سخنرانی اخیر اشاراتی به ابعاد فتنه دی ماه داشتند این فتنه را فتنه آمریکایی نامیدند.
 آمریکایی ها امروز باید نسبت به وسعت این جنایت پاسخگو ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشند.
ایران باید در مجامع عمومی بین الملل ایالت متحده خصوصا رئیس جمهور قمارباز آمریکا را پای میز محاکمه بکشاند.
رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی ایران در بیانات راهبردی اخیر خویش این فتنه را به نوعی به کودتا شباهت دادند اما چرایی این مهم : 
۱) حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴:
الف)رویکرد مسلحانه از بخش آشوبگران بوده است. 
سناریو کشته سازی مهم ترین سناریو بود که رهبری به آن اشاره داشتند و می توان آن را در این بخش گنجاند و این سناریو تکرار سناریو فتنه سال ۱۳۸۸ بوده است و دشمن از این روش به عنوان دستاویزی در سرکوب نظام و حقانیت خویش  بهره می برد.
 در صورتی که این روش حیله ای بیش نیست.
ب) در این فتنه حمایت خارجی وجود داشت دولت ها و سرویس های جاسوسی فعالانه در وحدت اغتشاشگران همراهی می کردند. 
ج) محوریت آلترناتیو بود.تقریبا ۹۳٪ شعارها و گفتمان مطروحه از جنس نظریات  سلطنت طلب ها بود.
۲) تلاش برای تسخیر مراکز حکومتی بوده است.
سوالی که پیش روی اغلب اصحاب رسانه واقع است و حتی در بیانیه اصلاحات مطرح است این است که در مدیریت بحران این واقعه دردناک چرا این همه کشته به جا مانده است ؟؟؟
در پاسخگویی می توان اشاره به خسارات وارده به ۵ مرکز حساس و مهم کرد:
۱) مراکز استانداری ها تقریبا ۱۶ استانداری با حمله مستقیم فتنه گران مواجه شد که حتی لایه اول امنیتی را گذر کرده بودند. 
۲) دادگستری ها بودند تقریبا ۱۵ مرکز مورد تهاجم واقع شد .
۳) پایگاه ها و حوزه های مقاومت بسیج
۴) پاسگاه های انتظامی 
۵) مراکز صدا و سیما

در ابلاغی که به نیروهای مسلح شده بود حتی حق حمل سلاح گرم منع شده بود چه برسد حمل و‌تیراندازی انجام شود در اینجا سوال مطرح می شود پس این کشته ها از کدام سمت بوده است ؟
 با استناد به این ابلاغ پروژه کشته سازی از سوی دشمن پررنگ تر می شود که در جهت تبرئه خویش فیلم های کهریزک و با بالا بردن آمار کشته ها در رسانه ها در رأس  آن اینترنشنال دستاویز خویش کرده است و نظام را متهم به کشتن جوانان این کشور کرده است. 
در مصاحبه های منتشر شده حتی رویت شده است که نیروهای فراجا به صورت غیر مسلح به میان اغتشاشگران در جهت متفرق کردن آنها به صورت آرام  بدون خشونت می رود که عزیزان را محاصره و آتش می زنن. 
آیا این اعتراض است ؟ 
آیا این اغتشاش است؟ 
واقعا به این مدل رفتار خشونت آمیز و خونبار چه واژه ای را می توان اختصاص داد ؟
اعتراضات مردمی در سطح کشور از ۷ دی با عزیزان زاگرس نیشن آغاز می گردد و این موج اعتراض ها به بازار تهران منتقل می گردد و مدل تحرکات کاملا مسالمت آمیز و آرام بوده و این جرقه اصلی از سوی لیدر ها کلید می‌خورد و از شامگاه ۱۸ دی  با حرکت به سوی ۵ دستگاه مذکور مدل حرکت تغییر می کند و سلاح به میان می آید و دلیل این امر وجود اسناد سری حاکمیتی در این دستگاه ها  یا مثلا وجود اسلحه در اسلحه خانه های دستگاه ها یا   پایگاه ها و حوزه های مقاومت بسیج بوده است و این دفاع کاملا طبیعی است چرا که اگر این سلاح ها بدست اغتشاشگران می رسید مدل این واقعه بسیار وخیم تر میشد.
مراکز صدا و سیما برای نظام از درجه اهمیت ویژه ای برخوردار هستند مثلا در مشهد با ورود اغتشاشگران به استودیو ها ارتش ورود می کند و به شدت برخورد را انجام می دهد.
اما این واقعه تلخ را به دو بخش می توان تقسیم کرد:
الف) ۷ تا ۱۸ دی 
ب) ۱۸ تا ۱۹ دی 
که در ۱۹ دی به اوج خویش می رسد. 

