مانور شبانه سپاه و تغییر موازنه بازدارندگی دریایی در خلیجفارس

شهدای ایران:دکترسعید شهرابی فراهانی مدیرتبیین اتاق تحلیل جبهه مقاومت نوشت:
اقدام شبانه نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مواجهه مستقیم با ناوگروه آمریکایی «آبراهام لینکلن»، صرفاً یک رزمایش یا مانور تاکتیکی نبود؛ این عملیات را باید بهمثابه یک پیام راهبردی چندسطحی تحلیل کرد که همزمان ابعاد عملیاتی، روانی، اطلاعاتی و ژئوپلیتیکی را در بر میگیرد. در واقع، آنچه رخ داد، نشانهای روشن از ورود بازدارندگی دریایی ایران به مرحلهای جدید و فعالتر است؛ مرحلهای که در آن «نمایش کنترلشده قدرت» جایگزین واکنشهای تدافعی کلاسیک شده است.
۱. بُعد عملیاتی: عبور از دفاع ساحلی به تهاجم کنترلشده
آرایش همزمان صدها شناور تندرو، موشکانداز و پشتیبان در فاصله نزدیک از ناوگروه آمریکا، نشاندهنده بلوغ یک دکترین عملیاتی جدید است. این دکترین دیگر بر «دفاع ایستا از سواحل» متکی نیست، بلکه بر تهاجم کنترلشده، سیال و مبتنی بر ازدحام هوشمند استوار است.
در این چارچوب، نیروی دریایی سپاه خود را بهعنوان یک «قدرت پروژهای» معرفی میکند؛ نیرویی که میتواند در زمان کوتاه، با هزینه کم و بدون ورود به جنگ کلاسیک، سطح تهدید را به شکل ناگهانی افزایش دهد. این تغییر دکترین، پیام روشنی دارد: ابتکار عمل در خلیجفارس دیگر صرفاً در اختیار ناوهای بزرگ و فناوریهای پرهزینه نیست.
۲. بُعد روانی: فرسایش هاله شکستناپذیری آمریکا
نزدیک شدن انبوه شناورهای کوچک به یک ناو هواپیمابر، بیش از آنکه یک چالش نظامی باشد، یک ضربه روانی محاسبهشده است. نیروی دریایی آمریکا دههها بر تصویر «برتری مطلق دریایی» تکیه کرده است؛ تصویری که ستون فقرات بازدارندگی روانی واشنگتن در آبهای راهبردی محسوب میشود.
این مانور نشان داد که فناوری پیشرفته، در برابر ترکیب «تعداد، سرعت، مانورپذیری و عدم تقارن»، الزاماً مصون نیست. در سطح ادراکی، این صحنه یک پیام کلیدی داشت: هزینه درگیری، حتی بدون شلیک، میتواند بهطور تصاعدی افزایش یابد.
۳. بُعد راهبردی: تهدیدی که از حالت نظری خارج شد
اظهارات پیشین درباره بستن تنگه هرمز در صورت عبور آمریکا از خطوط قرمز، سالها در سطح تهدید نظری باقی مانده بود. اما این مانور نشان داد که تهدید، اکنون دارای پشتوانه عملیاتی و آرایش نیرویی آماده است.
این مسئله مستقیماً معادله هزینه–فایده واشنگتن را هدف میگیرد: آیا حضور یک ناوگروه، ارزش ریسک اختلال در شاهرگ انرژی جهان و شوک به اقتصاد جهانی را دارد؟ پاسخ به این سؤال، دیگر بدیهی نیست.
۴. بُعد زمانی و اطلاعاتی: شب، سکوت و روایتسازی
انتخاب شب برای اجرای عملیات، حامل پیام روشنی درباره توانمندیهای شناسایی، ناوبری و فرماندهی–کنترل نیروی دریایی سپاه است. همزمان، سکوت خبری اولیه و افشای تدریجی و کنترلشده اطلاعات، نشاندهنده تسلط بر جنگ روایتها است.
در این الگو، ابتدا واقعیت میدانی شکل میگیرد و سپس روایت مطلوب، در زمان مناسب، به افکار عمومی و نخبگان القا میشود. این همان نقطهای است که قدرت سخت و قدرت نرم نظامی به هم گره میخورند.
۵. پیامدهای منطقهای و بینالمللی
برای متحدان منطقهای آمریکا، این مانور یادآور یک واقعیت قدیمی اما فراموششده است: امنیت خلیجفارس بدون در نظر گرفتن نقش ایران، شکننده و ناپایدار است.
برای قدرتهای فرامنطقهای مانند چین، روسیه و حتی اروپا، پیام روشن است: ایران نه یک بازیگر مزاحم، بلکه یک کنشگر تعیینکننده امنیت انرژی است. نادیده گرفتن این نقش، هزینهساز خواهد بود.
جمعبندی: تولد یک معادله امنیتی جدید
مانور شبانه نیروی دریایی سپاه را باید نقطه عطفی در گذار از «بازدارندگی منفعل» به بازدارندگی فعال و هوشمند دانست. پیام نهایی ساده اما عمیق است:
آمریکا میتواند ناو هواپیمابر اعزام کند، اما ایران میتواند در کمترین زمان، هزینه حضور آن را به سطحی غیرقابل تحمل برساند—بیآنکه وارد جنگ تمامعیار شود.
در خلیجفارس، معادله امنیتی در حال بازنویسی است؛ و ایران، دیگر نه در حاشیه، بلکه در متن این معادله ایستاده است.



