شفا یافته امام زمان(عج) از تبار حسینیان بود
به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری شهدای ایران؛ گمنامی یكی از اصلیترین ویژگیهای شهدا در طول دوران دفاع مقدس است. بسیاری از شهدا بیهیچ نشانی رهسپار جبههها شده ومدتی بعد در سكوتی آرام به شهادت میرسیدند وگمنام میماندند. در این سو نیز بسیاری از خانوادهها همچنان چشم انتظار بازگشت عزیزانشان ماندند و در وادی همه این گمنامیها امروز انتقال فرهنگ شهدا به جامعه از اساسیترین وظایف ماست كه عاشقانه پای آرمانهای خود ایستادند و به احدی اجازه تعرض به مرز و بوم كشور را ندادند. در این میان بسیاری از شهدایمان در خلعت خدمت مقدس سربازی ولایت، به شهادت رسیدند كه كمتر كسی از حماسه آن دلاور مردان سخن گفته است. ستاد یادواره شهدای استان فارس برای تكریم و تعزیت از شهدای سرباز، اقدام به برگزاری یاد وارهای برای این عزیزان نموده است كه آنچه در پی میآید، گذری كوتاه بر زندگی یكی از سربازان شهید تجلیل شده در این یاد واره یعنی شهید محمدرضا كارگریان است:
جرعهای از دریای بیكران یك شهید
شهید محمدرضا كارگریان مروستی با اسم مستعار مسعود فرزند عباس روز ۲۰ خرداد سال ۱۳۴۶در یك خانواده مذهبی در شهر شیراز متولد شد. دوران دبستان در مدرسه خاقانی تحصیل نمود و پس از آن دوران تحصیلات راهنمایی را در مدرسه شهید لغوی مشغول به تحصیل شد. علاقه او در زمینه تحصیل در رشته راه و ساختمان معطوف بود بنابراین ادامه تحصیلاتش را در هنرستان شهید طالقانی رشته راه و ساختمان سپری كرد. وی پس از اتمام تحصیلات در كنكور سراسری در رشته كارشناسی دبیری ریاضیات پذیرفته شد. بیان صفات اخلاقی و رفتاری این شهید بزرگوار بسیار مشكل است و در اینجا تنها جرعهای از دریای بیكران وجود زلال، پاك و متعالی او شرح داده میشود.
فعال مذهبی
شهید كارگریان در تمام دوران زندگی كوتاه اما پربار خود، مسجد علی ابن حسین (ع) را به عنوان پایگاه فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و مذهبی خود و دوستانش كه اغلب ایشان نیز به درجه رفیع شهادت نایل گشتند قرارداده بود. با همراهی دوستان كتابخانه مسجد را فعال ساخته و در آنجا به تهیه نوارهای فرهنگی میپرداخت. در كلاسهای قرآن شركت فعال داشت. شبهای جمعه به همراه سایر بسیجیان مسجد در گشت انتظامات شركت میكرد و در برقراری امنیت و آسایش خانوادهها همكاری جدی داشت. روز نیمه شعبان هر سال – روز میلاد امام زمان مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ـ با همكاری دوستان در كوچهها تكیههایی برپا میكردند و در آن جا با برگزاری مراسم جشن نیمه شعبان از مردم با شیرینی و شربت پذیرایی میكردند. او همیشه پاركاب وآماده باش فعالیتهای مذهبی در تكایا و مساجد بود.
معجزهای برای شهید
محمدرضا از دوران كودكی مورد عنایت آقا امام زمان (عج) بود. به طوری كه در سن ۱۲ سالگی كه به بیماری مننژیت (التهاب پردههایی كه مغز و نخاع را میپوشاند و میتواند جان بیمار را به خطر اندازد) مبتلا شد و به مدت یك ماه بیهوش روی تخت بیمارستان خوابیده بود، طوری كه پزشكان از وی قطع امید كرده بودند، پس از توسل پدر و مادرش به امام زمان (عج )، ناگاه شبی همین طور كه روی تخت بیمارستان خوابیده بود، در خواب زمزمه میكند: «اینجا چقدر نورانی است» و مدام این جمله را تكرار میكرد. پس از بیدار شدن از خواب، پزشكان ابراز میكنند كه او شفا یافته و اثری از بیماری در بدنش دیده نمیشود. به اعتقاد پزشكان تنها یك معجزه میتوانست او را نجات دهد.
سرچشمهای از بصیرت والا
خودسازی، معرفت الهی و ارتباط شهید كارگریان با درگاه حق تعالی باعث ایجاد صفات نیكوی اخلاقی زیادی از جمله خوش رفتاری، مهربانی، تواضع، صداقت و مشكلگشایی در ایشان شده بود كه این امر در برخورد با مردم نمایان بود به طوری كه با وجود سن كم به عنوان بازوی توانمند در حل مشكلات اطرافیان و یاری رساندن به آنها محسوب میشد. حسن رفتار این شهید با بزرگسالان و خردسالان كه از بصیرت والایش سرچشمه میگرفت موجب میشد تمام اطرافیان جذب صفای درونی ایشان شوند.
دانشجوی رزمنده
احساس مسئولیت و خدمتگزاری به مردم و اسلام، باعث شد كه بهرغم قبول شدن محمدرضا در دانشگاه به جبهههای حق علیه باطل بشتابد و آرامش و آسایش خود را نثار آرامش و آسایش هم میهنانش كند واز مرزهای ایران اسلامی با غیرت دفاع نموده، عزت مردم را حفظ كند. ایمان و ارتباط قوی وی با خداوند و مأنوس شدن جانش با معنویات، ارزشها و اهداف والای زندگی به او داده بود تا بتواند در پیشگاه حق تعالی به عنوان سرباز اسلام و ایران در زیر پرچم امام زمان مردانه و شجاعانه با دشمن متجاوز مبارزه كند و در تاریخ۵ دی ماه ۱۳۶۵در عملیات كربلای چهار، جبهه شلمچه، روحش از عشق الهی سیراب و بر اثر اصابت گلوله به سرش به مقام رفیع شهادت و قرب الهی نایل شد.
از نوشته سرباز شهید «محمدرضا كارگریان»
مسجد را رها نكنید
خانواده عزیز! امیدوارم كه همیشه پشتیبان اسلام و جمهوری اسلامی باشید و یكی از خواستههای فرزند حقیرتان این است كه در عزای من شیون نكنید. بلكه شهادت من آغازی برای پیوستن به لقاءالله و جهان جاوید است. در كارهایتان كوشا باشید تا در آینده فرد مفیدی برای انقلاب باشید. در ضمن چند خواسته كوتاه از برادران مسجد دارم گرچه من در حد آن نیستم كه سفارش و توصیهای به بچههای مسجد بكنم. ولی من این توصیهها را مسئولیتی میدانم. مسجد را رها نكنید و هر روز كه میگذرد بیشتر سنگر مسجد راحفظ كنید.
منبع : جوان