شهدای ایران shohadayeiran.com

علیرضا زاکانی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در صفحه شخصی خود در توییتر نسبت به ادعای اخیر نتانیاهو درمورد برنامه هسته ای ایران واکنش نشان داد.
زاکانی: نابودی اسرائیل بمب اتم نمی‌خواهد
انتشار یافته: ۷
غیر قابل انتشار: ۰
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
مذاکره با آمریکا، مذاکره با رژیم صهیونیستی است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با رژیم صهیوریستی است.
مذاکره با آمریکا، مذاکره با داعش است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با داعش است.

مذاکره با اروپا، مذاکره با رژیم صهیونیستی است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با رژیم صهیوریستی است.
مذاکره با اروپا، مذاکره با داعش است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با داعش است.

مذاکره با آمریکا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.
مذاکره با آمریکا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.

مذاکره با اروپا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.
مذاکره با اروپا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.
آمریکا، اروپا، اسرائیل، داعش و گروهک تروریستی منافقین برای ما یکی هستند.



تاریخ: ۲۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۴
واکنش پمپئو به اظهارات اخیر رییس‌جمهور ایران؛ حرف‌های روحانی جدید نیست
وزیر امور خارجه آمریکا به اظهارات حسن روحانی مبنی بر آمادگی برای مذاکره در صورت لغو تحریم ها واکنش نشان داد
واکنش پمپئو به اظهارات اخیر رییس‌جمهور ایران؛ حرف‌های روحانی جدید نیست

به گزارش خبرداغ به نقل از رویترز، مایک پمپئو در مورد اظهارات اخیر رییس‌جمهور ایران مبنی بر آمادگی ایران برای مذاکره در صورت لغو تحریم‌ها گفت: تصمیم نهایی برای مذاکره را رییس‌جمهور آمریکا می‌گیرد، اما حرف‌های روحانی جدید نیست، این حرف‌های همان چیزهایی هستند که در گذشته به اوباما و جان کره زده شده بود.


درپاسخ به دبیرکل سازمان ملل متحد
درپاسخ به رئیس شورای امنیت سازمان ملل متحد
درپاسخ به رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
درپاسخ به سازمان عفوبین الملل
درپاسخ به رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد
درپاسخ به مدعیان حقوق بشر
1 - مردم ایران تصویب قطعنامه ضد ایرانی در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل را محکوم کرد.
2 - که سازمان ملل نمی تواند مدعی دفاع ازحقوق بشرباشد.
3 - که سازمان ملل چشم خود را برروی واقعیات بسته و نمی تواند مدعی دفاع ازحقوق بشرباشد.
4 - سازمان ملل بانند آمریکا وهم پیمانانش ثابت کرد که دشمن تاریخی مردم است.
5 - دیوان کفیری بین المللی به پرونده جنایات جنگی صدام دیتکاتور و هم پیمانانش را درجنگ تحمیلی هشت ساله تاکنون رسیدگی نکرده است.
6 - آمریکا شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
7 - انگلیس شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
8 - فرانسه شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
9 - آلمان شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
10 - عربستان شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
11 - سازمان ملل شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
12 - شورای امنیت سازمان ملل شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
13 - شورای حقوق بشرسازمان ملل شریک جنایات صدام دیکتاتوراست.
14 - سکوت دربرابرجنایت ازخود جنایت بدتراست.
15 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست آمریکا درکاراست.
16 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست کاخ سفید درکاراست.
17 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست واشنگتن درکاراست.
18 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست انگلیس درکاراست.
19 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست فرانسه درکاراست.
20 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست آلمان درکاراست.
21 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست عربستان درکاراست
22 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست آل سعود درکاراست.
23 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست امارات درکاراست.
24 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست بحرین درکاراست.
25 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست آل خلیفه درکاراست.
26 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست اسرائیل درکاراست.
27 - درهرجای دنیا جنایتی رخ می دهد دست نتانیاهو درکاراست.
28 - درانگلیس ازهرپنج نفریک نفر زیرخط فقراست.
29 - آمریکا و اروپا صلاحیت درباره حقوق بشر را نداردند.
30 - آمریکا درمساله حقوق بشرمجرم است، نه مدعی!
31 - اروپا درمساله حقوق بشرمجرم است، نه مدعی!
32 - آمریکایی ها حق ندارند درباره حقوق بشرحرف بزنند.
33 - اروپایی ها حق ندارند درباره حقوق بشرحرف بزنند.
34 - غربی ها با فروش تسلیحات به ائتلاف سعودی درفاجعه یمن شریک جرم هستند.
35 - چرا قطعنامه در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل ضد ائتلاف بین المللی تصویب نمی کند هر روزغیرنظامیان سوری قتل عام می کند.
36 - جنگنده های آمریکایی با بمب های خوشه ای مناطق غیرنظامی سوریه را بمباران کردند.
37 - آمریکا با بمب فسفری سوریه را بمباران می کند.
38 - که آمریکا ازبمب فسفری برای هدف قراردادن غیرنظامیان درسوریه استفاده می کند.
39 - حملات آمریکا علیه غیرنظامیان درسوریه افزایش یافته است.
40 - جنگنده های آمریکایی باردیگرغیرنظامیان را درسوریه به خاک و خون کشیدند.
21 - حمایت آمریکا ازعناصرداعش درسوریه همچنان ادامه دارد.
42 - حضور4 هزارنیروی آمریکایی درسوریه خلاف قوانین بین المللی است.
43 - نیروهای آمریکا حق ادامه حضور درسوریه را ندارند.
44 - سوریه ازسال 2011 تاکنون هزاران بار ازآمریکا و اسرائیل به سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد.
45 - حضورآمریکا درسوریه تروریسم، داعش، جبهه النصره، مخالفان سوری، ارتش آزاد سوریه، گروه های تروریستی و تروریست ها را تقویت کرد.
46 - سیاست تروریستی آمریکا درجهان بیش از 999 هزار قربانی برجا گذاشت وهمچنان نیزادامه دارد.
47 - چرا قطعنامه در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل ضد ائتلاف متجاوزسعودی تصویب نمی کند هر روزغیرنظامیان یمنی قتل عام می کند.
48 - که متاسفانه ازششم فروردین سال 94 تاکنون کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه یمن نمی رسد.
50 - هیچ کشوری ازسال 2001 تاکنون درسایه آمریکا به عدالت و رفاه نرسیده است.
51 - هرملت و دولتی به آمریکا اعتماد کند ضربه خواهد خورد.
52 - کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه افغانستان، لیبی، عراق، سوریه و یمن نمی رسد.
53 - که متاسفانه ازسال 2001 تاکنون کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه افغانستان نمی رسد.
54 - که متاسفانه ازسال 2001 تاکنون کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه لیبی نمی رسد.
55 - که متاسفانه ازسال 2003 تاکنون کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه عراق نمی رسد.
56 - که متاسفانه ازسال 2011 تاکنون کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه سوریه نمی رسد.
57 - که متاسفانه ازسال 2015 تاکنون کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه یمن نمی رسد.
58 - برخی کشورهای اروپایی با نظارت ناتو محموله های تسلیحات دراختیارتروریسم، طالبان، داعش وگروه های تروریستی گذاشته اند.
59 - آمریکا به همراه ناتو ازسال 2001 تاکنون به بهانه حمله به تروریسم وطالبان مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه افغانستان را می کشد وهمچنان نیزادامه می دهد.
60 - آمریکا وناتو مرتکب جنایات جنگی درافغانستان شده اند.
61 - آمریکا ازسال 2001 تاکنون هزاران با درافغانسان مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است و همچنان نیزادامه می دهد.
62 - ناتو ازسال 2001 تاکنون هزاران با درافغانسان مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است وهمچنان نیزادامه می دهد.
63 - ائتلاف آمریکایی ازسال 2015 تاکنون هزاران با درسوریه وعراق مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است وهمچنان نیزادامه می دهد.
64 - بمباران لیبی توسط جنگنده های آمریکایی مردم تظاهرات کردند آمریکا به بهانه حمله به القاعده فرزندان ما را می کشد.
65 - اعتماد به آمریکا، کشورهای اروپایی، حمایت ازاین جنایتکاران است.
66 - آمریکا و اسرائیل ازسال 2011 تاکنون به شکل مستقیم درسوریه ومنطقه خاورمیانه مداخله می کنند.
67 - سازمان های بین المللی چشمشان را برموضوع جنایات وحشیانه آمریکا و اسرائیل بسته اند.
68 - نیروهای آمریکایی بدون اجازه ارتش سوریه درسوریه حضوردارند.
69 - نیروهای آمریکایی بدون اجازه دولت سوریه درسوریه حضوردارند.
70 - نیروهای آمریکایی بدون اجازه دمشق درسوریه حضوردارند.
71 - نیروهای آمریکایی بدون مجوز سازمان ملل متحد درسوریه حضوردارند.
72 - نیروهای آمریکایی بدون مجوزشورای امنیت سازمان ملل متحد درسوریه حضوردارند.
73- نیروهای آمریکایی بدون مجوزنهاد های بین المللی درسوریه حضوردارند.
74 - حضورنظامی آمریکا درسوریه غیرقانونی است.
75 - حضورنظامی انگلیس درسوریه غیرقانونی است.
76 - حضورنظامی فرانسه درسوریه غیرقانونی است.
77 - حضورنظامی آلمان درسوریه غیرقانونی است.
78 - حضورنظامی ترکیه درسوریه غیرقانونی است.
79 - حضورنظامی رژیم صهیونیستی درجولان سوریه غیرقانونی است
80 - مدعیان دروغین حقوق بشردرمقابل این کشتارنه نتها ساکت نشسته اند بلکه حتی به آن چراغ سبز نیزنشان می دهند.
81 - جنایات مدعیان حقوق بشر
مدعیان حقوق بشر، درجنایات ضد بشری جهان دست دارند.
82 - فاجعه کشتار بی رحمانه بیش از 500 هزارتن ازمردم افغانستان برای جامعه جهانی شرم آوراست.
83 - فاجعه کشتار بی رحمانه بیش از 600 هزارتن ازمردم سوریه برای جامعه جهانی شرم آوراست.
84 - فاجعه کشتار بی رحمانه بیش از 400 هزارتن ازمردم عراق برای جامعه جهانی شرم آوراست.
85 - فاجعه کشتار بی رحمانه بیش از 70 هزارتن ازمردم یمن برای جامعه جهانی شرم آوراست.
86 - ائتلاف بین المللی مدعی مبارزه با تروریسم چرا به مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه سوریه حمله هوایی می کند.
87 - ائتلاف بین المللی مدعی مبارزه با داعش چرا به مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه سوریه حمله هوایی می کند.
88 - ائتلاف بین المللی مدعی مبارزه با تروریسم چرا به مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه عراق حمله هوایی می کند.
89 - ائتلاف بین المللی مدعی مبارزه با داعش چرا به مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه سوریه حمله هوایی می کند.
90 - ائتلاف بین المللی با بمباران و نسل کشی درسوریه بزرگ ترین جنایات را انجام می دهد.
91 - ائتلاف بین المللی با بمباران و نسل کشی درعراق بزرگ ترین جنایات را انجام می دهد.
92 - ائتلاف متجاوزسعودی با کمک، حمایت و پشتیبانی همه جانبه آمریکا و اروپا با قتل عام، بمباران و نسل کشی دریمن بزرگ ترین جنایات را انجام می دهد.
93 - مردم ایران، قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل علیه ایران را محکوم کرد.
94 - تصویب قطعنامه در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل علیه ایران غیرقانونی است.
95 - تصویب قطعنامه ای درباره وضعیت حقوق بشر ایران در نشست کمیته سوم مجمععمومی سازمان ملل متحد برای ما هیچ ارزشی ندارد.
96 – 77 سال جنایت صهیونیسم علیه فلسطین مظلوم.
97 - انتقاد ازسکوت 70 ساله جامعه جهانی دربرابرجنایات وحشیانه، وحشی گری و غیرانسانی صهیونیست ها جنایتکاربرای جامعه جهانی شرم آوراست.
98 - جنایت جنگی رژیم صهیونیستی درنوارغزه شرم آوراست.
99 - جنایت جنگی رژیم صهیونیستی درلبنان شرم آوراست.
100 - جنایت جنگی رژیم صهیونیستی درفلسطین اشغالی شرم آوراست.
101 - جنایت جنگی رژیم صهیونیستی درسوریه شرم آوراست.
102 - جنایت جنگی رژیم صهیونیستی دریمن شرم آوراست.
103 - اقدام اسرائیل علیه فلسطینیان جنایت جنگی است.
104 - سازمان ملل شریک جرم جنایات صهیونیست ها درجنگ منطقه خاورمیانه است.
105 - حملات هوایی رژیم صهیونیستی درسوریه، غزه و یمن جنایت جنگی است.
106 - آمریکایی ها حق حضور درسوریه و خاورمیانه را ندارند.
107 - آمریکا ازسال 2001 تاکنون همراه با چند کشور دیگر ازتروریسم درمنطقه خاورمیانه حمایت می کند وهمچنان نیزادامه می دهد.
108 - بدون اجازه دمشق حضور نیروهای خارجی تحت امر آمریکا نقض قوانین بین المللی است.
109 - هیچ کس نمی تواند بدون موافقت دمشق درسوریه پایگاه نظامی ایجاد کند.
110 - حضور نظامی آمریکا درخاک سوریه تجاوز به کشور سوریه محسوب می کند.
111 - حضورآمریکا دراراضی سوریه هیچ گونه مشروعیتی ندارد.
112 - حضورنظامی آمریکا درسوریه غیرقانونی است.
113 - دلارنجس سعودی ها دهان سازمان های به اصطلاح بین المللی خیانتکار را دوخته است.
114 - دلارنجس اماراتی ها دهان سازمان های به اصطلاح بین المللی خیانتکار را دوخته است.
115 - عربستان همراه چند کشوردیگر ازششم فروردین سال 94 تاکنون ازبمب های خوشه ای ساخت آمریکا و کشورهای اروپایی درجنگ یمن علیه غیرنظامیان یمنی استفاده کرده است وهمچنان نیز ادامه می دهد.
116 - جنایت های ائتلاف متجاوز سعودی دریمن نباید فراموش شود.
117 - دیکتاتورها حق سخن گفتن درمجامع بین المللی را ندارند.
118 - دولت های دیکتاتوری درمجامع بین المللی حق سخن گفتن ندارند.
119 - آمریکا بعنوان بزرگترین ناقص حقوق بشرحق ندارد درباره حقوق بشرحرف بزند.
120 - انگلیس بعنوان بزرگترین ناقص حقوق بشرحق ندارد درباره حقوق بشرحرف بزند.
121 - فرانسه بعنوان بزرگترین ناقص حقوق بشرحق ندارد درباره حقوق بشرحرف بزند.
122 - آلمان بعنوان بزرگترین ناقص حقوق بشرحق ندارد درباره حقوق بشرحرف بزند.
123 - اروپا بعنوان بزرگترین ناقص حقوق بشرحق ندارد درباره حقوق بشرحرف بزند.
124 - عربستان بعنوان بزرگترین ناقص حقوق بشرحق ندارد درباره حقوق بشرحرف بزند.
125 - آمریکا حق دفاع ازحقوق بشر را ندارد.
126 - انگلیس حق دفاع ازحقوق بشر را ندارد.
127 - فرانسه حق دفاع ازحقوق بشر را ندارد
128 - آلمان حق دفاع ازحقوق بشر را ندارد.
129 – کانادا حق دفاع ازحقوق را ندارد.
130 – اروپا حق دفاع ازحقوق را ندارد.
131 - عربستان حق دفاع ازحقوق بشر را ندارد.
132 - تروریست ها تحت حمایت غرب به فعالیت خود درسوریه ادامه می دهند.
133 - تروریست های داعش تحت حمایت آمریکا وهم پیمانانش به فعالیت خود درسوریه، عراق، افغانستان، لیبی، یمن، منطقه خاورمیانه ادامه می دهند.
134 - تروریست ها تحت حمایت ترکیه به فعالیت خود درسوریه ادامه می دهند.
135 - تروریست ها تحت حمایت اسرائیل به فعالیت خود درسوریه، لبنان، عراق، یمن، منطقه خاورمیانه و سراسرجهان ادامه می دهند.
136 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در آمریکا پایان دهد.
137 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در انگلیس پایان دهد.
138 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در فرانسه پایان دهد.
139 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در آلمان پایان دهد.
140 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در کاناد پایان دهد.
141 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در عربستان پایان دهد.
142 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در امارات پایان دهد.
143 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در بحرین پایان دهد.
144 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل باید به سکوت خود درباره نقض حقوق بشر در فلطسین اشغالی پایان دهد
145 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرآمریکا را نمی بیند.
146 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرانگلیس را نمی بیند.
147 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرفرانسه را نمی بیند.
148 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرآلمان را نمی بیند.
149 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرکانادا را نمی بیند.
150 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرعربستان سعودی را نمی بیند.
151 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرامارات را نمی بیند.
152 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردربحرین را نمی بیند.
153 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردراسرائیل را نمی بیند.
154 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرفلسطین اشغالی را نمی بیند.
155 - کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نقض آشکارحقوق بشردرافغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن و... توسط آمریکا و متحدانش ناقض می شود را نمی بیند.
156 – تروریست ها تحت حمایت آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا، عربستان سعودی، امارات، بحرین، ترکیه و اسرائیل درسایه سکوت سازمان های بین المللی ازسال 2011 تاکنون به فعالیت خود در سوریه، لبنان، عراق، یمن، افغانستان، لیبی ومنطقه خاورمیانه و... ادامه می دهند.
157 – کمیته سوم مجمع عمومی سارمان ملل خیانتکار باید پاسخ و توضیح دهد آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسرائیل با کدام قانون و مجوز به سوریه حمله کردند؟
158 - کمیته سوم مجمع عمومی سارمان ملل خیانتکار باید پاسخ و توضیح دهد عربستان همراه با چند کشور دیگرازفرورین سال 1394 تاکنون با کدام قانون و مجوز به یمن حمله کردند؟
159 – تروریسم را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
160 - القاعده را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
161 – طالبان را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
162 – گروهک تروریستی منافقین را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
163 – گروهک تروریستی جیش الظلم را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
164 - داعش را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
165 – جبهه النصره را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
166 – مخالفان سوری را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
167 – ارتش آزاد سوریه را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
168 – گروهک تروریستی صهیونیستی داعش را چه کسی ساخته و حمایت می کند؟ آمریکا و متحدانش!
169 - اسرائیل با کشتار کودکان فلسطینی، قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند.
170 – عربستان سعودی همراه با چند کشور دیگر با کشتار کودکان یمنی، قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند.
171- ائتلاف بین المللی به سرکردگی آمریکا با کشتارغیرنظامیان سوری، قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند.
172 - فعالیت داعش مورد حمایت و متحدانش در افغانستان نگران کننده است.
173 - در سال 2018 بیش از 2 هزار نفر به دلیل حملات این گروه تروریستی مورد حمایت آمریکا و متحدانش در افغانستان کشته شده اند.
173 - سازمان های اطلاعاتی خارجی به سرکردگی آمریکا از تروریست ها درافغانستان حمایت می کنند.
174 - سازمان های اطلاعاتی خارجی از برخی گروه‌های تروریستی در افغانستان حمایت می کنند.
175 – 20 سازمان تروریستی در افغانستان فعال هستند.

