امام صادق (ع): نفس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما عبادت است.( امالی شیخ مفید، ص 338)      
به روز شده در: ۰۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۳:۰۰
کد خبر: ۶۹۴۷۸
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۵
به گزارش شهدای ایران؛ سید حبیب حبیب پور نویسنده، شاعر و رزمنده 8 سال دفاع مقدس در وبلاگ شخصی خود با عنوان تا ماه راهی نیست آورده است: فرمانده گروهان غواص گردان حمزه، شهید مسعود اکبری، دلاوری از شهرستان شهمیرزاد از استان سمنان بود. قامتی کشیده داشت و صورتی با لبخندی همیشگی. پیشانی نورانی او حکایت از نمازهای نیمه شبش داشت. از آن روز که به خوزستان و در میان بچه‌های اندیمشک آمد، قلب‌ها را تسخیر کرد، شجاعت و خط شکنی او در عملیات‌ها و شهادتش در والفجر 8 در بهمن 1364 هیچ گاه از یاد رزمندگان گردان حمزه نمی‌رود. چند خاطره از آن فرمانده شهید را با هم مرور می‌کنیم:

* نماز اول وقت زیر گلوله باران


حسین نظری: در گرماگرم آتش دشمن در عملیات بدر، ناگهان صدای اذان به گوش رسید. مسعود بلافاصله نیت کرد و قامت بست و نماز اول وقتش را آغاز کرد. او راست قامتانه ایستاد و نماز خواند و به همه اثبات شد که پیرو سیدالشهدا امام حسین (ع) است؛ امامی که در زیر باران تیر نیز نماز را فراموش نکرد.


* ازدواج به چند شرط

عبدالامیر شیخ نجدی: هرگاه به او می‌گفتم که حالا دیگر نوبت تشکیل خانواده‌ات رسیده، من را با لبخندی می‌نواخت تا اینکه یک روز در راهروی بنیاد شهید، او را دیدم و گفتم: چه خبر؟ گفت: می‌خواهم به حرفت جامه عمل بپوشانم و تشکیل خانواده بدهم؛ منتهی چند شرط دارم. گفتم: نشنیده قبول. گفت: اولاً همسر شهید باشد. ثانیاً سیده باشد. ثالثاً از شهید فرزندی داشته باشد. با خوشحالی پرسیدم: انشاءالله کی؟ پاسخ داد: بعد از این عملیات، اما عملیات که تمام شد، خبر شهادتش در شهر پیچید.

* تلاوت قرآن به یاد شهیدان

کیانوش بستاک: همیشه قرآن کوچکی به همراه داشت و از هر فرصتی برای تلاوت قرآن استفاده می‌کرد، یک روز دقت کردم و متوجه شدم در بین برگ‌های این قرآن، عکس دوستان شهیدش را گذاشته است. او هنگام تلاوت قرآن به هر کس که می‌رسید برای احترام و شادی روح آن شهید سوره‌ای تلاوت می‌کرد.

* قرائت قرآن به یاد شب اول قبر

قبل از عملیات بچه‌ها متوجه گودالی شبیه به قبر و رو به قبله شدند. پس از مدتی دریافتند که مسعود آن را حفر کرده و در تاریکی شب در آن آرام می‌یافت و به یاد شب اول قبر قرآن می‌خواند.

* من می‌روم!

شب عملیات والفجر 8 هنگامی که شهید حمید صالح‌نژاد، فرمانده گردان حمزه لشکر 7 ولیعصر (عج) در تاریکی شب از حماسه عاشورا سخن می‌گفت و تکرار تاریخ را تداعی می‌ساخت، هنگامی که به این جمله رسید که هرکس می‌خواهد از این تاریکی شب استفاده کند و راه خود را پیش بگیرد، ناگهان مسعود برخاست و ندا سر داد: من می‌روم.

با تعجب به او نگاه کردیم. پس از چند لحظه که اشک از چشمان مسعود سرازیر می‌شد، ادامه داد: من می‌روم اما کجا؟ من جایی بهتر از اینجا ندارم که بروم. او ماند و همان شب با شهید حمید صالح‌نژاد به شهادت رسید.

* مرا رها کنید، به جلو بروید

جواد دریکوند: در حین شکستن خط دشمن و در اوج عملیات والفجر 8 بود که ناگهان مسعود را دیدم که زخمی شده و بر زمین افتاده است. به بالینش که رسیدم فریاد زد: مرا رها کنید و به جلو بروید. او چند بار این عبارت را تکرار کرد. ما مجبور شدیم که بنا به خواسته‌اش به عملیات ادامه دهیم.

خورشید صبح پیروزی که تابید، مسعود در میان ما نبود. دوستان می‌گفتند: در آخرین لحظه سر به سجده نهاد و روحش به بهشت پرواز کرد. تشییع پیکر او در اندیمشک دیدنی بود و آخرین دیدار بچه‌های گردان حمزه با او دل‌ها را اندوهگین می‌کرد، پس از آن تشییع بود که پیکرش برای به خاکسپاری به زادگاهش شهمیرزاد فرستاده شد؛ اما در اندیمشک یادبودی از اوست که میعادگاه دوستانش شده است.

* بخشی از وصیتنامه شهید مسعود اکبری/ «چرا ما شهید نمی‌شویم؟»

شهادت نعمتی است که نصیب هر کس نخواهد شد. راستی چرا ما شهید نمی‌شویم؟ چون ما هنوز خود را نساخته‌ایم؛ پس پروردگارا! به ما کمک کن که خودمان را بسازیم تا توفیق دیدار تو را پیدا کنیم.

ای معبود بی‌همتا! تحمل دوری تو را نداریم. تو اگر ما را به سوی خود خواندی، منتی بزرگ و مهم بر سر ما می‌نهی.

برادران و خواهران، اسلام را تنها نگذارید و برای تنها نگذاشتن اسلام باید انقلاب اسلامی را حفظ کنیم.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 1
انتشار یافته: 3
مرتضی خاکپور
|
Iran, Islamic Republic of
|
08:35 - 1394/01/13
0
0
...

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست

دریاب که هفته‌ی دگر خاک شده ست

می نوش و گلی بچین که تا در نگری

گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

با آرزوی روزی شاد در کنار طبیعت

...

و پند و ارز سیزده :

رفتم نامه بگیرم دفترچه بیمه درمان را تمدید کنم.

به اتاق رسیدم سلام گفتم :

هر چه صبر کردم کسی جواب سلام نداد ؟!

یعنی می دانند مراجعه کننده فقط جانباز زیر 25 % است ؟!

فقط باید یهویی رفت و گفت این کار را دارم ؟!

سلام را نگه دار برای سلامتی خودت ؟!

مگر اجازه می دهند رزمندگان جانبازان زیر 15 % حقوق بگیرند ؟!

امکان ندارد ؟!

تا جان در بدن دارند مخالفت می کنند و می جنگند ؟!

سلام بر حسین ( ع )

سلام بر شهید

سلام بر جانباز

سلام بر رزمنده

سلام بر دفاع مقدس
مرتضی خاکپور
|
Iran, Islamic Republic of
|
23:44 - 1394/01/13
0
0
...

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه ؟!

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه ؟!


تاکی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

شیخ بهایی

در این شب جمعه دعای کمیل

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه ؟!

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه ؟!

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید .

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید .

دیوانه منم من که روم خانه به خانه .

یعنی که گنه را به از این نیست بهانه .

اشک بهانست .مقصود تویی .

ای به تمنای وصال تو یگانه .

رزمندگان جانبازان بی حقوق و بی معشت 5 % دفاع مقدس مظلومترین در تاریخ ؟!

http://khakpour-m.blogfa.com

..
جانبازشیمیایی واعصاب و روان 20 درصد
|
Iran, Islamic Republic of
|
03:52 - 1394/02/03
0
1
خدایا تازنده ام بمن فرصت و قوت بده تا سزای جنایات ال سعود را علیه عزیزانمان دریمن کف دستشان بگذارم . چطور زنده باشیم و ببینیم ال سعود هر روز در تمام جهان وکشورهای اسلامی جنایاتش را علنی کرده است . خدا لعنتش کند انشااله زمان نابودیش فرا رسیده . . .
نظر شما
نام :
(ضروری نیست)
ایمیل :
(ضروری نیست)
* نظر :
آخرین اخبار