در دید کلان محور اطلاق کودتا در مبانی اندیشه ای رهبری را می توان در دو بخش دانست : 
الف) تسخیر مراکز حساس حکومتی 
ب) مرکزیت گفتمان اغتشاشگران که از عملکرد آنها معلوم بود اعتراض نبود بلکه گفتمان خشونت آمیز براندازی و تغییر نظام بوده است.
از ۸ دی به بعد با شلوغ شدن بازار شکلات فروش ها و بعد آن مرکز موبایل علاءالدین و بعد آن خوابگاه دانشجویی کوی دانشگاه شعارهای ساختارشکنانه ضد حکومتی و جسارت به رهبری صورت می پذیرد منتهی با وضعیت موجود فراجا و نیروهای امنیتی برخورد قاطع ندارند چون هدف برخورد جدی نبوده بلکه در صدد آرام کردن البته با رفتار مناسب و مدیریت صحنه بودند.


ترامپ در جنبشی که در سال ۲۰۱۶ که مربوط به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود با نام MAGA  مطرح است بیان میدارد که ما ایران را دوباره می سازیم.
و تروریسن های آمریکایی اعلام می کنند که آن چیزی که در ۷ اکتبر آغاز گردیده در تهران به پایان می رسد. این ها سناریوهای فضایی ذهنی آمریکایی ها نسبت به براندازی حکومت اسلامی ایران بوده که حاصل عدم شناخت مناسب بافت حکومت ایران است که برنامه متمرکز خویش را در رفتار و‌گفتمان معطوف به تغییر نظام در  ایران می دانستند.
نکته مهم : 
آیا نظام ایران حق داشت با این پدیده نظیر کودتا به تعبیر رهبری چنین برخوردی را داشته باشد؟
در پاسخ به این سوال باید گفت:
طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد موارد و مصادیق تجاوز مطرح و محور دفاع مشروع تعیین شده است. 
در بند ۱۰ مندرج است :
به کارگیری مزدور توسط کشورها علیه کشور مقابل مصداق تجاوز است 
هر کشوری در معرض تجاوز قرار گیرد حق دفاع دارد .
پس حق دفاع مشروع در این فتنه حق جمهوری اسلامی ایران بوده و این مطلب می تواند به عنوان حقی مسلم در مجامع بین المللی مطرح گردد .
درون مایه این فتنه دارای دو‌ پیامد بود: 
الف)پیامدهای بین المللی 
ب) پیامدهای اجتماعی 
در ابعاد برنامه ریزی بین المللی دشمن در پی خدشه چهره بین المللی نظام ایران بوده است.
۳ کشور را می توان به عنوان بازیگران اصلی که فعالیت های چشمگیری را در مجامع عمومی و بین المللی علیه ایران داشتند مطرح نمود : 
۱) آلمان 
۲) انگلیس 
۳) آمریکا  
اما در این مقطع از زمان بازیگرانی بین المللی نظیر:
۱) فرانسه 
۲) اسپانیا 
۳) ایتالیا
 نسبت به گذشته مواضع متعادل تری را نسبت به جمهوری اسلامی ایران پیش گرفتند.
اما در مورد موضوع تروریستی خواندن سپاه پاسداران آلمان و هلند و ایتالیا نظرات مشابه داشتند ولی فرانسه تا دقیقه نود در جلسه پارلمان اروپا همراهی با سایر کشورها نداشت که با فشار آمریکا این مهم جامه عمل می پوشاند.
اما بالعکس کشورهایی که موضع حمایتی خویش را نسبت به جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند روس و چین بودند که مواضع اعلامی و اعلانی قوی در حمایت ایران پیش گرفتند. در مورد مواضع دفاعی که چینی ها ارائه کردند حتی از نماینده جمهوری اسلامی قوی بوده و حتی اشاره به حضور و صحبت های چند منافق در جلسه دارند و از آن تعبیر سیرک مسخره را می کنند . 
در مورد مواضعی که کشورهای عربی  حوزه خلیج فارس در این مدت نسبت به آمریکا و اسرائیل گرفتند  با سیاست راهبردی ایران همراهی دارند و وجود اسرائیل را به نوعی تهدید در منطقه قلمداد می کنند.
در ابعاد جامعه شناختی نسبت به این فتنه در محور شناخت جنس فتنه و راه علاج آن ۳ بخش را می توان مورد بررسی قرار داد: 
۱) لایه اول : معترضانی که اعتراض آرام داشتند که رهبر انقلاب اشاره داشتند که کارگزاران خدوم نظام باید گوش دهند و با اعتراضات همراه و راهکار مناسب آن پیدا کنند. تقریبا ۲۴ تا ۴۸ ساعت اول واقعه میدان دار بودند‌.
۲) لایه دوم: معترضین خشن بودند رویکرد این بخش از افراد اعتراض خشونت آمیز بود. منتهی نمی توان در مورد آنها ارتباط گیری با سرویس های بیگانه را مطرح کرد چون به صورت دقیق معلوم نیست و نیاز به بررسی دقیق تر دارد.
۳) لایه سوم: لیدر ها و سر دسته آشوبگران بودند که ارتباط گیری با سرویس های جاسوسی داشتند پول گرفتند و آموزش دیده بودند این بخش اختصاص به مورد اول تقسیم بندی رهبری نسبت به عوامل فتنه در بیاناتشان دارد که در ۱۸ دی از ساعت ۱۹ میدان داری این فتنه را عهده دار شدند.
این فتنه روی دو‌ گسل کلیدی واقع شده بود:
((گسل اول))
ناترازی طبقاتی میان فقیر و غنی است .
((گسل دوم)):
گسل فاصله نسلی شکاف نسلی است که مهم ترین گسل می باشد. 
بخش اصلی این فتنه هسته دانش آموزی و در واقع بخش دوم تقسیم بندی عوامل فتنه از نظر رهبری یعنی نوجوانان ناپخته بوده است. اساسا رهیافت فتنه اخیر یک رهیافت امنیتی سیاسی دفاعی نبوده بلکه یک رهیافت اجتماعی بوده و راهبرد خطیر این رهیافت کنشگری بحران در محیط اجتماعی بوده است.


در این قسمت ۳ پرسش مطرح می گردد که مورد نظر آمریکایی ها می باشد: 
_ پدیده براندازی نظام ایران چطور باید باشد ؟
_ پدیده براندازی در چه مکانیسمی باید حرکت کند؟
_ پدیده براندازی باید از چه فرایندی پیش رود؟
تاکتیک آمریکایی ها در ۲ محور می باشد : 
تاکتیک تغییر رفتار
تاکتیک تغییر نظام 
آمریکا ۳ سناریو مهم را در دستورکار دارد : 
سناریو اول: 
نمایش قدرت جهت مذاکره و‌ توافق یعنی همان دیپلماسی اجبار 
رفتار آمریکایی ها در این بخش در ۴ مرحله می توان تقسیم بندی کرد: 
مرحله اول:
کل غنی سازی چه ۳/۵ ٪ چه ۶۰٪ متوقف گردد.
مرحله دوم: 
چنانچه غنی سازی صورت گیرد باید در معرض مراکز نظارتی صورت گیرد و روند این غنی سازی باید رصد دقیق شود .
مرحله سوم:
حد توان موشکی از میزان جنگ ۱۲ روزه نباید فراتر رود .
مرحله چهارم:
اساسا ارتباط و‌حمایت جمهوری اسلامی از محور مقاومت متوقف شود و به نوعی حذف سپاه قدس 