1 – آقای روحانی! جواب کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل را بدهید.
2 – آقای ظریف! جواب کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل را بدهید.

مذاکره با آمریکا، مذاکره با رژیم صهیونیستی است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با رژیم صهیوریستی است.
مذاکره با آمریکا، مذاکره با داعش است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با داعش است.

مذاکره با اروپا، مذاکره با رژیم صهیونیستی است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با رژیم صهیوریستی است.
مذاکره با اروپا، مذاکره با داعش است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با داعش است.

مذاکره با آمریکا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.
مذاکره با آمریکا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با آمریکا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.

مذاکره با اروپا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.
مذاکره با اروپا، مذاکره با گروهک تروریستی منافقین است.
گفت وگو با اروپا، گفت وگو با گروهک تروریستی منافقین است.
آمریکا، اروپا، اسرائیل، داعش و گروهک تروریستی منافقین برای ما یکی هستند.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
رئیس‌جمهور فرانسه با دعوت دولت روخانی به زودی به تهران سفر می‌کند
همکاری دولت روحانی با رئیس جمهور فرانسه، اهانت، توهین، بی احترامی و خیانت به مردم ایران است.
چراغ سبز دولت روحانی مذاکره دو باره با آمریکا، اهانت، توهین، بی احترامی و خیانت به ملت ایران است.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
آقای ظریف! یک عذرخواهی بدهکارید

2 تير 1398 ساعت 22:47

آقای ظریف! این همان آمریکاست، که روزی گفتید: «آمریکا می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیاندازد»! اگر حرف شما اندکی رنگ واقعیت داشت، حالا تمام سیستم دفاعی کشور از کار افتاده بود. رجزخوانی‌های آمریکا بلوفی بیش نبوده و نیست.

گروه سیاسی جهان نیوز، ابراهیم رضایی: پس از دفاع عزتمندانه سپاه از مرزهای هوایی کشور و متعاقب آن عقب‌نشینی (بخوانید ناتوانی) آمریکایی‌ها از حمله به ایران و نیز سخنان دیشب ترامپ مبنی بر تشکر از ایران بخاطر ساقط نکردن هواپیمای آمریکایی، به یاد این جمله دکتر ظریف وزیر امور خارجه در آذر 93 افتادم که صراحتاً گفت: «آمریکا می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیاندازد»!

