شهدای ایران shohadayeiran.com

مهر نوشت:منابع وابسته به رژیم صهیونیستی به هراس و وحشت تل آویو از حزب الله اذعان کردند.
هراس تل آویو از موشکهای حزب الله
به گزارش شهدای ایران؛ به نقل از رای الیوم، منابع وابسته به رژیم صهیونیستی به هراس و وحشت، تل آویو از حزب الله اذعان کردند.

این منابع اعلام کردند: بر اساس برآوردهای موسسات امنیتی اسرائیل، اگر حماس بیش از ۷۰۰ موشک در دو روز جنگ اخیر شلیک کرد، حزب الله سه برابر آن را شلیک خواهد کرد.

صهیونیستها اذعان کردند: جبهه داخلی به ویژه در شمال باید آماده حملات حزب الله و بیش از ۲۱۰۰ موشک و راکت ظرف دو روز باشند. حزب الله در جریان جنگ با سلاح های نقطه زن، مواضع راهبردی در اسرائیل را هدف قرار خواهد داد. دوره آتی بسیار پرتنش خواهد بود.
انتشار یافته: ۱۶
غیر قابل انتشار: ۰
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۳
0
0
سازمان ملل و شورای امنیت ازسال 2011 تاکنون شریک جرم جنایات و حشیانه وحشی گری و غیر انسانی تروریست ها و حامیانشان هستند.
۱۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۱:۱۴

دمشق با ارسال دو نامه خواستار شد؛
سازمان ملل و شورای امنیت به حملات تروریستها واکنش نشان دهند
سازمان ملل و شورای امنیت به حملات تروریستها واکنش نشان دهند

وزارت خارجه سوریه با ارسال دو نامه برای دبیر کل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت، از این دو نهاد خواست تا حملات تروریستی به ساکنان را شدیداً محکوم کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سانا، وزارت خارجه سوریه با ارسال دو نامه برای دبیر کل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت، از این دو نهاد خواست تا حملات تروریستی به ساکنان را شدیداً محکوم کنند.

در این دو نامه آمده است: برخی از کشورها عضو شورای امنیت به ویژه کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا اطلاعات گمراه کننده مبنی بر بمباران تأسیسات و اهداف غیر نظامی در استان ادلب توسط ارتش سوریه و متحدان آن منتشر می‌کنند، متأسفانه برخی از مسؤولان دبیرخانه سازمان ملل متحد نیز این اطلاعات غیر حرفه ای را با هدف گمراه کردن افکار عمومی جهت حمایت از جبهه النصره که در فهرست گروه‌های تروریستی شورای امنیت قرار دارد، تکمیل می‌کنند.

وزارت امور خارجه سوریه اعلام کرد: اطلاعات ارائه شده، نقش ترکیه در حمایت از جبهه النصره و جنایت‌های آن را نادیده می‌گیرند، رژیم ترکیه با نقض قطعنامه‌های بین المللی از گروه‌های تروریستی حمایت می‌کند. حملات گروه‌های تروریستی به انهدام بسیاری از زیر ساخت‌ها و کشته شدن غیر نظامیان بی گناه منجر می‌شد.

وزارت امور خارجه سوریه در نامه های خود بیان کرد: گروه‌های تروریستی به تجاوزات علیه مناطق مسکونی در سوریه ادامه می‌دهند و این گروه‌ها در بیست و نهم ماه مه شهرک قمحانه را با تعدادی از موشک‌ها هدف قرار دادند که منجر به کشته شدن یک زن و زخمی شدن پنج غیر نظامی شد. پیش از این گروه‌های تروریستی در ۲۶ ماه مه شهر السقیلبیه را با ۲۲ موشک هدف قرار دادند که به زخمی شدن دو غیر نظامی شد.

وزارت امور خارجه سوریه افزود: گروه‌های تروریستی چندین موشک به شهرک کفر زیتا در اطراف شهرک محرده شلیک کردند، این گروه‌ها در ۲۵ ماه مه منازل مسکونی در روستای بلحسین در حومه شمالی حماه را با چندین خمپاره هدف قرار دادند که به زخمی شدن یک خانم و یک کودک منجر شد. سوریه تاکید می‌کند که این حملات تروریستی سوریه را از ادامه مبارزه با تروریسم و بازگرداندن امنیت و ثبات به ملت سوریه و بازسازی آنچه توسط تروریست‌ها تخریب شد، باز نمی دارد.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۳
0
0
سودان ازسال 2015 تاکنون شریک جرم جنایات و حشیانه، وحشی گری وغیرانسانی ائتلاف متجاوز سعودی درجنگ یمن است.
نیروهای تروریست سودانی به همراه ائتلاف متجاوز سعودی به علت جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت درجنگ یمن باید دادگاه لاهه محاکمه شوند.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۳
0
0
نتانیاهو: ایران بسیار خطرناک است

13 خرداد 1398 ساعت 23:44

فارس نوشت: نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس در جمع برخی صهیونیست‌ها ضمن خطرناک توصیف کردن ایران، به تکرار ادعاهای واهی پرداخت.

به گزارش جهان نیوز، نخست وزیر رژیم صهیونیستی دوشنبه در سخنانی ایران را «بسیار خطرناک» توصیف کرد.

به نوشته وبگاه «عروتص شوع» «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی در «انجمن جهانی کنگره یهودیان آمریکا» گفت که ایران خیلی خطرناک است.

وی در حالی این سخنان را بیان کرد که در چند هفته اخیر و در پی تنش‌‌‌زایی‌های مقام‌های دولت آمریکا بر سر توافق هسته‌ای و تهدید ایران، سکوتی عجیب پیشه کرده بود به طوری‌که خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» در تحلیلی به بررسی این سکوت معنادار نتانیاهو پرداخته و نوشته بود که او از ترس موشک‌های حزب‌الله ساکت مانده است.

در این تحلیل آمده بود: «در حالی که اسرائیل همواره از فشارهای واشنگتن بر تهران استقبال کرده، اما این بحران نتانیاهو را در موقعیت حساسی قرار داده به‌گونه‌ای که نمی‌خواهد عامل اصلی تحریک آمریکایی‌ها به آغاز درگیری نظامی باشد.»

در ادامه تحلیل آسوشیتدپرس آمده ، نتانیاهو نگران است که حرفی بزند و آمریکا جنگ با ایران را آغاز کند و نیروی مقاومت حزب‌الله لبنان نیز برای انتقام‌گیری رژیم صهیونیستی را هدف حملات خود قرار دهد.

این در حالی است که گزارش جدید صهیونیست‌ها از قدرت ویرانگر موشک‌ها و راکت‌های نیروهای مقاومت حزب الله و افزایش قابل توجه تجربیات رزمی و شمار نیروهای آن‌ها حکایت دارد.

در گزارش اندیشکده صهیونیستی «جینسا» که در آن نظامیان ارشد سابق آمریکایی و صهیونیست‌ها حضور دارند، به قدرت شلیک موشک‌های حزب الله لبنان و تهدید جدی و متفاوت با گذشته علیه سرزمین‌های اشغالی در صورت بروز نبردی در آینده اشاره شده است.

در بخشی از این گزارش آمده است که حزب الله بیشتر از همه اعضای اروپایی ناتو موشک و راکت دارد. در این گزارش برآورد شده که حزب الله بین 120 تا 140 هزار موشک و راکت دارد.

به نوشته وبگاه عروتص شوع ، نتانیاهو در ادامه سخنان روز دوشنبه خود در انجمن جهانی کنگره یهودیان آمریکا با تکرار ادعا‌های واهی، مدعی هزینه‌های نظامی ایران در منطقه و تلاش در پی ساختن یک امپراطوری شد

رزمنده ایرانی، اسرائیل را به نقض قوانین بین الملل، نقض حقوق بین الملل و نقض حقوق بشرمتهم کرد
رزمنده ایرانی، رژیم صهیونیستی را به جرم جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت متهم کرد.
رزمنده ایرانی باردیگر اسرائیل را به حمایت ازتروریسم متهم کرد.
رزمنده ایرانی، نتانیاهو را به دروغگویی متهم کرد.
رزمنده ایرانی، رژیم جعلی صهیونیستی را به جرم دخالت و مداخله درامور داخلی کشورها منطقه و... متهم کرد.
اسرائیل جنایتکارهیچگاه به قوانین بین المللی احترام نمی گذارد.
اسرائیل جنایتکاراحترامی برای زندگی بشری قائل نیست.
ایران امنیت منطقه وسوریه را امنیت خود می داند.
و از هرگونه کمک برای مقابله با تروریست ها مورد حمایت اسرائیل و متحدانش درمنطقه و سوریه دریغ نخواهد کرد.
دولت ترامپ حامی جنایات جنگی صهیونیست ها درسوریه است.
دستان نتانیاهو به خون مردم سراسرمنطقه خاورمیانه وجهان آغشته است.
اسرائیل دیتکاتوری است که به قوانین بین المللی احترامی نمی گذارد.
حاکمان اسرائیل دیکتاتور هستند وهیچ احترامی برای زندگی بشری قائل نیستند.
نهاد های حقوق بشری دربرابرجنایات نیروهای اسرائیلی درفلسطین، نوارغزه، لبنان، سوریه و یمن نباید سکوت کنند.
رژیم صهیونیستی بیش از999 هزارغیرنظامی درفلسطین، نوارغزه، لبنان، سوریه ویمن کشته است وهمچنان نیزادامه می دهد.
فلسطین اشغالی بیش از70 سال است درسایه سکوت مدعیان حقوق بشر و سازمان های بین المللی دراشغال نیروهای اسرائیلی است.
حضوراسرائیل درفلسطین اشغالی ازابتدا غیرقانونی بوده است وهم نفض قوانین بین المللی است.
حمله رژیم صهیونیستی به سوریه تحت حمایت آمریکا انجام شده است.
حمله هوایی رژیم صهیونیستی به سوریه نقض قطعنامه های شورای امنیت بوده است.
درسازمان ملل عدالت وجود ندارد.
رژیم جعلی صهیونیستی عامل ناامنی درمنطقه و جهان است.
پاسخ تجاوزات رژیم صهیونیستی داده خواهد شد.
تجاوزهای اسرائیل در راستای تقویت روحیه تروریست ها مورد حمایت آمریکا و متحدانش است.
دشمن واقعی ما اسرائیل است.
حمایت ازفلسطینیان واجب شرعی است.
اسرائیل درسراسرجهان حامی داعش است.
تروریست ها تحت حمایت رژیم صهیونیستی به فعالیت خود درسوریه، لبنان، عراق، یمن و سراسرمنطقه خاورمیانه ادامه می دهند.
حضورنظامی اسرائیل درجولان سوریه غیرقانونی است.
جولان خاک سوریه است و آن را پس خواهیم گرفت.
اسرائیل یک سازمان دولتی تروریسم و اشغالگراست.
که متاسفانه بیش از70 سال است کسی به داد مردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه فلسطین نمی رسد.
نتانیاهو صدام دیکتاتوردیگری است.
آمریکا واسرائیل به شکل مستقیم درجنون سوریه مداخله می کنند.
همه می دانند صهیونیست ها با حمایت آمریکا و اروپا منبع مالی و تسلیحاتی تروریسم هستند.
اعتماد به آمریکا و کشورهای اروپایی، حمایت ازاین جنایتکاران است.
سیاست تروریستی آمریکا درجهان بیش از999 هزارقربانی برجا گذاشت.
سوریه ازسال 2011 تاکنون بیش ازهزاران بار ازآمریکا و اسرائیل به سازمان ملل و شورامنیت شکایت کرد/ درسازمان ملل و شورای امنیت عدالت وجود ندارد.
داعش یکی ازدستگاه های دولت جعلی اسرائیل است.
مدعیان حقوق بشرخیانتکارچرا درمقابل جنایات نتانیاهو سکوت کرده اند.
دشمن صهیونیستی دیگردرخاک خود هم امنیت نخواهد داشت.
غرب شریک جنایت های صهیونیست ها درمنطقه و سوریه است.
نیروهای اسرائیلی حق حضور در سرزمین های اشغالی و قدس اشغالی را ندارد.
اسرائیل ازتروریسم و داعش درسراسرجهان حمایت می کند.
اسرائیل تامین کننده تسلیحات تروریست ها درمنطقه و سوریه است.
رژیم صهیونیستی به تروریست ها پول و سلاح ارسال می کند.
اعتراف اسرائیل به درمان تروریست ها.
اسرائیل ازسال 2011 تاکنون تسلیحات مورد نیاز داعش و گروه های تروریستی را تامین می کند و همچنان نیز با حمایت آمریکا واروپا ادامه می دهد.
مشارکت غرب درجنایات نتانیاهو درفلسطین، غزه، سوریه و منطقه باید متوقف شود.
رژیم صهیونیستی تروریست ها را تسلیح می کند.
اسرائیل ازتروریست ها درسوریه و منطقه حمایت می کند.
صهیونیست ها با پشتیبانی آمریکا واروپا جنایت می کنند.
چه کسی داعش را به وجود آورد؟ رژیم جعلی صهیونیستی عامل اصلی به وجود آمدن داعش درسراسرجهان بود.
جنایت صهیونیست ها تحت نظرآمریکا، انگلس وسازمان ملل!
حمایت آمریکا، انگلیس و سازمان ملل از رژیم صهیونیستی حمایت ازتروریسم است.
صهیونیست ها حق حضور درفلسطین اشغالی را ندارند.
چرا داعش ازسال 2011 تاکنون با صهیونیست ها نمی جنگد؟
زمان آن فرا رسیده است که غده سرطانی رژیم صهیونیستی ریشته کن شود وبه اشغالگری صهیونیست ها پایان داده شود.
اسرائیل عامل تروریسم دولتی درمنطقه است.
آمریکا بزرگترین حامی دولتی تروریسم درجهان است.
آمریکا بزرگترین کشورحامی تروریسم درجهان است.
آمریکا و اسرائیل عامل ایجاد ناامنی درمنطقه است.
حامی تروریسم دولتی آمریکا است.
آمریکا تا مدت ها ازداعش حمایت می کرد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی آمریکا جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی انگلیس جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی فرانسه جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی آلمان جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی کانادا جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی عربستان جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی امارات جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی بحرین جنایتکار سرپوش بگذارد.
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل دیگر نمی تواند برجنایات و حشیانه، وحشی گری وغیر انسانی 70 ساله اسرائیل جنایتکار سرپوش بگذارد.
اقدام اسرائیل علیه فلسطینیان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است.
اقدامات غیرانسانی رژیم صهیونیستی درفلسطین وغزه ادامه دارد.
نتانیاهو مانند یک سگ هارپارس می کند.
نتانیاهو جنایتکارجنگی است و باید محاکمه شود.
همکاری مدعیان حقوق بشردرکشتارمردم مظلوم، بی دفاع و بی گناه فلسطین وغزه شرم آوراست!
جلوی چشم دبیرکل بی ادب سازمان ملل خیانتکارآمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا، عربستان سعودی، امارات و اسرائیل غیرنظامیان را قتل عام می کنند.
جلوی چشم رئیس بی ادب شورای امنیت سازمان ملل خیانتکارآمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا، عربستان سعودی، امارات و اسرائیل غیرنظامیان را قتل عام می کنند.
جلوی چشم رئیس بی ادب شورای حقوق بشر سازمان ملل خیانتکارآمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا، عربستان سعودی، امارات و اسرائیل غیرنظامیان را قتل عام می کنند.
که نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به علت جنایات جنگی درفلسطین، نوارغز، لبنان، سوریه، یمن ومنطقه باید محاکمه شود.
درحال مبارزه با رژیم جعلی صهیونیستی درمنطقه هستیم.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
اسرائیل بسیارخطرناک تر ازالقاعده است.
اسرائیل بسیارخطناک ترازداعش است.
چرا رژیم کودک کش صهیونیستی بیش از 71 سال است کودکان را می کشد.
رژیم کودک کش صهیونیستی با آتش بازی کرد.
رژیم کودک کش صهیونیستی با آتش بازی می کند.
نتانیاهو و داعش یک هدف را دنبال می کنند.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
ترامپ ‌نقشه الحاق جولان سوریه به اسرائیل را ‌به نتانیاهو هدیه داد!
شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد فرستاده ویژه رئیس‌جمهوری آمریکا به فلسطین اشغالی هدیه ویژه‌ای را به او تحویل داد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی گفت که جرد کوشنر، داماد و مشاور ارشد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سفر خود به سرزمینهای اشغالی نقشه رسمی وزارت خارجه آمریکا را به او هدیه داد که نشان می‌دهد بلندی های جولان اشغالی سوریه رسماً در نقشه به سرزمینهای اشغالی فلسطین اضافه شده است.

نتانیاهو در نشست خبری در قدس اشغالی برای منحرف‌کردن اذهان از بحران سیاسی کنونی در فلسطین اشغالی و ناتوانی او برای تشکیل کابینه و به ویژه نشان دادن رابطه نزدیک خود با رئیس‌جمهور آمریکا، نقشه‌ای که جرد کوشنر برای او هدیه آورده بود را در معرض دید همه قرار داد.

نتانیاهو با ژستی خاص با نشان‌دادن این نقشه افزود: ترامپ این را با امضای خودش برای من فرستاده که در آن جولان بخشی از اسرائیل است.ترامپ در قسمت بلندی‌های جولان اشغالی سوریه که در این نقشه دولت آمریکا برخلاف قوانین بین‌المللی به اراضی اشغالی اضافه شده، نوشته است: «بسیار عالی». بلندی‌های جولان اشغالی، بخشی از استان «القنیطره» سوریه است که رژیم صهیونیستی در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷این منطقه را اشغال و در سال ۱۹۸۲آن را ضمیمه خود کرد.

همزمان تانک‌های ارتش رژیم صهیونیستی با عبور از خط آلفا، وارد منطقه عاری از سلاح در جولان اشغالی سوریه شدند که ارتش سوریه در واکنش به این اقدام به حالت آماده باش درآمد.تانک های رژیم صهیونیستی با عبور از خط «آلفا» در جولان اشغالی سوریه وارد منطقه عاری از سلاح و منطقه حائل بین نیروهای سوریه و نظامیان رژیم صهیونیستی شدند. خبرگزاری اسپوتنیک روسیه گزارش داد که نظامیان رژیم صهیونیستی نوار مرزی بین دو بخش جولان در منطقه غرب روستای “جباتا الخشب” را نقض کردند.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
حمله هوایی رژیم صهیونیستی به حومه قنیطره سوریه با۱۰کشته و زخمی
دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸

منبع نظامی سوری اعلام کرد: سامانه‌های دفاع هوایی ارتش سوریه حمله دشمن صهیونیستی را که برخی مواضع در جنوب غرب دمشق و حومه قنیطره را هدف گرفت و منجر به کشته شدن سه تن و زخمی شدن هفت سرباز سوری شد، رهگیری کردند.
در ساعت سه و ۲۲دقیقه بامداد دیروز (یکشنبه) برخی اهداف هوایی دشمن از سمت جولان اشغالی ظاهر شدند و سامانه‌های دفاع هوایی ما فوراً با آنها برخورد کردند و موشک‌های دشمن را که برخی مواضع ما در جنوب غرب دمشق را هدف قرار داده بودند، منهدم کردند.به گفته این منبع، در ساعت چهار و ۱۰دقیقه بامداد دشمن صهیونیستی چندین حمله هوایی به سمت حومه شرقی قنیطره داشت که منجر به کشته شدن سه سرباز و زخمی شدن هفت تن دیگر شد.



ارتش رژیم صهیونیستی به همکاری‌ با اعراب منطقه علیه مقاومت اذعان کرد
دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸
‌ رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی، گروه‌های مقاومت منطقه از جمله حزب‌الله لبنان را در صدر تهدیدات راهبردی این رژیم دانست و اعلام کرد: همکاری امنیتی گسترده ای با کشورهای عربی منطقه برای مقابله با چالش‌ها و تهدیدات محور مقاومت در جریان است.‌
«گادی آیزنکوت» اعلام کرد: اسرائیل همکاری امنیتی گسترده و محکم خود با برخی کشورها در جهان عرب را ادامه می‌دهد.وی افزود: همکاری محکم میان «شین‌بت» (شاباک) ، «موساد» و سازمان‌های امنیتی کشورهای عرب منطقه برای مقابله مشترک با تهدیدات و چالش ها همچنان ادامه دارد و ارتش و دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل از فرصت‌ها برای همکاری با کشورهای عربی منطقه بهره می‌برند.‌آیزنکوت در ادامه ، محور مقاومت و حزب‌الله لبنان را در صدر تهدیدات راهبردی اسرائیل قرار داد و اعلام کرد: نیروهای ایرانی مستقر در سوریه ، در درجه دوم قرار دارند.


درگیری شدید فلسطینی‌ها با شهرک‌نشینان صهیونیست مهاجم‌ به مسجد الاقصی
دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸


صحن‌های مختلف مسجد الاقصی شاهد تنش و درگیری پس از یورش شهرک‌نشین‌ها با حمایت نیروهای اشغالگر به داخل مسجد بودند.در درگیری‌های صبح امروز مسجد الاقصی، ده‌ها نمازگزار فلسطینی زخمی شده و شماری دیگر از آنها بازداشت شدند.این درگیری‌ها زمانی آغاز شد که شهرک‌نشینان تلاش کردند با حمایت نیروهای صهیونیستی وارد مسجد الاقصی شوند.به گفته شاهدان عینی شمار شهرک‌نشین‌هایی که وارد صحن‌های مسجد الاقصی شدند‌ به ۴۰۰تن رسید .در پی یورش نیروهای یگان ویژه و واکنش سریع به مسجد الاقصی از ورودی باب‌المغاربه نیروهای اشغالگر، مصلای “القِبَلی” را مسدود کرده و بمب‌های صوتی و گلوله‌های مشقی در داخل مسجد شلیک کردند و نمازگزاران را در داخل این مصلا به محاصره در آوردند.شاهدان عینی تاکید کردند که نیروهای اشغالگر، جوانانی که در برابر این یورش مقابله می‌کردند را سرکوب و بازداشت کرده و تعدادی از زنان حاضر در منطقه شرقی در نزدیکی باب‌الرحمة مورد ضرب و شتم نیروهای اسرائیل قرار گرفتند. طبق گفته منابع یاد شده، نیروهای رژیم صهیونیستی در مقابل مصلای القِبَلی برای تامین محلی جهت حضور شهرک‌نشین‌ها مستقر شده و نمازگزاران فلسطینی را برای باز کردن مسیری برای شهرک‌نشین‌ها به صحن قبة الصخرة انتقال دادند. خبرگزاری «وفا» فلسطین نیز گزارش داد که شهرک نشینان به رهبری یک نماینده پارلمان افراطی و حمایت نیروهای صهیونیستی وارد این مکان مقدس شده بودند. خبر دیگر اینکه،منابع فلسطینی گفتند با توجه به مخالفت قاطع برخی کشورها با معامله قرن و برگزاری انتخابات مجدد در رژیم صهیونیستی آمریکا ارائه این طرح را حداقل تا سال ۲۰۲۰ به تعویق انداخت اما طرح‌های خطرناکی را در همین مدت اجرا می‌کند.همچنین پایگاه خبری عبری زبان جروزالم پست به نقل از “دن شاپیرو” سفیر سابق آمریکا در فلسطین اشغالی نوشته است که کاملا واضح بود نتانیاهو قبل از پایان تبلیغات انتخابات اخیر کنست نمی‌خواست تحت هیچ عنوانی معامله قرن با توجه به برخی جنبه‌های سیاسی احتمالی این طرح رونمایی شود.شاپیرو افزود که در جریان مذاکرات برای تشکیل کابینه جدید دولت رژیم صهیونیستی نیز بخاطر نامشخص بودن اوضاع، نمی‌توان طرح صلح را ارائه داد و این یعنی اینکه معامله قرن نه تنها تا قبل از ۱۷سپتامبر بلکه تا قبل از تشکیل دولت جدید در نوامبر آینده نیز رونمایی نخواهد شد.به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین، البته وی تاکید کرده که این بدین معنی نیست که حتما بعد از نوامبر این طرح رونمایی می‌شود، زیرا آن زمان نیز ترامپ به این مسئله می‌اندیشد که ممکن است اعلام این طرح – با توجه به درخواست احتمالی از طرف اسرائیلی برای امتیازدهی و رسیدن به توافقات بزرگ و نهایی- بر آینده سیاسی خودش با در نظر داشتن نزدیک بودن انتخابات تاثیرگذار باشد.شاپیرو در پایان اینگونه تاکید کرده است که معامله قرن شاید امسال و شاید هم اصلا هیچوقت رونمایی نشود.او در مورد کنفرانس اقتصادی بحرین نیز گفته که احتمالا این کنفرانس برگزار خواهد شد اما تاثیراتی محدود خواهد داشت و کسی حاضر به سرمایه‌گذاری در آن نخواهد بود .‌در چنین شرایطی،یک مرکز پژوهشی اعلام کرد از دو سال پیش که رئیس‌جمهور آمریکا، قدس را پایتخت فلسطین اشغالی خواند بیش از ۴۴۰ فلسطینی شهید شده‌‌اند. مرکز «قدس» ویژه پژوهش‌های فلسطینی و اسرائیلی اعلام کرد، از ششم دسامبر ۲۰۱۷ (۱۵آذر ۱۳۹۶) که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، قدس را پایتخت فلسطین اشغالی اعلام کرد، ۴۴۸فلسطینی به شهادت رسیده‌اند.در بین شهدا ۹۸کودک، ۱۸زن، شش معلول و ۲۱نفر از اعضای مقاومت وجود دارند؛ ۷۳نفر آنها در نتیجه بمباران رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده‌اند، هشت نفر در زندان‌های این رژیم شهید شده‌اند و «فادی البطش» از نخبگان فلسطینی در مالزی ترور شد.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
بزرگترین خطر فراروی رژیم صهیونیستی
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸


کارشناسان مسائل نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی در بررسی سناریوهای مربوط به جنگ احتمالی آینده در انتخاب بزرگ‌ترین خطر فراروی این رژیم متفق‌القول هستند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعاتی باحث در مقاله‌ای به بررسی ابعاد وسیع ضعف جبهه داخلی رژیم صهیونیستی در برابر محور مقاومت منطقه‌ای پرداخته و می‌نویسد که اسرائیل در شرایط کنونی در بحران‌های متعددی قرار دارد که باعث شکست‌های متراکم در رویکردهای امنیتی این رژیم شده است. این روند به‌صورت مستقیم بعد از جنگ سال ۱۹۶۷ آغاز شده و عناصر و نمودهای آن در مجموعه‌ای از تحولات خود را نشان داده که مهم‌ترین نمونه‌های آن را می‌توان در خیزش و بیداری ملت‌های عربی و فلسطینی و گرایش آنها به‌سمت عرصه‌های مقاومت برشمرد که باعث شده پروژه توسعه‌طلبانه صهیونیستی در منطقه وارد بن‌بست شود. همین بن‌بست باعث مهاجرت معکوس ساکنان یهودی سرزمین‌های اشغالی شده و سالانه شمار بیشتری از یهودیان، اسرائیل را ترک می‌کنند. با وجود اینکه سرکردگان رژیم صهیونیستی موفق شده‌اند بخش قابل توجهی از اراضی فلسطینیان را اشغال کرده و اکثریت مردم این مناطق را آواره کنند، اما شهرک‌نشینان یهودی و صهیونیستی نتوانستند با آرامش و اطمینانی که آژانس یهود و رسانه‌ها و تبلیغات وابسته به رژیم صهیونیستی به آنها وعده داده بودند، در سرزمین‌های اشغالی زندگی کنند.

