سه گروهی که در آخرالزمان سقوط میکنند
امام حسن عسکری علیهالسلام هشدار میدهند که در عصر غیبت سه گروه به سراشیبی سقوط میروند.
به گزارش شهدای ایران به نقل از تسنیم، در فرهنگ وحی و عترت، «معرفت به امام» نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه ضامن سلامت عقیده و رفتار مؤمن است. احادیث فراوان از پیامبر اکرم و اهلبیت بر این حقیقت گواهی میدهند که بدون شناخت حجت خدا، زندگی انسان حتی اگر پر از عبادات ظاهری باشد در خطر سقوط به جاهلیت است. این معرفت، چون چراغی است که راه را از بیراهه جدا میکند و دل را از پیوستن به جریانهای باطل بازمیدارد. در پرتو این آگاهی، انسان فریب جلوهگریهای فکری و معنوی ساختگی را نمیخورد و از افتادن در دام مدعیان دروغین رهایی مییابد. بنابراین، احادیث معصومین نه تنها معرفیکننده امام حق هستند، بلکه مرزبانان اعتقادی ما در برابر نفوذ انحرافات فکریاند.
امام حسن عسکری در واپسین روزهای حیات پربرکت خویش، در ادامه سنت هدایتگرانه اهلبیت علیهمالسلام برای مصونداشتن امت از جهل و افتادن در دام جریانهای باطل، هم جانشین الهی خود را به روشنی معرفی کردند و هم چشماندازی دقیق از شرایط حساس و پرآزمون عصر غیبت ترسیم کردند.
شیخ صدوق در کمال الدین خود از محمد بن عثمان عَمری نقل میکند: از امام حسن عسکری در حالی که نزد او بودم درباره حدیثی که از پدرانش روایت شده سؤال شد که: «زمین تا روز قیامت از حجّت خدا بر خلقش خالی نمیماند، و هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.» حضرت فرمود:
«این حق است، همانگونه که روز، حق است.» پس گفته شد: «ای فرزند رسول خدا؛ حجّت و امام بعد از شما کیست؟» فرمود: «پسرم محمد، او امام و حجّت بعد از من است؛ هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. آگاه باشید که برای او غیبتی خواهد بود که نادانان در آن سرگردان میشوند، باطلگرایان در آن هلاک میشوند، و وقتتعیینکنندگان دروغ میگویند.» سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَقَالَ ع إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ فَقَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یَهْلِكُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یَكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُون.
این روایت، هم نقشه راه ولایی برای شیعه است و هم دستورالعمل عبور از پیچیدهترین آزمونهای اعتقادی. در صورت کلی، پاسخ امام حسن عسکری در دو بخش قرار دارد:
1. معرفی امام بعد و شرط نجات از مرگ جاهلیت
امام به صراحت فرمودند: «پسرم محمد (امام مهدی عجلالله تعالی فرجه) امام و حجّت بعد از من است، و هر کس بمیرد و او را نشناسد، مرگش مانند مرگ جاهلیان است.» این یعنی شناخت امام زمان، نه فقط یک فضیلت، بلکه معیار حیات ایمانی است. همانطور که زندگی بدون پیامبر، زندگی در جهل و گمراهی بود، زندگی بدون شناخت امام معصوم نیز بازگشت به همان بیهدفی و انحراف جاهلیت است.
