مرضِ دیدن اشرار کمشمار توسط رسانه الیاس حضرتی!/ ندیدن انبوه جوانان مؤمن و انقلابی!
شهدای ایران:سرویس سیاسی/روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت میگوید اغتشاشگران محصول تربیت همین نظام آموزشی معطوف به دین و انقلاب هستند و نظام نباید مسئولیت آنها را گردن دیگری انداخت.
این روزنامه در مقالهای به قلم محکوم پرونده فروش اطلاعات به بیگانگان نوشت: «اين يادداشت را قبلا براي بخش آموزش عمومي (مدرسه) نوشتم، همزماني با اعتراضات موجب شد كه انتشارش را به تاخير بيندازم. ولي با حضور گسترده جوانان در اعتراضات و بعضا خشونتهايي كه به آنان نسبت داده ميشود و پيامكهاي پياپي پليس خطاب به خانوادهها براي مهار فرزندانشان به اين نتيجه رسيدم كه آن را منتشر كنم.
اين جوانان محصول خروجي نظام آموزش و پرورش همين نظام هستند و حالا درخواست مهار آنان را از خانوادهها دارند. نظام آموزش و پرورش، هيچ نقش مفيدي در اجتماعي كردن جوانان وطن نداشت و اكنون مواجه با ميوههاي اين نظام ناكارآمد شدهاند. فلسفه آموزش عمومي را با موضوع دينداري و انقلابي كردن دانشآموزان قاطي كردهايم. ما پيش از انقلاب هم درس ديني داشتيم، ولي هدف آن آموزش محتواهاي ديني در حد متعارف آموزش بود و نه حتي ديندار كردن؛ زيرا ديندار كردن مسئلهاي متفاوت با آموزش دين است. ولي اكنون دينداري به آموزش و اطلاع از مناسك و گزارههاي دين رسمي تقليل داده شده است؛ هر جا كه فرصت شود ميخواهند مفاهيم آن را به دانشآموزان تزريق كنند.
بايد به متوليان امر تذكر داد كه بخش مهمي از جواناني كه خارج از هنجارهاي رسمي در جامعه ميبينيد، محصول نظام آموزشي ورشكسته و ناكارآمد و ايدئولوژيزده است و محصول همين ساختار است تقصير ديگران نيندازيد.
همه مشكلات را ميتوان حل كرد، ولي آن جواني كه از دوره آموزشي او گذشته و ضد اجتماعي شده را چگونه ميتوان دوباره به سر كلاس برگرداند؟ دير يا زود نتيجه اين سياستهاي نادرست در آموزش عمومي را خواهيم ديد».
اولا از نویسنده سابقهدار باید پرسید شما کجا تربیت شده بودید که به فروش اطلاعات به بیگانگان و تحریف واقعیات در طول سالهای متمادی به نفع غرب و آمریکا تن دادید؟
ثانیا نقش غربگرایان مدعی اعتدال و اصلاحات که بیش از سه دهه دولت و نظام آموزشی را در قبضه داشتهاند، در این میان چه بوده است؟ غم فرهنگ عمومی و جامعهپذیری و ترویج اخلاق و فضائل و ارزشها و هنجارها را داشتهاند یا منویات و مطامع استعماری غرب را در حوزه هنجارشکنی و دینستیزی و تردیدافکنی و مایوسسازی پی گرفتهاند؟
ثالثا حتما نظام آموزشی ما نواقصی دارد اما آیا آموزش و تربیت منحصر در مدرسه و دانشگاه است یا فراتر از آنها (که هر کدام در جای خود مهم هستند)، فضای مجازی و رسانهای نقش مؤثری در ترویج جامعهپذیری یا هنجارشکنی دارد؟ در اینجا سهم عناصر نقابدار در درون نظام و دولت چه بوده است؟ آیا از شبکههای اجتماعی قانونمند و مسئولیتپذیر دفاع کردهاند دنبال یله گذاشتن این فضا (برخلاف روال همه کشورهای دنیا) بودهاند و حالا خروجی همان خیانت خود را به نام نظام آموزش و پرورش فاکتور میکنند؟!
رابعا تحلیلگر اگر دچار غرضورزی و کینه و نفرت و کوردلی نباشد، حتما در کنار چند صد یا چند هزار عنصر اغتشاشگر و جنایتکار (و یا فریبخورده)، یک و نیم میلیون جوان حاضر در سه شبانهروز اعتکاف را هم میبیند که از میان جمعیتی چندین برابر این رقم (درخواست کنندگان حضور در مراسم) موفق شدهاند در اعتکاف شرکت کنند. یا همین حماسه راهپیمایی دهها میلیون نفری دیروز در سراسر کشور که شاکله آن را جوانان و نوجوانان و دانشآموزان و دانشجویان تشکیل میداد و با حضور خود در میدان و خیابان، نه فقط تفالههای آمریکا و اسرائیل بلکه شخص ترامپ و نتانیاهو و میرزابنویسهای رسانهای آنها را تحقیر کردند. ایضا دهها هزار نخبه جوان بیست تا سی سالهای که پیشرفتهای علمی و فنی بزرگی را در کشور به کوری چشم تحریم کنندگان رقم زدهاند.
چه عاملی موجب میشود گردانندگان روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، اشرار و اوباش را ببینند و هزار بار ضریب و تعمیم بدهند تا به عنوان نسل جوان جا بزنند اما قاطبه جوانان میهن دوست و مؤمن و پای کار پیشرفت کشور (با وجود گلایههایی که دارند) را نبینند؟!