در حال حاضر عناصر قدرت برای تشکیل رژیمی مسلط بر مقدرات فلسطین اشغالی در دست صهیونیست‌ها وجود ندارد و ارتش اسرائیل و دیگر گروه‌های امنیتی این رژیم مانند گذشته مورد اطمینان شهرک‌نشینان نیستند. توان نظامی رژیم صهیونیستی نیز به گونه‌ای نیست که اسرائیل بتواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن و بدون دریافت خسارت‌های مالی و جانی گسترده، موقعیت‌هایی را در جبهه‌های مختلف به دست بیاورد.کلمه شکست در رابطه با اقدامات نظامی اسرائیل برای اولین بار در اعلام نتایج کمیته وینوگراد در خصوص جنگ سال ۲۰۰۶ مطرح شد و بیش ۱۶۴ بار در این گزارش تکرار شد. گزارش ناظر کابینه رژیم صهیونیستی در خصوص نقش جبهه داخلی و اوضاع این جبهه در دوران جنگ ۳۳ روزه نیز نشان دهنده نقاط ضعف و شکست‌های گسترده این رژیم بود.گزارش‌های دیگر که برخی از آنها گزارش‌های قضایی و حقوقی هستند نیز از وجود فساد گسترده و نقض ارزش‌های اخلاقی و انسانی در میان افسران ارتش و عناصر مختلف آن خبر می‌دهد. این موضوع جنجال‌ها در میان افکار عمومی رژیم صهیونیستی در خصوص نقش و کارکرد موسسه نظامی اسرائیل در تصمیم‌گیری‌های تل‌آویو را افزایش داده است و مطالبات متعددی برای اعمال محدودیت‌های بیشتر در برابر یگان‌های نظامی رژیم صهیونیستی را مطرح کرده است، چرا که شهرک‌نشینان اسرائیلی دیگر اعتماد لازم را به ارتش اسرائیل ندارند و معتقدند ارتش در تحقق بسیاری از اهداف ملی و امنیتی رژیم صهیونیستی با شکست روبرو شده است.در همین رابطه پدیده فرار از خدمت نظامی اجباری با اقداماتی نظیرحضور در دوره‌های تلمودی یا به بیماری زدن نظامیان نیز به وفور در سرزمین‌های اشغالی دیده می‌شود. روزنامه صهیونیستی معاریو در خصوص عدم آمادگی جبهه داخلی رژیم صهیونیستی برای جنگ احتمالی آینده می‌نویسد که تنها ۱۰ درصد از مجموع ۱۵۰ زیرساخت اساسی اسرائیل که در صورت بروز جنگ در معرض خطر حملات موشکی قرار دارند، مستحکم سازی شده‌اند. مشخص است که رژیم صهیونیستی عمق استراتژیک قابل توجهی ندارد و این موضوع نقطه ضعف دیگری در جبهه داخلی این رژیم به شمار می‌رود.بیشترین عرض مناطق صهیونیست‌نشین در مرکز سرزمین‌های اشغالی مشاهده می‌شود که ۱۷ کیلومتر است. این در حالی است که عرض مناطق صهیونیستی در بخش‌های شمالی ۷ کیلومتر و در بخش‌های جنوبی ۱۰ کیلومتر است. به این ترتیب در زمان افزایش فشارهای نظامی، تنها گزینه‌ای که در برابر جبهه داخلی رژیم صهیونیستی قرار دارد، فرار کامل از سرزمین‌های اشغالی است، چرا که به ویژه در شرایط تعدد جبهه‌های جنگی و با توجه به افزایش توانمندی‌ها و امکانات نظامی محور مقاومت در منطقه، اسرائیل هیچ عمق استراتژیک یا مکان امنی نخواهد داشت. نفتالی بنت وزیر آموزش رژیم صهیونیستی در جریان کنفرانس آکادمی مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونیستی تاکید کرد که هرگونه حمله نظامی جدید لبنان می‌تواند به صورت بی‌سابقه ای به ضرر جبهه داخلی اسرائیل تمام شود. ارزیابی‌های نظامی اسرائیل نشان می‌دهد که مقاومت فلسطین و لبنان در صورت بروز جنگ در نوار غزه یا مرزهای لبنان، روزانه هزاران موشک به سمت سرزمین‌های اشغالی شلیک خواهند کرد. این در حالی است که سیستم‌های دفاع هوایی رژیم صهیونیستی نظیر گنبد آهنین و سایر سامانه‌های دفاع موشکی این رژیم برای ایجاد امنیت کامل در جبهه داخلی اسرائیل کافی نیست. ران بن یشای تحلیلگر مسائل نظامی رژیم صهیونیستی در این خصوص تاکید می‌کند که ایرانیان و متحدان آنها در غزه و حزب‌الله و سوریه می توانند خسارتهای جبران ناپذیری به جبهه داخلی و موسسات نظامی اسرائیل وارد کنند که فراتر از خسارت‌های سالهای گذشته خواهد بود. مشخص است که تهدید جبهه داخلی اسرائیل در هر نوع شرایط جنگی آینده بسیار خطرناک‌تر از قبل خواهد بود. این موضوع تنها در خصوص افزایش تعداد موشک‌ها و خمپاره‌ها نیست، بلکه در زمینه تاثیرگذاری این حجم آتش نیز مدنظر است. به این ترتیب می توان گفت خسارت‌هایی که در هر جنگ احتمالی آینده به جبهه داخلی و نظامی اسرائیل وارد می‌شود، صدها برابر بیشتر از قبل خواهد بود. بن یشای همچنین به این نکته اشاره می‌کند که درخواست آویگدور لیبرمن وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی مبنی بر افزایش حدود ۵ میلیارد شیکلی بودجه امنیتی رژیم صهیونیستی برای توسعه توانمندی‌های استراتژیک طی دو سال گذشته در نتیجه دو تحول امنیتی منفی رژیم صهیونیستی صورت گرفته است. تحول اول در نتیجه افزایش دقت موشک‌های ایرانی است که می‌تواند توسط ایران و متحدان این کشور به سمت اسرائیل شلیک شود و خسارت‌های زیاد انسانی و استراتژیک برای اسرائیل به جای بگذارد که صدها برابر خسارت‌های مربوط به موشک‌های غیر دقیق است. این گزارشگر صهیونیستی می‌افزاید که تحول استراتژیک دوم در عرصه سوریه به وجود آمده است که این کشور را نیز در جبهه شمالی وارد صف دشمنان اسرائیل کرده است. وی در این رابطه می‌گوید: پیش بینی می‌کنیم که در جنگ آینده هماهنگی‌های قابل‌توجهی ضد ما از سوی طرف‌های ایرانی، سوریه و لبنانی و حتی نوار غزه به وجود آید و آن‌ها آتش خود را به سوی مرکز تل‌آویو و ساختمان وزارت دفاع و سایر وزارتخانه‌ها و انبارهای آمونیاک در حیفا و صدها هدف بی‌سابقه دیگر در عمق اسرائیل شلیک کنند.

به این ترتیب بحران واقعی در سرزمین‌های اشغالی ایجاد می‌شود و در آینده‌ای نه چندان دور ارتش اسرائیل در اجرای برنامه‌های عملیاتی و هجومی خود در محورهای زمینی و دریایی مشکلات زیادی را فراروی خود خواهد دید. این در حالی است که ارتش تلاش می کند عملیات‌هایی را با هدف کاهش توان دشمنان خود در محور مقاومت انجام دهد. با این وجود می‌بینیم که شکاف‌های موجود در زمینه آماده سازی جبهه داخلی اسرائیل برای جنگ نیز همچنان بسیار گسترده است.به این ترتیب بحران واقعی در اسرائیل وجود خواهد داشت و ارتش اسرائیل برای انجام برنامه‌های عملیاتی و هجومی خود در آینده با مشکل مواجه خواهد شد.از سوی دیگر سیستم‌های امنیتی رژیم صهیونیستی معتقدند که در ارتش، مسئولیت‌ها و فرماندهان و یگان‌های مختلف و مسئول آنها مشخص شده است. اما در جبهه داخلی اسرائیل این موضوع همچنان مشخص نیست. به همین علت است که بخشی با عنوان جبهه داخلی در ارتش اسرائیل ایجاد شده است، اما همچنان وضوح مشخصی در این جبهه وجود ندارد.روزنامه‌هاآرتص در این رابطه با ابراز تردید نسبت به آمادگی رژیم ‌صهیونیستی در حمایت از جبهه داخلی خود در برابر موشک‌های محور مقاومت و کشورهای بازدارنده شامل ایران و سوریه تاکید می‌کند که مسیر اسرائیل برای تحقق این بازدارندگی بسیار طولانی است.

عاموس‌هارئیل تحلیلگر مسائل راهبردی رژیم صهیونیستی در گزارشی اقدامات اسرائیل جهت بزرگنمایی کارکرد و فواید سامانه گنبد آهنین را به تمسخر گرفته و می‌نویسد: ارتش و کابینه اسرائیل بیانیه مهمی را صادر کرده و ایران و حزب‌الله و حماس را خطاب قرار داد: ما از شما می‌خواهیم تمام اقدامات خود برای آغاز جنگ ضد اسرائیل را به مدت ۳ سال متوقف کنید، چرا که ما به دنبال توزیع ماسک بین اسرائیلی‌ها طی ۳۶ ماه آینده هستیم.این نویسنده صهیونیستی می‌افزاید: ارتش اسرائیل همچنان به دنبال ادغام روش‌های هجوم هوایی و عملیات زمینی شامل اشغالگری در مناطق مختلف است تا بتواند واکنشی به تهدیدات موشکی طرف مقابل نشان دهد، اما اگر این اقدامات با شکست مواجه شود، جبهه داخلی اسرائیل در جنگ احتمالی آینده ضربات سختی را خواهد دید و به سختی بتواند بار دیگر سرنوشت جنگ را به نفع خود رقم بزند. به این ترتیب جنگ وابسته به میزان پایداری اسرائیلی‌ها برای مدت طولانی و توزیع مواد مختلف در میان آنها خواهد بود. این در حالی است که به نظر نمی‌رسد جبهه داخلی اسرائیل آمادگی ورود به چنین جنگ مستمری را داشته باشد، چرا که شکاف گسترده‌ای در میزان تجهیزات و قدرت کنترل افکار عمومی و مدیریت موسسات نجات و شرایط فوق العاده آن وجود دارد.در همین رابطه روزنامه صهیونیستی یدیوت آهارونوت با انتشار نتایج یک نظرسنجی نشان داد که ۵۹ درصد از صهیونیست‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی معتقدند که اسرائیل در شرایط سختی قرار دارد و ۴۲ درصد احساس می‌کنند که امنیت آنها به شکل قابل توجهی در معرض تهدید و تضاد قرار دارد. همچنین ۵۷ درصد نیز عقیده دارند که هیچ شخصیت شایسته‌ای برای تصدی پست نخست‌وزیری در اسرائیل وجود ندارد.

سناریوهای فاجعه‌بار جنگی

آلکس فیشمن نویسنده اسرائیلی در روزنامه یدیوت آهارونوت درباره سناریوهای فاجعه‌آمیزی که اسرائیل را تهدید می‌کند، هشدار داد. وی در تحلیلی نوشته است که حزب‌الله در جنگ آینده روزانه بین ۳ تا ۴ هزار موشک به سمت سرزمین‌های اشغالی شلیک می‌کند. یعنی در هر ساعت ۱۵۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک خواهد شد. موشک‌هایی که البته این بار با دقت و تخریب بیشتری هستند و برد بیشتری نیز دارند، به گونه ای که می‌توانند تمامی اسرائیل را پوشش دهند.این نویسنده صهیونیست می‌افزاید که این موضوع یک کابوس و توهم نیست، بلکه واقعیتی است که موسسات دفاعی از آن تحت عنوان خطرناک‌ترین شرایط برای اسرائیل یاد می‌کنند. این نویسنده اسرائیلی در عین حال ابراز امیدواری کرد که تعداد موشک‌ها چند روز بعد از انجام حملات هوایی اسرائیل یا بعد از یورش نیروهای زمینی ارتش به داخل لبنان کاهش پیدا کند.این تحلیل به نقل قول آویگدور لیبرمن وزیر جنگ سابق اسرائیل اشاره می‌کند که تاکید داشت ۳۰ درصد از اسرائیلی‌ها در مناطق شمالی جایی برای مخفی شدن ندارند. این کارشناس صهیونیست همچنین درباره ضعف جبهه داخلی اسرائیل هشدار داده و تاکید کرد که این موضوع می‌تواند بر روحیه نظامیان در جبهه‌های مبارزاتی و قدرت ادامه همگرایی لجستیک بین نیروها تاثیرگذار باشد.وی همچنین می‌افزاید که خطرناک‌ترین سناریو در خصوص جنگ آینده در رابطه با میزان بی‌سابقه جراحت‌ها در میان ارتش اسرائیل و جبهه داخلی این رژیم است که بالغ بر دو هزار مجروح خواهد بود.این تحلیلگر مسائل راهبردی تاکید می‌کند که وزرای رژیم صهیونیستی تاکنون این موضوع را درک نکرده‌اند که ورود جبهه داخلی اسرائیل به جنگ آینده در سطحی بی‌سابقه خواهد بود و این جبهه سطح قابل توجهی از آتش را دریافت خواهد کرد.

در همین رابطه گزارش رسمی منتشر شده از سوی یوسف شابیرا ناظر کابینه رژیم صهیونیستی از احتمال فرود هزاران موشک و راکت در سرزمین‌های اشغالی در صورت بروز جنگ در منطقه شمالی خبر می‌دهد. این گزارش، توضیح می‌دهد که قدرت سامانه‌های دفاعی رژیم صهیونیستی در مناطق شمالی به ویژه در مناطق شهری بسیار محدود است و موسسات امنیتی نیز طرحی برای تخلیه ساکنان شهرهای شمالی آماده نکرده‌اند.وی همچنین از ناهماهنگی میان طرف‌های مرتبط در زمینه آمادگی جبهه داخلی رژیم صهیونیستی برای مقابله با حملات موشکی خبر داده و در گزارش خود خاطرنشان می‌کند که اطلاعات کافی در این خصوص در اختیار تصمیم سازان اسرائیلی قرار ندارد.کارین الهارار رئیس کمیسیون پارلمانی نظارت بر کابینه نیز با اشاره به گزارش ناظر کابینه تاکید می‌کند که اشتباهات خطرناکی در روش بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل برای حمایت از ساکنان سرزمین‌های اشغالی در جریان عملیات نظامی گذشته ضد نوار غزه وجود داشته است. وی تاکید می‌کند که نخست‌وزیر و وزارت جنگ و شورای امنیت داخلی رژیم صهیونیستی باید به دنبال اصلاح این ایرادها باشند و توصیه‌های مطرح شده در گزارش شابیرا برای حمایت از جبهه داخلی اسرائیل را به کار بگیرند.

اعترافات لیبرمن

آویگدور لیبرمن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی معتقد است که در صورت بروز جنگ آینده میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان، روزانه بین ۳ تا ۴ هزار موشک به تمامی مناطق سرزمین‌های اشغالی شلیک خواهد شد. گزارش‌های سرویس‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی معتقد است که این سناریو خطرناک‌ترین و معقول‌ترین سناریو برای جنگ آینده است. شاید بتوان گفت در نتیجه همین گزارش‌هاست که طی سال‌های گذشته باعث شده رژیم اسرائیل از رویکرد خصمانه نظامی ضد لبنان پرهیز کند.ارزیابی‌های اسرائیلی تنها نسبت به تعداد موشک‌ها هشدار نمی‌دهد، بلکه دقت و میزان تخریب و طول برد این موشک‌ها از دیگر مواردی است که در هشدار موسسات امنیتی رژیم صهیونیستی مطرح شده و قابل مقایسه با جنگ ۳۳ روزه نخواهد بود. گزارش‌های اسرائیلی‌ها نشان می‌دهد که موشک‌های مذکور از سکوهای ثابت و مخفی به سمت اهداف مشخص شده در سرزمین‌های اشغالی شلیک خواهد شد.

طرح رژیم صهیونیستی برای مقابله با موشک‌های مقاومت

لیبرمن در تابستان سال گذشته از پایان طرح چند ساله موسوم به سپر جبهه داخلی خبر داد که با هزینه بالغ بر ۵ میلیارد شیکل جهت تقویت ثبات داخلی در برابر مجموعه‌ای از تهدیدات نظیر زلزله و حوادث طبیعی و جنگ نظامی در جبهه شمالی یا جنوبی طراحی شده است.روزنامه صهیونیستی‌هاآرتص در این زمینه می‌نویسد که طرح مذکور در کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی مورد بررسی قرار گرفت و اجرای این طرح بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۳۰ انجام خواهد شد.یسرائیل‌هارئیل که به مدت ۱۵ سال ریاست شورای شهرک نشینان را در اختیار داشته، با انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌هاآرتص نوشت که واکنش‌های شهرک نشینان مناطق شمالی اسرائیل در جریان حملات موشکی جنگ دوم لبنان و واکنش ساکنان مناطق النقب در جریان جنگ سال ۲۰۱۴ اسرائیل با نوار غزه نشان داد که جبهه داخلی اسرائیل قدرت بسیار پایین و نگران کننده‌ای نسبت به جنگ‌های مختلف دارد.در این رابطه می‌توان به این نکته اشاره کرد که موسسه شبه رسمی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی طی هفته‌های گذشته به تهدیدات مطرح شده ضد منطقه حیفا به عنوان مقر حضور کارخانه‌های مواد شیمیایی اشاره کرد. یونا یاهف رئیس شورای شهر حیفا در این رابطه گفته است که فرود موشک‌های دشمن در منطقه حیفا می‌تواند فاجعه‌ای در ابعاد وسیع را به دنبال داشته باشند.در همین رابطه شرکت صهیونیستی اخبار (مالک شبکه‌های ۱۲ و ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی) فاش کرد که ارتش اسرائیل طی سال‌های اخیر چندین بار آموزش تخلیه کامل شهرک‌نشینان مناطق شمالی را در دستور کار خود قرار داده است، اما اکثریت مطلق این آموزش‌ها و مانورها با شکست مواجه شده است. بنا به گفته منابع نظامی، مقامات سرزمین‌های اشغالی معتقدند که در طول جنگ تخلیه صدها هزار ساکن مناطق شمالی به سمت عمق اراضی اشغالی غیرممکن است.طی ماه‌های گذشته گزارش یک تیم امنیتی و اقتصادی و نظامی و سیاسی به ریاست دان مریدور منتشر کرده است. این گزارش نیز تاکید دارد که بدون شک جبهه داخلی اسرائیل در جنگ آینده به عرصه جنگی تبدیل خواهد شد. گزارش مذکور همچنین از تصمیم‌سازان تل‌آویو می‌خواهد برای رسیدن به راه حل این مشکل تلاش کنند.رژیم اسرائیل از سال ۲۰۱۶ تاکنون مجموعه‌ای از مانورهای گسترده تحت نظارت جبهه داخلی و موسسات دفاع مدنی و شرایط فوق‌العاده انجام می‌دهد تا آمادگی جبهه داخلی برای حملات موشکی ضد جبهه‌های مختلف را بالا ببرد. این مانورها همه سال تحت عنوان «عملیات نقطه تحول» در چند روز انجام می‌شود و سناریوهای سقوط صدها موشک به داخل سرزمین‌های اشغالی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این مانورها فرماندهی جبهه داخلی و شرایط فوق العاده رژیم صهیونیستی با همکاری وزارتخانه‌های مختلف و مسئولان محلی و هیئت‌های مختلف راه‌اندازی زیرساختهای استراتژیک اسرائیل، سناریو‌های جنگی را بررسی می کنند.این مانورها بعد از آن صورت گرفته که در جریان جنگ ۳۳ روزه نقاط ضعف جبهه داخلی رژیم صهیونیستی مشخص شد و در نتیجه همین نقاط ضعف، صدها هزار اسرائیلی ساکن مناطق شمالی که از موشک‌های حزب‌الله فرار می‌کردند، در بخش‌های مرکزی و جنوبی رژیم صهیونیستی آواره شدند.مانورهای مذکور احتمال هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی و نیاز به تخلیه ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار شهرک نشین و لزوم تامین پناهگاه برای آنها را مورد توجه قرار می‌دهند. همچنین سناریوی مذکور، حمله الکترونیک به زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی و شبکه‌های رایانه و سیستم‌های ارتباطاتی اسرائیل و احتمال نفوذ به سیستم‌های تلفن همراه و تجهیزات ارتباطاتی وزارتخانه‌ها و یگان‌های ارتش رژیم صهیونیستی را نیز بعید نمی‌داند. علاوه بر اینها مانورهای مشترکی نیز همه ساله با حضور جبهه داخلی رژیم صهیونیستی و نیروهای پلیس و کادر آتش نشانی و امداد انجام می‌شود. نیروی هوایی ارتش اسرائیل نیز در مانورهای خود رهگیری موشک‌های شلیک شده به سمت سرزمین‌های اشغالی را آموزش می‌بیند. طی این مانورها سامانه گنبد آهنین رژیم صهیونیستی برای رهگیری موشک‌های با برد کوتاه و سامانه پاتریوت برای رهگیری موشک‌های با برد بلند و سامانه هیتس مورد آزمایش قرار می‌گیرد. البته تحلیلگران مسائل نظامی رژیم صهیونیستی اعلام کرده‌اند که این سامانه‌ها برای مقابله با حملات موشکی احتمالی در جنگ آینده کافی نیست.از سوی دیگر نواقص زیادی در جبهه داخلی اسرائیل وجود دارد. آتش سوزی گسترده منطقه الکرمل و ناتوانی سیستم آتش نشانی رژیم صهیونیستی در اطفاء آن از ضعف بالای موسسات آتش نشانی اسرائیل خبر داد. همچنین گزارش‌های دیگر نشان از آن دارد که برای تامین پناهگاه‌های کافی جهت استفاده شهرک‌نشینان در مناطق مختلف اسرائیل به زمان زیادی نیاز هست. تمامی این اتفاقات باعث شده تصمیم‌سازان رژیم‌صهیونیستی محاسبات بیشتری را برای آغاز هر ماجراجویی نظامی جدید در دستور کار خود قرار دهند.خطرات موشک‌های محور مقاومت در حالی افزایش پیدا می کند که اقدامات پیشگیرانه نظامی اسرائیل تنها باعث تقویت استحکامات حدود ۱۰ درصد از مجموع ۱۵۰ زیر ساخت در معرض خطر رژیم صهیونیستی در جبهه‌های شمالی و جنوبی شده است. این موضوع یکی از نقاط ضعف اساسی ارتش اسرائیل به شمار می‌رود، به ویژه در شرایطی که رژیم صهیونیستی عمق استراتژیک قابل توجهی برای خود ندارد.

ارتش متزلزل رژیم صهیونیستی

گرچه ارتش اسرائیل طی سالهای گذشته تلاش کرده ابزارها و ساختارهای خود را در عرصه‌های سایبری و اطلاعاتی جبران کند، اما ناتوانی میدانی و عملیاتی آن همچنان مشهود است. در شرایط کنونی چهره واقعی ارتش به اندازه چهره تبلیغاتی آن کارآمد نیست. علاوه بر این که مجموعه‌ای از تحولات و متغیرات میدانی در ایجاد اختلال در زیرساختهای ارتش و شکل‌گیری شرایط هرج و مرج و ضعف موجود در آن تاثیر گذار است. این پدیده‌های فاجعه بار می‌تواند در جریان جنگ آینده باعث فروپاشی ارتش شود. شاید همین فروپاشی است که باعث شده سرکردگان رژیم صهیونیستی نسبت به آغاز هر نوع جنگ نظامی فراگیر در منطقه طی سال‌های گذشته ملاحظه بیشتری داشته باشد.یکی از متغیرهایی که باعث افزایش شکاف داخلی در ارتش شد، تصویب قانون نژادپرستانه قومیت یهودی در اسرائیل بود که پیامدهای قابل توجهی در موسسات نظامی این رژیم داشت.

بر اساس گزارش تصویری که اخیراً یکی از شبکه‌های تلویزیونی رژیم صهیونیستی منتشر کرد، این قانون باعث شکاف بیشتر در داخل ارتش شد، چرا که بر اساس این قانون شخصیت‌های غیر یهودی، شهروندان درجه دوم به شمار می‌آیند. این قانون موجی از اعتراضات را در داخل ارتش به ویژه در میان افسران دروزی ایجاد کرد. دامنه اعتراضات حتی به افسران عالی رتبه ارتش و پلیس رژیم صهیونیستی نیز کشیده شده و حدود ۱۰۰ نفر از افسران دروزی ارتش به کمیته ویژه‌ای برای مبارزه با این قانون پیوستند. علاوه بر اینها مطالبات زیادی در خصوص لغو خدمت نظامی اجباری دروزی‌ها مطرح شد و تعدادی از افسران دروزی نیز از ارتش استعفا کردند.بنا بر اذعان گزارش‌های صهیونیستی احتمالاً بزرگترین خطری که اسرائیل را تهدید می‌کند، ضعف جبهه داخلی در ابعاد نظامی و غیرنظامی است. این در حالی است که قدرت مقاومت فلسطین و لبنان افزایش قابل توجهی پیدا کرده و این گروه‌ها تجربه بیشتری در زمینه مبارزه با رژیم صهیونیستی به دست آورده‌اند. علاوه بر اینکه آنها به موشک‌های دقیقی دست پیدا کرده‌اند که می‌تواند عمق رژیم صهیونیستی را هدف قرار دهد و سامانه‌های دفاع هوایی رژیم اسرائیل نیز نمی‌تواند مانع از ورود این موشک‌ها در مناطق مختلف سرزمین‌های اشغالی شود.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
مثلث طلایی ملت ،ارتش و مقاومت ؛رمز ثبات لبنان
فتنه انگیزی اسرائیل در لبنان با گسترش تروریسم
بخش دوم و پایانی
شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸


لحود رئیس جمهوری اسبق لبنان تاکید کرد که تکفیری‌ها برنامه‌های اسرائیل را با پول کشورهای عربی در منطقه اجرا می کنند. وی در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا در بیروت تصریح کرد: تندروی و تروریسم از قبل از سال ۲۰۰۵ یا ۲۰۰۱ نیز وجود داشت و پشت آن اسرائیل ایستاده است . رئیس جمهوری اسبق لبنان تاکید کرد: اسرائیل دستاوردهایی را که نتوانست با جنگ به دست آورد، می خواست با فتنه به دست بیاورد و به همین دلیل تروریسم را در منطقه گسترش داد. وی ادامه داد: اکنون نیوزیلند که در آن طرف جهان است، ولی تروریسم به آن جا هم رسیده چون اساس آن دیگر بنا نهاده شده و این تروریسم را در لبنان دیدیم و این یک ابزار در دست اسرائیل و آمریکا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. لحود خاطر نشان کرد، اسرائیل یک نیروی نظامی ندارد که بتواند با آن شرایط خود را تحمیل کند، بلکه با استفاده از این روش‌ها می‌خواهد خواسته‌های خود را در منطقه اجرا کند.
لحود افزود: آمریکا کاری را در خاورمیانه انجام می‌دهد که اسرائیل به آن گفته باشد و من با تجربه خود به این مساله پی بردم و قبل از اینکه فرمانده ارتش بشوم، این را نمی دانستم. اطلاعات من قبل از رسیدن به فرماندهی ارتش در حد یک مهندس بود که در انگلیس تحصیل کرده و دوره‌های آموزشی در آمریکا گذرانده بود و به همین دلیل در حد یک افسر نمی توان این مسائل را به طور واضح دید.هنگامی که فرمانده ارتش شدم در یک رابطه مستقیم با این امور قرار گرفتم. از سال ۱۹۹۱ هنگامی که فرمانده ارتش شدم و به جنوب لبنان رفتم و برخی تلاش می کردند که به من فشار وارد کنند، از جمله سفیر آمریکا در لبنان که معلوم شد رابطه تنگاتنگی با اسرائیل دارد. از آن زمان به من می‌گفتند که چرا به عنوان فرمانده ارتش از کسانی که آن‌ها را گروهک‌های مسلح می خواندند و می گفتند که آشوبگر هستند، حمایت می کنم چون این کار ممکن است به لبنان آسیب برساند.
آمریکا در سوریه وقت کشی می کند
لحود افزود: آمریکا برای عقب نشینی از سوریه وقت کشی و امروز و فردا می کند و دلیل این کار هم خواست و تمایل اسراییل است. لحود تاکید کرد: پس از بیست سال جهان به نظم خود برگشت، اما این بار کشورهای «بریکس» (کشورهای روسیه، چین، برزیل، هند و آفریقای جنوبی) هستند که با آمریکا رقابت می‌کنند و نه شوروی و این اولین مشکل است. آمریکا، لبنان را برای خودش می خواهد چون ما در مرز با اسرائیل هستیم و به این دلیل «ساترفیلد» و قبل از آن «دیوید هیل» به لبنان آمدند و اکنون وزیر خارجه می آید تا اعتماد به نفس بعضی از لبنانی‌ها را که متاسفانه از قدیم الایام وابسته بودند، بالا ببرد. آن‌ها از زمان فرانسوی‌ها و عثمانی‌ها وابسته بودند و اختیارشان دست آن‌ها بود. آمریکا به آن‌ها می گوید که باید از شکست‌هایشان نترسند و پشتیبانی مالی و غیر مالی از آن‌ها ادامه خواهد یافت.
آمریکا به دنبال واگذاری گاز لبنان به اسراییل است
رییس جمهوری سابق لبنان اضافه کرد: آمریکایی‌های می خواهند اعتماد به نفس وابستگان به خود را دو چندان کند و می خواهند قسمتی از گاز لبنان را که کشف کردیم، به اسرائیل بدهند. وقتی من رییس جمهوری لبنان بودم توانستیم منابع گازی را کشف کنیم و در آن زمان با «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه اسبق آمریکا درگیر شدیم و نتوانست چیزی از مساحت آن که در حدود ۱۸ میلیون متر مربع بود، بگیرد و حادثه مشهوری که پیش آمد و تلفن را در هنگام مکالمه با او قطع کردم و این قطع تلفن زمانی صورت گرفت که من با او از ساعت دو تا چهار و نیم صبح در حال صحبت بودم.
بازگرداندن ۱۸ میلیون متر مربع از خاک لبنان
لحود افزود: دو ماه بعد چون اسرائیلی‌ها ناراحت شده بودند، آمریکایی‌ها از «مستر ووکر» معاون آلبرایت خواستند که در یک سفر به لبنان به دیدار من بیاید. من در قصر خود در منطقه الشوف بودم، آمد و به من گفت که حق با من بود و آن ۱۸ میلیون متر مربع به لبنان بازگردانده خواهد شد، ولی باید به ارتش دستور بدهی که به جنوب لبنان برود چون نگران بودند درگیری‌هایی بین اسرائیل و حزب الله صورت گیرد، اسرائیل تازه عقب‌نشینی کرده بود. به او گفتم که هر وقت این ۱۸ میلیون متر مربع بازگردانده شدند، من چنین دستوری می دهم. به او گفتم شما باید این ۱۸ میلیون متر مربع را بازگردانید و بازگردانده شد. ما اسرائیل را وادار کرده بودیم که چند کیلومتر از خط مرزی دور باشد. بعد از اینکه «میشل سلیمان» به ریاست جمهوری لبنان انتخاب شد، به جنوب لبنان رفتم و متوجه شدم که ارتش اسرائیل روبروی خط مرزی ایستاده است. متاسفانه هنگامی که سلیمان به ریاست جمهوری انتخاب شد همه جریان‌های سیاسی آمدند و گفتند ما باید سیاست فاصله گرفتن از مشکلات منطقه را پیگیری کنیم، ولی آیا اگر کسی بخواهد خاک من را اشغال کند، باید فقط نگاه کنم.
طرح اسکان آوارگان سوری در منطقه‌ای مشخص
فرمانده سابق ارتش لبنان اضافه کرد: در اوایل بحران سوریه هنگامی که مهاجرت از سوریه به لبنان آغاز شده بود در مصاحبه خود با شبکه تلویزیونی «المنار» گفتم که باید کاری را انجام دهید که من در هنگام ریاست‌جمهوری انجام دادم. در سال ۱۹۹۳ میلادی هنگامی که فرمانده ارتش بودم، اسرائیل «جنبش حماس» را در منطقه «مرج الزهور» در مرز فلسطین و لبنان محاصره کرد و من مانع از ورود آن‌ها به خاک لبنان شدم چون اسرائیل می خواست همان مسئله‌ای اتفاق بیفتد که بعد از آمدن «یاسرعرفات» به لبنان اتفاق افتاد. در آن زمان فلسطینی‌ها به لبنان آمدند و اسرائیل بعد از مدتی به بهانه آن‌ها به کشور ما حمله کرد. حریری تازه نخست وزیر لبنان شده بود و به من نامه فرستاد که خانه‌هایی برای این محاصره شدگان در بیروت تدارک دیده و ما آن‌ها را باید به بیروت بیاوریم.
مخالفت من مانع از ورود اعضای حماس به بیروت شد
لحود گفت: اگر من اجازه می دادم که اولین ۲۰۰ نفر به لبنان بیایند اکنون همه حماس در بیروت بود و کسی در غزه برای جنگ با اسرائیل وجود نداشت، چون اسرائیل می خواست آن‌ها را بیرون کند و من مخالفت کردم و گفتم که اگر می خواهید آنان وارد لبنان شوند، باید مرا برکنار کنید. ۲۰۰ نفر به مدت دو سال در منطقه مرج الزهور باقی ماندند و رسانه‌ها علیه من موضع‌گیری می کردند که چگونه می توانم چنین کاری بکنم و زن‌ها و بچه‌ها زیر برف در چادر هستند.در آخر دیدند که نمی توانند جلوی من را بگیرند چون از من نزد حافظ اسد شکایت می کردند و اسد از من دفاع می کرد و می گفت حق با من است. ما اکنون وقتی پیروزی‌های مقاومت در غزه را می شنویم نتیجه این تصمیم درست را احساس می کنیم.
سیاست فاصله گرفتن لبنان از مشکلات قابل اجرا نیست
رییس جمهوری سابق لبنان افزود: گفته می شود که لبنان از دو جریان سیاسی تشکیل شده، اما این درست نیست و منافع لبنان بالاتر از هر اعتباری است و همه جریان‌های سیاسی باید منافع کشور را در نظر بگیرند و هیچ کس نمی تواند سیاست فاصله گرفتن از مشکلات منطقه را اجرا کند .
معامله قرن حتما شکست می خورد
لحود اضافه کرد: «معامله قرن» (طرح آمریکا برای سازش به نفع رژیم صهیونیستی در منطقه) حتما شکست خواهد خورد. رئیس جمهوری آمریکا معلوم نیست که آیا در سال بعد دوباره انتخاب شود یا خیر، این یک معامله تجاری بین رییس جمهوری آمریکا و دامادش «جارید کوشنر» و ولیعهد سعودی است و دوسال بعد همه این اوضاع تغییر خواهد کرد، پس بگذارید هر چقدر خواستند درباره معامله قرن حرف بزنند و آن‌ها نخواهند توانست هیچ کاری بکنند.
برخی به دنبال شرط بندی در خصوص سقوط سوریه بودند
در سال ۱۹۹۱ میلادی ما می خواستیم خاک لبنان را آزاد کنیم و کسی باور نمی کرد و بعدا این کار را کردیم. در سال ۲۰۱۱ هنگامی که بحران سوریه شروع شد، به من گفتند که نظام‌های تونس، لیبی و مصر ساقط شدند و اکنون نظام سوریه نیز ساقط خواهد شد و از من پرسیدند این نظام چقدر دوام خواهد آورد، یک هفته یا بیشتر. من گفتم که با اطلاعات نظامی که دارم می گویم آن‌ها را شکست خواهیم داد و ما پیروز خواهیم شد و من هرگز این حرف را برای بالا بردن اعتماد به نفس دیگران نمی گویم. من از آمریکا فارغ التحصیل شدم و از آنجا یاد گرفتم که از مقاومت پشتیبانی کنم، من در آمریکا علم استراتژی را یاد گرفتم و در درس‌هایم به من یاد دادند هنگامی که ویتنام ما را (آمریکا) شکست داد، آمریکا توانست ارتش ویتنام را نابود کند، اما نتوانست مقاومت مردمی این کشور را که «ویت مین» نام داشت نابود کند و من بر این اساس در سال ۱۹۹۱ کار کردم و مقاومت توانست پیروز شود.
افکار عمومی سوریه با نظام است
لحود گفت: چگونه می توانیم نیروی یک دولت را ارزیابی کنیم. مساله اول مساله رهبری است و رهبری در سوریه قدرتمند است و مساله دوم ارتش عقیدتی است. من در فرماندهی ارتش بودم و می دانم که در ارتش سوریه تعصبات مذهبی وجود ندارد و مساله سوم اکثریت ملت است. افکار عمومی سوریه با نظام است و این گروه‌های تروریستی همه مزدورانی هستند که برای تیراندازی پول می گیرند و بالاخره می میرند چون هیچ آرمانی ندارند. من قبلا گفتم که روسیه اگر ببیند که سوریه برای یک سال یا دو سال استوار ماند و ساقط نشد، با تمام توان خود وارد جنگ خواهد شد چون اگر این کار را نکند، قفقازی‌ها و تکفیری‌ها وارد مسکو خواهند شد، همانطور که در سال‌های اخیر اتفاق افتاد.روسیه از حق «وتو» استفاده خواهد کرد و اگر این کار را نکند، نوبت خودش در این جنگ خواهد رسید.
فلسطین به ما بازخواهد گشت
فرمانده سابق ارتش لبنان اضافه کرد: فلسطین به ما بازخواهد گشت و این حرف من را باید به یاد داشته باشید، اسرائیل اکنون با پشتیبانی مطلق آمریکا استوار مانده و این در آینده پایان خواهد یافت. این یک قضیه تاریخی است. یونانی‌ها بر جهان حاکم بودند و ناگهان ناپدید شدند، رومی‌ها آمدند و از بین رفتند و دیگران نیز آمدند و از بین رفتند، آفریقای جنوبی‌ها با تلاش‌های «نلسون ماندلا» توانستند استقلال خود را به دست بیاودند.
در عصر ارتباطات نمی توان حق کسی را خورد
لحود گفت: در این روزها جهان با استفاده از اینترنت می توانند همه حوادث را زیر نظر داشته باشند و مساله دیگر مثل زمان‌های قبل نیست که چیزی را نمی توانستند ببینند و اسرائیلی‌ها به راحتی برای خود تبلیغ می کردند. اکنون همه مردم جهان می توانند در زمان کمی به دانایی برسند و نمی توان دیگر حق ملت دیگری را با زور غصب کرد، بدون اینکه کسی متوجه شود، این مساله در سوریه اتفاق افتاد و در فلسطین نیز اتفاق خواهد افتاد.
پایان پرواز آواکس‌ها پایان نظام سعودی است
رییس جمهوری سابق لبنان تاکید کرد: از سال ۲۰۰۵ می گفتم که اگر آمریکا تصمیم گرفت که «آواکس‌ها» دیگر در آسمان عربستان پرواز نکنند، رژیم سعودی سرنگون خواهد شد. آن‌ها می ترسند و هیچ حرفی برای گفتن ندارند و برای خود تصمیم نمی گیرند و نظام‌هایشان سرنگون خواهند شد.
مخالفت‌ها با تلاش برای خرید سامانه ضد هوایی برای لبنان
لحود گفت: وقتی رفیق حریری در سال ۱۹۹۳به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، چند فهرست داد و گفت در هر صفحه یک نشانی در روسیه هست که من می توانم برای خرید سلاح به آنجا بروم و شوروی تازه از هم پاشیده شده بود. گفت، تو می توانی در راس یک هیات به آنجا بروی و ما برای خرید سلاح به تو پول می دهیم. از او پرسیدم آیا می توانیم با این سلاح با اسرائیل بجنگیم. تعجب کرد و گفت مگر تو می خواهی با اسرائیل بجنگی و ما فقط برای لبنان سلاح می خواهیم، به او گفتم ما برای لبنان سلاح کافی داریم، اگر سلاحی باشد که بتوانیم با آن با اسرائیل بجنگیم من حاضرم بروم و اگر نه من حاضر نیستم برای زد و بند و برای اینکه از این معامله پولی به شما برسد.در سال ۱۹۹۶ میلادی به من گفت که می خواهد با مشاورم صحبت کند تا به اردن برود و گفت و گویی‌هایی را برای خرید سلاح از انگلیس انجام دهد. حریری با من از لندن تماس گرفت و به من گفت که برای خرید یک سامانه پدافندی گفت و گو کرده است و انگلیس می خواهد آن را با قیمت ۳۰۰ میلیون «لیره استرلینگ» به ما بفروشد و من موافقت تو را اکنون می خواهم تا برای خرید آن اقدام کنم چون از لحاظ قانونی فرمانده کل ارتش باید برای خرید سلاح موافقت کند.از او پرسیدم آیا می توانیم با این سامانه جنگنده‌های اسرائیلی را بزنیم، گفت من نمی توانم چنین سامانه ای را بخرم، به او گفتم من سامانه ضد هوایی می خواهم اما اگر نتواند جنگنده‌های اسرائیلی را بزند، نمی خواهم ، مگر اینکه بخواهم با آن هواپیماهای لبنانی را بزنم. دوباره به من گفت انگلیس به ما چنین چیزی نمی فروشد.چند بار دیگر چنین پیشنهادهایی به من داد و من مخالفت می‌کردم و می گفتم ما سامانه‌های ضد هوایی می خواهیم تا جنگنده‌های اسرائیل را سرنگون کنیم.
ما نیازمند سامانه‌های پدافندی پیشرفته برای مقابله با اسراییل هستیم
لحود افزود: سوریه اکنون سامانه‌های ضد هوایی «اس اس ۳۰۰ » دارد و نه «اس اس ۴۰۰ » ولی فعال است و بعدا اس اس ۴۰۰ را هم خواهد آورد و ما باید مثل این سلاح را برای لبنان بخریم، ما به کسی تجاوز نمی کنیم و آن‌ها هستند که به حریم ما تجاوز می کنند. به من می گویند تو ضد یهود هستی ولی من مشکلی با یهودیان ندارم و در لبنان یهودی هم داریم، مشکل ما با اسرائیلی‌ها و صهیونیست‌هاست.
اسراییل از نزدیکی ایران ، سوریه و عراق می‌ترسد
رییس جمهوری سابق لبنان گفت: نتیجه مقاومت اکنون آشکار شده است. فرماندهان سه ارتش در سوریه جمع می شوند، اسرائیل می خواهد مشکلاتی بین سوریه و عراق و ایران همانگونه که در گذشته اتفاق می افتاد، ایجاد کند ولی هر سه کشور با هم توافق دارند و اسرائیل بسیار از این مساله می ترسد.لحود افزود: بعضی‌ها می خواهند چهل سالگی انقلاب ایران را به دلیل اسرائیل نادیده بگیرند، فقط آمریکا نیست و اسرائیل هم نقش اساسی دارد. چون برنامه اساسی اسرائیل این است که همه منطقه را از نیل تا فرات بگیرد و اکنون نمی تواند حتی از خاکی که آن را اشغال کرده و در آن مانده محافظت کند و این به دلیل ترس از ایران است. ایران می خواهد از کرامت و حق خود محافظت کند و نمی خواهد اتفاقی که در گذشته رخ داد، دوباره تکرار شود. هنگامی که یک جنگ بین ایران و عراق راه انداختند و اسرائیل از دور فقط نگاه می کرد، ولی حالا قضیه برعکس شده و به همین دلیل است که من از آینده ترسی ندارم.
فساد در لبنان قابل مقابله نیست
لحود اضافه کرد: روحیه مقاومت ادامه خواهد یافت و قوی تر خواهد شد. فساد در لبنان ادامه دارد و می خواهند آن را متوقف کنند، ولی فساد بیشتر می شود و کسی نمی تواند با آن کاری بکند چون قانون انتخابات اشتباه است.بر همین اساس «سید حسن نصرالله» هم گفت که ما یک حوزه انتخاباتی در لبنان می خواهیم ولی نمی دانم چه اتفاقی افتاد که وضعیت تغییر کرد. اگر قانون انتخابات بر اساس یک حوزه و حوزه انتخابی واحد بود، می توانستیم کاری بکنیم چون اکثریت هستیم، اگر این اتفاق می افتاد وزیر خارجه آمریکا نمی آمد تا هر کاری دلش خواست بکند و لبنان می توانست حق خود را بگیرد.لحود تاکید کرد: جریان‌های سیاسی مخالف ما نمی خواهند آوارگان سوری به کشور خودشان برگردند و می خواهند آنان را در لبنان نگه دارند تا کشور ضعیف شود و این یک مشکل است.
قدرت ایران در فناوری قوی آن است
رییس جمهوری سابق لبنان گفت: ایران چون از لحاظ فناوری قوی تر شده به عنوان یک کشور مقتدر مطرح است، با اینکه مقابل هر چیزی را که می‌تواند به ایران کمک کند، گرفتند، ولی ایران پیروز شد چون ملت این کشور استوار ماند و به همین دلیل اسرائیل از ایران می ترسد و از ترس خود می خواهد که ایران انرژی اتمی نداشته باشد. تهران توافق هسته‌ای را امضا کرد، ولی «دونالد ترامپ» آمد تا برای اینکه معامله قرن و معامله‌های دیگر را رقم بزند از توافق هسته‌ای خارج شد و این کار را به خاطر اسرائیل انجام داد.
مشکلات سوریه با ارسال کشتی‌های حامل سلاح از لبنان شروع شد
لحود افزود: مشکلات سوریه از لبنان شروع شد و من در جریان این حوادث بودم، کشتی‌های حامل سلاح به طرابلس می آورند تا آن‌ها را به تروریست‌های سوریه و مزدوران در آن جا بفرستند، مساله سوریه از لبنان قبل از ترکیه و اردن شروع شد.می گفتند که لبنان کشور تفاهم است و این حرف را بهانه ای برای عدم دخالت در بحران سوریه می گفتند، ولی این تفاهم نیست و آن‌ها می خواستند از سوریه با سلاح‌های خود به لبنان بیایند تا ما را بکشند، بزرگ ترین اشتباه پیمان چهار جانبه بود و اکنون این پیمان نصف و نیمه برقرار است.
بحران سوریه به پایان خود نزدیک می شود
لحود گفت: بحران سوریه به پایان خود نزدیکی می شود و این جنگ تمام خواهد شد و این جریان به دلخواه آن‌ها پیش نخواهد رفت. همه خاک سوریه آزاد می شود و همه چیز پایان خواهد یافت. مقاومت اکنون یک بعد منطقه ای و بین المللی دارد و مثل گذشته در سال ۱۹۹۳ نیست، ولی متاسفانه ما در جنگ پیروز می شویم، در مقابل به دیگران امتیازهای سیاسی می دهیم.در سال ۲۰۰۰ میلادی پیروز شدیم و قوی بودیم و کسی نمی توانست جلوی ما بایستد و توانستیم به سال ۲۰۰۵ برسیم ولی رفیق حریری را کشتند و حکومت را در لبنان گرفتند و پیمان چهار جانبه تشکیل دادند.در جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ پیروز شدیم و بعد از آن سنیوره را به عنوان نخست وزیر انتخاب کردیم، در حوادث هفتم ماه پنجم سال ۲۰۰۸ میلادی پیروز شدیم و بعد از آن حریری را به عنوان نخست وزیر انتخاب کردیم، هر وقت پیروز شدیم به دیگران امتیاز دادیم و ما هرگز نمی توانیم با این روش از پیروزی‌هایمان محافظت کنیم.ما در سوریه پیروز می‌شویم و نباید همانگونه که در گذشته رفتار کردیم رفتار کنیم و با رودربایستی با دیگران تعامل کنیم، اسرائیل خودش می خواهد به ما تجاوز کند و خطوط قرمز را رد کند، او نمی خواهد ما در این وضعیت بمانیم بلکه می خواهد به ما تجاوز کند، آیا باید منتظر بمانیم تا وارد خانه‌هایمان شود. مقاومت چه زمانی وارد سوریه شد. در زمانی که نزدیک بود به خاک ما و خانه‌های ما برسند و به «عرسال» و مناطق دیگری رسیدند، من در شبکه المنار گفتم باید وارد سوریه بشویم و میشل سلیمان مخالفت کرد و گفت حزب الله نباید به سوریه برود، من گفتم اگر حزب الله به سوریه نرود تکفیری‌ها در همین نزدیکی به خانه‌هایمان خواهد رسید.
تروریست‌های سوریه ساخته آمریکا و اسراییل هستند
لحود گفت: اسرائیل اساس همه مشکلات است و «جبهه النصره» روبروی دیدگان همه جهان در بیمارستان‌های اسرائیل درمان می شدند و این رژیم وقیحانه می گوید که این مسائل به آنها ربطی ندارد و اسم آن‌ها جبهه النصره نبود و چیز دیگری بود. اینها جهان را مسخره گرفته اند، تروریست‌ها ساخته آمریکا و اسرائیل هستند.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
استفاده ابزاری آمریکا از تروریسم
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸


ایالات متحده در حالی ایران را «حامی رسمی تروریسم» ادعا می‌کند که به اذعان تحلیلگران آمریکایی، این واشنگتن بوده که در برهه‌های متعددی از تاریخ و در مناطق مختلفی از جهان به ارائه حمایت از سازمان‌های تروریستی واقعی پرداخته است .مهدی خدابخش در خبرگزاری فارس نوشت:دولت آمریکا به ریاست «دونالد ترامپ» در راستای خوش‌خدمتی به رژیم صهیونیستی و دولت‌های عربی مرتجع در منطقه، ۱۹فروردین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را یک «سازمان تروریستی خارجی» خوانده و اعلام کرد این کار را برای افزایش حداکثری فشارها بر تهران انجام داده است.شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیز در واکنش به این اقدام آمریکا و با اشاره به سابقه طولانی فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکایی در غرب آسیا در حمایت از گروه‌های تروریستی، این مقر فرماندهی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد.ایالات متحده در حالی دولت ایران را «حامی رسمی تروریسم» می‌خواند که به اذعان تحلیلگران و کارشناسان آمریکایی، این واشنگتن بوده که در برهه‌های متعددی از تاریخ و در مناطق مختلفی از جهان به ارائه حمایت از سازمان‌های تروریستی واقعی پرداخته است.دولت آمریکا، مفهوم تروریسم را اینگونه تعریف می‌کند: «خشونتِ از پیش برنامه‌ریزی شده با انگیزه‌های سیاسی که توسط گروه‌های فراملی یا ماموران مخفی، و با هدف تاثیرگذاری بر یک مخاطب (خاص) علیه اهداف غیرنظامی انجام می‌شود». با این حال، هیچ اجماع بین‌المللی روی تعریف قانونی یا آکادمیک از تروریسم وجود ندارد. کنوانسیون‌های سازمان ملل نیز نتوانستند به تعریف جامعی درباره تروریسم دولتی یا غیردولتی برسند.

«الکساندر جورج» استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد و «نوام چامسکی» فیلسوف و نظریه‌پرداز آمریکایی در کتابی با نام «تروریسم دولت‌های غربی» می‌نویسند که کاخ سفید در زمان‌های مختلفی در تاریخ معاصر ایالات متحده آمریکا، از تروریست‌ها و سازمان‌های شبه‌نظامی مختلف در سراسر جهان حمایت کرده است. واشنگتن همچنین به تعداد زیادی از رژیم‌های دیکاتوری مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کمک کرده تا با استفاده از «تروریسم دولتی» مردم و مخالفان خود را سرکوب کنند.این دو همچنین بر حمایت‌های برجسته رژیم آمریکا از گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی غیردولتی در آمریکای لاتین، غرب آسیا و جنوب آفریقا تاکید کردند.

در حالی که کاخ سفید، جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم دولتی متهم می‌کند اما چامسکی در سلسله تحقیقات خود که به‌صورت کتاب‌هایی در دهه ۱۹۷۰میلادی منتشر شد (برای مثال کتاب اقتصاد سیاسی حقوق بشر) تصریح می‌کند این خود واشنگتن است که تروریسم دولتی را اجرا کرده و مفهوم تروریسم با تاروپود سپهر نفوذ آمریکا در کشورهای در حال توسعه عجین شده است. وی همچنین تاکید می‌کند که افزایش تروریسم دولتی در جهان، نتیجه سیاست خارجی ایالات متحده است.وی همچنین در کتابی به نام «۱۱ر۹» (یازده سپتامبر) صراحتا تاکید می‌کند: «آمریکا بزرگترین دولت تروریست در جهان است و به آن نیز افتخار می‌کند».این دانشمند آمریکایی با بیان اینکه واشنگتن از تروریسم در دولت‌های دست‌نشانده خود حمایت می‌کند، می‌گوید ایالات متحده با ارائه حمایت‌های نظامی، مالی و دیپلماتیک به تروریست‌ها، کمک می‌کند که رژیم‌های دیکتاتوری جهان سوم در قدرت باقی بمانند، زیرا در صورت وقوع انقلاب و استقلال یافتن آن کشورها منافع آمریکا تهدید می‌شود. در مقاله «ارزیابی علل تروریسم غیردولتی در آمریکای لاتین» نوشته «آندرس فلدمن» آمده است که ایالات متحده از سال ۱۹۸۱تا ۱۹۹۱به مدت یک دهه، انواع و اقسام حمایت‌ها از جمله تسلیحاتی، آموزشی، مالی و لوجستیکی را به تروریست‌ها در نیکاراگوئه که روش‌های مختلفی را علیه دولت قانونی این کشور به کار بردند، ارائه کرد.بر این اساس، دولت آمریکا همچنین در برهه‌های مختلفی از تروریست‌های کوبایی که برای براندازی دولت «فیدل کاسترو» تلاش می‌کردند، حمایت کرده و به آنها نیز آموزش نظامی و تسلیحات ارائه می‌داد؛ افرادی مانند «اُرلاندو بوش» و «لوئیز پوسادا کاریز» از سرکرده‌های گروه موسوم به «اتحاد سازمان‌های انقلابی» که همزمان از سوی «اف‌بی‌آی» تروریستی شناخته شده و از سوی «سیا» حمایت‌های مختلفی دریافت می‌کردند.البته دولتمردان و سیاسیون آمریکایی با بهانه‌های مختلفی این حمایت‌ها را توجیه یا سعی کردند چهره‌ای دیگر به آن بپوشانند، از بهانه حرکت برخی کشورها (کوبا) به سمت شوروی سابق و کمونیسم گرفته تا ادعای حمایت از خواست مردم و برکناری دولت یک کشور (ونزوئلا).

پروفسور «روث بلِیکلی» استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه شفیلد، طی مقاله‌ای با اشاره به حمایت دولت‌های مختلف ایالات متحده از تروریستم در اقصی‌نقاط جهان، می‌نویسد که این حمایت در برخی موارد، به بهانه مبارزه باقاچاق بین‌المللی مواد مخدر شکل گرفت.بلیکلی توضیح می‌دهد که آمریکا و متحدانش در دوران جنگ سرد، تروریسم دولتی را در «مقیاس اقتصادی» توسعه داده و حمایت کردند و بهانه‌ای که برای آن می‌آوردند، مهار کمونیسم و همچنین ایجاد محیط مساعد برای منافع شرکت‌های آمریکایی در خارج از این کشور و حفاظت از منافع سرمایه‌داران، مخصوصا زمانی که دولت‌های مستقل اجازه سوءاستفاده از منابع این کشور را به واشنگتن نمی‌دادند، بود.

شکل‌های مختلف تروریسم آمریکایی:

- دولتی، غیردولتی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و مواد مخدر

ویلیام اُدِم» رئیس وقت آژانس امنیت ملی آمریکا در زمان ریاست جمهوری «رونالد ریگان» در کتاب «هژمونی آمریکا: چگونه از آن استفاده کرد» با اذعان به استفاده واشنگتن از تروریسم دولتی، می‌نویسد: «آنطور که خیلی از منتقدان اشاره کردند، تروریسم یک دشمن نیست. بلکه یک تاکتیک است. به دلیل اینکه خود ایالات متحده سابقه طولانی در حمایت از تروریست‌ها و استفاده از تاکتیک‌های تروریستی دارد، شعارهایی که امروز درباره جنگ با تروریسم سر می‌دهد فقط آمریکا را در برابر جهانیان به‌صورت منافق و دورو نشان می‌دهد.پروفسور «ریچارد فالک» استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه پرینستون و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشری فلسطین اشغالی (۲۰۰۸) نیز در یکی از کتاب‌های خود (دو چهره تروریسم) با بیان اینکه آمریکا، متحدانش و رسانه‌های جریان اصلی باعث مبهم شدن ویژگی‌ها و ابعاد تروریسم شدند تا دیدگاه یک‌جانبه کشورهای جهان اول تحمیل شود، می‌گوید: «اگر تروریسم، به‌عنوان اصطلاحی برای فضاحت اخلاقی و قانونی به‌کار رود، پس باید درباره خشونتی که عامدانه غیرنظامیان را هدف می‌گیرد نیز استفاده شود، خواه توسط بازیگران دولتی انجام شود یا نیروهای متخاصم غیردولتی»

فالک ضمن توجه به استفاده گسترده ایالات متحده از تروریسم دولتی برای پیشبرد مقاصد و منافع خود در نقاط مختلف جهان، معتقد است حتی کسانی که اقدامات تروریستی انجام می‌دهند، می‌توانند با توسل به «دفاعیه نورمبرگ» یا مفهوم «دفاع مقابله به مثل»، هرگونه شکایت یا انتقاد آمریکا از خودشان را خنثی کنند. دفاع مقابله به مثل که برای اولین بار در جریان محاکمه ۲۲ نفر از سران آلمان نازی بعد از پایان جنگ جهانی دوم در دادگاه نورمبرگ مطرح شد، بر مبنای استدلال دکترین «دستان پاک» است که می‌گوید: «اگر یک طرف منازعه مرتکب جرایم معینی شود، دستانش برای تعقیب یا مجازات اتباع طرف مقابل به دلیل ارتکاب جرایم مشابه پاک نیست».

تسلیحات اهدایی آمریکا در دست تروریست‌ها

در همین راستا، نشریه دوهفته‌نامه «نیویورک» در مطلبی به قلم «یوناه شِپ» به تاریخ ۷آگوست ۲۰۱۸، ضمن اشاره به اظهارات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در اعمال مجدد تحریم‌های ذیل توافق هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران، نوشت: «درست است که اشاعه تسلیحاتی، دخالت در امور دیگر کشورها و تروریسم را می‌توان در مفهوم “فعالیت‌های شرورانه” گنجاند اما در همین زمان، سخت است که انتظار داشته باشیم ایران اقداماتی را متوقف کند که رقبا و دشمنانش به‌صورت روزانه و روتین همان اقدامات را انجام می‌دهند».

این نشریه با بیان اینکه آمریکا چندان برتری اخلاقی برای سرزنش کردن ایران به‌خاطر حمایت از گروه‌های مقاومت در منطقه و بی‌ثبات‌سازی ادعایی غرب آسیا ندارد، تصریح می‌کند: «طی دهه‌های اخیر، ایالات متحده خودش نیز اغلب همان کارها را در راستای اشاعه قدرت خود و دفاع از هژمونی متحدان مشکل‌زا در خاورمیانه انجام داده است».مجله نیویورک سپس به گزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس» درباره دخالت واشنگتن در بحران یمن اشاره کرده و می‌نویسد که ایادی آمریکا از طریق ائتلاف عربی به رهبری رژیم سعودی، در موارد متعددی به اعضای سازمان تروریستی «القاعده» در شبه‌جزیره عربی و یمن رشوه دادند تا پایگاه‌های خود را ترک کنند یا حتی به نیروهای ائتلاف بپیوندند.در ادامه این مطلب آمده است: «آمریکا نمی‌تواند به سادگی و با توجیه معتبر، ایران را به‌خاطر حمایت از تروریسم محکوم کند. زیرا هر زمان ما (آمریکا) خود را در درگیری‌های خاورمیانه دخالت دادیم، مستقیم یا غیرمستقیم و آگاهانه یا غیرآگاهانه به بی‌ثباتی، خشونت و تروریسم در آنجا دامن زدیم. ابزارهای سیاست خارجی ما (آمریکا) در خاورمیانه، با اهداف ادعایی‌اش در تناقض است. تهاجم ما به افغانستان و عراق، اقدامات ما برای کاهش مقیاس درگیری‌ها در لیبی و سوریه و مداخله ما در یمن فقط و فقط به مشکلات منطقه افزود».سازمان رسانه‌ای و پژوهشی «مرکز تحقیقات جهانی‌سازی» در کانادا طی گزارشی به رهبری «گاریکاری چنگو» محقق دانشگاه‌هاروارد که در ۸مارس ۲۰۱۹منتشر شد، صراحتا اعلام کرد که سازمان‌های تروریستی «القاعده» و «داعش» ساخته دست آمریکا(made-in-the-USA) هستند که به عنوان ابزار تروریسم، برای تجزیه و تسخیر کشورهای نفت‌خیز غرب آسیا و همچنین مقابله با نفوذ روزافزون ایران در منطقه طراحی شدند.

این گزارش با بیان اینکه تاریخچه طولانی حمایت آمریکا از گروه‌های تروریستی، افراد زیادی را متعجب خواهد کرد، می‌افزاید: «سازمان سیا در جریان جنگ سرد، خود را با اسلام‌گرایان افراطی همراه کرد. در آن زمان، آمریکا جهان را با دیدی بسیار ساده می‌نگریست؛ یک طرف اتحاد جماهیر شوروی و ملی‌گرایی جهان سوم (که از نظر آمریکا ابزاری برای شوروی بود) و در طرف دیگر کشورهای غربی و اسلام سیاسی نظامی (که از نظر آمریکا متحدی علیه شوروی بود).

بر این اساس، رابطه کاخ سفید با القاعده همواره شبیه رابطه عشق و نفرت (بین دو معشوق) بوده و با توجه به اینکه کدام گروه تروریستی زیرشاخه القاعده در منطقه‌ای منافع واشنگتن را تامین یا تضعیف می‌کند، وزارت خارجه آمریکا نیز به آنها پاداش و جریمه می‌دهد. حتی علی‌رغم اینکه سیاست خارجی ایالات متحده مدعی است که با افراط‌گرایی اسلامی مخالف است اما واشنگتن آگاهانه از این مفهوم به‌عنوان ابزاری برای سیاست خارجی خود استفاده می‌کند. در حالی که آمریکا در برهه‌ای از جولان داعش بر سرزمین‌های عراق و سوریه، ادعا کرد که ایران از آن تروریست‌ها حمایت می‌کند اما مرکز پژوهش‌های جهانی‌سازی معتقد است: «داعش نه تنها یک ابزار ساده تروریستی برای آمریکا جهت سرنگونی دولت سوریه نبود بلکه از آن برای اعمال فشار بر ایران استفاده می‌کرد… برخلاف چیزی که رسانه‌های غربی جار می‌زنند، ایران آشکارا تهدیدی برای امنیت منطقه نیست اما واشنگتن هست».این سازمان تحقیقاتی در ادامه سه دلیل برای حمایت‌های مخفیانه آمریکا از داعش بیان می‌کند: «جهت حمله به دشمنان خود در خاورمیانه، به‌عنوان بهانه‌ای برای مداخله نظامی آخود در منطقه و ابزاری جهت ایجاد تهدید ساختگی در داخل (تا گسترش بی‌سابقه ابزارهای نظارتی را توجیه کند».در سال ۲۰۱۷اسناد محرمانه‌ای از سفارتخانه آمریکا در جاکارتا، پایتخت اندونزی، منتشر شد که نشان می‌داد دولت ایالات متحده از آغاز بحران پاکسازی‌های ضد کمونیستی و حذف این حزب از اندونزی در سال ۱۹۶۵میلادی، ‌در آن درگیر بوده و به‌میزان زیادی در کشتارهای جمعی که نهایتا منجر به کودتای نظامی و تسلط «محمد سوهارتو» بر قدرت در این کشور شد، نقش داشته است. گفته می‌شود دست دولت آمریکا به‌صورت مستقیم آغشته به خون حداقل یک میلیون و حداکثر سه میلیون اندونزیایی است که در آن زمان و در راستای پیشبرد اهداف لیبرالیستی واشنگتن در حذف حزب کمونیست از اندونزی کشته شدند. دکتر «جفری رابینسون» تاریخ‌نگار دانشگاه پرینستون می‌گوید اگر دخالت‌ها و حمایت‌های آمریکا از مخالفان کمونیسم، کودتای نظامی و سوهارتو نبود، چنین کشتارهای جمعی رخ نمی‌داد.

«برادلی سیمپسون» استاد دانشگاه استنفورد نیز درباره نفش آمریکا در حمایت‌های از تروریست‌هایی که چند میلیون نفر را در عرض دو سال در اندونزی به قتل رساندند، می‌نویسد: «واشنگتن هر چه در توان داشت برای تشویق و تسهیل کشتار اعضای حزب کمونیست اندونزی توسط ارتش به‌کار برد… این یک تروریسم سریع‌الاثر و شاکله ضروری سیاست‌های حزب نئولیبرال بود که غرب بر اندونزیِ پسا-برکناری (احمد) سوکارنو (اولین رئیس‌جمهور دولت مستقل اندونزی) تحمیل کرد».«نیکلاس دیویس» نویسنده، محقق و فعال ضد جنگ آمریکایی طی مقاله‌ای برای وبگاه مستقل و چپ‌گرای «آلترنت» به تشریح ۳۵کشوری (از آسیا تا آمریکای لاتین) که دولت‌های مختلف واشنگتن در آنها از گروه‌های فاشیست، تروریست و کارتل‌های مواد مخدر حمایت کردند، می‌پردازد.در ابتدای این مقاله، با اشاره به رکورد طولانی و شکسته‌نشده دولت آمریکا در همکاری با «فاشیست‌ها، دیکتاتورها، قاچاقچیان مواد مخدر و تروریست‌های دولتی» در کشورهای مختلف، آمده است: «در پس دیواره‌ای از مصونیت و محافظت توسط وزارت خارجه (آمریکا) و سازمان سیا، دست‌نشانده‌ها و عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی ایالات متحده در بدترین جرائم شناخته شده از قتل و نسل‌کشی گرفته تا کودتا و شکنجه، غوطه‌ور بودند. رد خونِ بجامانده از این آشوب‌ها و کشتارها، مستقیما به پلکان ورودی کنگره آمریکا و کاخ سفید می‌رسد».لیست بلند ۳۵کشوری که آمریکا در آنها از تروریسم حمایت کرده، بدین شرح است: «افغانستان، آلبانی، آرژانتین، برزیل، کامبوج، شیلی، چین، کلمبیا، کوبا، ال‌سالوادور، فرانسه، غنا، یونان، گواتمالا،‌هائیتی، هندوراس، اندونزی، ایران، عراق، شبه‌جزیره کره، لائوس، لیبی، مکزیک، میانمار، نیکاراگوئه، پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه،‌ پاناما، فیلیپین، سوریه، اوروگوئه، یوگوسلاوی، زئیر (کنگو امروز) و اسرائیل (البته منظور حمایت از دولت تروریستی تل‌آویو است».حمایت کاخ سفید از گروه‌های تروریستی در سراسر جهان در حالی روز به روز بیشتر افشا می‌شود، که «تولسی گابارد» نماینده دموکرات ایالت‌هاوایی در کنگره آمریکا طرحی را به تاریخ ۲۳ژانویه ۲۰۱۷به مجلس نمایندگان ارائه کرد و خواستار توقف ارائه حمایت مالی مستقیم یا غیرمستقیم به گروه‌های تروریستی مانند القاعده و داعش شد . گابارد با بیان اینکه آمریکا طی سال‌ها، چند تریلیون دلار برای جنگ‌های تغییر رژیم در کشورهای غرب آسیا هزینه کرده، در متن این طرح نوشت: «در حالی که جوامع (آمریکایی) مانند‌هاوایی با کمبود شدید منابع از جمله زیرساخت‌های فرسوده، نبود خانه‌های مقرون به‌صرفه، نیاز به سرمایه‌گذاری در بخش آموزش و سلامت و بسیاری موارد دیگر است»

«سنتکام»؛ بازوی آمریکا برای حمایت از تروریسم

نگاهی به عملکرد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در غرب آسیا نشان می‌دهد که عملکرد این نهاد بیش از آنچه که به ارگان نظامی شبیه باشد، به یک گروهک تروریستی می‌ماند.مهدی پورصفا در خبرگزاری فارس نوشت: مشارکت عمیق نیروهای آمریکایی در عملیات‌های گوناگون نظامی با ماهیت تروریستی واقعیتی است که شواهد گوناگون در طول ۷۰سال گذشته از زمان آغاز جنگ سرد ماهیت آن را تأیید کرده‌اند.از کودتای سال ۱۹۵۳در ایران و برکناری دولت دکتر مصدق گرفته تا کودتاهای خونین در آمریکای لاتین در دهه‌های ۷۰و ۸۰و حملات مستقیم نظامی به کشورهای عراق و افغانستان همه و همه گوشه‌ای از شقاوت‌هایی است که منجر به تباه شدن ده سال از زندگی ملت‌ها شده است.با این حال داستان دخالت‌های آمریکا در خاورمیانه از سایر ماجراجویی‌ها خونین‌تر بوده است.

سنتکام از کجا شروع شد؟

از زمانی که انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ایران را از لیست کشورهای هم پیمان غرب خارج کرد، دغدغه حفاظت از منابع نفتی خاورمیانه یکی از مهم‌ترین مشغله‌های ذهنی آمریکا بوده است.استقرار دولت کمونیستی در افغانستان و پس از آن حمله نیروهای اتحاد جماهیر شوروی این دغدغه را تبدیل به یکی از مهم‌ترین راهبردهای امنیت ملی آمریکا در آخرین ماه‌های دولت کارتر کرد.تشکیل یک گروه واکنش سریع برای ورود احتمالی به هر گونه درگیری که جریان نفت را به سمت آمریکا مختل کند و آغاز حمایت از مجاهدین افغانی و تشکیل یک شبکه کمک رسانی بین المللی برای ارسال مجاهدان عرب از سراسر دنیا بخشی از این راهبرد بود.با این حال قدم اصلی برای تسلط آمریکا بر یکی از مهم‌ترین مناطق دنیا در سال ۱۹۸۳برداشته شد، زمانی که فرماندهی مرکزی آمریکا یا «سنتکام» برای هدایت عملیات نیروهای مسلح آمریکا در یکی از حساس‌ترین مناطق دنیا ایجاد شد.این فرماندهی در ابتدا قرار بود تا در صورت ورود اتحاد جماهیر شوروی به یک جنگ تمام عیار و اشغال ایران از رسیدن ارتش سرخ به خلیج فارس جلوگیری کرده و یک سد دفاعی در سلسله کوه‌های زاگرس ایجاد کند.با این حال «نورمن شوارتسکف» اولین مسئول این فرماندهی اعتقاد داشت که با تحولات ایجاد شده در اتحاد جماهیر شوروی دیگر خطری از سوی بلوک شرق این منطقه را تهدید نمی‌کند، اما اولین تهدید احتمالی، حمله رژیم صدام حسین به مناطق نفت خیز کشورهای عربی بود. پیش‌بینی‌ای که چند سال بعد تحقق یافت؛ حمله‌ای که برخی از مقامات عراق همان زمان آن را ناشی از چراغ سبز سفیر آمریکا در بغداد به صدام حسین دانستند.

از آن زمان تاکنون به صورت رسمی، این فرماندهی مأموریت هدایت عملیات‌های متعارف ارتش آمریکا در این منطقه را بر عهده دارد که از آن جمله می‌توان به عملیات طوفان صحرا، عملیات نظامی ارتش آمریکا برای اشغال غیر قانونی عراق و افغانستان و همچنین حفظ امنیت جریان نفت به سمت غرب اشاره کرد.با این حال این فرماندهی نیمه تاریکی دارد که چندان در گزارش‌های رسمی که از عملکرد آن منتشر می‌شود، برجسته نیست. عملکردی که بیش از این که به فعالیت یک ارتش رسمی شباهت داشته باشد به یک گروه تروریستی تمام عیار شبیه است.

در کوران عملیات نیروهای آمریکایی در عراق و درگیری‌های گسترده با نیروهای مردمی در این کشور، آمریکایی‌ها انگشت اتهام را به سمت ایران و نیروهای شیعه گرفتند .اما از آنجا که هیچ مدرک رسمی در مورد حضور نیروهای ایرانی در عراق وجود نداشت، جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا خواستار عملیات مخفیانه برای وارد کردن ضرباتی به ایران در استان‌های غربی و جنوبی همچون خوزستان شد.بر اساس فرمانی که توسط جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا صادر کرده بود، نیروهای آمریکایی تحت نظر فرماندهی نیروهای مسلح این کشور در خاورمیانه یا سنتکام از گروه‌های تروریستی جدایی‌طلب در ایران حمایت می‌کردند.بر اساساً گزارشی که «سیمور هرش» روزنامه‌نگار آمریکایی در این باره و در سال ۲۰۰۸منتشر کرده است، یک بودجه ۴۰۰میلیون دلاری از سوی کنگره آمریکا برای عملیات سری در ایران تصویب شد.این عملیات مخفی شامل حمایت از اقلیت عرب و گروه‌های بلوچ و دیگر سازمان‌های مخالف با کشورمان بود که جمع‌آوری اطلاعات در مورد برنامه هسته‌ای ایران را هم در بر می‌گرفت.عملیات فوق به رهبری ستاد فرماندهی مشترک عملیات‌های ویژه (JSOC) انجام می‌شد و سازمان سیا نیز به عنوان نهاد فرعی در این عملیات برای ارائه اطلاعات مرتبط در خصوص مهارت‌های ارتباطی و کلامی ایفای نقش می‌کرد و نهاد بالا دستی در این باره فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه بود که هدایت جنگ در عراق را نیز بر عهده داشت. عنوان اصلی این برنامه در بودجه دفاعی ایالات متحده آمریکاpotential defensive lethal action یا عملیاتی که می‌تواند منجر به قتل در حالت تدافعی انجام شود، بود.این برنامه شامل کار با گروه‌هایی از اپوزیسیون و انتقال پول بود که طیف گسترده‌ای از فعالیت‌ها در جنوب و نواحی شرقی ایران را در برمی‌گرفت. فعالیت‌های این برنامه در جنوب غرب ایران هم از طریق یک پایگاه مخفی در استان هرات افغانستان هدایت می‌شد.حجم این عملیات به اندازه‌ای گسترده بود که نیروهای آمریکایی در منطقه نسبت به تبعات این اقدامات به سیاستمداران آمریکایی هشدار دادند. این مخالفت‌ها به زودی به یک طغیان تمام عیار تبدیل شد، کار به جایی رسید که حتی دریاسالار «ویلیام فالون» فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق به دلیل مخالفت با عملیات‌های برون مرزی نیروهای ویژه تحت فشار کاخ سفید مجبور به استعفا شد.در نهایت این برنامه به دلیل این که نتوانست که اهداف مقامات آمریکایی را برآورده کند متوقف شد. جالب اینجاست که مخالفت گسترده نظامیان آمریکایی با این برنامه یادآور مخالفت نظامیان آمریکایی با قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سیاه تروریستی است.این برنامه نیز تنها حاصل آن چندین عملیات تروریستی در داخل خاک ایران بود که منجر به شهادت چندین نفر از شهروندان کشورمان شد.البته به نظر می‌رسد «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا بار دیگر سیاست فوق یعنی حمایت گسترده از عملیات‌های تروریستی در منطقه به رهبری مرکز فرماندهی آمریکا در منطقه را آغاز کرده است.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
یمن قربانی معامله های ترامپ با ریاض
چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸


برخی تحلیلگران و رسانه‌های غربی، وتوی مصوبه کنگره برای توقف حمایت واشنگتن از ائتلاف سعودی در جنگ یمن را اقدامی ننگین می دانند که در چارچوب معامله‌های چندساله اخیر «دونالد ترامپ» با حکام ریاض صورت گرفته است.به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری، جنایات ائتلاف سعودی علیه مردم یمن به اندازه ای فجیع بوده است که حتی کنگره ایالات متحده را هم به واکنش واداشت. اما این تلاش قانونگذاران آمریکایی تاثیری نداشت و «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری این کشور مصوبه کنگره در زمینه اجبار دولت آمریکا به پایان دادن به حمایت نظامی از ائتلاف سعودی و مشارکت در جنگ ۴ ساله را وتو کرد. دونالد ترامپ در مورد دلیل خود برای رد این مصوبه کنگره عنوان داشت که وی آن را روندی برای تضعیف اختیارات قانونی خود و به ضرر منافع آمریکا می داند. رئیس جمهوری آمریکا مدعی شد که پایان مشارکت واشنگتن در ائتلاف سعودی موجب به مخاطره افتادن جان سربازان و شهروندان ایالات متحده در آینده خواهد شد.

اتحاد دو حزب در مقابل ترامپ

از چند ماه قبل به ویژه پس از اقدام حکام ریاض در قتل یک روزنامه نگار منتقد، فشارها بر عربستان سعودی در عرصه بین المللی افزایش یافت. در ایالات متحده نیز قتل فجیع «جمال خاشقچی» در کنسولگری سعودی در ترکیه موجب تغییر نگاه‌ها و خط مشی‌ها شد اما تنها جریانی که نسبت به این موضوع بی تفاوت مانده ترامپ و نزدیکان وی هستند که به حمایت‌ها از حکومت ملک سلمان ادامه می دهند. گفتنی است موضوع فوق در کنار جنایت‌ها علیه مردم یمن از جمله مسائلی هستند که اکنون هر دو حزب در کنگره (در دو مجلس سنا و نمایندگان) در مورد آن هم نظر شده اند و انتقادهای تندی را به کاخ سفید وارد می کنند. چند ماه قبل هم کنگره خواستار اقدام کاخ سفید و برقراری تحریم‌ها علیه ریاض به علت این دو پرونده شده بودند که ترامپ به آن توجهی نکرد. اکنون دو مجلس آمریکا در مصوبه ای خواستار توقف حمایت نظامی آمریکا از ریاض و پایان دادن به دخالت واشنگتن در این جنگ شدند. دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان اکثریت را دارند و این قطعنامه با رای مثبت ۲۴۷ نماینده از مجموع ۴۳۵ را تصویب شد. در سنا که جمهوریخواهان در آن دست برتر را دارند نیز از مجموع ۱۰۰ سناتور ۵۴ نفر از مصوبه حمایت کردند.در هیچ یک از دو مجلس قانونگذاری این قطعنامه قادر به کسب رای دوسوم نشد. به اعتقاد تحلیلگران وتوی ترامپ موجب توقف اجرایی شدن این قطعنامه می شود زیرا دستیابی به حمایت دوسوم اعضای کنگره سخت است. با این حال اقدام ترامپ سرشکستگی دیگری را برای کاخ سفید رقم زد و نشان داد که جنایت‌های سعودی علیه مردم یمن به ویژه غیرنظامیان در مقابل دلارهایی که ریاض به ترامپ می بخشد ارزشی ندارد. با اینحال نشریه «فارین پالسی» در گزارشی وتوی قطعنامه کنگره از سوی ترامپ را به ضرر عربستان سعودی دانست و افزود اکنون نمایندگان دموکرات تحریم عربستان سعودی به دلیل محاصره یمن و مقابله با کمک رسانی و اقدامات بشردوستانه را در دستور کار خود قرار داده اند. آن‌ها به دنبال راه‌های دیگری برای پایان دادن به مداخله نظامی آمریکا در جنگ یمن هستند.

به نوشته این نشریه، ایالات متحده با حمایت از ائتلاف سعودی در واقع به جنگ با حوثی‌هایی می رود که گفته می شود با ایران رابطه دارند. دموکرات‌ها در این شرایط می خواهند مقرراتی را وضع کنند که بر اساس آن مقام‌های سعودی را تحریم کنند که در محاصره یمن نقش دارند و مانع دسترسی کشتی‌های حاوی کمک‌های بشر دوستانه به شهروندان این کشور می شوند. همچنین آن‌ها می خواهند با کاستن از بودجه نظامی مانع ادامه حضور در این جنگ و حتی محدودسازی فروش سلاح به عربستان سعودی شوند. این تحلیل اجماع سنا و مجلس آمریکا در مورد یک قانون جنگی را مهم توصیف کرد و دلیل آن را سیاست‌های ریاض در مورد قتل خاشقچی و جنایت‌ها در یمن عنوان داشت. با این حال این مصوبه کنگره موجب شد تا یک موضوع حل نشده در قانون اساسی ایالات متحده در مورد میزان اقتدار رئیس جمهوری برای راه اندازی جنگ یا مشارکت در آن بدون کسب مجوز از کنگره بار دیگر مطرح شود. دولت ترامپ و مخالفان طرح اعتقاد دارند این موضوع به قانون جنگی ۱۹۷۳ ارتباط پیدا نمی کند زیرا ایالات متحده در جنگ حضور مستقیم ندارد و واشنگتن در حوزه‌های مشاوره ای و اطلاعاتی از ائتلاف سعودی حمایت می کند.

قانونی اساسی و موضوع دخالت در جنگ

برخی تحلیلگران این اقدام رئیس جمهوری آمریکا را در چاچوب قانون اساسی این کشور و قدرت فراوان رئیس جمهوری مورد ارزیابی قرار دادند. البته در عمل هم این قطعنامه به عنوان اقدامی برای محدودسازی قدرت رئیس جمهوری به شمار می آید اما توجه به مسائل انسانی و تحولات در داخل یمن از نظر افکار عمومی بسیار مهم هستند.به نظر می رسد قانون اساسی ایالات متحده در این زمینه شفاف نیست و هر یک از دو طرف (رئیس جمهوری و قانونگذاران) تفاسیر خود را از آن مورد استفاده قرار می دهند. روزنامه «گاردین» این اقدام ترامپ را «رسوایی بهره برداری ترامپ از قدرت ریاست جمهوری» عنوان کرد و افزود: ایالات متحده قادر بود تا پای خود را از جنگ مرگبار یمن کنار بکشد اما اتحاد غیرمقدس ترامپ با سعودی پا برجا می ماند زیرا رئیس جمهوری آمریکا به همکاری با ائتلاف علیه مردم یمن ادامه می دهد. این روزنامه با ناخوشایند دانستن اقدام ترامپ در وتوی قطعنامه کنگره، آن را عاملی برای طولانی تر شدن رنج میلیون‌ها شهروند یمنی به عنوان قربانیان حملات ریاض علیه حوثی‌ها عنوان کرد. بنابر این گزارش خودخواهی ترامپ ایالات متحده را در معرض خطر قرار می دهد و اثبات می کند که به رغم مشخص شدن تحقیقات کمیته مولر رئیس جمهوری هنوز به نحو خطرناکی غیرقابل کنترل است. این گزارش با بی معنی دانستن ادعا و بهانه ترامپ در مورد وجود تهدید علیه شهروندان و سربازان آمریکایی آورده است در واقع هیچ آمریکایی به گفته ترامپ در جنگ حضور ندارد بلکه منظور وی تعدادی از شهروندان ایالات متحده هستند که در کشورهای ائتلاف حضور دارند یا از این منطقه عبور می کنند . بر اساس این تحلیل بهانه آفرینی‌های رئیس جمهوری حتی علیه قانون« War Powers Act» مصوب سال ۱۹۷۳ شکل گرفته است. در این قانون با صراحت اعلام شده است حضور نظامی آمریکا در جنگ‌ها باید با موافقت کنگره صورت بگیرد. اکنون این برای نخستین بار در تاریخ است که سنا و مجلس نمایندگان قطعنامه ای را به صورت مشترک به میز رئیس جمهوری ارسال می کنند و در مورد قانون فوق به وی تذکر می دهند. به نوشته این روزنامه بریتانیایی، شاید این یک نقص در قانون اساسی است که رئیس جمهوری آمریکا از قدرت خود در چنین شرایطی سوء استفاده می کند. وی در مسائل مربوط به قانون مهاجرت یا ساخت دیوار مرزی هم اقدامات مشابهی را انجام داد و کنگره هم نتوانست مانع ترامپ شود. نشریه «اینترسپت» نیز در گزارشی آورده است ترامپ با این اقدام خود نه تنها وفاداری به دربار سعودی را به ویژه پس از قتل روزنامه نگار منتقد ریاض نشان داد بلکه به محمد بن سلمان اطمینان داد که واشنگتن در مورد بدترین بحران انسانی جهان با وی متحد باقی می ماند. طبق این تحلیل باوجود ادعای رئیس جمهوری، وتوی چنین مصوبه ای فراتر از محافظت از قانون اساسی آمریکا صورت گرفته است؛ این اقدام علاوه بر آنکه نمونه ای از تصمیم سازی‌های مستبدانه است معامله ای دوسویه و به عبارتی ادامه «بده بستانی» (tit-for-tat) است که در سال‌های اخیر بر ژئوپلتیک خاورمیانه سایه گستر شده است. در نهایت با هر دیدگاهی که به وتوی ترامپ نگرسته شود، در واقع همانطور که «دیوید میلیبند» رئیس کمیته نجات بین المللی هشدار داد «وتوی رئیس جمهوری آمریکا، چراغ سبزی است برای انجام جنایت‌های بیشتر.

جنگ‌افزارهای فرانسوی چه سهمی در کشتار یمنی‌ها دارند؟

اسناد محرمانه منتشر شده از وزارت دفاع و آژانس اطلاعات نظامی فرانسه نشان می‌دهد این کشور بعد از آغاز جنگ تحمیلی علیه یمن، نه تنها فروش سلاح به ائتلاف سعودی را قطع نکرده بلکه با تداوم صادرات در کشتار مردم یمن سهم داشته است.به گزارش خبرگزاری فارس، جنگ تحمیلی رژیم سعودی علیه یمن از ششم فروردین سال ۱۳۹۴آغاز شده و هنوز ادامه دارد. این جنگ که با حمایت سیاسی، تسلیحاتی و مشارکت محدود آمریکا، فرانسه، انگلیس و مشارکت مستقیم امارات عربی متحده (و برخی کشورهای دیگر مانند سودان) در قالب «ائتلاف عربی»‌ و به رهبری رژیم سعودی آغاز شد، تاکنون چند هزار یمنی را به کام مرگ کشانده است.در پی بی‌توجهی دولت «عبد ربه منصور‌هادی» رئیس جمهور وقت یمن به خواست گروه‌ها و احزاب یمنی و در نتیجه بالاگرفتن اختلافات در سال ۲۰۱۴سرانجام نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور وقت تحت فشار ریاض استعفا کردند. منصور‌هادی در فوریه ۲۰۱۵به عربستان سعودی فرار کرده و در بیست‌وششم مارس ۲۰۱۵ریاض اعلام کرد که به درخواست رئیس‌جمهور قانونی یمن، حملاتی را علیه گروه‌های مقاومت در این کشور آغاز کرده است.به تازگی اسناد محرمانه‌ای از وزارت دفاع فرانسه توسط آژانس امنیتی «اداره اطلاعات نظامی» این کشور به رسانه‌ها درز پیدا کرده که حاوی جزئیات افشا نشده‌ای از قراردادهای مخفی فروش سلاح از سوی پاریس به ریاض بوده و نشان‌دهنده مشارکت مستقیم و غیرمستقیم فرانسه در جنگ تحمیلی ائتلاف سعوی علیه مردم یمن است. درپی جنگ نابرابری که توسط هشت کشور عربی در ائتلاف سعودی از دریا،‌ زمین و هوا علیه یمنی‌ها آغاز شد، طبق آمار سازمان ملل تا کنون حداقل ۸۳۰۰غیرنظامی شامل ۱۲۸۳کودک جان باخته و یکی از «وخیم‌ترین بحران‌های بشری در جهان» پدید آمده است. گزارش ۱۵صفحه‌ای افشا شده از سوی اداره اطلاعات نظامی فرانسه (که در تاریخ ۲۵سپتامبر ۲۰۱۵به ریاست‌جمهوری فرانسه ارائه شد) تحت عنوان «یمن: وضعیت امنیتی» لیست تسلیحات پیشرفته‌ای که طی قراردادهای متعدد از سال‌های ۲۰۱۰تا ۲۰۱۹توسط دولت پاریس به رژیم‌های سعودی و امارات عربی متحده فروخته و علیه مردم یمن در جنگ تحمیلی به‌کار گرفته شده را نام می‌برد.

توپخانه خودکِششی «سزار» که یکی از پیشرفته‌ترین و مهلک‌ترین تسلیحات فرانسوی برای بمباران اهداف مختلف در بُرد ۴۲کیلومتری است، توسط شرکت نظامی و تماما دولتی «نِکستِر» واقع در شهر «روآن» تولید می‌شود. این توپخانه در واقع مدل ارتقایافته‌ای از توپخانه‌های «هویتزر» از نوع متحرک است که می‌تواند شش گلوله ۱۵۵میلی‌متری (کالیبر ۵۲) در یک دقیقه شلیک کند. طبق آمار ارائه شده از سوی اندیشکده تحقیقات صلح بین‌الملل در استکهلم(SIPRI) از سال ۲۰۱۰تا کنون دولت فرانسه ۱۳۲دستگاه توپخانه سزار به رژیم سعودی فروخته است. طی ماه‌های آینده نیز قرار است حداقل ۱۲۹دستگاه از این توپخانه‌ها (تا سال ۲۰۲۳) به سعودی‌ها تحویل شود.اسناد محرمانه وزارت دفاع فرانسه شامل نقشه‌ای است که تحت عنوان «جمعیتِ در معرض تهدید بمباران»، مکان‌های در تیررس توپخانه‌های سعودی در مرز یمن و عربستان سعودی را نشان می‌دهد. بر این اساس، در تاریخ بیست‌وپنجم سپتامبر ۲۰۱۸، تعداد ۴۸دستگاه توپخانه سزار متعلق به ارتش سعودی در نزدیکی مرز جنوبی این کشور مستقر شده و مناطق مختلفی از یمن شامل شهرها، روستاها، مزارع و خانه‌های غیرنظامیان را نشانه رفتند. در این نقشه، دایره‌های قرمزی با نقطه‌چین اطراف مکان‌های استقرار توپخانه‌های سزارِ ارتش سعودی رسم شده که بُرد مؤثر این تسلیحات و مناطق مسکونی یمنی در معرض تهدید آنها را نشان می‌دهد.

آیا این مناطق مسکونی هدف سلاح‌های ساخت فرانسه هستند؟

در صفحه چهارم اسناد افشا شده توسط اداره اطلاعات نظامی فرانسه آمده است که چندی پیش گزارشی به «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه ارائه و در آن تاکید شده که توپخانه‌های سزار «برای حمایت از مزدوران وفادار (به دولت‌هادی) و نیروهای مسلح سعودی در پیشروی به داخل سرزمین یمن» به‌کار رفته‌اند. به زبان ساده‌تر، این تسلیحات فرانسوی برای بمباران مناطق مسکونی یمن و بازکردن مسیر حرکت تانک‌ها و خودروهای زرهی سعودی به داخل این کشور استفاده شدند. این اسناد تصریح می‌کند که حدود ۴۳۶هزار یمنی در خط آتش مستقیم توپخانه‌های سزار قرار دارند.البته تسلیحات توپخانه‌ای ساخت ایالات متحده، بریتانیا و چین نیز توسط ائتلاف سعودی در مرزهای شمالی یمن مستقر شده و علیه مردم این کشور به کار می‌روند. در حالی که تسلیحات فرانسوی برای کشتار مردم یمن استفاده شدند اما «فلورنس پارلی» وزیر دفاع این کشور طی گزارشی به کمیته امور نظامی پارلمان فرانسه در جولای سال قبل (۲۰۱۸) مدعی شد: «تا جایی که من می‌دانم، سلاح‌های زمینی فروخته شده به عربستان سعودی، برای مقاصد تدافعی در مرز این کشور به کار می‌روند نه تهاجمی». افراد غیرمطلع شاید این صحبت پارلی را اینگونه تعبیر کنند: ارتش بزرگی از یمنی‌ها در حال حمله همه‌جانبه به سعودی‌های مظلوم است و آنها نیز در خاک خود از تانک‌ها و سلاح‌های فرانسوی (و تسلیحات ساخت دیگر کشورهای غربی) برای دفاع در برابر این متجاوزانِ خونخوار استفاده می‌کنند!

این در حالی است که اسناد مذکور عکس آن ادعا را اثبات می‌کند. طبق داده‌های آژانس اطلاعات نظامی فرانسه، ۷۰دستگاه تانک پیشرفته «لوکلِرک» در جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن به‌کار گرفته شده‌اند. از این تعداد، ۴۰دستگاه توسط ارتش امارات عربی متحده در پایگاه‌هایی واقع در شهر بندری «المخا» و منطقه «الخوخه» در دیگر شهر بندری «الحدیده» مستقر شدند. البته علی‌رغم اینکه آژانس اطلاعات نظامی فرانسه مدعی است تانک‌های لوکلرک تا کنون پایگاه‌های خود را ترک نکرده و در میدان نبرد دیده نشده‌اند اما تصاویر ماهواره‌ای که گروه تحقیقاتی و غیردولتی «دیسکلوز» منتشر کرده نشان می‌دهد این تانک‌ها در چندین عملیات بزرگ ائتلاف علیه یمنی‌ها شرکت داشته‌اند. در یکی از این تصاویر که به تاریخ ۱۱نوامبر ۲۰۱۸ثبت شده، تانک‌های لوکلرک در پنج کیلومتری مناطق مسکونی الحدیده دیده می‌شوند.یکی از این عملیات‌ها، در ساحل غربی یمن و مابین ماه‌های ژوئن و دسامبر ۲۰۱۸انجام شده است. تانک‌های فرانسوی متعلق به ائتلاف، از پایگاه‌های خود خارج شده و مسیر طولانی را به سمت شمال طی کرده، از دو منطقه الخوخه و الزیبد عبور کردند تا به شهر بندری و استراتژیک الحدیده برسند .به گفته سازمان غیردولتیِ «پروژه مکان‌های درگیری نظامی و داده‌های وقایع» که بحران‌های مختلف در سراسر جهان را رصد می‌کند، در نوامبر ۲۰۱۸و در بحبوحه حملات ائتلاف سعودی به الحدیده، تانک‌های لوکلرک در مرکزیت این عملیات قرار داشتند. همچنین طبق داده‌های این سازمان، ۵۵غیرنظامی یمنی بر اثر شلیک این تانک‌ها جان خود را از دست داده‌اند. شدیدترین، ویرانگرترین و مرگبارترین عملیات‌های ائتلاف سعودی علیه مردم یمن، حملات هوایی جنگنده‌های ارتش سعودی و اماراتی است که طبق داده‌های آژانس اطلاعات نظامی فرانسه از سال ۲۰۱۵تا ۲۰۱۸، بیش از ۲۴هزار بار به یمن حمله هوایی شده است. «ژان ایو لودریان» وزیر خارجه فرانسه اما طی گزارشی به کمیته امور خارجی پارلمان این کشور با رد کردن هرگونه دخالت و مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم این کشور در حملات هوایی سعودی‌ها به یمن، مدعی شده بود: «ما هیچ چیزی به نیروی هوایی سعودی ارائه نکردیم».

این اما ادعایی نادرست است، زیرا اسناد آژانس اطلاعات نظامی فرانسه، جزئیات دقیقی از افزونه‌ای پیشرفته برای جنگنده-بمب‌افکن‌های سعودی افشا می‌کند. این افزونه در واقع یک غلاف هدفگیری و نشانه‌گذاری(Targeting Pod) با نام «داموکلس» است که برای جنگنده‌های چندمنظوره به‌کار رفته و توسط کمپانی نظامی «گروه ثالِس» در پاریس تولید می‌شود. این افزونه‌ها، وظیفه شناسایی، ردیابی، قفل کردن روی اهداف و همچنین کنترل تسلیحات هدایت‌شونده را برعهده دارند که به قسمت زیرین جنگنده‌ها متصل می‌شوند. با استفاده از این غلاف‌های هدفگیری همچنین می‌توان موشک‌های هدایت‌شونده و نقطه‌زن ساخت شرکت نظامی «رِیثیون» در آمریکا را هدایت کرد.در تحقیقات جدیدی که خبرنگاران شبکه «سی.ان.ان» در یمن انجام دادند، توانستند ترکش‌هایی از موشک هدایت‌شونده با لیزر ساخت شرکت ریثیون را در نزدیکی لاشه یک خودرو در منطقه «المتمه» واقع در شمال یمن پیدا کنند. حمله به این منطقه در تاریخ بیستم سپتامبر ۲۰۱۶انجام شده که بود که در آن ۱۵غیرنظامی شامل ۱۲کودک جان باختند.غلاف هدفگیری داموکلس، که ابزاری ضروری برای حملات هوایی نقطه‌زن است، همچنین از سوی نیروی هوایی امارات عربی متحده بر روی جنگنده‌های چندمنظوره «میراژ ۲۰۰۰-۹» که آنها نیز ساخت فرانسه هستند، نصب شده‌اند.

در اسناد افشا شده همچنین علی‌رغم اینکه نامی از موشک‌های به‌کار رفته توسط ائتلاف سعودی ذکر نشده اما آمده است که نیروی هوایی امارات، موشک‌های هدایت‌شونده «شاهین سیاه» تولید مشترک فرانسه و بریتانیا و موشک‌های«AASM» ساخت فرانسه را برای استفاده در جنگ تحمیلی علیه یمن خریداری کرده است. هر دو نوع این موشک‌ها را می‌توان روی جنگنده‌های میراژ نصب کرد. طبق اطلاعات اندیشکده سیپری، امارات عربی متحده اسکادرانی متشکل از ۶۲جنگنده-بمب‌افکن دارد که از زمان آغاز جنگ علیه یمن، مشغول بمباران این کشور بودند.هواپیماهای جنگی ساخت فرانسه متعلق به نیروی هوایی امارات، عملیات‌های علیه یمن را از پایگاهی در شهر بندری «عصب» واقع در کشور آفریقایی اریتره اجرا می‌کنند. در تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده از این پایگاه به تاریخ فوریه ۲۰۱۸، سه فروند جنگنده میراژ در این مکان مشاهده می‌شود. تسلیحات هوایی فرانسوی که در جنگ تحمیلی یمن به کار رفته فقط به اینجا ختم نمی‌شود. بر اساس داده‌های آژانس اطلاعات نظامی فرانسه بالگردهای جنگی «کوگار» (برای انتقال نظامیان سعودی) و هواپیمای سوخت‌رسانA ۳۳۰MRTT ساخت کمپانی ایرباس (شش فروند برای سعودی و سه فروند برای امارات) نیز در این عملیات‌ها شرکت داشتند. این داده‌ها تصریح می‌کند: «این ۹فروند هواپیما که قادر به سوخت‌رسانی به چندین جنگنده در حین عملیات بودند و بالگردهای ترابری، نقش مهمی در این جنگ ایفا کردند.هواپیماهای سوخت‌رسان ایرباس از پایگاه هوایی متعلق به رژیم سعودی در شهر «جده» برخاسته و به جنگنده‌های ائتلاف که مشغول بمباران مناطق مسکونی یمن بودند، سوخت‌رسانی می‌کردند. بالگردهای نظامی چندمنظوره کوگار AS-۵۳۲نیز از پایگاه‌های سعودی در دو شهر «خمیس مشیط» و «جیزان» علیه یمنی‌ها عملیات می‌کردند.

از بهار ۲۰۱۵تا کنون، کشتی‌های جنگی ائتلاف سعودی به بهانه اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در ممنوعیت ارسال تسلیحات به یمن، محاصره دریایی همه‌جانبه‌ای را علیه این کشور آغاز کرده و در حقیقت مانع رسیدن هرگونه محموله کمک‌های انسان‌دوستانه از جمله غذا، دارو و سوخت به ۲۰میلیون یمنی شدند. علی‌رغم اینکه وزیر دفاع فرانسه در اظهار نظری علنی مدعی شد که پایان یافتن این محاصره در منطقه «دریای سرخ» و بندر «الحدیده» اولویت دولت پاریس است اما اسناد محرمانه این وزارتخانه گویای مشارکت دو فروند کشتی جنگی ساخت فرانسه در این محاصره دریایی است.طبق گزارش‌های درز پیدا کرده، یک فروند ناوچه از نوع کلاس «لافیت» متعلق به نیروی دریایی سعودی (با نام مکه و کلاس اختصاصی الریاض) و یک فروند ناوچه موشک‌انداز از نوع کلاس «باینونا» متعلق به نیروی دریایی امارات ضمن حضور در محاصره دریایی یمن، سواحل این کشور را گلوله‌باران می‌کردند. آژانس اطلاعات نظامی فرانسه تصریح می‌کند که این ناوچه‌ها همچنین وظیفه حمایت از عملیات‌های زمینی ائتلاف عربی و پیشروی نیروهای سعودی در خاک یمن را برعهده داشتند.از طرفی داده‌های وزارت دفاع فرانسه نشان می‌دهد که منفعت‌طلبی سران این کشور نه تنها آنها را به صادرات سلاح به مناطق مختلف از جمله غرب آسیا سوق داده بلکه پاریس را در رتبه سوم بزرگترین فروشندگان تسلیحات در سراسر جهان قرار داده است. عربستان سعودی و امارات عربی متحده به‌ترتیب دومین و ششمین خریدار سلاح‌های فرانسوی مابین سال‌های ۲۰۰۸تا ۲۰۱۷بودند.

تداوم فروش تسلیحات فرانسوی به ائتلاف سعودی

در حالی که طی چهار سال گذشته هزاران یمنی زیر بمباران و آتش نظامیان سعودی و اماراتی جان خود را از دست داده و میلیون‌ها نفر دیگر با قحطی، بیماری و فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دولت فرانسه اما در مقابل دوربین‌ها ژست ضدجنگ به‌خود می‌گیرد ولی در پشت پرده نه تنها به فروش تسلیحات و تکمیل توافقات قبلی ادامه داده بلکه قراردادهای نظامی جدیدی نیز با رژیم سعودی امضا کرده است.در تاریخ سی‌ام اکتبر ۲۰۱۸بود که فلورنس پارلی (وزیر دفاع فرانسه) طی گفت‌وگو باشبکهBFMTV تاکید کرد: «ما در حال حاضر هیچ مذاکره‌ای (برای فروش سلاح) به سعودی‌ها نداریم». اما اسناد آژانس اطلاعات نظامی فرانسه نشان می‌دهد که در همان زمان دولت پاریس مشغول رایزنی با مقامات ریاض جهت نهایی‌کردن جزئیات قراردادهای نظامی تا سال ۲۰۲۳بود. همچنین دفتر نخست‌وزیری فرانسه در پاسخی ناشناس به گروه دیسکلوز اذعان کرد: «صادرات تجهیزات نظامی بعد از سال ۲۰۱۵متوقف نشد اما صدور مجوز آنها به‌صورت موردی، تحت توجهات بیشتر قرار گرفت.دیسکلوز همچنین اسنادی محرمانه از جلسه‌ای در کمپانی نکستر را به‌دست آورده که حاوی اطلاعاتی درباره سلاح‌های فروخته شده به رژیم سعودی مابین سال‌های ۲۰۱۹تا ۲۰۲۴است. بر این اساس، نفربرهای زرهی «تیتوس» که یکی از جدیدترین تولیدات شرکت نکستر است و همچنین توپخانه‌های یدک‌کش هویتزر ۱۰۵LG بخشی از این قرارداد هستند.

