شهدای ایران shohadayeiran.com

نگاهی به بازگشت مجدد حسن روحانی به عرصه سیاسی:
اینکه چرا او زود برگشته، نشانه اضطراری است که در طیف وسیعی از اعتدالیون و اصلاح طلبان درباره آینده سیاسی این دو جریان وجود دارد. اما برخی اصلاح طلبان و مشاوران روحانی البته یک محاسبه پنهان دارند
چرا همه وظیفه داریم راه را برای بازگشت روحانی فراهم کنیم؟!
به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری شهدای ایران، مهدی جهان تیغی: این روزها حسن روحانی با کمک و البته بخوانید با تحریک برخی مشاورانش برای ورود مجدد به سپهر سیاسی ایران تحرکاتی داشته است. رئیس دولت تدبیر و امید که خودش هم می داند درباره وضعیت اقتصادی کشور و معیشت مردم، کارنامه ای بر جا گذاشته که اگر در مقابل هر سیاستمدار ضعیفی در ایران نیز قرار بگیرد، مغلوب خواهد شد، تلاش می کند سیاست ورزی در عرصه سیاست خارجه و امنیت ملی را به عنوان دریچه ورود مجدد به عرصه سیاسی کشور انتخاب کند. اینکه چرا او زود برگشته، نشانه اضطراری است که در طیف وسیعی از اعتدالیون و اصلاح طلبان درباره آینده سیاسی این دو جریان وجود دارد. اما برخی اصلاح طلبان و مشاوران روحانی البته یک محاسبه پنهان دارند؛ آنها معتقدند که دولتی که رئیسی تحویل گرفته و مین گذاری های که دولت روحانی برای دولت سیزدهم در موضوعاتی همچون تحریم ها، اقتصاد، بودجه، مباحث ارزی، ارزش پول ملی، سیاست خارجه و .... گذاشته، آنقدر افتضاح است که امید داشته باشند که دولت رئیسی نتواند رضایت مردم را در معیشت و اقتصاد کسب کند. آنها در روزهای آخر عامدانه چند برابر سخت تر از شرایط عمومی دولت روحانی، دولت را تحویل رئیسی دادند و در گوشه ای به انتظار نشسته اند تا در جایگاه مدعی و منتقد دوباره برگردند.

مشاوران شیخ دیپلمات، تصویر سازی هاشمی ثانی بودن، حسن روحانی را نیز در برنامه تبلیغاتی خود قرار داده اند. موضوعی که با چند مانع جدی راهبردی رو به رو هست؛ اولا روحانی هیچگاه به وزن سیاسی آیت الله هاشمی در سپهر سیاسی ایران دست نیافته. دوما هاشمی شانزده سال طول کشید تا بتواند خاطره های تلخ بخش های زیادی از مردم از شرایط اقتصادی دولتش را پنهان سازی کند و از فتنه 88 نیز به صورت جدی تصمیم گرفت که نشان بدهد که هاشمی انقلابی دهه شصت نیست و تغییرات زیادی در موضوعاتی همچون آزادی، مذاکره با آمریکا و ... داشته است. سوما؛ روحانی با کارنامه ای که از خود به جای گذاشته اعتبار و آبروی خود هاشمی رفسنجانی را نیز در این سالها را کاهش چشمگیری داده، چهارما؛ روحانی در واقع افکار هاشمی را در سیاست خارجه و اقتصاد دنبال کرد و شرایط کشور اینگونه شده که نباید می‌شد. در هر صورت هاشمی رفسنجانی این روزها برای کارگزاران، اعتدالیون جناح راست و فرزندانش نوستالژی شیرینی محسوب می شود نه برای جامعه ای که هشت سال از دولت نیابتی و فرزندان معنوی اش رنج کشیدند.

با این وجود به نظر می رسد که علاوه بر جریان غرب گرا، اعتدالیون و اصلاح طلبان، جبهه ارزشی انقلاب نیز باید از بازگشت حسن روحانی استقبال کند؛ چه قطب مقابل و رقیبی بهتر از روحانی! او باید به عرصه سیاسی برگردد تا دوباره این حس خطر که ممکن هست به روزهای بی ثبات دولت روحانی برگردیم، در جامعه زنده شود. این حس خطر بی شک برای درک بیشتر اقدامات آیت رئیسی در برنامه‌های مثل سفرهای استانی، واکسیانسیون گسترده کرونا، اجرایی شدن ساخت یک میلیون مسکن در سال  و ... به جامعه کمک بیشتری خواهد کرد. حسن روحانی باید فعال باشد تا در افکار عمومی تفاوت و قیاس رئیسی و روحانی روزانه انجام شود.

حسن روحانی باید برگردد تا جریان انقلابی بداند که همچنان وحدت باید در اولویت باشد و رقیب به خانه نمی خواهد برگردد و جریان غرب گرا قصد بازنشسته شدن از سیاست در ایران را ندارد. حسن روحانی و مدل تفکرات او و همفکرانش از بزرگترین تجربه ها و عبرت های جمهوری اسلامی هستند، انقلاب اسلامی به زنده ماندن این تجربه و عبرت برای ادامه مسیر نیاز دارد!
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
آخرین اخبار