آقای ظریف! این همان آمریکاست، حتی قوی‌تر؛ اگر حرف شما اندکی رنگ واقعیت داشت، حالا تمام سیستم دفاعی کشور از کار افتاده بود. بی‌تردید اگر زور ارتش ایالات متحده به سپاه می‌رسید و اگر آنها توان نابودی ایران را داشتند، درنگ نمی‌کردند. رجزخوانی‌های شیطان بلوفی بیش نبوده و نیست.

احتمالاً آقای ظریف سوءنیتی از بیان آن جمله نداشته اما آنچه خطرناک بوده و هست، وجود تفکری است که آمریکا را با این عینک می‌بیند و در ذهن خود از دولت ظالم و ترسوی واشنگتن یک هیولای بی‌نظیر ساخته است. این تفکر وقتی بر سر میز مذاکره حاضر می‌شود، حاصلش جز برجام و خسارت محض چیزی نخواهد بود. این تفکر فارغ از منادیانش انحرافی و علت اصلی مشکلات کشور است. خطرناک‌تر اینکه آن اندیشه، تصمیم‌گیر است و سایه سنگینی بر ساحت فرهنگ و سیاست و اقتصاد و جامعه دارد، تفکری که توان ایرانی را در حد آبگوشت و قورمه‌سبزی می‌پندارد و معتقد است از فرق سر تا نوک پا باید فرنگی شویم.

این تفکر که کماکان در حوزه‌های مختلف از خودروسازی و نفت و مسکن گرفته تا مالیات و گمرک و بانکداری قدرت را در دست دارد، به طرق مختلف بر طبل «ما نمی‌توانیم» می‌کوبد. تفکری که تحت تاثیر هالیوود و پروپاگاندای غرب، آمریکا را اسطوره شکست‌ناپذیر و آخر دنیا می‌داند، امروز و پس از تحقیر یانکی‌ها بدست پاسداران سپاه، دچار تناقض شده است.


شاید آقای ظریف که هنوز هم وزیر خارجه ماست، از حرف آن روز خود پشیمان و برگشته باشد و حالا در میدان عمل پی به قدرت واقعی ایران برده باشد، شاید پس از خسارت‌های سنگین این سال‌ها حالا متوجه اشتباه بودن زانو زدن مقابل فلان پادشاه و امتیاز دادن به غرب شده باشد، متوجه غلط بودن اعتماد به شیطان شده باشد و دیگر امضای کری را تضمین نداند اما مهمتر از تجربه‌ای که ظریف به بهای گزاف اندوخته، مسئله تفکر حاکم بر جریان غربگرای داخل کشور است که کماکان راه حل مشکلات را در خارج جستجو می‌کند.

با این تفکر باید مبارزه کرد، مبارزه‌ای آگاهانه و هوشمند.


درباره تلقین‌های آمریکایی به ظریف؛

ظریف یک قدم به جلو آمد/ قبلا آمریکا تجهیزات ایران را از کار می انداخت، الان آمریکا ما را نابود می‌کند/ چرا ظریف گره ذهنی‌اش را از حاج قاسم نمی‌پرسد؟

ضربه جدید به منافع ملی بعد از استعفای همزمان با سفر بشار اسد

10 تير 1398 ساعت 12:12

ظریف روز گذشته در گفتگو با سی‌ان‌ان گفته است: «آمریکا توانایی نابود کردن ایران را ندارد، مگر اینکه از سلاح‌های ممنوعه استفاده کند».

گروه سیاسی جهان نیوز، حسین خان بابازاده: اوایل روی کارامدن دولت روحانی بود که ظریف در دانشگاه تهران با لحنی خاص گفت: « آمریکا می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیاندازد!». اندکی بعد رهبر انقلاب با اشاره به این اظهارات ظریف و بدون نام آوردن از وی در یک دیدار عمومی گفتند: «یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره‌ مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک "تور نظامى" براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیطهاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودى نظامى کشور بالا برود.»

فارغ از آنکه این باور به توانمندی داخلی برای ظریف ایجاد شد یا نه، قدرت نمایی های اخیر جمهوری اسلامی در مقابل کوچک ترین تجاوز و خصوصا انهدام پهپاد پیشرفته گلوبال هاوک این تصور را به وجود آورد که به فرض آنکه تور نظامی برای ظریف و دیگر همفکران او آنچنان موثر نبوده است اما استفاده عملی از این تجهیزات باور غلط ذهن آقای دیپلمات درس خوانده در آمریکا را اصلاح کرده و احتمالا ظریف بابت اظهارات اشتباهش در سال 92 عذرخواهی خواهد کرد که ظاهرا این مورد هم کارساز نبوده و در اصطلاح فاجعه از این هم سنگین‌تر است. ظریف روز گذشته در گفتگو با سی‌ان‌ان گفته است: «آمریکا توانایی نابود کردن ایران را ندارد، مگر اینکه از سلاح‌های ممنوعه استفاده کند».

می‌توان درباره این اظهارات ظریف چند نکته مهم را بیان کرد:

یک. ظاهرا آن چیز که در دانشگاه های غرب به ظریف و دیگر دیپلمات ها تلقین کرده اند، آن قدر عمیق است که حتی مشاهدات عینی و ملموس هم اگر بتواند از آن بکاهد اما توانایی باطل کردن آن را ندارد.

دو. از رهگذر همین بند یک می‌توان نتیجه گرفت که بعد از حدود صدسال جنایت آمریکا در حق ملت ایران و نه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ظریف و روحانی چگونه حاضر شدند بار دیگر و در مجرای اعتماد و حسن نیت(!) دل به سران عهدشکن غربی ببندند.

سه. استفاده از بندهای یک و دو نشان می دهد که از ذوق زدگی این افراد برای برجام اروپایی با پیشنهاد تحقیرامیز اینستکس نباید متعجب بود چرا که در قاموس این تفکر این موضوع چندان عجیب نیست.

چهار. علی رغم بیان مداوم اعتقاد به انقلاب اسلامی، منویات امام و رهبری اما کم اعتقادی و سست اعتقادی به حقیقت انقلاب اسلامی در رفتار این جنس دیپلمات ها کاملا مشود است و قطعا ریشه مشکلات شش سال اخیر که امروز مردم ایران لطمات اقتصادی آن را با جان و مال حس می کنند همین سست اعتقادی باطنی مسئولان منتخبشان بوده است.

پنج. سروصدای ظریف در فهم منافع ملی در این چندسال بارها با علامت سوال مواجه شده است. فارغ از اظهارت وی در سال 92 پیرامون بمب آمریکایی و یا مجیزگویی از طرف غربی مذاکرات و ژست قهرمانی در ماجرای برجام، استعفای عجیب و قابل تامل وی همزمان با سفر مهم بشار اسد آخرین موردی بود که در ذهن ملت ایران به عنوان دهن کجی به منافع ملی از سوی ظریف ثبت شد. حال این فهرست ناراحت کننده، به روزرسانی شده و جدیدترین دهن کجی ظریف به منافع ملی در اوج قدرت نمایی رزمندگان به انتهای این لیست اضافه شد و آقای دیپلمات در اقدامی بی‌سابقه پا را فراتر گذاشته و حرف از احتمال نابودی ایران به می‌زند.

شش. قطعا و به اذعان بسیاری از کارشناسان افسارگسیختگی دشمنان در جسارت بیان حمله به ایران عزیز و باج گیری از این ملت، ناشی از ادبیات ضعف آلود برخی از مقامات داخل کشور است.

هفت. تصور ظریف یا به عبارت بهتر توهم او از نابودی ایران با سلاح های ممنوعه نشان می دهد وی علی رغم اینکه جزو بالاترین مقامات کشور قرار گرفته و به فرماندهان عالی رتبه همچون سردار سلیمانی کشور دسترسی دارد اما تاکنون به خود زحمت نداده تا از باور شکل گرفته اش سوال کند و به خوبی برای وی توضیح دهند که چرا امکان استفاده از سلاح ممنوعه برای دشمن به ظاهر ابرقدرت میسر نیست و مفهوم جنگ نامتقارن ایران در برابر آمریکا و تهدید منافعشان در کل دنیا چیست؟
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
توافق هسته ای بین المللی تاکنون هیچ ارزشی برای مردم ایران و کشور نداشته است و ندارد.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
پرونده جنایات انگلیس در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی

حوزه , 11 اسفند 1397 12:09

اسلام تایمز: در این منطقه از دو قرن پیش به این طرف -دو قرن و اندکی، از حدود ۱۸۰۰ [میلادی] به این طرف- هرچه از انگلیس ها سر زده است، شرّ و فساد و تهدید بوده؛ آن وقت این مسئول انگلیسی[13] می آید اینجا و میگوید ایران تهدید منطقه است؛ ایران تهدید منطقه است؟ این خیلی بی شرمی میخواهد که کسانی که خودشان در طول زمان، تهدید و خطر و نکبت برای منطقه بوده اند، بیایند کشور مظلوم و عزیز ما را متّهم کنند؛ اینها این جوری هستند.«فرازی از سخنان مقام معظم رهبری 1395/09/28»

از طراحی کودتا در ایران تا میان برداشتن و ترور شخصیتهای مخالف

در ادوار مختلف تاریخ و در بیشتر جوامع بشری، همواره شاهد استثمار انسانها توسط گروهی از صاحبان قدرت بوده‎ایم. این گروه که تشکیل ‎دهندۀاقلیت جامعه هستند، با ابزارهای مختلف، سایر انسانها را در جهت اهداف خویش مورد بهره و استعمار قرار داده و با گذر زمان، استیلای خود بر آنان را ‎افزایش داده‎اند؛ تا آنجا که دایرۀوسیعتری از جوامع و ملتها را مورد استثمار قرار داده‎اند.

در مجموعه ذیل تلاش شده است که نشان داده شود که چطور انگلستان، با نقشه های از پیش طراحی شده سعی در استثمار و سیطره بر کشورهای جهان خصوصا کشور پهناور و استراتژیک ایران داشته و دارد و جهت رسیدن به این هدف تمامی دستهای پنهان و آشکار خود را به کار گرفته است.

در راستای اثبات این مدعا، از شواهد و قرائنی مانند نقش انگلیس در تشکیل گروهها و شبکه های پیچیده و زیرزمینی «فراماسونی» که امروزه دخالت و نقش آنها در اتفاقات مختلف جهان بر کمتر کسی پوشیده است، تا دخالت در تشکیل صهیونیزم بین‎الملل و برنامه‎های بلند‎مدت برای کشورهای اسلامی استفاده شده است.

