شهدای ایران shohadayeiran.com

او می‌گوید: اینجا نقطه صفر مرزی است، سیم خاردار پشت سر من قرار دارد، همه جا تاریک و ظلمانی است. او می‌گوید: من هنوز بیشتر از چند بهار را ندیده‌ام و اگر یک خواب نیم‌بند گولم بزند و زیاد چشمانم را ببندم، ممکن است که دیگر هرگز نتوانم آن را باز کنم و به رویایی بی‌بازگشت فرو خواهم رفت و من و آرزوهای شیرینم به تدریج یخ خواهیم بست.
به گزارش شهدای ایران کیهان نوشت:این کودک سوری که مجبور است در پشت سیم‌های خاردار مرزی ترکیه، شب را تا صبح با سوز و سرما سر کند، با همه کسانی که تصویرش را می‌بینند حرف دارد؛ او می‌گوید: اینجا نقطه صفر مرزی است، سیم خاردار پشت سر من قرار دارد، همه جا تاریک و ظلمانی است. او می‌گوید: من هنوز بیشتر از چند بهار را ندیده‌ام و اگر یک خواب نیم‌بند گولم بزند و زیاد چشمانم را ببندم، ممکن است که دیگر هرگز نتوانم آن را باز کنم و به رویایی بی‌بازگشت فرو خواهم رفت و من و آرزوهای شیرینم به تدریج یخ خواهیم بست.


هرچند که آرزوهایم را در تودرتوی گرم‌ترین جای بدنم، یعنی قلبم، پنهان کرده‌ام.این کودک معصوم شاید نداند که از کجا خورده و چه عفریتی این سرنوشت غم‌انگیز را برای او رقم زده است؛ ولی مردم سوریه و منطقه، خیلی خوب می‌دانند که «باراک اوباما» به همراه دیگر دیوسیرتان انسان‌نما با راه‌اندازی هیولای داعش سال 2011 به میهن و خانه و کاشانه این کودک و میلیون‌ها کودک سوری تعدی کردند و تخم تروریسم و نفاق را کاشتند.اکنون ملت سوریه می‌داند که اگر این دستان متجاوز را قطع نکند، ظلمت و سرما و سیم‌های خاردار، آرزوهای شیرین زیادی را منجمد خواهد کرد.
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار