برچسب ها: خاطرات یک دیده بان _ حجت ایروانی _ دفاع مقدس _ شهید _ شهدای ایران
خاطرات یک دیده بان/1
حجت ایروانی یکی از دیدهبانان دوران دفاع مقدس در مورد نحوه اسارتش میگوید: تا ساعت یک نیمه شب یک بند راه رفتیم. استراحت که دادند، از شدت خستگی راه خوابم برد. وقتی چشمهایم را باز کردم تک و تنها مانده بودم.
کد خبر: ۶۹۶۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۲/۲۲