جنایات سیاسی

از میان برداشتن و ترور شخصیتهای مخالف

ترور نافرجام شیخ فضل الله نوری
در ترور نافرجام مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری (16 ذیحجه 1326) عامل اصلی، «کریم دواتگر» تروریست معروف کمیته مجازات است. در این ماجرا عوامل سرشناس سفارت انگلیس چون «میرزا محمد نجات خراسانی» شرکت دارند و «مستر اسمارت» نمایندة سفارت انگلیس، در محل بازجویی متهمین حاضر می شود تا به قول تقی زاده کسی نتواند به تروریستها «زور بگوید».

توطئه قتل امیرکبیر

«جیمز فریزر» مأمور انگلستان در ایران که به صورت جهانگرد وارد کشور شد، در مورد امیرکبیر و مانع بودن او در مقابل سیاست های انگلیس گزارشی می نویسد که در نهایت منجر به کشته شدن قائم مقام می شود:
«بدیهی است در مرحلة اول باید از دستِ وزیری که باعث اصلی همة این بدبختی هاست خلاص شد، کسی که پادشاه خود را در بردگی مطلق نگاه می دارد، کسی که در هر مورد فقط نقش خود را ایفا می ‎کند و به پیشبرد نظرات خویش توجه دارد، در حالی که با روش معیّنی به نظر می آید هر پیشنهاد انگلیس را خنثی می سازد و با آن مخالفت می کند. چنین کسی هرگز نمی تواند در راه اصلاحات اساسی گام بردارد. . . کسان دیگری هم هستند؛ اشخاصی که اهمیت و ارتقای خودشان را مدیون نفوذ انگلیس می دانند و در نتیجه نسبت به قدرت انگلیس حساسیت دارند و در دست دولت انگلیس آلت و وسیلة مطلوبی خواهند بود. شاه خوشحال خواهد شد که از این بردگی نجات پیدا کند و اگر مطمئن به پشتیبانی مؤثری باشد، در این زمینه همکاری خواهد کرد. قائم مقام دوستان بسیار کمی دارد و دشمنانِ خیلی زیاد، به طوری که کار اگر با مهارت انجام شود، سقوط او را یک مسألة ساده ای می نماید. »

انگلیس عامل قتل کنسول آمریکا در تهران

ماژور «ایمبری ویس» کنسول آمریکا هنگام عکسبرداری از سقاخانة شیخ هادی که در آن روز، شایعاتی در مورد معجزات آن در افواه بود مورد هجوم و حملة عدّة زیادی از مردم قرار گرفت و به شدت مجروح شد. پس از انتقال به بیمارستان نظمیه، عده ای از مردم داخل بیمارستان شده با داس و قمه و چکش و آب جوش او را به قتل رساندند. حکومت ایران از این فاجعه بسیار پوزش خواست و مسئولیت این واقعه را به گردن تودة متعصّب انداخت. اما اروپایی های مطلع می دانستند که در شرق، توده همیشه آلتی در دستهای زمامداران پشت پرده است. در نیمة اول قرن اخیر، سفیر روس در تهران به دست توده به قتل رسید و این قتل نتیجة دسیسه ای بود که از طرف دربار بر ضدّ او چیده شده بود. اما چه دست هایی ممکن بود توده را بر علیه «ویس» کنسول آمریکا برانگیزد؟

رفته رفته اسم یک نفر در افواه شایع شد. این اسم که نخست به طور نجوا برده می شد و سپس علناً بر زبانها جاری شد، در شماره ۲۴ سپتامبر ۱۹۲۴ روزنامه «هرالد تریبون» چاپ نیویورک فاش گردید و قتل «ماژور ایمبری» به حساب «هارولد اسپنسر» گذاشته شد. وی سالخورده ترین و لایق ترین عامل مخفی انگلیس در خاور نزدیک بود، اما پشتیبان این عامل، کمپانی های مقتدر نفت انگلیس بودند. «ویس» کنسول آمریکا کمی پیش از حادثة قتل، تمام نفوذ خود را به کار انداخته بود تا منابع نفت شمال ایران را از چنگ یک کمپانی انگلیسی به در آورده و آن را به کمپانی مشهور «سینکلر» آمریکا واگذار کند. اما مداخلة او در سیاست نفت، به بهای جان او تمام شد.

طراحی کودتاهای مختلف در ایران

کودتای سوم اسفند 1299

فروپاشی امپراتوری تزاری روسیه، انگلیس را به طمع بلعیدن کامل ایران انداخت. لرد کرزن انگلیسی با قلدری تمام از احمدشاه میخواست که با امضای قرارداد 1919 ایران را مستعمرة انگلستان نماید. شاه قاجار دریافته بود که امضای این قرارداد، لکة ننگی ابدی بر دامان قاجاریه خواهد گذاشت. مخالفت او با قرارداد 1919 و طرح راه آهن شمال جنوب، با پاسخی کوبنده از سوی انگلیسی های استعمارگر مواجه شد. کودتای سوم اسفند و ظهور قزاقی قلدر در صحنة سیاسی ایران، به احمد شاه نشان داد که استعمار از اهداف استعماری خود در ایران دست برنداشته است

کودتای سوم اسفند 1299 گام اول استعمار انگلیس در ایران برای اجرای نقشه ای بود که برای خاورمیانه در نظر داشت. ایجاد دولت های نظامی حامی انگلستان در منطقه و فراهم کردن شرایط مهاجرت گسترده یهودیان به فلسطین و سپس تأسیس رژیمی صهیونیسیتی در آن سرزمین، هدف اصلی انگلستان در خاورمیانه بود. کودتا، قاجاریه را بیش از پیش ضعیف کرد. حضور عناصر کارکشته ای نظیر «اردشیر جی»و دیگر عوامل استعمار در پشت پرده کودتا، شاه جوان را به وحشت انداخت و ترجیح داد مدتی از ایران دور باشد و این همان چیزی بود که دیکتاتور و حامیان آن دنبال می کردند.

رضاخان ابتدا سعی داشت همچون همتای خود در ترکیه در لباس ریاست جمهوری، سیاست های انگلستان را در ایران دنبال کند، لذا یک شبه جمهوری خواه شد و عوامل نظامی خود را جهت استقرار جمهوری! به خیابانها گسیل کرد. توطئة سلطنت طلبانِ جمهوری خواه با ایستادگی مردم و علما در فروردین 1303 خنثی شد. دیکتاتور و حامیان خارجی و داخلی او این بار از راه دیگری وارد شدند. ترور مخالفین، ضرب و شتم نمایندگان مجلس و نهایتاً برگزاری انتخابات مجلس پنجم با ارعاب نظامیان و تقلّب و فرستادن نمایندگان رضاخان به مجلس، اقداماتی بود که جهت خلع قاجاریه از سلطنت صورت گرفت. مشاوران دانای رضاخان به او آموخته بودند که باید ظاهرِ قانونیِ تغییر سلطنت در ایران رعایت شود؛ لذا لازم است نمایندگان طرفدار خود را با تقلب وارد مجلس نماید تا آنان به ضرورت خلع سلطنت قاجار و پوشاندن لباس سلطنت بر تن او، تشریفات قانونی را اجرا کنند. البته در اجرای تشریفات قانونی نیز خوی دیکتاتوری خود را بروز داد. گرفتن امضاء از نمایندگان در زیر زمین و تهدید نمایندگان مخالف، بخشی از سناریوی انگلیسی تغییر سلطنت در ایران بود. با خلع قاجاریه رژیمِ کاملاً دست نشاندة پهلوی بر سر کار آمد و به مدت پنجاه و سه سال ایران را در اختیار استعمارگران قرار داد.

کودتای 28 مرداد

امریکا و انگلیس باهم همدست شدند و کودتای 28 مرداد را راه انداختند و بیست و پنج سال حکومت دیکتاتوری سیاهِ مبتنی بر کودتای سرلشکر «زاهدی» را در ایران سرِپا نگه داشتند.

در جریان ملی سازی صنعت نفت ایران، «آیت الله کاشانی» و «دکتر مصدق» به عنوان راهبران دینی و سیاسی نهضت، توانستند کمر استعمار و دیکتاتوری را بشکنند. آنان نیز توفیق یافتند تا نفت را ملی ساخته و از دشمن، خلع ید به عمل آوردند. در این شرایط، استعمار که نمی توانست دست روی دست بگذارد و از کف دادن ایران، این لقمه چرب را به نظاره بنشیند، تنها راه پیروزی بر ملت را در ایجاد تفرقه در صفوف متحد آنان می جست. لذا با کمک عوامل داخلی خود همچون مظفر بقایی ها به اختلاف افکنی در میان سران نهضت پرداخت. متأسفانه این شگرد موفق از آب در آمد و آنها توانستند کاشانی و مصدق را از هم دور کنند. به تدریج با گسترش کدورتها، زمینه برای وقوع کودتای سیاه 28 مرداد با زمینه سازی انگلیس و اجرایی کردن آن توسط آمریکا به دست «سپهبد زاهدی» کاملاً مهیا شد. پس از کودتا، مصدق به زندان و تبعید و کاشانی به انزوا دچار شد و استعمار بار دیگر به صحنه آمد و برای 25 سال چنان تسمه ای از گردة ملت ایران کشید که تاریخ کمتر به یاد دارد تا این که سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی برای نخستین بار، نفت به شکل واقعیِ خود در تملک ملت در آمد و حقیقتاً ملی شد.

مقابله و سرکوب نهضتهای ضد استعماری

مقابله با نهضت جنگل

قیام استقلال طلبانة میرزا کوچک خان جنگلی در شرایطی رخ داد که ایران و جهان شاهد تحولات بزرگی بود. وقوع جنگ جهانی اول، اشغال ایران و تشدید تعدّیات روس و انگلیس، فروپاشی امپراطوری‎های تزاری و عثمانی، شرایط جدیدی را به وجود آورده بود و میرزا را در جبهه های متعدّدِ مبارزه با تعدیات روس تزاری، دست‎اندازی‎های استعمار انگلستان، انقلابی نمایان وابسته، روسهای کمونیست شده، شبکه مخفی عوامل انگلستان در ایران، عوامل فرقه ضالّه بهائیت و رژیم کودتایی درگیر نمود. استعمار انگلستان با درک اصالت نهضت جنگل و احساس خطر از ناحیة آن که می‎توانست با گسیل قوای خود به تهران و پیوند با شخصیت‎های دینی و ملی نظیر شهید مدرس، تمامی برنامه‎های شوم آنان برای ایران نظیر قرارداد ‎1919«م» و یا روی کار آوردن دیکتاتوری رضاخانی را به هم بزند، با استفاده از عوامل و امکانات خود در صدد نابودی نهضت جنگل برآمد. دستگاه جاسوسی انگلستان با طراحی نقشه‎ای پیچیده که در اجرای آن از عواملی نظیر انقلابی نماها و چپگرایان وابسته، و دشمنان قسم خوردة اسلام همچون وابستگان به فرقه ضاله بهائیت بهره برد، نهضت جنگل را از دورن با بحران مواجه ساخت و نهایتاً آن را نابود کرد.

