مصادره اموال، جبران خسارتها
شهدای ایران: همراهی برخی سلبریتیها و صاحبان مشاغل بویژه کافهها، با فراخوان پنجشنبه و جمعهشب موساد، نمودی از همراهی و همکاری با دشمن و مصداق بارز خیانت به وطن است.
این بار دیگر هیچ بهانه و توجیهی برای همکاری با دشمن پذیرفته نیست.همه چیز آشکار و صحنه کاملا شفاف است.
فراخوان موساد برای پنجشنبه شب و جمعه شب، بخشی از سناریوی رژیم صهیونیستی برای ایجاد ناامنی در کشور و مرحله دوم جنگ علیه ایران، پس از جنگ ۱۲ روزه بود. بنابراین هم ماهیت و هدف این فراخوان واضح بود و هم مشخص بود این فراخوان در قالب پروژه موساد برای بهم ریختن کشور صادر شد. بنابراین این تعداد سلبریتی و کافهدار میدانستند همراهی و همکاری آنها با این فراخوان به چه معناست و چه تبعاتی برای امنیت کشور به همراه دارد. ضمن اینکه این اقدام هماهنگ، تاثیر قابل توجهی بر فضاسازی روانی و تحریک و ترغیب بخشی از جامعه برای پیوستن به این فراخوان داشت.
برای اینکه ماهیت همکاری این قبیل سلبریتیها بویژه کافهدارها با پروژه موساد، همچنین تاثیر آن بر اقدامات تروریستی و تبعات خسارتبار آن برای امنیت کشور شفاف شود، لازم است وضعیت و شرایطی که این افراد دست به همکاری با موساد زدهاند، همچنین نقشی که این همکاری آنها در اقدامات تروریستی پنجشنبه شب داشته است بازخوانی شود.
1- پروژه جنگ دوم: ۷ ماه قبل، بامداد ۲۳ خرداد رژیم صهیونیستی با همکاری و حمایت بیسابقه آمریکا به ایران حمله کرد. ۱۲ روز جنگ تحمیلی ناعادلانه علیه ایران باعث شهادت تعدادی از فرماندهان و دانشمندان مطرح کشور و بیش از هزار نفر از ایرانیان شد. بر اساس گزارش وزارت بهداشت و سازمان هلال احمر کشور بیش از ۷۰ درصد شهدا و مجروحان این جنگ، غیرنظامی بودند. رژیم صهیونیستی در این جنگ، هیچ تفکیکی میان نظامیان و غیرنظامیان نداشت. برای ترور یک دانشمند هستهای که در طبقه سوم یک ساختمان ساکن بود، همه ۸ طبقه را ویران کرد؛ اقدامی که باعث شهادت تعداد زیادی از غیرنظامیان شد. تراژدی غمبار رایان قاسمیان، کودکی که پدر و مادر پزشک خود را به همراه برادر چند ماههاش از دست داد، تبدیل به مصداق بارزی از خوی حیوانی و جنایتکار نتانیاهو شد. حمله به میدان تجریش تهران نیز یکی دیگر از مصادیق فاحش تعمد رژیم صهیونیستی برای کشتار غیرنظامیان ایرانی بود. با وجود این کشتار اما این جنگ، به اذعان همه کارشناسان و صاحبنظران داخلی و خارجی، منجر به شکست متجاوزان شد. در کنار نمایش مقتدرانه نیروی موشکی ایران، ایستادگی، انسجام و همبستگی ملی باعث شد پروژه نتانیاهو و ترامپ برای ایجاد جنگ داخلی در ایران به شکست بینجامد. در حالی که موساد بر اساس پیمایشهای چند ساله تصور میکرد حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران، با استقبال بخشی از جامعه ایرانی همراه میشود و آنها آشوب و جنگ به پا میکنند اما مردم ایران بر اساس شناخت اهداف پنهان و ناگفته این جنگ که مهمترین آنها تجزیه کشور بود، در مقابل دشمن و در کنار نیروهای مسلح کشورشان ایستادند.
این ایستادگی و انسجام ملی، یکی از عوامل شکست نتانیاهو و ترامپ و فاکتور موثری در پایان زودهنگام جنگ بود.
پس از توقف جنگ و طی ۷ ماه گذشته، هم کارشناسان و رسانههای خارجی و داخلی و هم مقامات ایران تصریح کردند مرحله دوم جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، تلاش و برنامهریزی برای ایجاد آشوب و اغتشاش گسترده و سپس جنگ مسلحانه داخلی به عنوان زمینه حمله نظامی مجدد به ایران است. این سناریوی دشمن، برای افکار عمومی ایران کاملا مسجل بود. به همین خاطر در این مدت، بارها و بارها موضوع حفظ انسجام و همبستگی ملی، به عنوان یک ضرورت اجتماعی و یکی از موانع مهم شکلگیری جنگ، مورد اشاره و تاکید همه مقامات کشور و همینطور احزاب، کارشناسان و رسانههای مختلف با گرایشات سیاسی مختلف قرار گرفت. بنابراین همه در ایران میدانستند سیا و موساد در تدارک ایجاد آشوب و جنگ مسلحانه در کشورمان هستند تا زمینه داخلی برای حمله نظامی جدید به ایران ایجاد شود. در واقع همه متوجه شده بودند نتانیاهو و ترامپ برای حمله نظامی مجدد به ایران، نیاز مبرم دارند یک آشوب و جنگ مسلحانه در ایران شکل بگیرد.
همان هدفی که در جنگ ۱۲ روزه در تحقق آن ناکام ماندند.
2- اعتراض؛ اسم رمز جنگ دوم: در آستانه سفر نتانیاهو به آمریکا، همه رسانههای رژیم صهیونیستی بر اساس یک سناریوی رسانهای ابلاغی، اعلام کردند مهمترین دستور کار نتانیاهو در این سفر، انجام آخرین هماهنگیها با ترامپ برای اجرای مرحله دوم جنگ علیه ایران است. دقیقا همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، اعتراضات نسبت به نابسامانی بازار ارز و نوسانات قیمت ارز شکل گرفت؛ موضوعی که به وضوح نشان میداد بخشی از برنامه نتانیاهو برای متقاعد کردن ترامپ به همراهی با سناریوی مرحله دوم جنگ علیه ایران است.
همه چیز شفاف و آشکار بود. نتانیاهو و ترامپ پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه برای ایجاد آشوب و جنگ مسلحانه در ایران، این بار تصمیم گرفتند سناریو را برعکس کنند و ابتدا آشوب و جنگ داخلی در ایران راه بیندازند؛ تا زمینه و مقدمات حمله نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران فراهم شود. همزمانی اعتراضات با سفر نتانیاهو نشان داد پروژه سیا و موساد، نه پس از انجام این سفر و حصول توافق میان نتانیاهو و ترامپ، بلکه همزمان با این سفر و قبل از دیدار این دو آغاز شد. تردیدی نیست سوءمدیریت دولت در عدم کنترل بازار ارز، زمینه کلید خوردن این پروژه را فراهم آورد اما شواهد نشان میدهد موساد و سیا از مدتها قبل برای اجرای این پروژه زمینهسازی کرده بودند. آغاز اعتراضات همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا باعث شد تقریبا همه کارشناسان پیشبینی کنند این اعتراضات به سرعت، به اغتشاش و آشوب و اقدامات مسلحانه تبدیل میشود. همینگونه نیز شد و در برخی شهرهای غرب کشور که مراکز و پادگانهای موشکی ایران نیز در آنها واقع شده است، حملات مسلحانه به پلیس و مراکز نظامی و انتظامی کلید خورد. طی روزهای بعد، تعداد این حملات تروریستی مسلحانه افزایش یافت؛ اقدامی که البته از قبل پیشبینی میشد در دستور کار عناصر و عوامل موساد قرار گیرد. بنابراین تبدیل سریع اعتراضات به اغتشاشات و حملات مسلحانه تروریستی، موضوعی بود که از قبل پیشبینی شده بود و افکار عمومی نیز با توجه به آگاهی عمومی ایجاد شده از جنگ ۱۲ روزه به بعد، کاملا مطلع بود این اغتشاشات و حملات تروریستی مسلحانه، در راستای پروژه موساد و سیا برای زمینهسازی حمله نظامی مجدد رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران انجام شده است. توئیت ترامپ درباره این اغتشاشات نیز صحنه را شفافتر کرد. ترامپ تهدید کرد در صورت برخورد با اغتشاشات، آمریکا آماده حمله نظامی مستقیم به ایران است. توئیت ترامپ، دیگر هیچ اما و اگر و تردیدی باقی نگذاشت؛ همه چیز شفاف شد. تحلیلها و پیشبینیها همه درست از آب درآمد. پشت اغتشاشات خشن و حملات تروریستی مسلحانه، سرویسهای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند تا از این طریق بتوانند زمینه حمله نظامی مجدد به ایران را فراهم کنند. حالا همه چیز برای همه شفاف شده بود.
3- فراخوان موساد با امضای ربع پهلوی: وقتی رضا پهلوی برای شامگاه پنجشنبه و جمعه فراخوان داد، همه متوجه شدند اغتشاشات و آشوبها قرار است وارد مرحله خشنتر و خطرناکتر شود. پهلوی عنصر وابسته به رژیم صهیونیستی و مهره مستقیم موساد است. این واقعیتی است که بویژه در جنگ ۱۲ روزه آشکار شد و پردهها برای آشکار شدن واقعیت، کنار رفت. در جریان آشوبهای پاییز ۱۴۰۱ روابط رضا پهلوی با موساد آشکار شد. او به سرزمین اشغالی سفر کرد و نتانیاهو به صورت غیررسمی او را به حضور پذیرفت. پس از این دیدار، نزدیکان و افراد حلقه اول ربع پهلوی به صورت مکرر به تلآویو سفر کردند. وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی نیز با مدیران رسانههای فارسیزبان وابسته جلساتی برگزار کرد. مشخص شد بر اساس طراحی موساد، رضا پهلوی به عنوان نماد اپوزیسیون خارجنشین جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده است. این سناریو در جریان جنگ ۱۲ روزه رونمایی شد. در حالی که بسیاری از ایرانیان خارجنشین و حتی برخی اپوزیسیون جمهوری اسلامی از حمله نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران و کشتار گسترده غیرنظامیان انتقاد میکردند، پهلوی در حمایت از این حمله، تحرکات گستردهای را آغاز کرد. چند ساعت پس از آغاز این حمله، رضا پهلوی از مردم ایران خواست از این حمله استقبال کرده، به خیابان بیایند و علیه جمهوری اسلامی شورش کنند. یعنی دقیقا همان پروژهای که نتانیاهو و ترامپ طراحی کرده بودند و امید داشتند از طریق رضا پهلوی، جنگ داخلی در ایران بوقوع بپیوندد. اینجا بود که پردهها افتاد و مشخص شد پهلوی، مهره موساد است. اقدام خائنانه رضا پهلوی در حمایت از حمله نظامی به ایران و تلاش برای تحقق پروژه نتانیاهو و ترامپ برای ایجاد جنگ داخلی، آنقدر وقیح بود که حتی صدای برخی هواداران خارجنشین او را درآورد. با این حال رضا پهلوی در حال ایفای ماموریت محولشده به او از سوی موساد بود. چندی پیش روزنامه صهیونی هاآرتص و یک موسسه کانادایی، پرده از ارتباطات رضا پهلوی و موساد برداشتند. بویژه هاآرتص در گزارشی فاش کرد کمپینهای رضا پهلوی در فضای مجازی، همگی توسط موساد مدیریت میشود. هاآرتص همچنین فاش کرد به واسطه اینکه رضا پهلوی در جامعه ایرانی از اقبال و اعتبار مناسب برخوردار نیست، موساد با ایجاد اکانتهای فیک و از طریق هوش مصنوعی، کمپینهای رضا پهلوی در فضای مجازی را پروموت میکند. این افشاگری هاآرتص، عمق وابستگی پهلوی به موساد را نشان داد. حالا همه متوجه شدند اساسا پروژه رضا پهلوی، طرح موساد برای مقابله با ایران و تحقق هدف تجزیه ایران است. چندی پیش بهزاد نبوی، یکی از اصلاحطلبان نشاندار فاش کرد در دیدار پهلوی و نتانیاهو در تلآویو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به او گفته اگر پروژههای این رژیم علیه ایران محقق شود، رضا پهلوی تنها میتواند شاه «ایران مرکزی» باشد. اصطلاح ایران مرکزی به وضوح نشان میدهد پهلوی حتی در جریان پروژه تجزیه و کلنگی کردن ایران قرار دارد.
به هر حال، ماجرای ارتباط رضا پهلوی با موساد و این موضوع که او مهره سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی است، واقعیتی است که هم در جریان آشوبهای پاییز ۱۴۰۱ و هم به صورت واضح در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران و پس از آن، کاملا آشکار شد. پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، رضا پهلوی بارها در مقاطع مختلف اعلام کرد با حمله نظامی به ایران موافق است و با آن همراهی میکند. بنابراین کاملا پیدا بود فراخوان رضا پهلوی در میانه اغتشاشات در ایران، بخشی از سناریوی موساد و سیا برای ایجاد جنگ داخلی در ایران و زمینهسازی برای حمله نظامی مجدد به ایران است. به همین خاطر، زمانی که رضا پهلوی برای پنجشنبه و جمعهشب فراخوان داد، همه در ایران میدانستند این فراخوان اگرچه به اسم رضا پهلوی صادر شده است اما در واقع، فراخوان موساد است تا در قالب و به بهانه این فراخوان، اغتشاشات را وارد فاز خطرناکی کند.
* همه میدانستند
مرور این موارد سهگانه، صحنه را کاملا شفاف میکند. یک نکته بسیار مهم و قابل تأمل این است که به واسطه حساسیت شرایط کشور و مطرح بودن موضوع حمله نظامی مجدد به ایران، این واقعیتها کاملا برای مردم شفاف شده بود.
اقشار مختلف جامعه ایران، در جریان این واقعیتها بوده و هستند. اساسا یکی از مهمترین دلایلی که تودههای مردم به اعتراضات و اغتشاشات روزهای اخیر نپیوستند، این بوده و هست که مردم این واقعیتها را میدانند و متوجه هستند اغتشاشات اخیر در راستای زمینهسازی برای حمله نظامی مجدد رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران است. به همین خاطر بود که پس از توئیت ترامپ، اعتراضات ناگهان فروکش کرد. همینطور مردم بخوبی از نقش رضا پهلوی در این پروژه سیا و موساد مطلع هستند. هنوز زمان زیادی از جنگ ۱۲ روزه نگذشته است و مردم همچنان به یاد دارند ربع پهلوی چگونه با حمایت از حمله نظامی به ایران و دعوت مردم به شورش و جنگ داخلی، تلاش کرد پروژه نتانیاهو و ترامپ را محقق کند. در واقع مردم متوجه ماهیت رضا پهلوی شدند و فهمیدند او حاضر است به قیمت کشته شدن هزاران ایرانی و تجزیه ایران، به قدرت برسد. به همین خاطر مطلقا این توجیه قابل قبول و پذیرفتنی نیست که برخی سلبریتیها و کافهدارها مدعی شوند از ماهیت و تبعات فراخوان رضا پهلوی و نقش این فراخوان در پازل سیا و موساد برای براه انداختن جنگ داخلی در ایران مطلع نبودهاند. همراهی آشکار و خائنانه این تعداد سلبریتی و بویژه صاحبان کافهها با فراخوان موساد برای پنجشنبه شب، همکاری رسمی با موساد برای ناامن کردن کشور، آغاز تروریسم خیابانی و ایجاد جنگ داخلی در کشور بوده است. بویژه صاحبان کافهها و برخی مشاغل، با این همکاری، نقش موثری در تحریک و تهییج نوجوانان و جوانان برای پیوستن به این فراخوان داشتند. پستهای صفحات مجازی این کافهها و مشاغل در تعطیل کردن کسبوکار خود در زمان این فراخوان، به صورت گسترده در رسانه فارسیزبان موساد، اینترنشنال پوشش داده شد. این اقدام بویژه در پروژه ادراکسازی موساد و رسانههای فارسیزبان وابسته درباره براندازی حکومت بسیار مهم و موثر بود. بنابراین کاملا پیداست وقتی صاحبان این کافهها و مشاغل اعلام میکنند در ساعت اعلامشده فراخوان رضا پهلوی، کسب و کار خود را تعطیل میکنند، عملا این پیام را میدهند که مخاطبان و مشتریهای آنان، به فراخوان رضا پهلوی و موساد بپیوندند. این اقدام، مصداق بارز شورش به قصد حمایت از رژیم صهیونیستی برای زمینهسازی حمله نظامی مجدد به ایران است. آنچه صاحبان این مشاغل در آن نقشآفرینی کردند، شامگاه پنجشنبه رونمایی شد. پنجشنبهشب در قالب فراخوان موساد، اغتشاشات به جنگ مسلحانه و تروریسم خیابانی تبدیل شد. در تهران و برخی مناطق کشور، هستههای شورشی و تروریست، با سلاح گرم، به مقرهای پلیس و بسیج، همچنین مردم عادی حمله کردند و دهها نفر از آنان را به شهادت رساندند. دهها خودروی آتشنشانی به آتش کشیده شد. دهها اتوبوس و خودرو آتش زده شد. دهها مسجد و مکان مذهبی به آتش کشیده و تخریب شد. صدها مغازه و محل کسب مردم آتش زده و خراب شد. دهها بانک خصوصی و دهها مرکز دولتی به آتش کشیده و تخریب شد. حجم خسارات واردشده هنوز محاسبه نشده است. تنها در یک فقره، شهردار تهران گزارش داده است خسارات واردشده به ماشینهای آتشنشانی و اتوبوسهای حملونقل عمومی ۸۰۰ میلیارد تومان است. بر اساس برخی تخمینها، دهها هزار میلیارد تومان خسارت مادی به کشور و اموال مردم وارد شده است. اینها البته جدا از خسارات جانی است. بدون تردید همکاری و همراهی کافهدارها و صاحبان برخی مشاغل با پروژه جنگ داخلی موساد، تاثیر مستقیم بر پدید آمدن این خسارات جانی و مالی داشته است.
* مجازات به نفع مردم
صاحبان این کافهها و مشاغل ۲ جرم بزرگ مرتکب شدهاند: اول، همکاری مستقیم با موساد و دشمنان ایران و دوم، نقش موثر در خسارات جانی و مالی واردشده در جریان حملات تروریستی پنجشنبه و جمعهشب است. بدون تردید باید همه این افراد محاکمه و به عنوان پیادهنظام رژیم صهیونیستی مجازات شوند. بویژه یکی از مجازاتها باید پرداخت خسارات ناشی از حملات تروریستی پنجشنبه و جمعه شب باشد. در این بین، اگرچه باید همه این افراد محاکمه و مجازات شوند اما قطعا اولویت محاکمه و مجازات با لیدرها و افراد نشاندار است. یکی از این لیدرها، صاحب یا صاحبان برند ساعدینیاست. ساعدینیا در ماجرای فراخوان موساد، به صورت آشکار با موساد همکاری کرد. ساعدینیا در سالهای اخیر، بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران و امنیتی که جمهوری اسلامی با فداکاری حافظان امنیت و خون شهدا، بویژه در مقابل پروژهها و طرحهای موساد برای ایجاد ناامنی در کشور، ایجاد کرده، توانسته است ثروتاندوزی کند. با این حال اما در روزهایی که قدر و اهمیت امنیت برای کاسبی امثال ساعدینیا بیشتر از قبل آشکار و ملموس شده، او در اقدامی که مصداق بارز شورش علیه امنیت ملی است، عملا در پروژه موساد برای جنگ مسلحانه داخلی و گسترش ناامنی در کشور نقشآفرینی کرد. قطعا ساعدینیا جزو کسانی است که باید در اولویت مجازات قرار گیرد. مصادره اموال ساعدینیا به نفع خسارتدیدگان حوادث تروریستی پنجشنبه و جمعه شب، یک اقدام قانونی موجه و مدبرانه است. به واسطه شورش و حملات تروریستیای که ساعدینیا در شکلگیری زمینههای آن نقش داشته، هزاران میلیارد تومان به اموال عمومی و خصوصی خسارت وارد شده است. آیا این خسارات هنگفت، باید از بیتالمال و جیب همه مردم پرداخت شود؟
قطعا برای تامین این خسارتها اولویت با مصادره اموال مسببان تحمیل این خسارات به اموال مردم است. این البته جدا از مجازاتی است که امثال ساعدینیا به خاطر همکاری با موساد برای ایجاد جنگ مسلحانه داخلی در کشور باید متحمل شوند.
کافههای ساعدینیا و وریا غفوری ۲ ماه پلمب شدند
کافههای ساعدینیا و وریا غفوری، ۲ کافه همنوا با تروریستهای خیابانی با حکم دادستانی تهران به مدت ۲ ماه پلمب شدند. قوه قضائیه اعلام کرد ۲ کافه در تهران در اقدامی تأملبرانگیز در بحبوحه اغتشاشات خیابانی با فراخوان مهره صهیونیستها از آن سوی مرزها، در همنوایی با فراخوان انجامشده در روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ محتوای حمایتی غیرمستقیم منتشر کردند. همین مساله باعث شد در تصمیمی، تا زمان رسیدگی پرونده قضایی تشکیل شده، شعبات کافههای مورد اشاره در تهران با حکم دادستانی تهران به مدت ۲ ماه پلمب شود. به گزارش فارس، ۲ کافه مورد اشاره، کافه ساعدینیا و کافه وریا غفوری هستند. گفتنی است طی روزهای گذشته چندین پرونده قضایی علیه برخی برندها و فروشگاهها تشکیل شده است. با توجه به حمایت غیرمستقیم معدودی از چهرههای مشهور از اغتشاشات، با پیگیری دادستانی تهران و گزارش ضابط قضایی، برای این افراد پرونده قضایی تشکیل شده است. دادستان کل کشور نیز در پیامی به دادستانهای عمومی و انقلاب و دادستانهای نظامی اغتشاشگران، تخریبگران، محرکان و تروریستها را عمال رژیم صهیونی دانسته و بر تعقیب و مجازات آنان بدون هیچگونه ارفاق و اغماض تاکید کرد.