2. ویژگی دوران غیبت
امام هشدار دادند که برای او غیبتی رخ خواهد داد که در آن:
* «جاهلان حیران میشوند»؛ چون مبنای محکمی ندارند. (یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ)
* «باطلگرایان نابود میشوند»؛ چون از غیبت برای فریب دیگران و تثبیت باطل استفاده میکنند. (یَهْلِكُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ)
* «وقتتعیینکنندگان (کسانی که برای ظهور تاریخ میگذارند) دروغ میگویند»؛ چون زمان ظهور از اسرار الهی است و ادعای آن با واقعیت تطابق ندارد. ( یَكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُون)
اما درباره سرگشتگی و حیرت در عصر غیبت که امام با تعبیر «یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ» از آن یاد کرد، بیانگر این حقیقت است که جهل، بزرگترین عامل سرگردانی انسان در آزمونهای اعتقادی است. جهل، همیشه از نبود معرفت و شناخت صحیح سرچشمه میگیرد و در فرهنگ قرآن و عترت، حالتی نکوهیده و خطرناک شمرده شده است. در طول تاریخ، دشمنان دین همواره از ناآگاهی مردم سود برده و با سوءاستفاده از کمدانشی آنان، مسیر جامعه را به سوی اهداف باطل خود منحرف کردهاند. ازاینرو، زدودن جهل نه یک امر فرعی، بلکه ضرورتی بنیادین برای حفظ ایمان و سلامت فکری جامعه است. در مباحث معرفتی و بهویژه مسئله مهدویت، زدودن جهل تنها زمانی ممکن است که شناخت، بر اساس فهم دقیق و مستقیم از احادیث معصومین بنا شود؛ آن هم بیآنکه این فهم تحت تأثیر جریانهای فکری مغایر با خط ولایت عترت یا گرایشهای بیپایه قرار گیرد. چنین معرفتی، مؤمن را در برابر فتنههای پیچیده آخرالزمانی مصون میدارد و به او قدرت تمییز حق از باطل را حتی در تاریکترین شرایط میبخشد.
فراز «وَیَهلِکُ فیها المُبطِلُون» نشان میدهد که اهل باطل، چه در عرصه اندیشه و چه در میدان عمل، سرانجامی جز نابودی ندارند. «مبطل» کسی است که آگاهانه در پی ابطال حق و ایجاد تردید در دل مؤمنان است؛ او حقیقت را میشناسد، اما بهخاطر منافع شخصی، مقام، یا پیروی از هوای نفس، آن را میپوشاند یا تحریف میکند. این معنا در سخن امام صادق علیهالسلام نیز تأیید شده است؛ آنگاه که خطاب به ابوبصیر فرمودند: «هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِی مُوسَى، ذَلِكَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ، یَغِیبُ غَیْبَةً یَرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُون»؛ یعنی «او پنجمین از نسل پسرم موسی است، فرزند بانوی کنیزان که غیبتی خواهد داشت که در آن، اهل باطل دچار تردید میشوند.»
چنین افرادی در دوران غیبت، بیشترین تلاش را برای تضعیف باور به امام حق بهکار میبرند، اما همان شرایطِ غیبت که برای آزمایش مردم پدید آمده، به میدان رسوایی و هلاکت خود آنان بدل میشود. این روایت نشان میدهد که باطلگرایان در برابر حجتی که در پرده غیبت است، تاب نمیآورند؛ زیرا اساس کارشان بر دیدهشدن و جنگ مستقیم با حق است، و وقتی حجت الهی از نظرها غایب باشد، سلاحشان کند شده و آشفتگی درونیشان آشکار میگردد تا جایی که خود در دام شک و انکار، نابود میشوند.
دربارهٔ «یَكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُون» احادیث فراوانی وارد شده که بهصراحت از هرگونه تعیین زمان ظهور امام مهدی نهی میکنند.
وقتتعیینکنندگان، با ادعای آگاهی از سِرّی که در اختصاص علم آن به خداست، دروغ میگویند و مردم را گرفتار انتظارات بیپایه، هیجانهای مقطعی و ناامیدیهای بعدی میسازند. معصومین تأکید کردهاند که ظهور، رویدادی ناگهانی و وابسته به مشیت الهی است و کسی جز خداوند از زمان دقیقش خبر ندارد. ازاینرو، تعیین وقت نهتنها گمراهکننده است، بلکه با حکمت الهی و فلسفه امتحان در دوران غیبت نیز منافات دارد.
توقیت به این معناست که فردی به طور مشخص به زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه اشاره کند، خواه با تعیین سال، ماه یا روز ظهور، یا حتی با ارائهی نشانهها و قرائنی که به طور غیرمستقیم به تعیین زمان منجر شود. منتها ظاهر احادیث نشان میدهد که حکم عدم توقیت تا قبل از خروج سفیانی جاری است، چرا که اهل بیت علیهمالسلام ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه را 6 ماه پس از خروج سفیانی بیان کردهاند.
بنابراین، این دو فراز از سخن امام حسن عسکری همچون نقشه راهی روشن برای حیات ایمانی شیعه هستند: نخست، شناخت صحیح و عمیق امام بهعنوان محور حیات دینی و معیار جدایی هدایت از جاهلیت؛ دوم، حفظ بصیرت و پایبندی به میراث معصومین برای عبور سالم از فتنهها و بحرانهای دوران غیبت. چنین رویکردی، هم مانع سقوط در دام جهلفروشان و باطلگرایان میشود و هم مسیر پایداری در ایمان و انتظار فعال را نشان میدهد.
امام حسن عسکری در واپسین روزهای حیات پربرکت خویش، در ادامه سنت هدایتگرانه اهلبیت علیهمالسلام برای مصونداشتن امت از جهل و افتادن در دام جریانهای باطل، هم جانشین الهی خود را به روشنی معرفی کردند و هم چشماندازی دقیق از شرایط حساس و پرآزمون عصر غیبت ترسیم کردند.
شیخ صدوق در کمال الدین خود از محمد بن عثمان عَمری نقل میکند: از امام حسن عسکری در حالی که نزد او بودم درباره حدیثی که از پدرانش روایت شده سؤال شد که: «زمین تا روز قیامت از حجّت خدا بر خلقش خالی نمیماند، و هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.» حضرت فرمود:
«این حق است، همانگونه که روز، حق است.» پس گفته شد: «ای فرزند رسول خدا؛ حجّت و امام بعد از شما کیست؟» فرمود: «پسرم محمد، او امام و حجّت بعد از من است؛ هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. آگاه باشید که برای او غیبتی خواهد بود که نادانان در آن سرگردان میشوند، باطلگرایان در آن هلاک میشوند، و وقتتعیینکنندگان دروغ میگویند.» سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَقَالَ ع إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ فَقَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یَهْلِكُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یَكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُون.
این روایت، هم نقشه راه ولایی برای شیعه است و هم دستورالعمل عبور از پیچیدهترین آزمونهای اعتقادی. در صورت کلی، پاسخ امام حسن عسکری در دو بخش قرار دارد:
1. معرفی امام بعد و شرط نجات از مرگ جاهلیت
امام به صراحت فرمودند: «پسرم محمد (امام مهدی عجلالله تعالی فرجه) امام و حجّت بعد از من است، و هر کس بمیرد و او را نشناسد، مرگش مانند مرگ جاهلیان است.» این یعنی شناخت امام زمان، نه فقط یک فضیلت، بلکه معیار حیات ایمانی است. همانطور که زندگی بدون پیامبر، زندگی در جهل و گمراهی بود، زندگی بدون شناخت امام معصوم نیز بازگشت به همان بیهدفی و انحراف جاهلیت است.
2. ویژگی دوران غیبت
امام هشدار دادند که برای او غیبتی رخ خواهد داد که در آن:
* «جاهلان حیران میشوند»؛ چون مبنای محکمی ندارند. (یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ)
* «باطلگرایان نابود میشوند»؛ چون از غیبت برای فریب دیگران و تثبیت باطل استفاده میکنند. (یَهْلِكُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ)
* «وقتتعیینکنندگان (کسانی که برای ظهور تاریخ میگذارند) دروغ میگویند»؛ چون زمان ظهور از اسرار الهی است و ادعای آن با واقعیت تطابق ندارد. ( یَكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُون)
اما درباره سرگشتگی و حیرت در عصر غیبت که امام با تعبیر «یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ» از آن یاد کرد، بیانگر این حقیقت است که جهل، بزرگترین عامل سرگردانی انسان در آزمونهای اعتقادی است. جهل، همیشه از نبود معرفت و شناخت صحیح سرچشمه میگیرد و در فرهنگ قرآن و عترت، حالتی نکوهیده و خطرناک شمرده شده است. در طول تاریخ، دشمنان دین همواره از ناآگاهی مردم سود برده و با سوءاستفاده از کمدانشی آنان، مسیر جامعه را به سوی اهداف باطل خود منحرف کردهاند. ازاینرو، زدودن جهل نه یک امر فرعی، بلکه ضرورتی بنیادین برای حفظ ایمان و سلامت فکری جامعه است. در مباحث معرفتی و بهویژه مسئله مهدویت، زدودن جهل تنها زمانی ممکن است که شناخت، بر اساس فهم دقیق و مستقیم از احادیث معصومین بنا شود؛ آن هم بیآنکه این فهم تحت تأثیر جریانهای فکری مغایر با خط ولایت عترت یا گرایشهای بیپایه قرار گیرد. چنین معرفتی، مؤمن را در برابر فتنههای پیچیده آخرالزمانی مصون میدارد و به او قدرت تمییز حق از باطل را حتی در تاریکترین شرایط میبخشد.
فراز «وَیَهلِکُ فیها المُبطِلُون» نشان میدهد که اهل باطل، چه در عرصه اندیشه و چه در میدان عمل، سرانجامی جز نابودی ندارند. «مبطل» کسی است که آگاهانه در پی ابطال حق و ایجاد تردید در دل مؤمنان است؛ او حقیقت را میشناسد، اما بهخاطر منافع شخصی، مقام، یا پیروی از هوای نفس، آن را میپوشاند یا تحریف میکند. این معنا در سخن امام صادق علیهالسلام نیز تأیید شده است؛ آنگاه که خطاب به ابوبصیر فرمودند: «هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِی مُوسَى، ذَلِكَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ، یَغِیبُ غَیْبَةً یَرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُون»؛ یعنی «او پنجمین از نسل پسرم موسی است، فرزند بانوی کنیزان که غیبتی خواهد داشت که در آن، اهل باطل دچار تردید میشوند.»
چنین افرادی در دوران غیبت، بیشترین تلاش را برای تضعیف باور به امام حق بهکار میبرند، اما همان شرایطِ غیبت که برای آزمایش مردم پدید آمده، به میدان رسوایی و هلاکت خود آنان بدل میشود. این روایت نشان میدهد که باطلگرایان در برابر حجتی که در پرده غیبت است، تاب نمیآورند؛ زیرا اساس کارشان بر دیدهشدن و جنگ مستقیم با حق است، و وقتی حجت الهی از نظرها غایب باشد، سلاحشان کند شده و آشفتگی درونیشان آشکار میگردد تا جایی که خود در دام شک و انکار، نابود میشوند.
دربارهٔ «یَكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُون» احادیث فراوانی وارد شده که بهصراحت از هرگونه تعیین زمان ظهور امام مهدی نهی میکنند.
وقتتعیینکنندگان، با ادعای آگاهی از سِرّی که در اختصاص علم آن به خداست، دروغ میگویند و مردم را گرفتار انتظارات بیپایه، هیجانهای مقطعی و ناامیدیهای بعدی میسازند. معصومین تأکید کردهاند که ظهور، رویدادی ناگهانی و وابسته به مشیت الهی است و کسی جز خداوند از زمان دقیقش خبر ندارد. ازاینرو، تعیین وقت نهتنها گمراهکننده است، بلکه با حکمت الهی و فلسفه امتحان در دوران غیبت نیز منافات دارد.
توقیت به این معناست که فردی به طور مشخص به زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه اشاره کند، خواه با تعیین سال، ماه یا روز ظهور، یا حتی با ارائهی نشانهها و قرائنی که به طور غیرمستقیم به تعیین زمان منجر شود. منتها ظاهر احادیث نشان میدهد که حکم عدم توقیت تا قبل از خروج سفیانی جاری است، چرا که اهل بیت علیهمالسلام ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه را 6 ماه پس از خروج سفیانی بیان کردهاند.
بنابراین، این دو فراز از سخن امام حسن عسکری همچون نقشه راهی روشن برای حیات ایمانی شیعه هستند: نخست، شناخت صحیح و عمیق امام بهعنوان محور حیات دینی و معیار جدایی هدایت از جاهلیت؛ دوم، حفظ بصیرت و پایبندی به میراث معصومین برای عبور سالم از فتنهها و بحرانهای دوران غیبت. چنین رویکردی، هم مانع سقوط در دام جهلفروشان و باطلگرایان میشود و هم مسیر پایداری در ایمان و انتظار فعال را نشان میدهد.