از سوی دیگر، بررسی اطلاعات وبگاه غیردولتی «پروژه داده‌های یمن» (که از کارشناسان امنیتی، حقوق بشری و دانشگاهی برای جمع‌آوری آمارهای مختلف مرتبط با جنگ تحمیلی یمن استفاده می‌کند) توسط خبرنگار فارس نشان می‌دهد که ائتلاف سعودی از ۲۶مارس ۲۰۱۵تا کنون (۲۲آوریل ۲۰۱۹) حدود ۱۹۵۸۰بار علیه یمن حمله هوایی انجام داده است (که البته با آمار منتشر شده از سوی آژانس اطلاعات نظامی فرانسه مغایر است). طبق این اطلاعات، در جریان حملات هوایی ائتلاف، بیش از ۸۳۰۰یمنی جان باخته و حدود ۹۵۰۰نفر نیز مجروح شدند.

نتایج این بررسی نشان می‌دهد که حدود ۳۰درصد از حملات هوایی به‌صورت مستقیم غیرنظامیان یمنی را هدف گرفته است. در مجموع تعداد ۱۱۴۰عملیات هوایی ائتلاف سعودی با هدف تولیدات کشاورزی، منابع غذایی، ذخایر آبی، زمین‌های زراعی و بنادر ماهیگیری انجام شده است.که می‌توان نتیجه گرفت ائتلاف سعودی عامدانه در حال هدف قراردادن زیرساخت‌های یمن، ایجاد قحطی و کشتار مردم این کشور با گرسنگی است. رژیم‌های سعودی و امارات، با استراتژی ایجاد عامدانه قحطی در یمن، باعث افزایش قیمت مواد غذایی به میزان ۱۵۰درصد و جهش ۲۰۰درصدی بهای سوخت شدند.طبق گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۱۹، حدود ۱۶میلیون یمنی به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. این بحران باعث شیوع بیماری وبا در بخش غربی این کشور شده است.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
تروریست‌های سوریه ساخته آمریکا، اروپا، عربستان سعودی و اسراییل هستند.
تروریست‌های منطقه خاورمیانه ساخته آمریکا، اروپا، عربستان سعودی و اسراییل هستند.
تروریست‌های جهان ساخته آمریکا، اروپا، عربستان سعودی و اسراییل هستند.
ترامپ، تهدیدی جهانی است.
نتانیاهو، تهدیدی جهانی است.
آل سعود، تهدیدی جهانی است.
هم نخست وزیر رژیم صهیونیستی غلط می کند هم صهیونیست ها!
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
انتقال سفارت آمریکا، زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی است
این اقدام، نشان بارز زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی است.
مردم مظلوم کشمیر و فلسطین وضع مشابه دارند و سازمانهای مسئول در جهان باید وظیفه خود را در قبال آنان انجام دهند.
اقدام کاخ سفید زیرپاگذشتن قوانین سازمان ملل است.
اگر مسلمانان دست به دست هم دهند بسیاری از مشکلات حل می شود.
اقدام واشنگتن نقض آشکار قوانین بین المللی به ویژه قطعنامه های 476 و 478 شورای امنیت سازمان ملل محسوب می شود.
آمریکا به رغم حمایت جامعه جهانی از تلاش های مجمع عمومی سازمان ملل و قطعنامه های شورای امنیت در باره راه حل تاسیس دو کشور برای رسیدگی به موضوع فلسطین، در حال انتقال سفارت خود در فلسطین اشغالی به سرزمین مقدس قدس شریف است.
آمریکا با این اقدام قطعنامه های 476 و 478 شورای امنیت را نیز زیر پا گذاشت.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
بازنشر/به بهانه سفر اوباما به هیروشیما؛
ژاپن هنوز هم در آتش بمب اتمی آمریکا می‌سوزد + تصاویر و فیلم

ترومن جنایت آمریکا را اینگونه اعلام کرد: «اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است.»
دریافت 0 bytes

گروه جنگ نرم مشرق- آگوست سال 1945 آمریکا بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن بمب اتمی انداخت. اکنون 71 سال از آن ماجرا می‌گذرد، اما هنوز هم هیچ‌کس نمی‌داند دلایل واقعی پشت این تصمیم آمریکایی‌ها چه بوده است. با این حال، اسنادی که به تازگی از حالت محرمانه خارج شده نشان می‌دهد که این حمله هسته‌ای ممکن است، نه از روی ضرورت نظامی، بلکه برای ارعاب اتحاد جماهیر شوروی انجام شده باشد. در این گزارش قرار است به شهرهای هیروشیما و ناگازاکی سفر و با خانواده‌هایی ملاقات کنیم که هنوز هم خاطرات آن روز وحشتناک، آن‌ها را آرام نمی‌گذارد.
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
سال 1945 آمریکا بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن بمب اتمی انداخت

اولین بار در تاریخ بشر که یک بمب اتمی در جنگ مورد استفاده قرار گرفت، 6 آگوست 1945 بود، زمانی که یک بمب اتمی با نام رمزی "پسربچه" (Little Boy) بر سر شهر هیروشیما فرود آمد. بیش از 100 هزار انسان در دم کشته شدند. بسیاری از این افراد که در مرکز انفجار بودند، در یک لحظه تبدیل به خاکستر شدند و شمار زیادی هم بر اثر موج انفجار یا میزان بالای تشعشعات جان خود را از دست دادند.

اکنون در هیروشیما، بیش از 50 هزار نفر زندگی می‌کنند که آن حادثه را به خاطر دارند. هر کدام از این افراد می‌توانند داستان خود را از آن روز برایتان تعریف کنند. یکی از این بازمانده‌ها زنی است به نام "کوابارا" که با معرفی شوهرش می‌گوید: "او هم یکی از افرادی است که حادثه انفجار بمب را به خاطر دارد. در همان حادثه، مادر و دو خواهرش را از دست داد." کوابارا آن زمان، یک دختربچه 13 ساله بود، اما می‌گوید حتی پس از گذشت 71 سال، هنوز هم خاطرات آن روز برایش قابل هضم نیست.

کوابارا توضیح می‌دهد: "هیچ هشدار بمبارانی اعلام نشد، من هم فکر کردم حتماً هواپیماهای ژاپنی هستند. آن زمان بچه بودیم. همین‌طور ایستادیم و به هواپیما نگاه کردیم. ناگهان دیدیم که بمب سقوط کرد. همه جا پر از جسد شده بود. مادرهایی را می‌دیدم که دنبال فرزندان خود می‌گردند. بچه‌هایی را می‌دیدم که مادرهایشان را صدا می‌زدند. اما آن زمان حتی اگر مادری فرزندش را می‌دید، باز هم او را نمی‌شناخت. بچه‌ها بودند که می‌توانستند مادرهایشان را بشناسند. یک مادر را دیدم که شاخه‌ای کوچک را برداشته بود و با آن، کرم‌ها و حشرات را از روی بدن بچه‌اش برمی‌داشت. بچه هم فریاد می‌زد: "درد دارد." اما مادر ادامه می‌داد، چون می‌دانست اگر این کار را نکند، کرم‌ها بدن بچه‌اش را می‌خورند. اما آن بچه زنده نماند." کوابارا می‌گوید به خاطر خاطراتی مانند این، هرگز نمی‌تواند باور کند که جنگ پایان یافته است.
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
همسر "کوابارا"، مادر و دو خواهرش را در بمباران اتمی هیروشیما از دست داد

"تئودور ون کرک" مسئول وقت موقعیت‌یابی در نیروی هوایی ارتش آمریکا که مسئول بمباران هیروشیما نیز بوده، سال 2012 در این مورد می‌گوید: "من آن زمان یک سرباز راضی از کارم بودم. ما مدت‌ها بود درگیر جنگ بودیم. ژاپنی‌ها به ما حمله کرده بودند. آن زمان، ژاپنی‌ها مردم خوبی نبودند. سیاست آمریکا در آن زمان این بود که ملت ژاپن را تسلیم کند. من هم حاضر بودم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای رسیدن به این هدف انجام بدهم."

"هری ترومن" رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود که تصمیم گرفت از بمب اتم علیه ژاپن استفاده کند. کم‌تر از 4 ماه بود که رئیس‌جمهور شده بود. وی خبر استفاده از بمب اتمی علیه هیروشیما را این‌گونه به مردم دنیا اعلام می‌کند: "اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. ما با این بمب، افزایشی جدید و انقلابی به قدرت تخریب خود اضافه کرده‌ایم. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است."

"کلیفتون ترومن دانیل" نوه هری ترومن فردی است که ماه آگوست، خیلی‌ها دنبال او می‌گردند تا با او درباره میراثی که پدربزرگش برای او به جا گذاشته، صحبت کنند. او می‌گوید: "من هم مانند بسیاری از آمریکایی‌های دیگر که آن سال‌ها زندگی می‌کردند، به صحبت‌های پدربزرگم گوش دادم. دلایل او را پذیرفتم و قبول کردم که برای حفظ جان شمار زیادی از آمریکایی‌ها، باید هیروشیما و ناگازاکی بمباران می‌شدند. اما بعدها بزرگ‌تر شدم و این واقعیت را درک کردم که آن روزها، جان انسان‌های بی‌شماری گرفته شد، آن هم به روشی وحشتناک."
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
مادرها وقتی فرزندان خود را می‌دیدند، آن‌ها را نمی‌شناختند

پیش از حوادث ژاپن، نیروهای متفقین که پیروزی خود را قریب‌الوقوع می‌دیدند، طی کنفرانس "پوتسدام" (Potsdam) در تاریخ 18 ژوئن 1945 دور هم جمع شدند و دنیای پس از جنگ جهانی را ترسیم کردند. روابط روسیه و آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری روزولت در آمریکا، نسبتاً خوب بود، اما ترومن در نظر استالین، فردی ناشناخته بود و همین کنفرانس هم نقطه عطفی در روابط دو متحد ایجاد کرد.

"گرگ هرکن" تاریخدان و نویسنده آمریکایی کتاب "اخوت بمب" (Brotherhood of the Bomb) درباره این نشست می‌گوید: "ترومن آن‌جا به استالین گفت که ما سلاح جدیدی داریم، البته نگفت که چه نوع سلاحی. فکر می‌کرد که استالین نمی‌داند. استالین هم پاسخ سرد و بی‌تفاوتی داد: "امیدوارم از این سلاح، به خوبی علیه دشمن استفاده کنید." این در حالی است که الآن از طریق منابع مختلف و به خصوص منابع شوروی می‌دانیم که استالین با اطلاعاتی که از آژانس‌های جاسوسی دریافت کرده بود، در همان زمان هم به خوبی می‌دانست که ترومن درباره چه چیزی دارد صحبت می‌کند."

"میخائیل میاگکف" استاد دانشگاه علوم نظامی روسیه توضیح می‌دهد: "استالین می‌دانست که مسئله، بمب اتمی است. آمریکا آن زمان در این‌باره به شوروی چیزی نگفته بود. مشهور است که ترومن دائماً این را می‌گفته که اگر یک بمب اتمی منفجر شود، چوبی برای من می‌شود تا قدرتم را به روس‌ها نشان دهم.
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
رهبران آمریکا، انگلیس و روسیه در نشست پوتسدام شرکت داشتند

"سومیترو تانیگوچی" مشغول رساندن نامه‌های مردم به درِ خانه آن‌ها بود که دومین بمب اتمی که یک بمب پلوتونیومی با نام "مرد چاق" (Fat Man)، این بار بر سر شهر ناگازاکی فرود آمد. تانیوگوچی درباره آن روز می‌گوید: "16 سالم بود. دو کیلومتر با محل انفجار بمب فاصله داشتم. داشتم راه می‌رفتم که موج انفجار، از پشت به من ضربه وارد کرد. بعد از آن انفجار، سه سال و هفت ماه در بیمارستان بودم. طی یک سال و هفت ماه اول، تنها می‌توانستم روی سینه‌ام بخوابم." حرارت انفجار هسته‌ای باعث شد تا پوست کمر و دست چپ تانیگوچی آب شود. تصاویر سوختگی وی در تمام دنیا مشهور شده و تانیگوچی اکنون به نماد زجرهایی تبدیل شده است که حمله اتمی آمریکا به مردم ژاپن تحمیل کرد.

تانیگوچی که اکنون رئیس شورای قربانیان بمب اتم ناگازاکی خاطرات آن روز را این‌گونه به خاطر می‌آورد: "کمرم تا استخوان سوخته بود. بعضی جاهای بدنم، از سوختگی سِفت شده بود. استخوان‌های قفسه سینه‌ام به قلبم و شش‌هایم رسیده بود. همین الآن هم هنوز، درد دارم... سال 1959 سازمانی برای بازماندگان حمله اتمی تأسیس کردیم و جنبشی علیه سلاح‌های هسته‌ای به راه انداختیم. من هم در این‌باره سخنرانی می‌کردم."

ناگازاکی هدف دومین بمب اتمی آمریکا بود. "مرد چاق" قرار بود بر سر شهر "کوکرا" فرود بیاید، اما به خاطر شرایط آب و هوایی، جنگنده "باک‌اسکار" آمریکا مسیر خود را تغییر داد و شهر ناگازاکی را هدف گرفت. این اتفاق سه روز بعد از حمله به هیروشیما، یعنی در تاریخ 9 آگوست رخ داد. قدرت تخریبی این بمب، معادل 21 هزار تن تی‌ان‌تی بود و بیش از 70 هزار نفر از مردم ناگازاکی را کشت.
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
تصاویر سوختگی تانیگوچی به نمادی برای قربانیان حمله اتمی آمریکا تبدیل شده است

کمپین بمباران ژاپن که قبل از توسل به بمب‌های اتمی شکل گرفته بود، این کشور را به یک مخروبه تبدیل کرده بود و آمریکا هم این کشور را بلوکه کرده بود و اجازه رسیدن غذا و سوخت به ژاپن را نمی‌داد. گرگ هرکن می‌گوید: "نتایج بررسی بمباران استراتژیک آمریکا که بعد از پایان جنگ انجام شد، نشان می‌داد که ژاپن حتی در صورت عدم بمباران آمریکا هم تا پیش از آغاز عملیات المپیک (حمله همه‌جانبه متفقین به ژاپن) تسلیم می‌شد."

"پیتر کازنیک" مدیر مؤسسه مطالعات هسته‌ای در دانشگاه آمریکا در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا با بمب اتم به ژاپن حمله کرد، می‌گوید: "من فکر می‌کنم هری ترومن امیدوار بود یک سیاست دوگانه را پیاده کند: اولاً این‌که ژاپن پیش از آن‌که پای روسیه به ماجرا باز شود، تسلیم گردد و بنابراین آمریکا مجبور نشود امتیازهایی که قولش را به روسیه داده بود، به این کشور بدهد. دوماً (که اگر از مورد اول مهم‌تر نباشد، کم‌اهمیت‌تر نیست) این‌که آمریکا می‌خواست به روسیه پیام بدهد [و قدرت‌نمایی کند]."

پس از جنگ جهانی و با تلاش‌های دو کشور برای افزایش حوزه نفوذ خود، روابط میان شرق و غرب به سرعت کاهش یافت. آمریکا فهمید که قدرت هسته‌ای به معنای قدرت سیاسی در صحنه بین‌المللی است. اسنادی که برخی از آن‌ها حتی به سال 1945 برمی‌گردد، نشان می‌دهد که متفقین هم در میان خود دچار اختلاف و درگیری شده بودند. "هرکن" تصریح می‌کند: "طبق برنامه آمریکا در اکتبر 1945، 20 هدف در روسیه انتخاب شده بود: مسکو و لنینگراد از جمله این اهداف بودند. بعد از مشورت با نظریه‌پردازان و طراحان جنگ، این تصمیم گرفته شد که خود کاخ کرملین یا یک نیروگاه در نزدیکی آن باید نقطه هدف باشد. بمب‌ها که بزرگ‌تر می‌شدند، چینش اهداف هم به گونه‌ای انتخاب می‌شد که بیش‌ترین اهداف با هر بمب، از بین برود."
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
موقعیت شهرهای مختلف شوروی که باید توسط آمریکا بمباران می‌شد

کازنیک با نشان دادن یک کپی از "سری کمیته مشترک اطلاعات 250" توضیح می‌دهد: "این‌جا نوشته که شوروی تضعیف شده و ممکن است به دنبال اتخاذ سیاستی هجومی علیه آمریکا باشد. بنابراین باید برنامه‌ای ریخته می‌شد تا این شرایط مورد محاسبه قرار گیرد. نهایتاً، تعداد شهرهای هدف بمباران در شوروی افزایش پیدا کرد. برنامه‌هایی با نام‌های "گازانبر" یا "ضربه اُفتان" تعریف شده بود. هم‌زمان با تشدید تنش‌های سیاسی میان شوروی و آمریکا، لیست شهرهای هدف هم بزرگ‌تر می‌شد."

"سنای ایکدا" یک بازمانده 82 ساله در ناگازاکاست. او و دخترش به مدارس مختلف در ژاپن می‌روند و درباره جنگ صحبت می‌کنند. ایکدا برای آن‌که بتواند تجربه خود را به کودکان منتقل کند، از نقاشی استفاده می‌نماید: "روزی که بمب منفجر در ناگازاکی انداخته شد، هوا مانند روزهای دیگر آن فصل، خوب بود. به محض آن‌که صدای هشدار بمباران را شنیدیم، بمب را دیدم که از هواپیمای آمریکایی رها شد. بمب با یک چتر داشت فرود می‌آمد. موج انفجار تمام پوست دست من را از جا کند و دستم شروع کرد به خون آمدن. مادرم 15 متر آن‌طرف‌تر پرت شد. او را پیدا کردم و با هم فرار کردیم. به کنار جاده که رسیدیم، فردی را دیدم که مانند ذغال شده بود، اما داشت راه می‌رفت. به ما گفت هر کس در ناگازاکی زندگی می‌کرد، کشته شده است."

وی ادامه می‌دهد: "مردم نمی‌دانستند چه کار کنند، یا کجا بروند. فقط می‌رفتند تا خودشان را در رودی که آن‌جا بود، خنک کنند. من جسد یک نفر را در آب دیدم و بلافاصله فهمیدم که خواهر کوچکم است. کاملاً سیاه شده بود و صورتی برایش باقی نمانده بود. او را از روی گل‌هایی شناختم که لای پارچه‌ای دور کمرش بود. من و پدرم چوب آوردیم و جسد خواهرم را روی آن گذاشتیم و در کنار خانه‌مان او را [به رسم ژاپنی‌ها] خاکستر کردیم. برادرها و خواهرهایم همه کشته شدند. فقط من و مادر و پدرم زنده ماندیم."
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
"کنار جاده، فردی را دیدم که مانند ذغال شده بود، اما داشت راه می‌رفت"

"ریچارد رودز" نویسنده و خبرنگار آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر برای کتاب "ساختن بمب هسته‌ای"، توضیح می‌دهد: "به عقیده من، آن زمان این تصور وجود داشت که استفاده از آن بمب‌های اتمی، ضرورت دارد. همان‌طور که "جورج مارشال" فرمانده وقت ستاد ارتش آمریکا، بعد از جنگ گفت، "ما نمی‌خواستیم مجبور شویم به ژاپن حمله کنیم." می‌دانستیم که بسیاری از ژاپنی‌ها در این جنگ کشته خواهند شد و بسیاری از آمریکایی‌ها هم جان خود را از دست می‌دهند."

توجیه ترومن برای حمله اتمی به ژاپن همین بود: حفظ جان نیم میلیون آمریکایی که اگر به ژاپن حمله می‌کردند، کشته می‌شدند. کازنیک درباره نظریات مختلف پیرامون حمله اتمی آمریکا به ژاپن می‌گوید: "اگر به آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا مراجعه کنید، اگر به اظهارات مقامات وقت آمریکا دقت کنید، متوجه اختلاف‌نظرهای عجیبی می‌شوید. 6 نفر از 7 ژنرال و دریاسالار پنج ستاره آمریکایی که ستاره پنجم خود را طی این جنگ دریافت کردند، اعلام کرده‌اند که بمب‌های اتمی نه از نظر نظامی، ضروری و نه از نظر اخلاقی، قابل دفاع بوده است. هیچ نتیجه دیگری نمی‌توان گرفت جز این‌که بمباران ژاپن غیرضروری بوده است و حمله شوروی می‌توانست جنگ را پایان دهد. حمله آمریکا قرار نبود تا قبل از 1 نوامبر صورت گیرد. وقتی قرار نیست تا سه ماه دیگر، حمله آغاز شود، چرا از بمب اتمی استفاده می‌شود؟ دلیلش این است که آمریکا "تمایل داشت" که از این بمب‌ها استفاده کند."

"ون کرک" مسئول موقعیت‌یابی ارتش آمریکا برای بمباران هیروشیما سال 2012 درباره این‌که آیا از کار خود پشیمان است یا نه می‌گوید: "من پشیمانم که مجبور شدیم آن کار را انجام بدهیم، اما معتقدم برای آن‌که جنگ را با کم‌ترین میزان کشته به پایان برسانیم، مجبور بودیم آن عملیات را انجام بدهیم. اگر همین شرایط دوباره تکرار می‌شد، دقیقاً مانند آن‌چه سال 1945 بود، من باز هم آن کار را انجام می‌دادم. "داوطلب می‌شدم" که آن کار را انجام بدهم. "می‌خواستم" آن عملیات را هدایت کنم."
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
تصاویر قربانیان حمله اتمی در موزه یادبود صلح هیروشیما

ژاپن هنوز هم با پیامدها و هزینه‌های آن بمب‌های اتمی دست و پنجه نرم می‌کند. دولت این کشور ماهیانه مبلغی را به بازمانده‌های آن روزها می‌دهد تا بتوانند نه تنها با اثرات فیزیکی قرار گرفتن در معرض تشعشعات هسته‌ای مقابله کنند، بلکه بر اثرات روانی آن هم غلبه نمایند. دکتر "نانائو کامادا" رئیس آسایشگاه بازماندگان بمب‌های اتمی می‌گوید: "ما حدود 300 نفر مقیم این‌جا داریم که همه آن‌ها قربانیان بمب‌های اتمی هستند. دلیل اصلی بیماری آن‌ها تشعشع است، و البته سن بالای آن‌ها. اکثر آن‌ها دچار سرطان و مشکلات قلبی هستند. مشکلات دیگر هم شامل بیماری‌های روانی، مانند اختلال استرس پس از حادثه می‌شود. خاطراتی از روز انفجار دارند که گاهی مانند فلش‌بک به ذهنشان می‌آید و آن‌ها را آزار می‌دهد."

بعد از جنگ، آمریکایی‌ها قانون اساسی ژاپن را تغییر دادند. از جمله این‌که بند 9 این قانون، ژاپن را از داشتن ارتش منع می‌کند. ژاپن صرفاً می‌تواند نیروهای "دفاع از خود" داشته باشد که بخشی از آن هم در پایگاه دریایی آمریکا در شهر "یوکاساکا" مستقر است. هیچ کجا در ژاپن نیست که بتواند اثر هجوم آمریکایی‌ها را بهتر از خیابان "دوبوئیتا" نشان دهد. این خیابان فاصله چند متری از پایگاه نظامی آمریکا دارد. اگر می‌خواهید یک "همبرگر نیروی دریایی" بخورید یا از فروشگاه وسایل اضافی ارتش خرید کنید، باید به همین خیابان بیایید.

با این حال، پایگاهی که بیش‌ترین جنجال را در ژاپن ایجاد کرده است، پایگاه آمریکا در "اوکیناوا"ست، خانه 21 هزار پرسنل آمریکایی. بیش از یک سوم از سربازان آمریکایی در منطقه آسیا-اقیانوسیه در این پایگاه مستقر هستند و ساکنین این منطقه می‌خواهند آن‌ها را از کشورشان بیرون کنند. "کازوهیکو کیمورا" یکی از فعالان اجتماعی در این خصوص می‌گوید: "اوکیناوا را ارتش آمریکا برای پایگاه خود انتخاب کرد و این منطقه را به مستعمره خود تبدیل کرده است. زمینی را که مردم در آن زندگی و کشاورزی می‌کردند از ما گرفتند. بولدوزر آوردند و باغ‌های ما را نابود کردند و زمینش را برای نیازهای ارتش آمریکا استفاده کردند."
ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد
گردهمایی در اعتراض به استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در ژاپن

وی ادامه می‌دهد: "زمانی که اوکیناوا به ژاپن برگردانده شد، یک قانون اساسی جدید و مسالمت‌آمیز تصویب شد که حقوق مالکیت شخصی را تضمین می‌کرد. ما نمی‌خواستیم زمین‌هایمان برای جنگ مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین می‌خواهیم که پایگاه‌های آمریکایی تعطیل شوند و زمین‌شان به صاحبان اصلی برگردد."

ژاپن و آمریکا به‌رغم حوادث اتمی، امروزه رابطه گرم و نزدیکی با یک‌دیگر دارند. این در حالی است که اوباما به عنوان اولین رئیس‌جمهور آمریکایی در دوره ریاست‌جمهوری خود به هیروشیما سفر کرده اما عذرخواهی نکرده است. ژاپن هم هیچ‌گاه به خاطر حمله غافلگیرکننده به پایگاه آمریکایی "پرل هاربر" عذرخواهی نکرده است. ترومن در سن 88 سالگی فوت کرد و تا روز آخر هم از تصمیم خود در بمباران اتمی ژاپن دفاع کرد. نوه او توضیح می‌دهد: "من فکر نمی‌کنم عذرخواهی [از ژاپن] صورت بگیرد. شاید دو کشور زبانی پیدا کنند که آن‌ها را به هم نزدیک‌تر کند، مبنی بر این‌که ما اذعان می‌کنیم هر دو طرف متحمل خسارت‌های سنگینی شده‌اند. اما در شرایط کنونی به نظر نمی‌رسد یک عذرخواهی رسمی از جانب آمریکا در دستور کار باشد، و از آن طرف هم بعید است ژاپن قصد عذرخواهی داشته باشد."

وقتی از کوابارا می‌پرسید اکنون درباره آمریکا چه حسی دارد، می‌گوید: "هر حرف یا کار خوبی هم که آمریکا انجام بدهد، ما باز هم فکر نمی‌کنیم که این‌ها صادقانه است. وقتی اوباما انتخاب شد، گفت تعداد سلاح‌های هسته‌ای را کاهش خواهد داد، اما نه تنها این تعداد را کم نکرده، بلکه بیش‌تر هم کرده است. او باید در قبال حرف‌هایی که می‌زند احساس مسئولیت کند. همچنین باید به هیروشیما و ناگازاکی بیاید و به مردم و قربانیان ادای احترام کند." بمباران‌های اتمی هیروشیما و ناگازاکی موجب مرگ بیش از 300 هزار ژاپنی شد. اگر برنامه آمریکا برای حمله به 20 شهر شوروی از جمله شهرهای پرجمعیت مسکو و لنینگراد، عملی می‌شد، قطعاً تعداد قربانیان به میلیون‌ها نفر می‌رسید. خوش‌بختانه آن برنامه هیچ‌گاه اجرایی نشد، اما آغاز دوره‌ای جدید به نام جنگ سرد بود.

هدف آمریکا از حمله اتمی به ژاپن، ارعاب روسیه بود - دانلود
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
به بهانه سفر اوباما به هیروشیما؛

ژاپن هنوز هم در آتش بمب اتمی آمریکا می‌سوزد

خبرگزاری مشرق , 9 خرداد 1395 09:12

اسلام تایمز: ترومن جنایت آمریکا را اینگونه اعلام کرد: «اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است.»

آگوست سال 1945 آمریکا بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن بمب اتمی انداخت. اکنون 71 سال از آن ماجرا می‌گذرد، اما هنوز هم هیچ‌کس نمی‌داند دلایل واقعی پشت این تصمیم آمریکایی‌ها چه بوده است. با این حال، اسنادی که به تازگی از حالت محرمانه خارج شده نشان می‌دهد که این حمله هسته‌ای ممکن است، نه از روی ضرورت نظامی، بلکه برای ارعاب اتحاد جماهیر شوروی انجام شده باشد. در این گزارش قرار است به شهرهای هیروشیما و ناگازاکی سفر و با خانواده‌هایی ملاقات کنیم که هنوز هم خاطرات آن روز وحشتناک، آن‌ها را آرام نمی‌گذارد.

اولین بار در تاریخ بشر که یک بمب اتمی در جنگ مورد استفاده قرار گرفت، 6 آگوست 1945 بود، زمانی که یک بمب اتمی با نام رمزی "پسربچه" (Little Boy) بر سر شهر هیروشیما فرود آمد. بیش از 100 هزار انسان در دم کشته شدند. بسیاری از این افراد که در مرکز انفجار بودند، در یک لحظه تبدیل به خاکستر شدند و شمار زیادی هم بر اثر موج انفجار یا میزان بالای تشعشعات جان خود را از دست دادند.

اکنون در هیروشیما، بیش از 50 هزار نفر زندگی می‌کنند که آن حادثه را به خاطر دارند. هر کدام از این افراد می‌توانند داستان خود را از آن روز برایتان تعریف کنند. یکی از این بازمانده‌ها زنی است به نام "کوابارا" که با معرفی شوهرش می‌گوید: "او هم یکی از افرادی است که حادثه انفجار بمب را به خاطر دارد. در همان حادثه، مادر و دو خواهرش را از دست داد." کوابارا آن زمان، یک دختربچه 13 ساله بود، اما می‌گوید حتی پس از گذشت 71 سال، هنوز هم خاطرات آن روز برایش قابل هضم نیست.

کوابارا توضیح می‌دهد: "هیچ هشدار بمبارانی اعلام نشد، من هم فکر کردم حتماً هواپیماهای ژاپنی هستند. آن زمان بچه بودیم. همین‌طور ایستادیم و به هواپیما نگاه کردیم. ناگهان دیدیم که بمب سقوط کرد. همه جا پر از جسد شده بود. مادرهایی را می‌دیدم که دنبال فرزندان خود می‌گردند. بچه‌هایی را می‌دیدم که مادرهایشان را صدا می‌زدند. اما آن زمان حتی اگر مادری فرزندش را می‌دید، باز هم او را نمی‌شناخت. بچه‌ها بودند که می‌توانستند مادرهایشان را بشناسند. یک مادر را دیدم که شاخه‌ای کوچک را برداشته بود و با آن، کرم‌ها و حشرات را از روی بدن بچه‌اش برمی‌داشت. بچه هم فریاد می‌زد: "درد دارد." اما مادر ادامه می‌داد، چون می‌دانست اگر این کار را نکند، کرم‌ها بدن بچه‌اش را می‌خورند. اما آن بچه زنده نماند." کوابارا می‌گوید به خاطر خاطراتی مانند این، هرگز نمی‌تواند باور کند که جنگ پایان یافته است.


"تئودور ون کرک" مسئول وقت موقعیت‌یابی در نیروی هوایی ارتش آمریکا که مسئول بمباران هیروشیما نیز بوده، سال 2012 در این مورد می‌گوید: "من آن زمان یک سرباز راضی از کارم بودم. ما مدت‌ها بود درگیر جنگ بودیم. ژاپنی‌ها به ما حمله کرده بودند. آن زمان، ژاپنی‌ها مردم خوبی نبودند. سیاست آمریکا در آن زمان این بود که ملت ژاپن را تسلیم کند. من هم حاضر بودم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای رسیدن به این هدف انجام بدهم."

"هری ترومن" رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود که تصمیم گرفت از بمب اتم علیه ژاپن استفاده کند. کم‌تر از 4 ماه بود که رئیس‌جمهور شده بود. وی خبر استفاده از بمب اتمی علیه هیروشیما را این‌گونه به مردم دنیا اعلام می‌کند: "اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. ما با این بمب، افزایشی جدید و انقلابی به قدرت تخریب خود اضافه کرده‌ایم. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است."

"کلیفتون ترومن دانیل" نوه هری ترومن فردی است که ماه آگوست، خیلی‌ها دنبال او می‌گردند تا با او درباره میراثی که پدربزرگش برای او به جا گذاشته، صحبت کنند. او می‌گوید: "من هم مانند بسیاری از آمریکایی‌های دیگر که آن سال‌ها زندگی می‌کردند، به صحبت‌های پدربزرگم گوش دادم. دلایل او را پذیرفتم و قبول کردم که برای حفظ جان شمار زیادی از آمریکایی‌ها، باید هیروشیما و ناگازاکی بمباران می‌شدند. اما بعدها بزرگ‌تر شدم و این واقعیت را درک کردم که آن روزها، جان انسان‌های بی‌شماری گرفته شد، آن هم به روشی وحشتناک."

پیش از حوادث ژاپن، نیروهای متفقین که پیروزی خود را قریب‌الوقوع می‌دیدند، طی کنفرانس "پوتسدام" (Potsdam) در تاریخ 18 ژوئن 1945 دور هم جمع شدند و دنیای پس از جنگ جهانی را ترسیم کردند. روابط روسیه و آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری روزولت در آمریکا، نسبتاً خوب بود، اما ترومن در نظر استالین، فردی ناشناخته بود و همین کنفرانس هم نقطه عطفی در روابط دو متحد ایجاد کرد.

"گرگ هرکن" تاریخدان و نویسنده آمریکایی کتاب "اخوت بمب" (Brotherhood of the Bomb) درباره این نشست می‌گوید: "ترومن آن‌جا به استالین گفت که ما سلاح جدیدی داریم، البته نگفت که چه نوع سلاحی. فکر می‌کرد که استالین نمی‌داند. استالین هم پاسخ سرد و بی‌تفاوتی داد: "امیدوارم از این سلاح، به خوبی علیه دشمن استفاده کنید." این در حالی است که الآن از طریق منابع مختلف و به خصوص منابع شوروی می‌دانیم که استالین با اطلاعاتی که از آژانس‌های جاسوسی دریافت کرده بود، در همان زمان هم به خوبی می‌دانست که ترومن درباره چه چیزی دارد صحبت می‌کند."

"میخائیل میاگکف" استاد دانشگاه علوم نظامی روسیه توضیح می‌دهد: "استالین می‌دانست که مسئله، بمب اتمی است. آمریکا آن زمان در این‌باره به شوروی چیزی نگفته بود. مشهور است که ترومن دائماً این را می‌گفته که اگر یک بمب اتمی منفجر شود، چوبی برای من می‌شود تا قدرتم را به روس‌ها نشان دهم.


"سومیترو تانیگوچی" مشغول رساندن نامه‌های مردم به درِ خانه آن‌ها بود که دومین بمب اتمی که یک بمب پلوتونیومی با نام "مرد چاق" (Fat Man)، این بار بر سر شهر ناگازاکی فرود آمد. تانیوگوچی درباره آن روز می‌گوید: "16 سالم بود. دو کیلومتر با محل انفجار بمب فاصله داشتم. داشتم راه می‌رفتم که موج انفجار، از پشت به من ضربه وارد کرد. بعد از آن انفجار، سه سال و هفت ماه در بیمارستان بودم. طی یک سال و هفت ماه اول، تنها می‌توانستم روی سینه‌ام بخوابم." حرارت انفجار هسته‌ای باعث شد تا پوست کمر و دست چپ تانیگوچی آب شود. تصاویر سوختگی وی در تمام دنیا مشهور شده و تانیگوچی اکنون به نماد زجرهایی تبدیل شده است که حمله اتمی آمریکا به مردم ژاپن تحمیل کرد.

تانیگوچی که اکنون رئیس شورای قربانیان بمب اتم ناگازاکی خاطرات آن روز را این‌گونه به خاطر می‌آورد: "کمرم تا استخوان سوخته بود. بعضی جاهای بدنم، از سوختگی سِفت شده بود. استخوان‌های قفسه سینه‌ام به قلبم و شش‌هایم رسیده بود. همین الآن هم هنوز، درد دارم... سال 1959 سازمانی برای بازماندگان حمله اتمی تأسیس کردیم و جنبشی علیه سلاح‌های هسته‌ای به راه انداختیم. من هم در این‌باره سخنرانی می‌کردم."

ناگازاکی هدف دومین بمب اتمی آمریکا بود. "مرد چاق" قرار بود بر سر شهر "کوکرا" فرود بیاید، اما به خاطر شرایط آب و هوایی، جنگنده "باک‌اسکار" آمریکا مسیر خود را تغییر داد و شهر ناگازاکی را هدف گرفت. این اتفاق سه روز بعد از حمله به هیروشیما، یعنی در تاریخ 9 آگوست رخ داد. قدرت تخریبی این بمب، معادل 21 هزار تن تی‌ان‌تی بود و بیش از 70 هزار نفر از مردم ناگازاکی را کشت.


کمپین بمباران ژاپن که قبل از توسل به بمب‌های اتمی شکل گرفته بود، این کشور را به یک مخروبه تبدیل کرده بود و آمریکا هم این کشور را بلوکه کرده بود و اجازه رسیدن غذا و سوخت به ژاپن را نمی‌داد. گرگ هرکن می‌گوید: "نتایج بررسی بمباران استراتژیک آمریکا که بعد از پایان جنگ انجام شد، نشان می‌داد که ژاپن حتی در صورت عدم بمباران آمریکا هم تا پیش از آغاز عملیات المپیک (حمله همه‌جانبه متفقین به ژاپن) تسلیم می‌شد."

"پیتر کازنیک" مدیر مؤسسه مطالعات هسته‌ای در دانشگاه آمریکا در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا با بمب اتم به ژاپن حمله کرد، می‌گوید: "من فکر می‌کنم هری ترومن امیدوار بود یک سیاست دوگانه را پیاده کند: اولاً این‌که ژاپن پیش از آن‌که پای روسیه به ماجرا باز شود، تسلیم گردد و بنابراین آمریکا مجبور نشود امتیازهایی که قولش را به روسیه داده بود، به این کشور بدهد. دوماً (که اگر از مورد اول مهم‌تر نباشد، کم‌اهمیت‌تر نیست) این‌که آمریکا می‌خواست به روسیه پیام بدهد [و قدرت‌نمایی کند]."

پس از جنگ جهانی و با تلاش‌های دو کشور برای افزایش حوزه نفوذ خود، روابط میان شرق و غرب به سرعت کاهش یافت. آمریکا فهمید که قدرت هسته‌ای به معنای قدرت سیاسی در صحنه بین‌المللی است. اسنادی که برخی از آن‌ها حتی به سال 1945 برمی‌گردد، نشان می‌دهد که متفقین هم در میان خود دچار اختلاف و درگیری شده بودند. "هرکن" تصریح می‌کند: "طبق برنامه آمریکا در اکتبر 1945، 20 هدف در روسیه انتخاب شده بود: مسکو و لنینگراد از جمله این اهداف بودند. بعد از مشورت با نظریه‌پردازان و طراحان جنگ، این تصمیم گرفته شد که خود کاخ کرملین یا یک نیروگاه در نزدیکی آن باید نقطه هدف باشد. بمب‌ها که بزرگ‌تر می‌شدند، چینش اهداف هم به گونه‌ای انتخاب می‌شد که بیش‌ترین اهداف با هر بمب، از بین برود."


کازنیک با نشان دادن یک کپی از "سری کمیته مشترک اطلاعات 250" توضیح می‌دهد: "این‌جا نوشته که شوروی تضعیف شده و ممکن است به دنبال اتخاذ سیاستی هجومی علیه آمریکا باشد. بنابراین باید برنامه‌ای ریخته می‌شد تا این شرایط مورد محاسبه قرار گیرد. نهایتاً، تعداد شهرهای هدف بمباران در شوروی افزایش پیدا کرد. برنامه‌هایی با نام‌های "گازانبر" یا "ضربه اُفتان" تعریف شده بود. هم‌زمان با تشدید تنش‌های سیاسی میان شوروی و آمریکا، لیست شهرهای هدف هم بزرگ‌تر می‌شد."

"سنای ایکدا" یک بازمانده 82 ساله در ناگازاکاست. او و دخترش به مدارس مختلف در ژاپن می‌روند و درباره جنگ صحبت می‌کنند. ایکدا برای آن‌که بتواند تجربه خود را به کودکان منتقل کند، از نقاشی استفاده می‌نماید: "روزی که بمب منفجر در ناگازاکی انداخته شد، هوا مانند روزهای دیگر آن فصل، خوب بود. به محض آن‌که صدای هشدار بمباران را شنیدیم، بمب را دیدم که از هواپیمای آمریکایی رها شد. بمب با یک چتر داشت فرود می‌آمد. موج انفجار تمام پوست دست من را از جا کند و دستم شروع کرد به خون آمدن. مادرم 15 متر آن‌طرف‌تر پرت شد. او را پیدا کردم و با هم فرار کردیم. به کنار جاده که رسیدیم، فردی را دیدم که مانند ذغال شده بود، اما داشت راه می‌رفت. به ما گفت هر کس در ناگازاکی زندگی می‌کرد، کشته شده است."

وی ادامه می‌دهد: "مردم نمی‌دانستند چه کار کنند، یا کجا بروند. فقط می‌رفتند تا خودشان را در رودی که آن‌جا بود، خنک کنند. من جسد یک نفر را در آب دیدم و بلافاصله فهمیدم که خواهر کوچکم است. کاملاً سیاه شده بود و صورتی برایش باقی نمانده بود. او را از روی گل‌هایی شناختم که لای پارچه‌ای دور کمرش بود. من و پدرم چوب آوردیم و جسد خواهرم را روی آن گذاشتیم و در کنار خانه‌مان او را [به رسم ژاپنی‌ها] خاکستر کردیم. برادرها و خواهرهایم همه کشته شدند. فقط من و مادر و پدرم زنده ماندیم."


"ریچارد رودز" نویسنده و خبرنگار آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر برای کتاب "ساختن بمب هسته‌ای"، توضیح می‌دهد: "به عقیده من، آن زمان این تصور وجود داشت که استفاده از آن بمب‌های اتمی، ضرورت دارد. همان‌طور که "جورج مارشال" فرمانده وقت ستاد ارتش آمریکا، بعد از جنگ گفت، "ما نمی‌خواستیم مجبور شویم به ژاپن حمله کنیم." می‌دانستیم که بسیاری از ژاپنی‌ها در این جنگ کشته خواهند شد و بسیاری از آمریکایی‌ها هم جان خود را از دست می‌دهند."

توجیه ترومن برای حمله اتمی به ژاپن همین بود: حفظ جان نیم میلیون آمریکایی که اگر به ژاپن حمله می‌کردند، کشته می‌شدند. کازنیک درباره نظریات مختلف پیرامون حمله اتمی آمریکا به ژاپن می‌گوید: "اگر به آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا مراجعه کنید، اگر به اظهارات مقامات وقت آمریکا دقت کنید، متوجه اختلاف‌نظرهای عجیبی می‌شوید. 6 نفر از 7 ژنرال و دریاسالار پنج ستاره آمریکایی که ستاره پنجم خود را طی این جنگ دریافت کردند، اعلام کرده‌اند که بمب‌های اتمی نه از نظر نظامی، ضروری و نه از نظر اخلاقی، قابل دفاع بوده است. هیچ نتیجه دیگری نمی‌توان گرفت جز این‌که بمباران ژاپن غیرضروری بوده است و حمله شوروی می‌توانست جنگ را پایان دهد. حمله آمریکا قرار نبود تا قبل از 1 نوامبر صورت گیرد. وقتی قرار نیست تا سه ماه دیگر، حمله آغاز شود، چرا از بمب اتمی استفاده می‌شود؟ دلیلش این است که آمریکا "تمایل داشت" که از این بمب‌ها استفاده کند."

"ون کرک" مسئول موقعیت‌یابی ارتش آمریکا برای بمباران هیروشیما سال 2012 درباره این‌که آیا از کار خود پشیمان است یا نه می‌گوید: "من پشیمانم که مجبور شدیم آن کار را انجام بدهیم، اما معتقدم برای آن‌که جنگ را با کم‌ترین میزان کشته به پایان برسانیم، مجبور بودیم آن عملیات را انجام بدهیم. اگر همین شرایط دوباره تکرار می‌شد، دقیقاً مانند آن‌چه سال 1945 بود، من باز هم آن کار را انجام می‌دادم. "داوطلب می‌شدم" که آن کار را انجام بدهم. "می‌خواستم" آن عملیات را هدایت کنم."


ژاپن هنوز هم با پیامدها و هزینه‌های آن بمب‌های اتمی دست و پنجه نرم می‌کند. دولت این کشور ماهیانه مبلغی را به بازمانده‌های آن روزها می‌دهد تا بتوانند نه تنها با اثرات فیزیکی قرار گرفتن در معرض تشعشعات هسته‌ای مقابله کنند، بلکه بر اثرات روانی آن هم غلبه نمایند. دکتر "نانائو کامادا" رئیس آسایشگاه بازماندگان بمب‌های اتمی می‌گوید: "ما حدود 300 نفر مقیم این‌جا داریم که همه آن‌ها قربانیان بمب‌های اتمی هستند. دلیل اصلی بیماری آن‌ها تشعشع است، و البته سن بالای آن‌ها. اکثر آن‌ها دچار سرطان و مشکلات قلبی هستند. مشکلات دیگر هم شامل بیماری‌های روانی، مانند اختلال استرس پس از حادثه می‌شود. خاطراتی از روز انفجار دارند که گاهی مانند فلش‌بک به ذهنشان می‌آید و آن‌ها را آزار می‌دهد."

بعد از جنگ، آمریکایی‌ها قانون اساسی ژاپن را تغییر دادند. از جمله این‌که بند 9 این قانون، ژاپن را از داشتن ارتش منع می‌کند. ژاپن صرفاً می‌تواند نیروهای "دفاع از خود" داشته باشد که بخشی از آن هم در پایگاه دریایی آمریکا در شهر "یوکاساکا" مستقر است. هیچ کجا در ژاپن نیست که بتواند اثر هجوم آمریکایی‌ها را بهتر از خیابان "دوبوئیتا" نشان دهد. این خیابان فاصله چند متری از پایگاه نظامی آمریکا دارد. اگر می‌خواهید یک "همبرگر نیروی دریایی" بخورید یا از فروشگاه وسایل اضافی ارتش خرید کنید، باید به همین خیابان بیایید.

با این حال، پایگاهی که بیش‌ترین جنجال را در ژاپن ایجاد کرده است، پایگاه آمریکا در "اوکیناوا"ست، خانه 21 هزار پرسنل آمریکایی. بیش از یک سوم از سربازان آمریکایی در منطقه آسیا-اقیانوسیه در این پایگاه مستقر هستند و ساکنین این منطقه می‌خواهند آن‌ها را از کشورشان بیرون کنند. "کازوهیکو کیمورا" یکی از فعالان اجتماعی در این خصوص می‌گوید: "اوکیناوا را ارتش آمریکا برای پایگاه خود انتخاب کرد و این منطقه را به مستعمره خود تبدیل کرده است. زمینی را که مردم در آن زندگی و کشاورزی می‌کردند از ما گرفتند. بولدوزر آوردند و باغ‌های ما را نابود کردند و زمینش را برای نیازهای ارتش آمریکا استفاده کردند."


وی ادامه می‌دهد: "زمانی که اوکیناوا به ژاپن برگردانده شد، یک قانون اساسی جدید و مسالمت‌آمیز تصویب شد که حقوق مالکیت شخصی را تضمین می‌کرد. ما نمی‌خواستیم زمین‌هایمان برای جنگ مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین می‌خواهیم که پایگاه‌های آمریکایی تعطیل شوند و زمین‌شان به صاحبان اصلی برگردد."

ژاپن و آمریکا به‌رغم حوادث اتمی، امروزه رابطه گرم و نزدیکی با یک‌دیگر دارند. این در حالی است که اوباما به عنوان اولین رئیس‌جمهور آمریکایی در دوره ریاست‌جمهوری خود به هیروشیما سفر کرده اما عذرخواهی نکرده است. ژاپن هم هیچ‌گاه به خاطر حمله غافلگیرکننده به پایگاه آمریکایی "پرل هاربر" عذرخواهی نکرده است. ترومن در سن 88 سالگی فوت کرد و تا روز آخر هم از تصمیم خود در بمباران اتمی ژاپن دفاع کرد. نوه او توضیح می‌دهد: "من فکر نمی‌کنم عذرخواهی [از ژاپن] صورت بگیرد. شاید دو کشور زبانی پیدا کنند که آن‌ها را به هم نزدیک‌تر کند، مبنی بر این‌که ما اذعان می‌کنیم هر دو طرف متحمل خسارت‌های سنگینی شده‌اند. اما در شرایط کنونی به نظر نمی‌رسد یک عذرخواهی رسمی از جانب آمریکا در دستور کار باشد، و از آن طرف هم بعید است ژاپن قصد عذرخواهی داشته باشد."

وقتی از کوابارا می‌پرسید اکنون درباره آمریکا چه حسی دارد، می‌گوید: "هر حرف یا کار خوبی هم که آمریکا انجام بدهد، ما باز هم فکر نمی‌کنیم که این‌ها صادقانه است. وقتی اوباما انتخاب شد، گفت تعداد سلاح‌های هسته‌ای را کاهش خواهد داد، اما نه تنها این تعداد را کم نکرده، بلکه بیش‌تر هم کرده است. او باید در قبال حرف‌هایی که می‌زند احساس مسئولیت کند. همچنین باید به هیروشیما و ناگازاکی بیاید و به مردم و قربانیان ادای احترام کند." بمباران‌های اتمی هیروشیما و ناگازاکی موجب مرگ بیش از 300 هزار ژاپنی شد. اگر برنامه آمریکا برای حمله به 20 شهر شوروی از جمله شهرهای پرجمعیت مسکو و لنینگراد، عملی می‌شد، قطعاً تعداد قربانیان به میلیون‌ها نفر می‌رسید. خوش‌بختانه آن برنامه هیچ‌گاه اجرایی نشد، اما آغاز دوره‌ای جدید به نام جنگ سرد بود.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
به بهانه سفر اوباما به هیروشیما؛

ژاپن هنوز هم در آتش بمب اتمی آمریکا می‌سوزد

خبرگزاری مشرق , 9 خرداد 1395 09:12

اسلام تایمز: ترومن جنایت آمریکا را اینگونه اعلام کرد: «اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است.»

آگوست سال 1945 آمریکا بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن بمب اتمی انداخت. اکنون 71 سال از آن ماجرا می‌گذرد، اما هنوز هم هیچ‌کس نمی‌داند دلایل واقعی پشت این تصمیم آمریکایی‌ها چه بوده است. با این حال، اسنادی که به تازگی از حالت محرمانه خارج شده نشان می‌دهد که این حمله هسته‌ای ممکن است، نه از روی ضرورت نظامی، بلکه برای ارعاب اتحاد جماهیر شوروی انجام شده باشد. در این گزارش قرار است به شهرهای هیروشیما و ناگازاکی سفر و با خانواده‌هایی ملاقات کنیم که هنوز هم خاطرات آن روز وحشتناک، آن‌ها را آرام نمی‌گذارد.

