شهدای ایران shohadayeiran.com

گزارش؛
پدرم جانباز 70درصد اعصاب و روان است و حول و حوش 20 تا 30سال است که در مجموعه نیایش بستری است. اما اتفاق زمانی افتاد که برج 9 یا 10 سال گذشته وقتی که پدرم را به مرخصی آوردیم دیدیم که روی بدنش و بازوهایش آثار کبودی است. وقتی از او علت را سوال کردیم که اینها برای چیست، گفت مال وقتی است که پرستارهای مجموعه نیایش او را کتک زده اند.
سرویس اجتماعی شهدای ایران :با توجه به گزارش ها و اطلاعاتی که درباره مظلومیت و وضعیت زیستی جانبازان اعصاب و روان جسته گریخته شنیده می شود و ناتوانی این قشر در مراقبت از خود و خانواده هایشان و همچنین مشکلات غیرقابل تصوری که خانواده این شوریدگان خدایی با آن دست به گریبانند، قصد داریم.....

در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!

جانباز ۷۰ درصد اعصاب و روان را در بیمارستان میلاد شهریار سوار آمبولانس کردند و به ساسان بردند و در اورژانس رها و فرار کردند.


پدرم جانباز 70درصد اعصاب و روان است و حول و حوش 20 تا 30سال است که در مجموعه نیایش بستری است. اما اتفاق زمانی افتاد که برج 9 یا 10 سال گذشته وقتی که پدرم را به مرخصی آوردیم دیدیم که روی بدنش و بازوهایش آثار کبودی است. وقتی از او علت را سوال کردیم که اینها برای چیست، گفت مال وقتی است که پرستارهای مجموعه نیایش او را کتک زده اند.

در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!

مادرم هم وقتی به مجموعه نیایش زنگ زد، پرستار با لحن بدی برخورد و گوشی را قطع کرده بود؛ که صدای ضبط شده آن هنوز هم هست. بعد از این اتفاق ما پدرم را به پزشکی قانونی بردیم و مراجع قضایی هم موضوع را تائید کردند که ایشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!

اما شکایت را بخاطر بنیاد متوقف کردیم. تا برج 10 یا 11 پارسال بود که مجددا پدرم را آوردیم مرخصی و دیدیم که حالش خیلی بد است و نمی شود او را نگه داشت؛ چرا که از لحاظ روحی واقعا بهم ریخته بود.


در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!


او را به مجموعه نیایش انتقال دادیم و مجموعه نیایش هم مثل اینکه دو سه روز بعد پدر مرا به میلاد شهریار منتقل کرده بودند. مجموعه میلاد شهریار با توجه به آزمایش هایی که انجام داده بودند و پدرم حالش خیلی بد بود - دو ماه پیش آزمایش ها و سی تی اسکن انحام می دهند و متوجه می شوند که ناخن‌گیری در معده اش هست. بعد ماه گذشته با ما تماس گرفتند که پدرتان این را خورده است. ما هم با بچه های بقیةالله هماهنگ کردیم و او را بردیم آنجا تا عمل کنند.


عمل که انجام شد دکتر عباسپور و دکتر عربی و دکتر حقیقی و آقای دکتر قاضی زاده در جریان بودند که حتی دکتر حقیقی گقتند که عکس ها و سی تی اسکن و مستندات را برای ایشان(دکتر قاضی زاده) ارسال کنیم.


در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!


دکتر حقیقی گفتند که یک دست‌نوشته ای بنویسید تا ما این قضیه را پیگیر شویم. ما این روند درمان را در بقیةالله انجام دادیم و پدرم به مدت یک هفته در بقیةالله بستری بود اما روز آخر گفتند که باید مرخص شود. به دکتر عباسپور گفتم مثل اینکه پدرم باید مرخص شود و برگردد مجموعه میلاد شهریار؛ الان باید چه کار کنیم؟ گفتند که ببریدش مجموعه میلاد شهریار.

در مجموعه میلاد شهریار که پزشکش خواهر شهید متوسلیان و پزشک اعصاب و روان است و رییس مجموعه آقای آیینی است، پزشک آنجا گفت چون پدرت بخیه دارد نمی شود اینجا نگهش داشت. دکتر عباسپور هم گفت ما می بریم بیمارستان جنرال و کارهایش را انجام می دهیم و بخیه اش را می کشیم و دوباره او را می آوریم.


در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!


ایشان را بردیم بیمارستان شهید مصطفی خمینی بستری کردیم. تا دیروز که کارهای درمانش انجام شد و بخیه هایش را کشیدند، ما ایشان را حوالی ظهر به مجموعه میلاد شهریار بردیم - که البته قبل از آن دکتر عباسی و دکتر عربی با آقای آیینی، رییس مجموعه هماهنگی کرده بودند.

دکتر عباسپور صحبت کرده بود که این جانباز باید در آن مجموعه بستری شود، اما رئیس مجموعه (دکتر آئینی) گفت که "دکتر عباسپور فقط به ما زور می گوید و کاره ای نیست که به من دستور می دهد". می گوید آقای دکترعباسپور و آقای عربی اگر خیلی زرنگ هستند به من بودجه بدهند. حتی ماه قبل که من به این مجموعه رفته بودم تا به پدرم سر بزنم در بخش سالن ملاقات یک مجموعه با وضعیت خیلی افتضاحی بود و حتی نیمکت برای نشستن هم نداشتند و من دو دست مبل برای آن مجموعه خریدم و در آنجا گذاشتم که خود رئیس مجموعه گفت که آقای قاضی زاده آمده بود و قول الکی داده بود که مجموعه (زمین) پشت را برای شما می سازیم. حتی 20 یا 30 آمبولانس صفر تویوتا آن پشت آورده بودند. آنها را به ما نشان داد که اینها را آقای عربی خریده است و اینجا انبار کرده است.

 دیروز که پدرم را از بیمارستان مصطفی خمینی مرخص کردیم و به بیمارستان میلاد شهریار بردیم تا بستری کنیم - دکتر عباسپور با رییس مجموعه صحبت کرده بود تا (پدرم) بستری شود- دکتر عباسپور به من گفت که پدر شما را باید اینجا بستری کنیم و با آقای آیینی هم صحبت کرده ام.

در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!


آقای آئینی دوباره (موضوع) را به پزشکی در همین مجموعه ارجاع داد که حضور نداشت. خانم دکتر متوسلیان دیروز در مجموعه نبود. تلفنی با خانم دکتر صحبت کردم. گفت نمی توانیم پدرت را بستری کنیم؛ چون نمی تواند روی پای خودش بایستد. بنابراین شرایط پذیرش در بیمارستان اعصاب و روان را ندارد.

من گفتم چون دکتر عباسپور به شما دستور داده است، من کاره ای نیستم و دکتر عباسپور گفته که باید پدرم را بستری کنید و به شما هم این موضوع را هم گفته است. آقای آئینی گفت که اینها فقط زور می گویند. فقط تنها کاری که من می توانم انجام بدهم این است که از طریق مراجع قضایی و قاضی کشیک دستور بگیرم که پدرت را در جایی دیگر بستری کنند.

در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!


گفتم من نمی دانم؛ هر کاری که می خواهید خودتان انجام بدهید، انجام بدهید و در حوزه اختیارات من نیست. چون دکتر عباسپور به شما دستور داده؛ می خواهید گوش کنید، می خواهید گوش نکنید.

ساعت یک شب بچه های 110 به مجموعه آمدند که من حتی به آنها گفتم که شما چه کاره هستید که می خواهید برای یک جانباز 70درصد تعیین تکلیف کنید؟ مگر شما پزشک هستید؟ آنها هم یک چیز صوری با زد و بند برای خودشان نوشتند. من هم موضوع را به آقای مرتضوی، مدیر کل بنیاد شهید استان های تهران گفتم و آقای عباسپور گفت برو خانه.


در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!/کتک زدن جانباز در مجموعه نیایش!

من در بیمارستان یک نفر همراه با پدرم گذاشته بودم. حوالی ساعت دو و نیم سه شب پدرم را سوار آمبولانس می کنند و به بیمارستان ساسان برده و او را با برانکارد در اورژانس رها کرده و فرار می کنند. مجموعه آنجا به مسئول حراست اطلاع می دهند که آقا اینها آمده اند و این کار را کرده اند! وقتی با آنها تماس می گیرند که حداقل بیایید برانکاردتان را ببرید! می گویند ما دیگر کاری نداریم و ایشان (پدرم) مریض ما نبوده است.


جریان این طور بوده است و حالا مانده ایم با این مجموعه (میلاد شهریار) چه کار کنیم که حداقل وقتی با یک جانباز اعصاب و روان این طور برخورد می کنند، باید چه تدبیری اتخاذ شود. چرا باید 110 و مراجع قضایی با یک جانباز 70درصد اعصاب و روان که شرایط حادی دارد اینگونه برخورد و درباره او تصمیم گیری کنند و جانباز را از این بیمارستان به آن بیمارستان آلاخون بالاخون کنند.

 

سخن آخر اینکه تا  ساعت 6 - 7 بعد از ظهر در بیمارستان ساسان بودم تا توانستم پدرم را در بخش 10 آنجا بستری کنم تا دو سه روز بعد مرخص شود. اما متاسفانه الان نمی دانم که باید چه کار کنم که حداقل بتوان یک تو دهنی به دهن رییس مجموعه میلاد شهریار زد؛ تا به جانبازان و ایثارگران این طور اهانت نکند.

****

گفتنی است با توجه به گزارش ها و اطلاعاتی که درباره مظلومیت و وضعیت زیستی جانبازان اعصاب و روان جسته گریخته شنیده می شود و ناتوانی این قشر در مراقبت از خود و خانواده هایشان و همچنین مشکلات غیرقابل تصوری که خانواده این شوریدگان خدایی با آن دست به گریبانند، فاش نیوز قصد دارد به منظور جلب توجه و انگیزش مسئولان و آگاهی مردم  سلسله گفت و گو ها و گزارش هایی را در این خصوص تهیه و منتشر کند.

از افراد مطلع و دلسوز و خیرخواه در این زمینه درخواست می شود اطلاعات موثق خود را با ما در میان بگذارند.

یاعلی

*فاش نیوز  

نظر شما
نام:
(ضروری نیست)
ایمیل:
(ضروری نیست)
* نظر: