این جوان مومن و مخلص را میشناسید؟

به گزارش شهدای ایران به نقل از کیهان، «... آن وقتی را كه خبر شهادت این جوانان مخلص و مؤمن و پاكباز [فداییان اسلام] به مشهد رسید، فراموش نمیكنم. در بین طلّاب جوان حوزه مشهد، در آن مدرسهای كه ما بودیم، هیجان عجیبی پیدا شد. علّت هم این بود كه سال قبل یا دو سال قبلش، مرحوم نوّاب صفوی، این جوان مؤمن روحانی، در همین مدرسه- كه اتّفاقاً اسم مدرسه، مدرسه نوّاب است- آمده و سخنرانی كرده بود و نماز جماعت اقامه نموده بود و غوغایی از شور و هیجان بهوجود آورده بود كه تأثیرات او بر روحیه طلاب، در هنگام شهادتش محسوس بود...»
این جملات بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری درباره شهید نواب صفوی در خطبههای نماز جمعه 28 دی ماه 1375 است؛ خاطراتی که به دوران نوجوانی و جوانی آیتالله خامنهای بازمیگردد و نشان از تاثیر شهید نواب صفوی بر روحیه ایشان دارد. مقام رهبری در این مورد فرمودهاند: «... من شاید پانزده یا شانزده سالم بود که مرحوم «نوّاب صفوى» به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خیلى جاذبه داشت و به کّلى مرا مجذوب خودش کرد. هرکسى هم که آن وقت در حدود سنین ما بود، مجذوب نوّاب صفوى مىشد؛ از بس این آدم، پُرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً شجاع و صریح و گویا بود. من مىتوانم بگویم که آنجا بهطور جدّى به مسائل مبارزاتى و به آنچه که به آن مبارزه سیاسى مىگوییم، علاقهمند شدم...»
سید مجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی و یارانش یکی از موثرترین گروههای اسلامی را در تاریخ معاصر بنیاد گذاردند و میتوان تأثیر عملکردشان بر مبارزات مردم ایران را بیش از همه گروههای سیاسی آن روزها دانست که مدعی ملیگرایی و وطنپرستی و ایران دوستی بودند.
سرآنتونی ایدن، وزیر خارجه وقت انگلیس در دوران نهضت ملیشدن صنعت نفت، در کتاب خاطرات خود تحت عنوان The memory of Sir Antony Eden درباره آن روزها نوشته: «... مجلس نخستوزیر (رزم آرا) را احضار کرد تا بگوید که آیا ملی کردن صنعت نفت عملی است یا نه؟ او مسئله را به هیئتی از کارشناسان ایرانی ارجاع کرد و تمام اعضاء این هیئت گزارش دادند که این کار عملی نیست. روز سوم ماه مارس 1951 ژنرال رزم آرا این گزارشها را به مجلس ارائه داد و مضامین آن به وسیله رادیو تهران پخش شد و چهار روز بعد رزم آرا کشته شد و یک هفته بعد قطعنامه ملی کردن صنعت نفت به وسیله هر دو مجلس ایران تصویب شد...»
فتحی یکن، رهبر جماعت اسلامی لبنان که 68 سال پیش در «موتمر القدس» و سپس در دمشق چند روزی در کنار شهید نواب صفوی بود، در مقالهای تحت عنوان «نواب صفوی یوری قصه حیاته» از خصوصیات روحی نواب صفوی چنین نوشت: «...یک شب در هتل قلعه در بیتالمقدس تا صبح پای صحبت نواب نشستم. شرکتکنندگان در کنفرانس هم تا طلوع فجر بیدار ماندند. در این لحظه که ما سرگرم گفتوگو بودیم... ناگهان بانگ الله اکبر موذن در فضا طنین انداخت، گویی نوری از درون سکون و اعماق تاریک شب درخشیدن گرفته است، تمام اعضاء بدن نواب به پشت تکان خورد، سپس آرام گرفت، سر به پایین انداخت و در خلسهای فرو رفت که هرگز نظیر آن را ندیده بودم. با جان و دل (آن گونه که من تصور کردم) نه به زبان، گفتههای موذن را تکرار مینمود. سپس سر بلند کرد، گویی از دنیای دیگری بازگشته است، به چهرهاش نگاه کردم. اشک از چشمانش سرازیر شده بود.
پرسیدم: «نواب! چه شده است؟»... گفت: «ای برادر؛ به خدا سوگند هر وقت صدای الله اکبر موذن به گوشم میرسد، احساس میکنم دنیا در چشمانم آنچنان رنگ میبازد و بیارزش میشود... دیگر جز قدرت و عظمت خداوند چیزی را حس نمیکنم...»
مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای درباره اصالت و هویت مبارزات شهید نواب صفوی و فداییان اسلام گفتند: «... اینها مردمانی بودند كه «انّهم فتیة ءامنوا بربّهم». واقعاًً جوانانی بودند كه به خدا ایمان آوردند و از روی اخلاص، در راه حاكمیت معارف و احكام نورانی اسلام تلاش كردند و در مقابل ظلم و فساد ایستادند...اصلًا قضیه اینها چنین بود كه در جهت اسلامی شدن جامعه، مبارزه ضدّ استبدادی و ضدّ سلطنتی خودشان را آغاز كردند و متأسّفانه در وسط كار، همهشان از بین رفتند. البته برای خود آنها خوب شد؛ چون به شهادت رسیدند و به مقام عالی شهادت دست یافتند؛ اما برای جامعه خسارتی بود...»