اولین بار در تاریخ بشر که یک بمب اتمی در جنگ مورد استفاده قرار گرفت، 6 آگوست 1945 بود، زمانی که یک بمب اتمی با نام رمزی "پسربچه" (Little Boy) بر سر شهر هیروشیما فرود آمد. بیش از 100 هزار انسان در دم کشته شدند. بسیاری از این افراد که در مرکز انفجار بودند، در یک لحظه تبدیل به خاکستر شدند و شمار زیادی هم بر اثر موج انفجار یا میزان بالای تشعشعات جان خود را از دست دادند.

اکنون در هیروشیما، بیش از 50 هزار نفر زندگی می‌کنند که آن حادثه را به خاطر دارند. هر کدام از این افراد می‌توانند داستان خود را از آن روز برایتان تعریف کنند. یکی از این بازمانده‌ها زنی است به نام "کوابارا" که با معرفی شوهرش می‌گوید: "او هم یکی از افرادی است که حادثه انفجار بمب را به خاطر دارد. در همان حادثه، مادر و دو خواهرش را از دست داد." کوابارا آن زمان، یک دختربچه 13 ساله بود، اما می‌گوید حتی پس از گذشت 71 سال، هنوز هم خاطرات آن روز برایش قابل هضم نیست.

کوابارا توضیح می‌دهد: "هیچ هشدار بمبارانی اعلام نشد، من هم فکر کردم حتماً هواپیماهای ژاپنی هستند. آن زمان بچه بودیم. همین‌طور ایستادیم و به هواپیما نگاه کردیم. ناگهان دیدیم که بمب سقوط کرد. همه جا پر از جسد شده بود. مادرهایی را می‌دیدم که دنبال فرزندان خود می‌گردند. بچه‌هایی را می‌دیدم که مادرهایشان را صدا می‌زدند. اما آن زمان حتی اگر مادری فرزندش را می‌دید، باز هم او را نمی‌شناخت. بچه‌ها بودند که می‌توانستند مادرهایشان را بشناسند. یک مادر را دیدم که شاخه‌ای کوچک را برداشته بود و با آن، کرم‌ها و حشرات را از روی بدن بچه‌اش برمی‌داشت. بچه هم فریاد می‌زد: "درد دارد." اما مادر ادامه می‌داد، چون می‌دانست اگر این کار را نکند، کرم‌ها بدن بچه‌اش را می‌خورند. اما آن بچه زنده نماند." کوابارا می‌گوید به خاطر خاطراتی مانند این، هرگز نمی‌تواند باور کند که جنگ پایان یافته است.


"تئودور ون کرک" مسئول وقت موقعیت‌یابی در نیروی هوایی ارتش آمریکا که مسئول بمباران هیروشیما نیز بوده، سال 2012 در این مورد می‌گوید: "من آن زمان یک سرباز راضی از کارم بودم. ما مدت‌ها بود درگیر جنگ بودیم. ژاپنی‌ها به ما حمله کرده بودند. آن زمان، ژاپنی‌ها مردم خوبی نبودند. سیاست آمریکا در آن زمان این بود که ملت ژاپن را تسلیم کند. من هم حاضر بودم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای رسیدن به این هدف انجام بدهم."

"هری ترومن" رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود که تصمیم گرفت از بمب اتم علیه ژاپن استفاده کند. کم‌تر از 4 ماه بود که رئیس‌جمهور شده بود. وی خبر استفاده از بمب اتمی علیه هیروشیما را این‌گونه به مردم دنیا اعلام می‌کند: "اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. ما با این بمب، افزایشی جدید و انقلابی به قدرت تخریب خود اضافه کرده‌ایم. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است."

"کلیفتون ترومن دانیل" نوه هری ترومن فردی است که ماه آگوست، خیلی‌ها دنبال او می‌گردند تا با او درباره میراثی که پدربزرگش برای او به جا گذاشته، صحبت کنند. او می‌گوید: "من هم مانند بسیاری از آمریکایی‌های دیگر که آن سال‌ها زندگی می‌کردند، به صحبت‌های پدربزرگم گوش دادم. دلایل او را پذیرفتم و قبول کردم که برای حفظ جان شمار زیادی از آمریکایی‌ها، باید هیروشیما و ناگازاکی بمباران می‌شدند. اما بعدها بزرگ‌تر شدم و این واقعیت را درک کردم که آن روزها، جان انسان‌های بی‌شماری گرفته شد، آن هم به روشی وحشتناک."

پیش از حوادث ژاپن، نیروهای متفقین که پیروزی خود را قریب‌الوقوع می‌دیدند، طی کنفرانس "پوتسدام" (Potsdam) در تاریخ 18 ژوئن 1945 دور هم جمع شدند و دنیای پس از جنگ جهانی را ترسیم کردند. روابط روسیه و آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری روزولت در آمریکا، نسبتاً خوب بود، اما ترومن در نظر استالین، فردی ناشناخته بود و همین کنفرانس هم نقطه عطفی در روابط دو متحد ایجاد کرد.

"گرگ هرکن" تاریخدان و نویسنده آمریکایی کتاب "اخوت بمب" (Brotherhood of the Bomb) درباره این نشست می‌گوید: "ترومن آن‌جا به استالین گفت که ما سلاح جدیدی داریم، البته نگفت که چه نوع سلاحی. فکر می‌کرد که استالین نمی‌داند. استالین هم پاسخ سرد و بی‌تفاوتی داد: "امیدوارم از این سلاح، به خوبی علیه دشمن استفاده کنید." این در حالی است که الآن از طریق منابع مختلف و به خصوص منابع شوروی می‌دانیم که استالین با اطلاعاتی که از آژانس‌های جاسوسی دریافت کرده بود، در همان زمان هم به خوبی می‌دانست که ترومن درباره چه چیزی دارد صحبت می‌کند."

"میخائیل میاگکف" استاد دانشگاه علوم نظامی روسیه توضیح می‌دهد: "استالین می‌دانست که مسئله، بمب اتمی است. آمریکا آن زمان در این‌باره به شوروی چیزی نگفته بود. مشهور است که ترومن دائماً این را می‌گفته که اگر یک بمب اتمی منفجر شود، چوبی برای من می‌شود تا قدرتم را به روس‌ها نشان دهم.


"سومیترو تانیگوچی" مشغول رساندن نامه‌های مردم به درِ خانه آن‌ها بود که دومین بمب اتمی که یک بمب پلوتونیومی با نام "مرد چاق" (Fat Man)، این بار بر سر شهر ناگازاکی فرود آمد. تانیوگوچی درباره آن روز می‌گوید: "16 سالم بود. دو کیلومتر با محل انفجار بمب فاصله داشتم. داشتم راه می‌رفتم که موج انفجار، از پشت به من ضربه وارد کرد. بعد از آن انفجار، سه سال و هفت ماه در بیمارستان بودم. طی یک سال و هفت ماه اول، تنها می‌توانستم روی سینه‌ام بخوابم." حرارت انفجار هسته‌ای باعث شد تا پوست کمر و دست چپ تانیگوچی آب شود. تصاویر سوختگی وی در تمام دنیا مشهور شده و تانیگوچی اکنون به نماد زجرهایی تبدیل شده است که حمله اتمی آمریکا به مردم ژاپن تحمیل کرد.

تانیگوچی که اکنون رئیس شورای قربانیان بمب اتم ناگازاکی خاطرات آن روز را این‌گونه به خاطر می‌آورد: "کمرم تا استخوان سوخته بود. بعضی جاهای بدنم، از سوختگی سِفت شده بود. استخوان‌های قفسه سینه‌ام به قلبم و شش‌هایم رسیده بود. همین الآن هم هنوز، درد دارم... سال 1959 سازمانی برای بازماندگان حمله اتمی تأسیس کردیم و جنبشی علیه سلاح‌های هسته‌ای به راه انداختیم. من هم در این‌باره سخنرانی می‌کردم."

ناگازاکی هدف دومین بمب اتمی آمریکا بود. "مرد چاق" قرار بود بر سر شهر "کوکرا" فرود بیاید، اما به خاطر شرایط آب و هوایی، جنگنده "باک‌اسکار" آمریکا مسیر خود را تغییر داد و شهر ناگازاکی را هدف گرفت. این اتفاق سه روز بعد از حمله به هیروشیما، یعنی در تاریخ 9 آگوست رخ داد. قدرت تخریبی این بمب، معادل 21 هزار تن تی‌ان‌تی بود و بیش از 70 هزار نفر از مردم ناگازاکی را کشت.


کمپین بمباران ژاپن که قبل از توسل به بمب‌های اتمی شکل گرفته بود، این کشور را به یک مخروبه تبدیل کرده بود و آمریکا هم این کشور را بلوکه کرده بود و اجازه رسیدن غذا و سوخت به ژاپن را نمی‌داد. گرگ هرکن می‌گوید: "نتایج بررسی بمباران استراتژیک آمریکا که بعد از پایان جنگ انجام شد، نشان می‌داد که ژاپن حتی در صورت عدم بمباران آمریکا هم تا پیش از آغاز عملیات المپیک (حمله همه‌جانبه متفقین به ژاپن) تسلیم می‌شد."

"پیتر کازنیک" مدیر مؤسسه مطالعات هسته‌ای در دانشگاه آمریکا در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا با بمب اتم به ژاپن حمله کرد، می‌گوید: "من فکر می‌کنم هری ترومن امیدوار بود یک سیاست دوگانه را پیاده کند: اولاً این‌که ژاپن پیش از آن‌که پای روسیه به ماجرا باز شود، تسلیم گردد و بنابراین آمریکا مجبور نشود امتیازهایی که قولش را به روسیه داده بود، به این کشور بدهد. دوماً (که اگر از مورد اول مهم‌تر نباشد، کم‌اهمیت‌تر نیست) این‌که آمریکا می‌خواست به روسیه پیام بدهد [و قدرت‌نمایی کند]."

پس از جنگ جهانی و با تلاش‌های دو کشور برای افزایش حوزه نفوذ خود، روابط میان شرق و غرب به سرعت کاهش یافت. آمریکا فهمید که قدرت هسته‌ای به معنای قدرت سیاسی در صحنه بین‌المللی است. اسنادی که برخی از آن‌ها حتی به سال 1945 برمی‌گردد، نشان می‌دهد که متفقین هم در میان خود دچار اختلاف و درگیری شده بودند. "هرکن" تصریح می‌کند: "طبق برنامه آمریکا در اکتبر 1945، 20 هدف در روسیه انتخاب شده بود: مسکو و لنینگراد از جمله این اهداف بودند. بعد از مشورت با نظریه‌پردازان و طراحان جنگ، این تصمیم گرفته شد که خود کاخ کرملین یا یک نیروگاه در نزدیکی آن باید نقطه هدف باشد. بمب‌ها که بزرگ‌تر می‌شدند، چینش اهداف هم به گونه‌ای انتخاب می‌شد که بیش‌ترین اهداف با هر بمب، از بین برود."


کازنیک با نشان دادن یک کپی از "سری کمیته مشترک اطلاعات 250" توضیح می‌دهد: "این‌جا نوشته که شوروی تضعیف شده و ممکن است به دنبال اتخاذ سیاستی هجومی علیه آمریکا باشد. بنابراین باید برنامه‌ای ریخته می‌شد تا این شرایط مورد محاسبه قرار گیرد. نهایتاً، تعداد شهرهای هدف بمباران در شوروی افزایش پیدا کرد. برنامه‌هایی با نام‌های "گازانبر" یا "ضربه اُفتان" تعریف شده بود. هم‌زمان با تشدید تنش‌های سیاسی میان شوروی و آمریکا، لیست شهرهای هدف هم بزرگ‌تر می‌شد."

"سنای ایکدا" یک بازمانده 82 ساله در ناگازاکاست. او و دخترش به مدارس مختلف در ژاپن می‌روند و درباره جنگ صحبت می‌کنند. ایکدا برای آن‌که بتواند تجربه خود را به کودکان منتقل کند، از نقاشی استفاده می‌نماید: "روزی که بمب منفجر در ناگازاکی انداخته شد، هوا مانند روزهای دیگر آن فصل، خوب بود. به محض آن‌که صدای هشدار بمباران را شنیدیم، بمب را دیدم که از هواپیمای آمریکایی رها شد. بمب با یک چتر داشت فرود می‌آمد. موج انفجار تمام پوست دست من را از جا کند و دستم شروع کرد به خون آمدن. مادرم 15 متر آن‌طرف‌تر پرت شد. او را پیدا کردم و با هم فرار کردیم. به کنار جاده که رسیدیم، فردی را دیدم که مانند ذغال شده بود، اما داشت راه می‌رفت. به ما گفت هر کس در ناگازاکی زندگی می‌کرد، کشته شده است."

وی ادامه می‌دهد: "مردم نمی‌دانستند چه کار کنند، یا کجا بروند. فقط می‌رفتند تا خودشان را در رودی که آن‌جا بود، خنک کنند. من جسد یک نفر را در آب دیدم و بلافاصله فهمیدم که خواهر کوچکم است. کاملاً سیاه شده بود و صورتی برایش باقی نمانده بود. او را از روی گل‌هایی شناختم که لای پارچه‌ای دور کمرش بود. من و پدرم چوب آوردیم و جسد خواهرم را روی آن گذاشتیم و در کنار خانه‌مان او را [به رسم ژاپنی‌ها] خاکستر کردیم. برادرها و خواهرهایم همه کشته شدند. فقط من و مادر و پدرم زنده ماندیم."


"ریچارد رودز" نویسنده و خبرنگار آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر برای کتاب "ساختن بمب هسته‌ای"، توضیح می‌دهد: "به عقیده من، آن زمان این تصور وجود داشت که استفاده از آن بمب‌های اتمی، ضرورت دارد. همان‌طور که "جورج مارشال" فرمانده وقت ستاد ارتش آمریکا، بعد از جنگ گفت، "ما نمی‌خواستیم مجبور شویم به ژاپن حمله کنیم." می‌دانستیم که بسیاری از ژاپنی‌ها در این جنگ کشته خواهند شد و بسیاری از آمریکایی‌ها هم جان خود را از دست می‌دهند."

توجیه ترومن برای حمله اتمی به ژاپن همین بود: حفظ جان نیم میلیون آمریکایی که اگر به ژاپن حمله می‌کردند، کشته می‌شدند. کازنیک درباره نظریات مختلف پیرامون حمله اتمی آمریکا به ژاپن می‌گوید: "اگر به آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا مراجعه کنید، اگر به اظهارات مقامات وقت آمریکا دقت کنید، متوجه اختلاف‌نظرهای عجیبی می‌شوید. 6 نفر از 7 ژنرال و دریاسالار پنج ستاره آمریکایی که ستاره پنجم خود را طی این جنگ دریافت کردند، اعلام کرده‌اند که بمب‌های اتمی نه از نظر نظامی، ضروری و نه از نظر اخلاقی، قابل دفاع بوده است. هیچ نتیجه دیگری نمی‌توان گرفت جز این‌که بمباران ژاپن غیرضروری بوده است و حمله شوروی می‌توانست جنگ را پایان دهد. حمله آمریکا قرار نبود تا قبل از 1 نوامبر صورت گیرد. وقتی قرار نیست تا سه ماه دیگر، حمله آغاز شود، چرا از بمب اتمی استفاده می‌شود؟ دلیلش این است که آمریکا "تمایل داشت" که از این بمب‌ها استفاده کند."

"ون کرک" مسئول موقعیت‌یابی ارتش آمریکا برای بمباران هیروشیما سال 2012 درباره این‌که آیا از کار خود پشیمان است یا نه می‌گوید: "من پشیمانم که مجبور شدیم آن کار را انجام بدهیم، اما معتقدم برای آن‌که جنگ را با کم‌ترین میزان کشته به پایان برسانیم، مجبور بودیم آن عملیات را انجام بدهیم. اگر همین شرایط دوباره تکرار می‌شد، دقیقاً مانند آن‌چه سال 1945 بود، من باز هم آن کار را انجام می‌دادم. "داوطلب می‌شدم" که آن کار را انجام بدهم. "می‌خواستم" آن عملیات را هدایت کنم."


ژاپن هنوز هم با پیامدها و هزینه‌های آن بمب‌های اتمی دست و پنجه نرم می‌کند. دولت این کشور ماهیانه مبلغی را به بازمانده‌های آن روزها می‌دهد تا بتوانند نه تنها با اثرات فیزیکی قرار گرفتن در معرض تشعشعات هسته‌ای مقابله کنند، بلکه بر اثرات روانی آن هم غلبه نمایند. دکتر "نانائو کامادا" رئیس آسایشگاه بازماندگان بمب‌های اتمی می‌گوید: "ما حدود 300 نفر مقیم این‌جا داریم که همه آن‌ها قربانیان بمب‌های اتمی هستند. دلیل اصلی بیماری آن‌ها تشعشع است، و البته سن بالای آن‌ها. اکثر آن‌ها دچار سرطان و مشکلات قلبی هستند. مشکلات دیگر هم شامل بیماری‌های روانی، مانند اختلال استرس پس از حادثه می‌شود. خاطراتی از روز انفجار دارند که گاهی مانند فلش‌بک به ذهنشان می‌آید و آن‌ها را آزار می‌دهد."

بعد از جنگ، آمریکایی‌ها قانون اساسی ژاپن را تغییر دادند. از جمله این‌که بند 9 این قانون، ژاپن را از داشتن ارتش منع می‌کند. ژاپن صرفاً می‌تواند نیروهای "دفاع از خود" داشته باشد که بخشی از آن هم در پایگاه دریایی آمریکا در شهر "یوکاساکا" مستقر است. هیچ کجا در ژاپن نیست که بتواند اثر هجوم آمریکایی‌ها را بهتر از خیابان "دوبوئیتا" نشان دهد. این خیابان فاصله چند متری از پایگاه نظامی آمریکا دارد. اگر می‌خواهید یک "همبرگر نیروی دریایی" بخورید یا از فروشگاه وسایل اضافی ارتش خرید کنید، باید به همین خیابان بیایید.

با این حال، پایگاهی که بیش‌ترین جنجال را در ژاپن ایجاد کرده است، پایگاه آمریکا در "اوکیناوا"ست، خانه 21 هزار پرسنل آمریکایی. بیش از یک سوم از سربازان آمریکایی در منطقه آسیا-اقیانوسیه در این پایگاه مستقر هستند و ساکنین این منطقه می‌خواهند آن‌ها را از کشورشان بیرون کنند. "کازوهیکو کیمورا" یکی از فعالان اجتماعی در این خصوص می‌گوید: "اوکیناوا را ارتش آمریکا برای پایگاه خود انتخاب کرد و این منطقه را به مستعمره خود تبدیل کرده است. زمینی را که مردم در آن زندگی و کشاورزی می‌کردند از ما گرفتند. بولدوزر آوردند و باغ‌های ما را نابود کردند و زمینش را برای نیازهای ارتش آمریکا استفاده کردند."


وی ادامه می‌دهد: "زمانی که اوکیناوا به ژاپن برگردانده شد، یک قانون اساسی جدید و مسالمت‌آمیز تصویب شد که حقوق مالکیت شخصی را تضمین می‌کرد. ما نمی‌خواستیم زمین‌هایمان برای جنگ مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین می‌خواهیم که پایگاه‌های آمریکایی تعطیل شوند و زمین‌شان به صاحبان اصلی برگردد."

ژاپن و آمریکا به‌رغم حوادث اتمی، امروزه رابطه گرم و نزدیکی با یک‌دیگر دارند. این در حالی است که اوباما به عنوان اولین رئیس‌جمهور آمریکایی در دوره ریاست‌جمهوری خود به هیروشیما سفر کرده اما عذرخواهی نکرده است. ژاپن هم هیچ‌گاه به خاطر حمله غافلگیرکننده به پایگاه آمریکایی "پرل هاربر" عذرخواهی نکرده است. ترومن در سن 88 سالگی فوت کرد و تا روز آخر هم از تصمیم خود در بمباران اتمی ژاپن دفاع کرد. نوه او توضیح می‌دهد: "من فکر نمی‌کنم عذرخواهی [از ژاپن] صورت بگیرد. شاید دو کشور زبانی پیدا کنند که آن‌ها را به هم نزدیک‌تر کند، مبنی بر این‌که ما اذعان می‌کنیم هر دو طرف متحمل خسارت‌های سنگینی شده‌اند. اما در شرایط کنونی به نظر نمی‌رسد یک عذرخواهی رسمی از جانب آمریکا در دستور کار باشد، و از آن طرف هم بعید است ژاپن قصد عذرخواهی داشته باشد."

وقتی از کوابارا می‌پرسید اکنون درباره آمریکا چه حسی دارد، می‌گوید: "هر حرف یا کار خوبی هم که آمریکا انجام بدهد، ما باز هم فکر نمی‌کنیم که این‌ها صادقانه است. وقتی اوباما انتخاب شد، گفت تعداد سلاح‌های هسته‌ای را کاهش خواهد داد، اما نه تنها این تعداد را کم نکرده، بلکه بیش‌تر هم کرده است. او باید در قبال حرف‌هایی که می‌زند احساس مسئولیت کند. همچنین باید به هیروشیما و ناگازاکی بیاید و به مردم و قربانیان ادای احترام کند." بمباران‌های اتمی هیروشیما و ناگازاکی موجب مرگ بیش از 300 هزار ژاپنی شد. اگر برنامه آمریکا برای حمله به 20 شهر شوروی از جمله شهرهای پرجمعیت مسکو و لنینگراد، عملی می‌شد، قطعاً تعداد قربانیان به میلیون‌ها نفر می‌رسید. خوش‌بختانه آن برنامه هیچ‌گاه اجرایی نشد، اما آغاز دوره‌ای جدید به نام جنگ سرد بود.
بابائی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
0
0
درپاسخ به رئیس شورای امنیت سازمان ملل متحد.
درپاسخ به دبیرکل سازمان ملل متحد.
درپاسخ به نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد.
درپاسخ به نماینده انگلیس در سازمان ملل متحد.
درپاسخ به نماینده فرانسه در سازمان ملل متحد.
درپاسخ به نماینده وحشی رژیم جعلی صهیونیستی درسازمان ملل متحد
درپاسخ به رسانه های آمریکایی، اسرائیلی، انگلیسی، فرانسوی
درپاسخ دیوان کیفری بین المللی خیانتکار
درپاسخ به رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد خیانتکار
درپاسخ به دبیرکل سازمان ملل متحد خیانتکار
درپاسخ به رئیس شورای امنیت سازمان ملل متحد خیانتکار
درپاسخ به رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد خیانتکار
درپاسخ به نماینده بی ادب آمریکا درسازمان ملل متحد خیانتکار
درپاسخ سازمان ملل عفو بین الملل خیانتکار
درپاسخ به مدعیان دروغین حقوق بشر خیانتکار
درپاسخ به مقامات انگلیس جنایتکار و خیانتکار
درپاسخ به مقامات فرانسه جنایتکار و خیانتکار
درپاسخ به کنگره آمریکا جنایتکار و خیانتکار
درپاسخ به سنای آمریکا جنایتکار و خیانتکار
درپاسخ به کاخ سفید ضد بشریت
درپاسخ مجلس نمایند گان آمریکا جنایتکار و خیانتکار
درپاسخ به ترامپ نجس وحشی، بی ادب، بی فرهنگ و بی شخصیت به اصطلاح رئیس جمهورآمریکا جنایتکار و خیانتکارضد علیه مظلومان، مسلمانان و کل بشریت!
درپاسخ دونالد ترامپ نجس وحشی، بی ادب، بی فرهنگ و بی شخصیت رئیس جمهور آمریکا جنایتکار! دهانت را ببند و به مشکلات مردم آمریکا رسیدگی کن
درپاسخ به مایک پمپئو نجس وحشی، بی ادب، بی فرهنگ و بی شخصیت وزیرامور خارجه آمریکا جنایتکار چرا درمورد هزاران نفر در کالیفرنیا بی خانمان خفه خون گرفتن!

کشف سلاح های ساخت اسرائیل و آمریکا برجامانده از تروریست ها در سوریه
کشف سلاح های ساخت اسرائیل و آمریکا برجامانده از تروریست ها در سوریه
سه شنبه 14 خرداد 1398 - 09:08


در ادامه پاکسازی تعدادی از روستاها و مناطق آزاد شده از لوث تروریستها در سوریه، مقادیر زیادی سلاح و مهمات به جا مانده از تروریست ها که ساخت رژیم صهیونیستی و آمریکا هستند، کشف و ضبط شد.


منابع سوری اعلام کردند: در ادامه پاکسازی تعدادی از روستاها و مناطقی که از لوث تروریسم آزاد شده است، مقادیر زیادی سلاح و مهمات به جا مانده از تروریست‌ها که برخی از آنها از جمله موشک‌های تاو ساخت آمریکا هستند، در جنوب سوریه کشف و ضبط گردید.

یک منبع سوری گزارش داد: تجهیزات ضبط شده شامل صدها هزار گلوله تفنگ‌های اتوماتیک بود که ساخت رژیم صهیونیستی است و هم چنین تیربارهایی با کالیبر با ۷/۱۲ و۵/۱۴ و۲۳ میلی متر به اضافه تعدادی موشک ضد خودروهای زرهی از نوع مالوتکا و میتس و فاگوت و تاو آمریکایی و بمب‌های متنوع که نشان دهنده حمایت آمریکا از گروه‌های تروریستی در منطقه جنوبی و نظارت اداره اطلاعات این کشور بر آن است.

این منبع همچنین به یک هواپیمای بدون سرنشین هدایت شده توسط ماهواره اشاره کرد که قادر به حمل ۲۰ کیلوگرم مواد منفجره است.

هم چنین این منبع اعلام کرد که حضور چنین پروازی در مقیاس بزرگ در این دوره‌های اخیر نشان دهنده حمایت نامحدود طرفداران گروه‌های تروریستی از آنها است.

سوری‌ها در خلال تکمیل عملیات پاک سازی روستاها و مناطق آزادشده در ۲۱ می، بقایای مهمات و اسلحه‌هایی را یافتند که برخی ساخت آمریکا و برخی متعلق به ترکیه بود. این بقایا در حومه‌های دمشق و درعا بود، همچنین اشیا باستانی کشف شد که تروریست‌ها قصد قاچاق آنها را در قلعه مضیق در حومه شمالی حماه داشتند.
نظر شما
نام:
(ضروری نیست)
ایمیل:
(ضروری نیست)
* نظر:
آخرین اخبار