آمریکا بعد از جنگ ۱۲ روزه به این مطلب رسیده که حملاتی که به تاسیسات هسته ای نظیر فردو داشته ناموفق بوده و با تمهیداتی که ایران در محفوظ ماندن فعالیت های هسته ای بعد از جنگ داشته این فعالیت ها از نگاه سیستم های ماهواره ای آمریکا استتار کرده است و این به نوعی می توان گفت خشم آمریکایی را برانگیخته است.
سناریو دوم: 
محاصره دریایی و تشدید تحریم ها 
سناریو سوم: 
حمله و‌جنگ منتهی در این سناریو ارزیابی متغیر وجود دارد و به قطعیت نرسیده است.
در مورد مسئله حمله آمریکا به ایران 

۲ راهبرد وجود دارد: 
الف)  ایران راهبرد جنگ برای پایان جنگ (رفع تحریم ها) اتخاذ نماید 
و‌ مورد دیگر
ب)‌راهبرد جنگ برای رفع تهدیدها 

حاج قاسم سلیمانی بیانی در این مورد دارد که :
(در دل تهدید فرصت بزرگ است)
آمریکا به دنبال رسوخ در بسیج ملی و اجتماعی ایران است.
در فتنه آمریکایی ۲ انگاره وجود داشت: 
انگاره ای که در طول مدت سال ها جنگ شناختی
الف)  پمپاژ احساس فروپاشی تکان پرفشاری را در افکار عمومی داشته است.
ب) جمهوری اسلامی ایران بازدارندگی امنیت دفاعی را از دست داده است 
مثلا بسیج و نیروهای انتظامی قدرت خویش را از دست داده اند.
۲ رسانه اینترنشنال و من و تو با ادبیات و مفهومی این مهم را در قالب جنگ شناختی مدت ها نشر داده اند و اینچنین ذهنیت سازی نموده اند.
جوزف نای در کتاب آینده قدرت در محور فروپاشی ساختار اجتماعی بیان میدارد که (فروپاشی بسیج اجتماعی در کشور باید مورد هدف واقع گردد)
این تغییری که معادله ذهنی دشمن را عوض نمود بسیج اجتماعی بود که به تعبیری همان عصای حضرت موسی است.
نظر پوتین نسبت به واقعه تاریخی و عظیم ۲۲ دی ملت ایران که به  دکتر پزشکیان متذکر می شود این است که:  با حماسه ۲۲ دی قلب ما قدرت گرفت به کلامی دیگر حماسه ۲۲ دی نظام فکری آمریکایی و ابعاد ژئوپلتیکی را تغییر داد. با عنایت به بیانات فوق آمریکا در جهت تغییر نظام ۲ مسئله مهم را در نظر دارد : 
الف) حذف رهبری و ساخت یک جانشین 
چرا که با گفتمان رهبری و مکانیسم و کنشگری ایشان احساس خطر دارند.
ایران در حوزه فکر رهبری جاودانه است.
اما اعتقاد دارند روند جایگزینی رهبری مانند امام راحل از طریق مجلس خبرگان محقق می شود ولی در مورد دوم اساس نظام دچار نوعی زلزله می گردد. 
ب) حذف سپاه پاسداران 
با عمل تحریم سپاه در اتحادیه اروپا که به نوعی مورد دوم حتی از نظر برخی نظریه پردازان مهم تر است آنها را به اهداف غایی می رساند.
 اهدف دشمن امروز سپاه و بسیج و حذف فرماندهان و نابودی سپاه است.

اما اصل استراتژیکی آخر: 
نابودی سپاه نابودی نظام جمهوری‌اسلامی است.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار