شهدای ایران: دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم جولای 1988 میلادی، هواپیمای مسافربری ایرباس ایران كه از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آبهای خلیج فارس و در نزدیكی جزیره«هنگام» مورد هجوم یگانهای دریایی متجاوز امریكایی مستقر در آبهای خلیج فارس قرار گرفت و سقوط كرد.این هواپیما زمانی كه ایران در نبرد با متجاوزین بعثی كه مورد حمایت شرق و غرب قرار داشت با موشك ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت که حامل 298 مسافر و خدمه بود تمامی آنها اعم از مرد و زن و كودك و نوجوان و كهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند.
در میان سرنشینان هواپیما، 66 كودك زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه كشورهای خارجی نیز بودند كه كشته شدند. ساقط كردن هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران از سوی جنایتكاران امریكایی، در حقیقت یكی دیگر از مراحل رویارویی استكبار جهانی با ملت بزرگ ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهههای جنگ بود.پس از سقوط این هواپیما، مقامات امریكایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان كردند و كوشیدند این اقدام خصمانه را یك اشتباه قلمداد كنند.
اما با توجه به مجهز بودن كشتی جنگی وینسنس به پیشرفتهترین سیستمهای راداری و رایانهای و همچنین مشخص بودن نوع هواپیمای در حال پرواز، مسلم شد كه احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، كاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقامهای امریكایی پس از چندی، در توهینی آشكار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام كردند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در كنار جنایات بیشمار دولت امریكا، در پرونده سیاه استكبار جهانی ثبت شد و لكه ننگ دیگری بر تارك آن جنایت پیشگان نقش بست.
نام: ویلیام سی راجرز سوم
(William C. Rogers)
لقب: ویل
محل تولد: فورتورث (Fortworth)، ایالت تگزاس
محل خدمت: نیروی دریایی امریكا
سالهای خدمت: 1992-1965
درجه: ناخدا
فرماندهیها: ناو یو. اس. اس كاشینگ (985-DD)
ناو یو. اس. اس وینسنس (49-G)
گروههای آموزشهای رزمی تاكتیكی نیروی دریایی
نبردها: عملیات ارنست ویل
مدالها: نشان لیاقت
مدال شایسته خدمت
مدال تمجید خدمت مشترك
نشان روبان خدمت رزمی
مدال اعزامی نیروی دریایی
مدال اعزامی نیروهای مسلح
ناخدا ویلیام سی. راجرز سوم كه معمولاً به عنوان ویل سی. راجرز سوم شناخته میشود در دسامبر سال 1938 در فورتورث، تگزاس به دنیا آمد. او افسر نیروی دریایی امریكا بود و بیشتر بهخاطر فرماندهی ناو یو. اس. اس وینسنس (G-49)، یك ناوشكن در كلاس Ticonderoga مجهز به سیستمهای رزمی Aegis شناخته شده است. در زمان فرماندهی او، این ناو مسئول سرنگون كردن پرواز شماره 655 هواپیمای ایران برفراز خلیجفارس بود كه منجر به كشته شدن 290 غیرنظامی شد و یك ماجرای بینالمللی برای امریكا به وجود آورد.
وینسنز در یك كلمه، پادگانی متحرك بود كه به یمن داشتن تجهیزات پیشرفته میتوانست همزمان در هوا، دریا و زیردریا جنگ كند. این ناو در زمان خود گرانترین – یك میلیارد دلار قیمت داشت – و پیشرفتهترین ناو جنگی موجود در جهان بود. اما این كشتی كه رادارش میتوانست شعاعی بیشتر از هواپیمای آواكس را پوشش دهد ،
صبح روز یكشنبه 12 تیر 1367 (سوم جولای 1988) با استقرار در زیر دالان پروازهای تجاری، هواپیمای غولپیكر ایرباس ایران را كه از بندرعباس به مقصد دوبی در حال پرواز بود هدف موشكهای خود قرار داد و سرنگون كرد. این جنایت در حالی صورت گرفت كه خلبان پرواز 655 به نام كاپیتان رضاییان تا آن زمان 25 بار این مسیر را پیموده بود و به دلیل مزاحمتهای آشكار ناوگان امریكا، مرتب برای آنها پیام میفرستاد.
مقامات امریكایی ناشیانه درصدد پاك كردن صورت مسئله برآمدند، درحالی كه اجساد 290 تن از سرنشینان این هواپیما بر روی آبهای خلیج فارس شناور بود مقامات نظامی امریكا با تكذیب خبر رادیو تهران مبنی بر اصابت یك فروند ایرباس اعلام كردند كه یك هواپیمای اف 14 را سرنگون كردهاند.
هر چند كه شرح این ماجرا در این مجال نمیگنجد اما باید گفت این جنایت دست اول كه ویلیام راجرز فرمانده رزمناو وینسنز مرتكب آن شده بود نه تنها با محكومیت روبهرو نشد بلكه بعدها به وی مدال لیاقت دادند و ریگان رئیسجمهور وقت امریكا این اقدام راجرز را دفاع از خود برشمرد! جان 290 انسان بیگناه در حالی توسط نیروی دریایی امریكا گرفته شد كه این اقدام حمله اتمی این كشور به ژاپن را در اوت 1945 در ذهن تداعی میكند، اما در مقیاس كوچكتر، دروغگویی ریگان و آدمیرال كرو رئیس ستاد مشترك ارتش امریكا بهزودی برای مردم جهان روشن شد ولی به چه قیمتی؟
شیخ اجل، سعدی شیرازی در قولی میگوید: «این شعر من و مرگ فقرا و ننگ اغنیا، هر سه متاعی است كه خریدار ندارد» مظلومیت ایران هیچ خریداری نداشت و بر ننگ امریكاییها هم با تبلیغات گسترده آنها سرپوش گذاشته شد، فقرا هم كه مرده بودند؛ حال چه میشد كرد؟ بهطور یقین باید دانست كه ویلیام راجرز فرمانده وینسنس با دستور مستقیم مقامات ارشد دولت امریكا و برای فشار به ایران دست به این اقدام زده است، اقداماتی كه از ده ماه قبل شروع شده و امروز به اوج خود رسیده بود.
اینبار نیز ایران توسط وزیر امور خارجه وقت خود باز به دبیركل سازمان ملل نامه نوشت و خاطرات تلخ گذشته را یادآوری كرد، در این نامه ولایتی یادآوری كرده بود كه در ایران بارها نسبت به حضور ناوهای جنگی ایالات متحده امریكا و مزاحمتهایی كه برای اعمال حاكمیت ایران ایجاد میكنند، هشدار داده و چون به این هشدارها توجه نشده است، منجر به حمله موشكی ناو امریكایی به هواپیمای مسافربری ایران و كشته شدن كلیه مسافران و سرنشینان بیگناه آن شده است،
ولایتی خود به عمدی بودن این حمله اعتراف میكند و از دبیركل میخواهد كه مرتكبان این وحشیگریها را آشكارا محكوم كند و هیئتی از كارشناسان را نیز برای تحقیق درباره این حادثه فورا اعزام نماید، در این جا باز هم سوال قبلی در ذهن متبادر میشود كه وزیر امور خارجه وقت ایران به كدام مرجع قانونی شكایت كرده بود و اینكه چند بار به سراغ شورای امنیت – هر چند ناكارآمد و مزدور و مزوّر – شكایت برده بود كه حال امریكا با آن همه غرور و تكبر بخواهد به آنها توجه كند،
آیا صرف نامه نوشتن به دبیركل سازمان ملل و درخواست از وی برای محكم كردن اقدامات قبلی و فعلی امریكا میتوانست برای ایران مفید فایده باشد، اگر اقدامات قبلی دبیركل اثربخش میبود، امریكا بهطور قطع به یقین این خبط بزرگ و از قبل برنامهریزی شده را نمیکرد و با توجه به تاثیر آن در افكار عمومی – مانند سرنگونی هواپیمای مسافربری كره جنوبی توسط جنگندههای شوروی در سال 1983 كه رسوایی بزرگی برای رژیم كمونیست حاكم بر مسكو پیش آورد – هرگز آن را مرتكب نمیشد.
جالب آنكه ایران پس از 8 سال قهر از شورای امنیت و نامه به دبیركل دادن پس از این حادثه سراغ شورای امنیت میرود، آن هم دو روز بعد از نامه ولایتی به دبیركل. ایران طی نامهای كه اینبار به رئیس شورای امنیت نوشت از او خواست كه جلسه شورا را برای رسیدگی به جنایت امریكا فورا تشكیل دهد. این درخواست ایران به سرعت توجه عمومی را به خود جلب كرد.
هر چند ایران در طول جنگ 8 ساله عراق علیه خود بارها میتوانست با استناد به اقدامات و بیانیههای دولت عراق كه همگی برخلاف كنوانسیونهای بینالمللی مورد قبول همه كشورها بود به شورای امنیت شكایت ببرد، اما این كار را نكرد تا همانگونه كه پیشتر گفته شد، ارتش عراق با فراغ بال از تحرك سیاسی ایران پرونده جنایات خود را قطورتر كند و راز شكیبایی مقامات ایران، بهویژه وزارت امور خارجه را به دلیل عدم پاسخگویی مناسب و بهموقع پیچیدهتر نماید.
پرواز شماره655 ایران ایر
در سوم جولای سال 1988، ناو وینسنس، پرواز شماره 655 ایران ایر را با دو موشك-SM2MRسرنگون كرد. پرواز 655 ایران ایر كه 290 مسافر را حمل میكرد، بهمدت هفت دقیقه درحال پرواز بود كه این دو موشك با فاصله تقریباً 8 مایل (13كیلومتر) از ناو وینسنس به این هواپیما اصابت كرد. این هواپیما درخلیج فارس در 5/6 مایلی (5/10 كیلومتری) جزیره هنگام سقوط كرد. در زمان وقوع این حادثه، ناو وینسنس داخل آبهای ایران بود.
دیوید كارلسون، افسر سرفرماندهی ناو یو. اس. اس سایدز (Uss Sides)، دومین كشتیای كه در زمان وقوع این حادثه تحت كنترل تاكتیكی راجرز بود، شخصاً از وی انتقاد كرد و او را بسیار پرخاشگر نامید. كارلسون ادعا كرد كه سرنگونكردن پرواز شماره 655 ایران ایر ناشی از به اوج رسیدن روح وحشتناك ستیزهجویی ناخدا راجرز بود كه نخستین بار چهار هفته قبل از این ماجرا دیده شد. كارلسون به وقایع روز دوم ژوئن 1988 اشاره كرد كه مدعی شد راجرز، ناو وینسنس را كه در تعقیب یك كشتی فلهبر بود، به یك ناو محافظ ایرانی بسیار نزدیك كرد.
اینكه او با پرواز دادن هلیكوپترش آن را به فاصله بسیار نزدیكی از قایقهای كوچك ایرانی برد و همچنین به جای هدایت كشتی دیگر برای شلیك به سوی كشتیهای ایرانی، به سوی چند قایق كوچك نظامی ایرانی شلیك كرد. كارلسون با اشاره به هزینه بالای این رزمناو در ارتباط با ناوهای محافظ وابسته به گروه رزمی، با تصمیم راجرز مخالفت كرد. «چرا میخواهی یك رزمناوAegis به سوی قایقها شلیك كند؟ این كار عاقلانهای نیست».
ناو وینسنس كه همچنان راجرز فرمانده آن بود، مدت باقیمانده از ماموریت خود را به اتمام رساند و در 25 اكتبر 1988 به پایگاه دریایی سندیهگو بازگشت. راجرز تا 27 مهسال 1989 فرمانده ناو وینسنس بود. در سال 1990، جورج بوش پدر به راجرز بهخاطر عملكرد خارق العاده او به عنوان افسر فرمانده، نشان لژیون لیاقت اعطا كرد. این مدال بهخاطر دوران تصدی او به عنوان فرمانده ناو وینسنس از آوریل 1987 تا مه1989داده شد و هیچ اشارهای به سرنگون كردن پرواز شماره 655 ایران ایر نكرد.
«روحشان شاد، راهشان پر رهرو باد»