مقابله با قیام دلیران تنگستان

دو ماه قبل از آن که قوای انگلیس بوشهر را اشغال کنند، ژنرال «کاکس» کنسول انگلیس در خلیج فارس، نامه ای به مرحوم «شیخ محمد حسین برازجانی» روحانی متنفّذ و مجتهد معروف دشتستان نوشت که جواب آن نامه، انگیزه قیام رئیس علی دلواری شد. کنسول انگلیس در این نامه از «شیخ محمد حسین برازجانی» خواسته بود که از نفوذ خود استفاده نموده و از هرگونه آشوب و قیام علیه اشغالگران جلوگیری نماید و اینکه از دشمنی با دولت انگلیس نه تنها سودی عائد ملت ایران نخواهد شد، بلکه در صورتی که ایرانیان وارد جنگ شوند، انگلیس یک سوم خاک ایران را تصرف خواهد کرد. شیخ در پاسخ به این نامه، تمام مصیبتها را از طرف دولت انگلیس دانسته و اعلام کرده بود که چنانچه عملیات انتقام جویانه علیه اشغالگران صورت پذیرد، مسئولیت آن بر عهدة انگلیسی ها خواهد بود. رئیس علی در نامه های متعدد به «شیخ محمد حسین برازجانی» از او برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف می کند که سرانجام مرحوم شیخ، صورتی از حکم جهادی که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال داشته بودند به ضمیمة حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفّار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آنها به بنادر جنوب و دشتی و تنگستان و لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ صادر می کند و برای همة خوانین می فرستد. . . بعد از اشغال بوشهر، نیروهای انگلیسی قصد تصرف دلوار را کردند؛ محلی که پیش از آن چند بار سربازان انگلیسی بدانجا یورش برده، اما هر بار طعم تلخ شکست را چشیده بودند. رئیس علی و شیخ حسین و زایرخضرخان با قیام دلیران تنگستان علیه اشغالگران انگلیسی وارد نبرد شدند و نیروهای متجاوز که قریب پنج هزار نفر بودند در دام دلیرمردان تنگستانی گرفتار آمدند و عده زیادی از بین رفتند. در جریان یکی از این حملات، رئیس علی دلواری در سوم سپتامبر 1915 از پشت سر هدف گلوله یکی از همراهان خائنش قرار گرفت و به شهادت رسید. اما نهضتی که او درجنوب ایران به راه انداخت، تا سالها مایه وحشت انگلیسی ها بود.

انحراف در مسیر جریان مشروطیت

یک عدّه روشن فکر هم بودند که مزدور و خود فروخته و از عوامل انگلیس محسوب می شدند. باری؛ مشروطه، قالب و ترکیب حکومتی انگلیس بود. این روشنفکران به جای اینکه دنبال دستگاه عدالت باشند و یک ترکیب ایرانی و یک فرمول ایرانی برای ایجاد عدالت به وجود آورند، مشروطیت را سر کار آوردند نتیجه این شد که این نهضت عظیم مردم که پشت سرِ علما و به نام دین و با شعار دین خواهی بود، بعد از مدّت بسیار کوتاهی منتهی به این شد که شیخ فضل الله نوری را که این شهید بزرگوار همین جا مدفون است در تهران به دار کشیدند. اندک زمانی بعد، سید عبد الله بهبهانی را در خانه اش ترور کردند. بعد از آن هم سید محمّد طباطبایی در انزوا و تنهایی از دنیا رفت. آن وقت مشروطه را هم به همان شکلی که خودشان می خواستند برگرداندند؛ مشروطه ای که بالاخره منتهی به حکومت رضاخانی شد.

توطئه ای که دولت استعماری انگلیس در آغاز مشروطه کرد به دو منظور بود: یکی که در همان موقع فاش شد، این بود که نفوذ روسیه تزاری را در ایران از بین ببرد؛ و دیگری همین که با آوردن قوانین غربی احکام اسلام را از میدان عمل و اجرا خارج کند.

همکاری استعمار انگلیس با روشنفکران غربزده در جریان مشروطیت، اقتدار حاکمیت را از مردم سلب کرد و با تشدید ناآرامی ها و اختلافات داخلی، مانع از استقرار مشروطیت دینی که می توانست منجر به ثبات و اقتدار ایران گردد شد. استراتژی استعمار انگلیس، تضعیف حکومت مرکزی و تقویت جریانات مرکز گریز بود. استاد شهید مطهری در تحلیلی از اوضاع عصر مشروطه می نویسد:

«یکی از سیاستهای بزرگ امروز دنیا (انگلیس) طرفدار مشروطیت بود و کوشش می کرد مشروطیت در ایران ایجاد بشود و یک سیاست بزرگ دیگر دنیا (روسیه) از استبداد حمایت می کرد و کوشش می کرد که جلو مشروطیت را بگیرد. چرا؟

آنکه طرفدار مشروطیت بود، می خواست بعد از مشروطیت، سیاست خودش را بر ایران تحمیل بکند کما این که همین کار را کرد و آن که مخالف بود، نفوذی داشت و می خواست جلو نفوذ رقیب را بگیرد.

بنابراین اگر کسانی با مشروطیت مخالف بودند، از این نظر بود که دستهای خارجی را می دیدند و می دانستند و پیش بینی می کردند که منظور، مشروطیت واقعی نیست، بلکه یک سیاست خارجی دیگری در کار است. یا اگر کسی مخالف استبداد بود، از آن جهت بود که آن سیاست هایی را که طرفدار استبداد بودند می شناخت و ضررهای سیاست آنها را می دانست.

. . . قرائن هم نشان می دهد کسانی که مخالف با مشروطیت بودند می گفتند این مشروطیت که می خواهد بیاید، غیر از آن مشروطیتی است که دارند صحبتش را می کنند، مشروطة مشروعه به اصطلاح نیست و نخواهد آمد، مانند مرحوم شیخ فضل الله نوری. »

هدایت عوامل مشروطه

با این حال در جریان انقلاب مشروطه، روسیه از موقعیت بهتری در ایران برخوردار بود. به همین سبب، تداوم وضع موجود با منافع انگلیس همخوانی نداشت. از این رو انگلیس کوشید با تظاهر به حمایت از مشروطه خواهان، آتش انقلاب را در ایران شعله ور سازد و از این رهگذر بتواند روسیه را از صحنة سیاسی ایران خارج کند و هواداران خود را بر صحنة سیاست کشور مسلط گرداند. بنابراین هدف اصلی انگلستان از نفوذ در نهضت مشروطه، کنترل نهضت و هدایت آن به سمت مقاصد لندن بود. بدین ترتیب رفتار مزورانه انگلیسی ها سبب شد که در اوائل تابستان 1285 عده ای که تعداد آنها در عرض 10 روز تا 20 هزار نفر افزایش یافت، در داخل محوطة سفارت انگلیس متحصن شوند و مورد استقبال سفارت انگلیس قرار گیرند. «سِر دنیس رایت» سفیر سابق انگلیس در ایران در خاطرات خود در موارد متعددی به برنامه ریزی دولت متبوع خود برای تبدیل کردن سفارتخانه و کنسولگری های کشورش در ایران به «مأمن» و «پناهگاه» مشروطه خواهان جهت پیاده کردن مقاصد اصلی خود اشاره کرده است.

پرونده جنایات انگلیس در ایران؛ از نقش انگلیس در جدایی بحرین از ایران تا راه اندازی شبکه های هرمی
از نقش انگلیس در جدایی بحرین از ایران تا راه اندازی شبکه های هرمی

در ادوار مختلف تاریخ و در بیشتر جوامع بشری، همواره شاهد استثمار انسانها توسط گروهی از صاحبان قدرت بوده‎ایم. این گروه که تشکیل ‎دهندۀاقلیت جامعه هستند، با ابزارهای مختلف، سایر انسانها را در جهت اهداف خویش مورد بهره و استعمار قرار داده و با گذر زمان، استیلای خود بر آنان را ‎افزایش داده‎اند؛ تا آنجا که دایرۀوسیعتری از جوامع و ملتها را مورد استثمار قرار داده‎اند.

در مجموعه ذیل تلاش شده است که نشان داده شود که چطور انگلستان، با نقشه های از پیش طراحی شده سعی در استثمار و سیطره بر کشورهای جهان خصوصا کشور پهناور و استراتژیک ایران داشته و دارد و جهت رسیدن به این هدف تمامی دستهای پنهان و آشکار خود را به کار گرفته است.

در راستای اثبات این مدعا، از شواهد و قرائنی مانند نقش انگلیس در تشکیل گروهها و شبکه های پیچیده و زیرزمینی «فراماسونی» که امروزه دخالت و نقش آنها در اتفاقات مختلف جهان بر کمتر کسی پوشیده است، تا دخالت در تشکیل صهیونیزم بین‎الملل و برنامه‎های بلند‎مدت برای کشورهای اسلامی استفاده شده است؛

تجزیه کشورها

نقش انگلیس در جدایی بحرین از ایران

در زمینه جدایی جزیرة بحرین از خاک ایران و همچنین تصرف جزایر سه گانه «تنب بزرگ» و «تنب کوچک» و «ابوموسی»، شاه و هویدا از خود هیچ اراده و استقلالی نداشتند؛ بلکه قدرت حاکم بر منطقه یعنی انگلستان بود که تصمیم می گرفت. اما آنچه از سخنان شاه و هویدا شنیده می شد، این تصمیم را جزو «سیاست مستقل ملی» خود تلقّی می کردند.

در مورد بحرین، عدم توسل به زور و خشونت را مطرح کردند و در مورد جزایر سه گانه، با استفاده از قوّة قهریه و اشغال نظامی تغییر رویه دادند. این تناقض گویی ها و عملکردهای گوناگون شاه و نخست وزیر در واقع پیرو مذاکرات پنهانی میان ایران و انگلستان و امیرنشین شارجه صورت می گرفت، و با توجه به وعده هایی که به شاه در مورد نقش ژاندارم در منطقه داده می شد، سیاست به اصطلاح مستقل ملی شاه نیز تغییر می کرد، که نهایتاً منجر به جدایی بحرین از ایران شد.

نقش انگلیس در جدایی افغانستان از ایران

در محاصرة قلعه هرات توسط محمدشاه، پاتینجر نزد کامران میرزا رفت و او را از تسلیم شدن باز داشت و مطمئن کرد که دولت انگلستان به ایران اعلان جنگ خواهد کرد و نیز متعهد شد که تا هفت ماه قشون ایران را از دور هرات پراکنده سازد. او در هرات شروع به پرداخت وجه کرد و مبالغ گزافی پرداخت و موجب شد اهالی قلعه بیشتر مقاومت کنند.

«مستر مک نیل» سفیر انگلستان در ایران نیز اطلاعات اردوی ایران را برای او [پاتپنجر] می فرستاد. عملیات پیچدة انگلیسی ها در افعانستان علیه ایران با نقش آفرینی پاتینجر و مانکجی که وابستگی مستقیم به سرویس اطلاعاتی بریتانیا داشتند، منجر به جدا شدن هرات از خاک ایران شد.

