برچسب ها: دختر شهید طهرانی مقدم
یك بار كه در جلسه ای برای ارائه گزارش كارها خدمت رهبر رفته بود، همه مؤدب و آرام نشسته بودند و گزارش كارها را می دادند. پدرم یك دفعه برمی گردد و می گوید: آقا! می دانی چرا من این قدر دوستت دارم، عاشقتم؟! چون تو فرزند امیرالمؤمنینی، چون راه ایشان را در جامعه
کد خبر: ۱۴۷۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۳/۱۶