انگلیسی ها با غارت ذخایر و منابع کشور و استثمار صنعتگران و تحصیل‎کردگان ایرانی و مدیریت بر آنان، صنعت خودشان را به ایرانیان نمایاندند. استبداد حاکم بر ایران نیز در فراهم شدن چنین زمینه‎ای نقش اساسی داشت؛ بدین ترتیب که کلید اقتصاد ایران به دست آنها افتاد، به تدریج افسار سیاست نیز به آنها واگذار شد، و در اندک زمانی یکّه‎تاز ایران شدند و استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور را در دست گرفتند و رسماً ایران را به همسایة مستعمره (هندوستان) ملحق کردند و نقشة جغرافیایی و استراتژیکی ایران را به سود خود تغییر دادند و برای جدا کردن افغانستان از ایران، جزیرة خارک و بندر بوشهر و خوزستان را به تصرف خود درآوردند و سرانجام طی تحمیل معاهدة پاریس (1273/ 1857م) و به موجب بند پنجم و ششم و هفتم آن، دولت ایران متعهد شد تمام خاک افغانستان را تخلیه و از هر‎گونه ادعا نسبت به آن پرهیز کند. جدایی افغانستان در دورة صدارت «میرزا آقا‎نوری» که کاملاً به انگلیسی‎ها وابسته بود واقع شد. پس از این، در سراسر خلیج فارس و دریای عمان نفوذ دریایی برقرار گردید و تنها راه بازرگانی ایران از طریق دریای آزاد به دست انگلیس افتاد.

ایجاد و تشکیل شبکه‎های پیچیده و زیرزمینی

تشکیلات فراماسونری

فراماسونری در ایران از آغاز به عنوان یک سازمان سیاسی به نفع انگلستان کار می کرد، به نحوی که اکثر مقامات مهم مملکتی یا فرماسون بودند و آن مقام به آنها داده می شد؛ و یا پس از اشتغال فراماسون می شدند. در ایران مهمترین تشکیلات سیاسی اداره کننده کشور تا مدت‎ها همین تشکیلات فراماسونری بود که اشرافیت و خانواده های صاحب مقام و صاحب ثروت را زیر پوشش گرفته بود و منویات امپراتوری انگستان را پیاده می کرد. در دوران سلطنت محمدرضا، او ابتدا اجازه تأسیس یک لژ فراماسونری به نام «لژ پهلوی» را داد، که فردی به نام «جواهری» در رأس آن قرار داشت و «ارنست پرون» در این لژ فعّال و همه کاره بود و رابط محمدرضا با لژ محسوب می شد. بدنامی و سوء شهرت فراماسونری در ایران سبب می‎شد که رابطه محمدرضا با آن به شدت پنهان نگاه داشته شود، ولی محمدرضا در طول دوران خود همیشه از فراماسون ها حمایت می کرد و در جریان کار آنها قرار داشت و آنها نیز به شدت به سلطنت او علاقه مند و وفادار بودند.

راه اندازی شبکه های هرمی(گلدکوئیست)

فعالیت این تجارت خانه‎ها [شبکه های هرمی] آثار متنوعی و قابل توجهی در منطقه خوزستان به وجود آورده است: ایجاد یک گروه بزرگ در سطح منطقه که هواداران زیادی دارد که «مرجعیت» اجتماعی هم دارد و پتانسیلی برای ایجاد شورش در سطح منطقه یا پشتوانه‎ای برای انتخابات‎های آتی در منطقه محسوب می‎شود.

پیامد دیگر فعالیت این تجارتخانه‎ها، این است که اگر دولت یا نظام بخواهد در مقابل این تجارت مشکوک و آسیب‎های اقتصادی آن مقاومت کند، با عکس العمل شدید اجتماعی توده‎های مردم و به خصوص اقشار آسیب پذیر و مستضعف، روبرو می‎شود و دولت در برابر مردم قرار می‎گیرد. . . نکته مهمی که باید بیشتر مورد توجه دستگاههای امنیتی و قضایی خوزستان قرار بگیرد، اثبات ارتباط مستقیم و تقریباً علنی این تجارتخانه ها با گروهک خلق عرب الاحواز و این گروهک با عوامل اطلاعاتی انگلیس در منطقه است. نشانه‎ها و دلایل و قرائن بسیاری حاکی از این ارتباطات وجود دارد که ممکن است در صورت تعلل دستگاه های مربوط، آنها اقدام به از بین بردن و مخفی کردن این قرائن کنند.

جلوگیری از رشد و پیشرفت علمی کشورها

اذیت و آزار و ترور دانشمندان و شخصیتهای علمی

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران در بهمن ماه سال 1357 و بروز تحولات انقلابی در ایران، دولت انگلیس اقداماتی را علیه ایرانیان به خصوص دانشجویان ایرانی در انگلیس انجام داد و سخت‎گیری هایی در این زمینه آغاز نمود که منجر به تشدید تنش ها میان دو کشور و برگزاری نخستین تظاهرات مردمی بر ضد انگلیس در اواخر سال 1357 در تهران گردید. با اخراج گروهی از دانشجویان ایرانی از لندن و زندانی‎شدن شمار دیگری از آنها، دولت ایران به مقامات دولت انگلیس رسماً اعتراض و هشدار داد که این روند در نهایت منجر به تشدید بیشتر تنش‎ها در مناسبات دو کشور می گردد. که در نهایت وزارت خارجه انگلیس در نیمه دوم سال 1359 کاردار و دیگر دیپلماتهای سفارت انگلیس در تهران بجز یک نفر را به لندن فراخواند و سفارت این کشور در ایران را تعطیل اعلام کرد.

دخالت در مسائل هسته ای و صدور قطعنامه علیه ایران

یکی از دخالت های اخیر انگلیس، دخالت در مسائل هسته ای ایران است. این کشور به همراه دو کشور دیگر اروپایی یعنی آلمان و فرانسه همواره با فعالیتهای هسته ای ایران مخالفت کرده اند و با دخالت های خود، زمینة پیشرفت دانشمندان ایرانی را در این عرصه گرفته اند. علی‎رغم تأکید مکرر ایران بر مسالمت آمیز بودن برنامه های هسته ای اش، کشورهای اروپایی با اعمال فشار علیه ایران، خواستار لغو تمامی فعالیت های هسته ای ایران هستند.

از دیگر اقدامات انگلیس در بحث انرژی هسته ای می توان به تهیه پیش نویس قطعنامه سوم شورای امنیت اشاره کرد که توسط انگلیس به همراه آلمان و فرانسه تهیه شده بود. «گوردون براون» نخست وزیر انگلیس درباره فعالیت های صلح آمیز چنین گفته است:

«به اعتقاد من روندی که آغاز شده، می تواند به قطعنامه سوم سازمان ملل منجر شود و در صورتی که [ایران] فعالیت های حساس هسته ای خود را متوقف نکند، لندن از صدور قطعنامه سوم تحریم علیه تهران حمایت خواهد کرد. »





انگلیسی ها از سال ۱۹۱۸ تاکنون بویی از انسانیت نبرده اند.

۳۰ سال قیمومیت انگلیس بر فلسطین و رشد «سرطان صهیونیسم» در منطقه + تصاویر
اشغال فلسطین از سوی انگلیس که از سال ۱۹۱۸ شروع شده بود با تصویب جامعه ملل شکل رسمی به خود گرفت و ۳۰ سال به طول انجامید و طی چهار مرحله به ایجاد رژیم صهیونیستی منتهی شد.

۰۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱

30 سال قیمومیت انگلیس بر فلسطین و رشد «سرطان صهیونیسم» در منطقه + تصاویر

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، نظام قیمومیت انگلستان بر فلسطین رسما در سال 1920 در کنفرانس سان رمو در ایتالیا وضع شد و سازمان ملل متحد در سال 1922 آن را به رسمیت شناخت. اما سلطه انگلیس بر فلسطین از سال 1918 با ورود نیروهای انگلیس به این سرزمین آغاز شده بود.

سیستم قیمومت بر کشورهای عرب جدا شده از امپراطوری عثمانی در کنفرانس سن ریمو مشخص شد. اما شرایط قیمومیت در این کنفرانس مشخص نشد. بحث و مذاکرات میان قدرت‌های بزرگ تا سال 1922 بر سر شرایط قیمومت ادامه داشت، تا سرانجام متن پیشنهادی این قدرتها با مشورت ایالات متحده آمریکا سرانجام توسط شورای جامعه ملل در 24 جولای 1922 تصویب شد و از سپتامبر 1923 به مرحله اجرا درآمد. سند قیمومت روی هم رفته 28 ماده داشت و طرح اعلامیه بالفور در مقدمه آن مورد تأیید قرار گرفته بود.

کنفرانس «سان‌ریمو»

دولت بریتانیا برای اجرای (اعلامیه بالفور) که با صدور آن در سال 1917 وعده موطن ملی به صهیونیست‌ها داده بود طی سی سال قمومیت بر فلسطین چهار مرحله متفاوت را گذراند و در طی این چهارمرحله که هرکدام حدود یک دهه از قیمومیت را دربر داشت زمینه لازم را برای اجرای طرح اعلامیه بالفور فراهم کرد تا اینکه در سال 1948 موفق به تأسیس رژیم صهیونیستی شد.

30 سال قیمومت انگلستان بر فلسطین

نیمه دوم قرن نوزدهم م. دوران کشمکش سه قدرت اصلی اروپا (انگلستان، فرانسه، آلمان) بر سر کسب مستعمرات و منافع اقتصادی بیشتر در خارج از اروپا بود. آنان قدرت نظامی عثمانی در خاورمیانه کنونی و شمال آفریقا و بخشی‌هایی از اروپا را سد منافع خود در مناطق استعمار شده می‌دانستند. به همین جهت برای درهم شکستن قدرت آن کوشش بیشتری به خرج می‌دادند و بسیاری از مناطق تحت نفوذ امپراطوری عثمانی در اروپا را تحریک به جدایی از این کشور کردند.

انگستان با اشغال مصر، الجزایر و مرکش توانست قدرت این امپراطوری را به طورچشمگیری کاهش دهد. یکی دیگر از اقداماتی که قدرت‌های اروپایی بخصوص انگلستان برای درهم شکستن امپراطوری عثمانی انجام دادند طرح بازگرداندن یهودیان به فلسطین و استقرار آنان در این منطقه از قدرت امپراطوری بود و به همین منظور به تشویق یهودیان برای مهاجرت به فلسطین پرداختند و در همین زمان به کمک دیگر دول قدرتمند اروپا جنبشی به نام صهیونیسم را به تدریج وارد صحنه سیاسی اروپا کرد.

شروع جنگ جهانی اول و حمایت امپراطوری عثمانی از دول محور علیه متفقین تلاش بریتانیا و دیگر دول متفق را برای درهم شکستن و تجزیه امپراطوری عثمانی وارد مرحله جدیدتری کرد، انگلستان که نیروی اصلی برای درهم شکستن قدرت عثمانی بود نقشه تجزیه امپراطوری را طوری طراحی کرد که بتواند پس از پایان جنگ منافع استراتژیک خود در خاورمیانه و خلیج فارس و شبه قاره هند را حفظ کند.

از اینرو نخست به طرف ناسیونالیست‌های ناراضی عرب روی آورد و طی مذاکرات طولانی با آنان، وعده ایجاد حکومت واحد عربی درصورت سقوط امپراطوری عثمانی داد و در این میان توانست شریف حسین و پسرش فصیل را به سوی خود جلب کند. از سوی دیگر طی یک مذاکره محرمانه که بعداً به توافق سایکس – پیکو مشهور شد، طرح تجزیه امپراطوری و تقسیم آن بین فرانسه و انگلیس ریخته شد.

مذاکره با صهیونیست‌ها و «اعلامیه بالفور» برای تشکیل دولت یهودی

در همین زمان انگلیس روش سومی را نیز برای تجزیه در پیش گرفته بود و آن مذاکره با صهیونیست‌ها بود؛ چرا که در این مرحله انگلستان به حمایت ملی و معنوی یهودیان جهان نیز داشت و از طرف دیگر با نزدیک شدن به صهیونیست‌ها می‌توانست جای پای مطمئنی درجوار کانال به دست آورد. حاصل مذاکرات انگلستان با صهیونیست‌ها درطی سه سال از جنگ جهانی اول صدور اعلامیه بالفور در سال 1917 م. بود که در آن وعده موطن ملی یهود به صهیونیست‌ها داده شده بود.

در واقع صدور اعلامیه بالفور سرآغاز قیمومت انگلستان بر فلسطین بود. این اعلامیه فلسطین را از منطقه و محدوده مرزهای حکومت آینده شریف حسین که قبلا متفقین وعده دروغین آن را به وی داده بودند، حذف کرده و به صهیونیست‌ها می‌داد. این اعلامیه حتی توانست توافق سایکس – پیکو را نیز دور بزند؛ زیرا بر اساس توافق سایکس- پیکو فلسطین و اماکن مقدس آن تحت نظر یک رژیم بین الملی قرار می‌گرفت. اما با این عمل، انگلستان تعهدات خود را نیز در قبال فرانسه نادیده گرفت و جهت حفظ منافع خود در منقطه فلسطین را پیشکش صهیونیست‌ها کرد.

حضور صهیونیست‌ها در کنفرانس صلح پاریس بعد از جنگ جهانی اول

جنگ جهانی به پایان رسید، انگلستان از یک طرف باید به وعده‌اش به صهیونیست‌ها جامه عمل می‌پوشاند و از طرف دیگر به کمک متحدانش سرنوشت غنایم (سرزمین‌های متصرف شده عثمانی توسط متفقین) جنگی را مشخص کنند، بدین منظور پیروزمندان میدان قرار بر آن گذاشتند که در کنفرانس صلح پاریس که در آغاز سال 1919 برگزار می‌شد سرنوشت سرزمین‌های تصرف شده را مشخص کنند. اعراب و صهیونیست‌ها به این کنفرانس دعوت شدند تا درباره آینده خود نظریاتی را ارائه دهند. دعوت صیهونیست‌ها به این کنفرانس که صاحب هیچ سرزمینی نبودن چه منظوری داشت؟ آنان بدون پشتوانه خاصی جرات کرده بودند در این کنفرانس شرکت کنند و درباره چیزی که نداشته‌اند و ندارند حرف بزنند؟ مسلما آنان جز با حمایت دولت بریتانیا به این کنفرانس راه نیافته بودند.

پیشنهاد صهیونیست‌ها برای قیمومیت انگلیس بر فلسطین

صهیونیست‌ها در 27 فوریه 1919 طرح خود درباره سرزمین (بدون سند) خویش به شورای عالی پاریس ارائه دادند که در این طرح آنان انگلستان را به عنوان قیم آینده فلسطین پیشنهاد کرده بودند. پیشنهاد انگلستان به عنوان قیم فلسطین توسط گروهی که حتی صاحب یک وجب از خاک سرزمین فلسطین نبودند چیزی جز نشانه تبانی قبلی میان صهیونیست‌ها و رهبران انگستان نبود.

فرانسه و انگلستان نتوانستد درمورد سرنوشت کشورهای عربی جدا شده از امپراطوری عثمانی در کنفرانس صلح پاریس و همچنین در اجلاس محرمانه چهار قدرت بزرگ «آمریکا، فرانسه، انگلستان و ایتالیا» (20مارس 1919) به توافقی برسند. بنابرین تصمیم نهایی در این مورد به کنفرانس دیگری سپرده شد. این کنفرانس در 24 آوریل 1920 در سن ریمو تشکیل شد و سیستم قیمومیت را که از ابداعات ویلسون و رهبران روسیه بعد از جنگ جهانی اول بود برای کشورهای عرب تنظیم کردند.

شروع قیمومیت انگلستان بر فلسطین با اعلامیه بالفور

در این کنفرانس به دنبال توافق شرکت کنندگان حاضر، انگلستان به عنوان قیم فلسطین معرفی شد. بعد از آن شورای جامعه ملل در 24 ژوئیه 1922 قیمومیت انگلستان را به تصویب رساند و از سپتامبر 1923 به مرحله اجرا درآمد. اما سلطه واقعی انگلستان بر فلسطین با انتشار اعلامیه بالفور در سال 1917 و با ورود نیروهای انگلستان به بیت المقدس در همان سال آغاز شد و حدود سی سال قیمومت بریتانیا بر فلسطین به طول انجامید.

این سی سال حکومت بریتانیا بر فلسطین را می‌توان به چهار مرحله مشخص تقسیم بندی کرد. مرحله نخست از 1918 تا 1929 به طول انجامید. در این 10 سال نظام قیمومت، اوضاع فلسطین را تحت کتنرل خود داشت و طی آن حادثه مهمی که سیاست انگلستان در فلسطین را با خطر روبر کند، رخ نداد. از آنجایی که هدف حکومت قیمومیت بریتانیا در فلسطین فراهم کردن زمینه اجرای اعلامیه بالفور و تبدیل فلسطین به موطن ملی یهودیان بود. حکومت قیمومت در طول این چهارمرحله برای رسیدن به هدف مذکور، پنج سیاست عمده را درپیش گرفت:

1 ـ تشویق مهاجرت یهودیان به فلسطین

2ـ تسهیل فروش زمین‌های اعراب به یهودیان

3 ـ ایجاد سازمانهای اجتماعی و اقتصادی یهودیان در فلسطین و جلوگیری از اقدام متقابل اعراب در برابر این سازمان‌ها

4 ـ آموزش نظامی یهودیان توسط افسران انگلیسی

5 ـ تشویق سرمایه گذاری به نفع صهیونیست‌ها در فلسطین از سوی سرمایه داران آمریکایی و انگلیسی

تشویق مهاجرت یهودیان به فلسطین

لوید جرج، نخست وزیر وقت انگلستان پس از صدور اعلامیه بالفور اعلام کرد که یهودیان باید در فلسطین به اکثریت برسند تا بتوانند یک جامعه مشترک المنافع یهود (خواسته صهیونیست‌ها) تشکیل دهند. بدین خاطر مهاجرت‌های زیادی و هرنوع تلاش برای به حداکثر رساندن جمعیت یهود از سوی مقامات قیمومت تشویق می‌شد. تشویق مهاجرت یهود و تسهیل آن از سوی انگلستان حتی درطول سال‌های جنگ اول جهانی نیز جریان داشت.

در فاصله بین سال‌های 1905 تا 1914 تعداد یهودیان فلسطین به چند هزار بیشتر نمی‌رسید. از زمان جنگ تا پایان آن 59 مستعمره یهودی نشین با حدود 20 هزار جمعیت در فلسطین ایجاد شد، درفاصله سال‌های 1919تا 1923 تعداد یهودیان به 35000 و از 1924تا 1931 به بیش از 180000 بالغ می شد.

این تعداد در دوره دوم و سوم قیمومت گسترش روز افزون به خود گرفت. در فاصله سالهای 1932تا 1938م. تعداد 217000 صهیونیستی که بیشتر از لهستان و اروپای مرکزی بوند به فلسطین مهاجرت داده شدند. تا قبل از جنگ جهانی دوم تعداد یهودیان به 250000 رسید. درجریان جنگ دوم که آمدن مهاجرین آزاد بود ومحدویتی نسبت به آن اعمال نمی‌شد، جمعیت صهیونیست‌ها به 600000 نفر افزایش یافت.

تسهیل فروش زمین‌های اعراب به یهودیان

تشویق و تسهیل فروش زمین اعراب به یهودیان نیز با همکاری زمینداران عرب خارج از کشور در طول این سال‌ها ادامه یافت و زمین‌های بسیاری از اعراب به آژانس یهود و کمپانی‌های سرمایه داری صهیونیستی فروخته شد. در فاصله سال‌های میان 1914 تا1922 بیش از 1014000 هکتار زمین اعراب توسط صهیونیست‌ها خریداری شد و در طول سال‌های بعد، این سیاست با شدت بیشتری دنبال گردید؛ ولی در نهایت مساحت کل زمین های خریداری شده تنها 6.8 درصد از کل مساحتی است که رژیم صهیونیستی اشغال کرده است.

ایجاد سازمان‌های اجتماعی و اقتصادی یهودیان در فلسطین

در طول سال‌های دوره نخست قیمومت، سازمان‌های سیاسی – اجتماعی یهود در فلسطین با حمایت کامل بریتانیا قوام گرفتند. ولی اعراب در مقابل از دست زدن به چنین اقدامی محروم بودند. نه تنها سازمان جهانی صهیوینست به عنوان نماینده آژانس یهود به رسمیت شناخته شد بلکه در راه تشکیل مؤسسات آموزشی مخصوص یهودیان و نیز نهادهای مالی وسرمایه گذاری تسهیلاتی نیز به عمل آمد.

انگلستان با کمک سرمایه داران خارجی به ویژه صهیونیست‌ها نقش عمده‌ای در تضعیف و نابودی صنایع عرب و صنایع سنتی فلسطین داشت. آنها به تدریج در طول سال‌های قیمومت نسبت به نابودی صنایع و حرفه‌های عرب و تقویت صنایع یهود و بیگانه در فلسطین اقدام کردند.

آموزش نظامی یهودیان توسط افسران انگلیسی

مسلح شدن صیهونیست‌ها عملا درطی سال‌های جنگ جهانی اول آغاز شد، اما در دوران قیمومت آموزش رسمی صهیونیست‌ها درمراکز نظامی بریتانیا آغاز شده بود. درسال 1918 هاگانا ارتش مخصوص یهودیان با حمایت کامل بریتانیا تأسیس شد و به صورت بازوی نظامی سازمان جهانی صهیونیست، از مستعمره‌های یهودی در برابر مقاومت اعراب دفاع می‌کرد. در پایان دومین دوره قیمومت یعنی در 1939 پالماخ متشکل از 30000 نیروی جنگی تآسیس شد. بعلاوه بریتانیا در برابر گروه‌های تروریستی یهود نظیر ایرگون و اشترن هیچگونه مخالفتی ازخود نشان نمی‌داد. درحالی که با هر گونه گروه کوچک مسلح عرب به شدت و خشونت رفتار می‌کرد.

تشکیلات نظامی «هاگانا»

قدرت گروههای مسلح صهیونیست به حدی رسیده بود که« کمیسیون سلطنتی پیل در اواسط دهه 1930 جامعه مستعمره نشین صهیونیستی را دولتی در دولت قیمومت توصیف کرد».

تقویت بنیه اقتصادی صهیونیست‌ها و تضعیف اقتصاد فلسطین

یکی از اقدامات عمده که انگلستان در دوره قیمومت انجام داد؛ تضعیف بنیه اقتصادی و مالی اعراب فلسطینی و به کنترل درآوردن اقتصاد فلسطین در راستای اهداف خود و تقویت بینه اقتصادی صهیونیستها در فلسطین بود.

در سال‌های حکومت قیمومت بسیاری از سرمایه داران یهودی، انگلیسی و آمریکایی برای مهاجرت به فلسطین تشویق شدند و تکنولوژی صنعتی آمریکا و انگلستان برای حمایت از صهیونیست‌ها به فلسطین رسید و صنایع و کشاورزی صیهوینست‌ها را متحول کرد. بر خلاف دعوی صیهونیست‌ها اکثر مهاجرین صیهونیستی در طول سال‌های قیمومت در زمره کشاورزان و کارگران مهاجر نبودند بلکه به تشویق نظام قیمومت و سازمان جهانی صیهونیست بسیاری از سرمایه داران صهیونیستی از کشورهای اروپایی و آمریکای به فلسطین سرازیر شدند و سرمایه‌های خود را در خدمت صیهونیسم و توسعه مستعمره‌های صیهونیستی صرف کردند.

در فاصله سال‌های 41-39 حدود 25050 سرمایه دار دارای سرمایه های بیش از هزار لیره استرلینگ وارد فلسطین شدند. همچنین به تشویق بریتانیا از سال 1919 تا 1936 بیش از 400000000 دلار در فلسطین سرمایه گذاری شد. بانک انگلیسی- فلسطین درطول سالهای قیمومت به بانک رسمی صیهونیستها تبدیل شده بود. درسال 1936 تعداد 5602 کارخانه گوناگون متعلق به یهودیان درفلسطین به فعالیت مشغول بود که 9/10(نه دهم) کل کارخانه های کوچک و بزرگ کشور بود.تعداد نیروهایی که در استخدام صنایع صهیونیستی بودند. از 4750 در سال 22-1921 به 10968 در سال 1929 و سپس به 28616 افزایش یافت.

تعیین یک یهودی به عنوان حاکم انگلیس بر فلسطین

در سال 1920 سرهربرت ساموئل شخصیت برجسته صهیونیست و از طرحان اعلامیه بالفور، با حمایت وایزمن به عنوان اولین کمیسر عالی بریتانیا، ریاست حکومت فلسطین را به عهده گرفت. در دستگاه حاکمه انگلستان هیچ کس برای اجرای اعلامیه بالفور فراهم ساختن زمینه‌های تبدیل فلسطین به موطن ملی یهود، مناسبتر از ساموئل نبود. معاون او « سرویندام دیدز» نیز یک صهیونیست بود. دادستان کل حکومت قیمومت نیز که قبلا در «اداره سرزمین اشغال شده دشمن» کار می‌کرد، «نورمن بنتویچ» وکیل و محقق یهودی انگلستان بود که یکی از اعضای نسل جوان صهیونیست‌های انگلستان به شمار می رفت. سرانجام یک تیم کوچک وتوانا از مقامات یهودی –انگلیسی در ادارات مختلف حکومت قیمومت مشغول به کار شدند.

دوره دوم قیمومیت انگلستان و آغاز نبرد فلسطینی‌ها

دوره دوم قیمومت انگلستان بر فلسطین از سال 1929 آغاز شد و به مدت ده سال به طول انجامید. شورش‌های گسترده سال 1929 فلسطینیان سر آغاز این دوره حکومت از قیمومیت بریتانیا در فلسطین بود. شکست انگلیسی ها و صیهونیستها در انتخابات شهرداری‌ها درسال 1927 و تبلیغات شدید علیه حاج امین الحسینی رهبر جنبش ملی فلسطین، علاوه بر آن گسترش مهاجرت و انتقال زمین‌های اعراب به صهیونیست‌ها زمینه درگیری‌های 1929 را فراهم ساخت. درگیری در اصل بر سر بخشی از دیواری که به نظر یهودیان محل معبد هیکل سلیمان بود و درحال حاضر هم به عنوان محل معراج حضرت محمد (ص) ازسوی مسلمان عبادت می‌شود، آغاز شد. این دیوار در بین مسلمانان به دیوار براق معروف است و در بین یهودیان به دیوار ندبه شهرت دارد.

هنگامی که صهیونیست‌ها قصد داشتند این بخش از دیوار را به تصرف خود درآورند، با واکنش مسلمان روبرو شدند. یهویان با پرده کشی محل مربوط به مسلمانان، باعث تحریک مسلمان شدند. حکومت بریتانیا که احتمال شعله ور شدن خشم مسلمان و بروز درگیرهای جدید را می داد، پرده ها را از محل دیوار ندبه برداشت. اما صهیونیست‌ها در 15 اوت در یکی از اعیاد یهودی با برافراشتن پرچم‌های صهیونیستی به طرف دیوار ندبه به حرکت در آمدند و شعار«دیوار دیوار ماست» را سردادند.

تجمع مسلمانان در 16 اوت 1929 به مناسب ولادت رسول اکرم در کنار دیوار ندبه موجب درگیری صهیونیست‌ها و مسلمانان شد که منجر به کشته شدن یک صهیونیستی گردید. این درگیری سرآغاز شورش‌های دیگری درشهرهای بیت المقدس، الخلیل، یافا، بیسان، حیفا و صفد شد که در این درگیرهای خشونت بار که میان اعراب و صهیونیست‌ها رخ داد درمجموع 133 صیهونیست و 116 مسلمان کشته شدند.

دوره سوم قیمومیت و گرایش انگلستان به سمت اعراب

دوره سوم قیمومت انگلستان بر فلسطین همزمان با شروع جنگ جهانی آغاز شد و تا 1947 یعنی ارجاع مسئله فلسطین به سازمان ملل ادامه داشت.انگلستان برای حفظ منافع خود در جنگ و جلب حمایت اعراب به تدریج از تقویت صهیونیست‌ها دست کشید و سعی کرد میان دو گروه متخاصم در فلسطین نوعی سازش ایجاد کند. در این دوره صهیونیست‌ها که بی مهری انگلستان را مشاهده کرده بودند بسوی قدرت نو ظهور جهانی یعنی ایالات متحده آمریکا روی آوردند و سیاست‌های جدیدی را با حمایت رئیس جمهور آمریکا و صهیونیست‌های آمریکایی طرح ریزی کردند. جنگ جهانی دوم به تضعیف جنبش اعراب فلسطین کمک کرد؛ زیرا با تبعید رهبران جنبش و مسلح شدن بیش ازحد گروههای نظامی صهیونیست تحت حمایت ایالات متحده، امکان مقابله با آن کمتر شد.

سرآغار مرحله سوم قیمومت انگلستان بر فلسطین صدور کتاب سفید 1939 مکدونالد بود. انگلستان در مذاکرات سال 1939 لندن بر آن شد که اعراب فلسطین و نمایندگان برخی کشورهای عربی را دعوت کند و به انجام این کار موفق شد. دولت انگلستان در این زمان بحرانی (نزدیک شدن جنگ جهانی دوم) به حمایت اعراب نیاز داشت. در این کنفرانس راه حل بریتانیا در مورد مسئله فلسطین تأسیس کشور واحد فلسطینی هم پیمان با انگلستان طی یک دوره انتقال 10 ساله بود که به شدت از طرف اعراب و همچنین صهیونیست‌ها رد شد. به دنبال رد این طرح، دولت انگلستان در 17 مه 1939 اصول سیاست خود را درمورد فلسطین به صورت یک کتاب سفید ارائه داد. در این کتاب به تأسیس یک کشور دو ملیتی در عرض 10 سال آینده اشاره شده بود.

صهیونیست‌ها به شدت با کتاب سفید مخالفت کردند، زیرا طرح مطالب آن را برابر با لغو وعده بالفور و قیمومت می‌دانستند. با انتشار کتاب سفید درواقع همکاری انگلستان و صهیونیسم به مرحله پایانی خود رسید. اما با این وجود، آنان در جنگ جهانی دوم انگلستان را علیه آلمان همراهی کردند.

آخرین مرحله و تشکیل رژیم صهیونیستی

آخرین مرحله قیمومت انگلستان در فلسطین را می توان از نظر زمانی به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله اول از می 1946 تا فوریه 1947 که آمریکا و انگلستان درپی راهی قابل قبول پایان بخشیدن به مشکل یهود و اعراب بودند. ولی سرانجام مقامات لندن که خود را ناتوان از اداره اوضاع و ارائه راه حل مناسب می‌دیدند، مسئله فلسطین را به سازمان ملل متحد ارجاع دادند. درمرحله دوم (فوریه 1947 تامه1948)که آخرین کمیسرعالی فلسطین را ترک کرد، انگلستان به طور کلی کنترل اوضاع را ازدست داده بودند و سازمان ملل متحد در پی راه حل مسئله فلسطین می گشت.

وخامت اوضاع در سال 1946 و شدت حملات گروه‌های صهیونیست به اهداف بریتانیا به حدی رسید که کابینه به حکومت قیمومت اختیار داد تا به سرکوب گروههای صهیونیست اقدام کند. دفترمرکزی آژانس یهود و دفتر اصلی آن درتل آیو به محا
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
من تنها مخالف مذاکره با آمریکا جنایتکار شماره یک و کشورهای اروپایی جنایتکار شماره یک بودم
آمریکایی ها جنایتکار شماره یک و کشورهای اروپایی ها جنایتکار شماره یک ازسال 1918 تاکنون مانند صهیونیست ها جنایتکار شماره یک بویی ازانسانیت نبرده است.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
0
0
من تنها مخالف مذاکره با آمریکا جنایتکار شماره یک و کشورهای اروپایی جنایتکار شماره یک بودم
آمریکایی ها جنایتکار شماره یک و کشورهای اروپایی ها جنایتکار شماره یک ازسال 1918 تاکنون مانند صهیونیست ها جنایتکار شماره یک بویی ازانسانیت نبرده اند.
نظر شما
نام:
(ضروری نیست)
ایمیل:
(ضروری نیست)
* نظر:
آخرین اخبار