این همه نمایشنامههای نخوانده...

به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری شهدای ایران؛ تئاتر دفاعمقدس یا به عبارتی دیگر، تئاتر جنگ در یكی دو سال اخیر، روی صحنه و پیشروی مخاطبان، آرام آرام جایگاه واقعی خود را پیدا كرده و استقبال شایان توجه علاقهمندان به تئاتر از اجرای مجدد «پچ پچههای پشت خط نبرد» بعد از گذشت ۱۰ سال از اجرای نخست آن و همچنین اجرای «ترن» در سالن اصلی تئاتر شهر، كه چندی پیش صورت گرفت، شاهد این مدعاست. گزارش پیشرو، تنها مروری بر وضعیت نشر و راههای كاربردی كردن نمایشنامههای منتشر شده دفاعمقدس دارد و همچنان آرزومند استقبال هرچه بیشتر فضای حرفهای تئاتر ایران از این ژانر تاریخی است.
جایگاه تئاتر و سینمای دفاعمقدس
حاصل فكر، ایده، نگاه هنری و قلمفرسایی فیلمنامهنویسان و نمایشنامهنویسان درباره دفاعمقدس با گذشت ربع قرن از جنگ، یعنی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۵، انتشار حدود ۶۵ عنوان فیلمنامه و ۱۴۰ عنوان نمایشنامه، به همت ناشران دولتی و خصوصی بوده كه تا پایان سال ۱۳۹۰، بیش از ۲۰ نمایشنامه مانند «همسایه غربت» نوشته علیرضا حنیفی و تعداد انگشتشماری فیلمنامه همچون «كودك و فرشته» اثر محمدرضا گوهری به آن اضافه شده است. از آنجایی كه سینمای ایران به نسبت تئاتر، بیشترین حمایت مالی و مخاطب را از آن خود كرده، دو برابر بودن تعداد نمایشنامههای جنگ، قابل تأمل به نظر میرسد. بررسی جایگاه تئاتر و سینمای دفاعمقدس نشان میدهد كه سطح مدیریت و برنامه و بودجه سینما در وضعیت بهتری قرار دارد كه برپایی جشنوارههای متعدد، اكران فیلمهای پرفروش و كسب سیمرغ بلورین در جشنواره فیلم فجر، شاهد این مدعاست.
جدایی نمایشنامهنویسان از پیكره دفاع مقدس
گرچه تئاتر، مادر هنرهای نمایشی است و هر كشوری كه تئاتری قوی داشته باشد، سینمای فاخرتری خواهد داشت اما این معادله در قبال ژانر دفاعمقدس صدق نمیكند. تئاتر دفاعمقدس از ابتدای جنگ متولد شد، ولی هنرمندان و بیش از آنها، مدیران همگام با این پیشرفت گام برنداشتند و این عدم توازن توسعه، تئاتر دفاعمقدس را دچار مشكل كرد. متأسفانه همان تعداد معدود از نمایشنامههای دفاعمقدسی كه در طول سال به روی صحنه میرفت، با استقبال چشمگیری روبهرو نمیشد؛ نمایشنامههای چاپ شده، خریدار نداشتند و بسیاری از نمایشنامهنویسان پیشتاز این عرصه، خواه یا ناخواه از این ژانر فاصله گرفتند و به طور یقین در انتظار ایجاد فرصت مناسب برای خلق اثری تازه درباره جنگ هستند. شماری از نمایشنامهنویسان ایران، كسانیاند كه از جریان ادبیات دفاعمقدس، وارد این عرصه شدهاند. در سالهای آغازین جنگ، انتشار آثارشان به خوبی مورد حمایت قرار میگرفت و گرمای جنگ و استقبال مردم از تئاتر دفاعمقدس در دهه ۶۰، بر ارتقای سطح كیفی آن در دهه ۶۰ اثرگذاشته بود. اما به دلیل ضعف مدیریت و بیبرنامگی و سختگیری مدیران در انتخاب سوژهها و گاه، نظارتهای سختگیرانه، برخی از نمایشنامهنویسان به تدریج از پیكره تئاتر دفاعمقدس جدا شده و وارد دیگر ژانرهای نمایشی شدند. به همین سبب، دهه ۷۰ نه تنها دهه خلأ تئاتر دفاعمقدس، بلكه دهه كمكاری به حساب میآمد.
واما !جان تازه در كالبد تئاتر دفاعمقدس
دهه ۸۰ با همت مجدد نمایشنامهنویسانی همچون «آرش عباسی»، «حسین فدایی حسین»، «محمد یعقوبی»، «علیرضا نادری» و «حمیدرضا نعیمی» جان تازهای در كالبد تئاتر دفاعمقدس دمیده شد و چاپ نمایشنامهها و روی صحنه رفتن كارها، روی روال افتاد. برگزاری جشنواره تئاتر مقاومت، اضافه كردن گروه داوری نمایشنامهنویسی به جشنواره انتخاب كتاب سال دفاعمقدس و افزایش فعالیت بخشهای هنری نهادهای متولی دفاعمقدس در حوزه نشر و حمایت از چاپ نمایشنامهها و در اوج آن، تدوین و انتشار «فرهنگ جامع تئاتر دفاعمقدس» در سال ۱۳۹۰، پایان خوشبینانهای برای تئاتر دفاعمقدس در انتهای دهه ۸۰ رقم زد. با وجود این شرایط، شاید بتوان دهه ۹۰ را دهه تكامل زبان و جنبههای نوشتاری نمایشنامههای دفاعمقدس دانست و امیدوار بود كه خطمشی مدیران و دیدگاه هنرمندان در باب نگاه هنری به جنگ، در یك مسیر قرار گیرد.
نمایشنامه دفاعمقدس یا نمایشنامه جنگ؟!
چه تلخ و چه شیرین، از هر زاویهای كه به نمایشنامههای اخیر دفاعمقدس نگاه كنیم، متوجه دید متفاوت نمایشنامهنویسان جوان و حتی تغییر نگاه پیشگامان آن میشویم؛ نگاهی كه شاید هنوز هم برای مسئولان و متولیان فرهنگی دفاعمقدس قابل پذیرش و هضم نیست! زبان نمایشنامهنویسان كنونی دفاعمقدس، كمی پیچیدگی پیدا كرده و نمادها و استعارههایی جدید، وارد ادبیات نمایشی دفاعمقدس شده و جای شعارهای همیشگی را گرفته است. شاید این تلاشها، عكسالعملی در مقابل محدودیتهای موجود در برابر جدا كردن مرز بین «جنگ» و «دفاعمقدس» بوده باشد.
نباید فراموش كرد كه فرهنگسازی و ارتقای كیفی تئاتر دفاعمقدس، نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت، به خصوص در عرصه پژوهش و نشر آثار نمایشی شاخص این حوزه است اما گویا ما در همان گامهای اول، یعنی همسو شدن نگاه مدیران و هنرمندان به دفاعمقدس باقی ماندهایم. هنرمندان با داشتن نگاه مردمیتر و به دور از شعارزدگی، تلاش خود را برای بیان دردهای جامعه در زمان جنگ و انعكاس عواقب آن بر زندگی مردم به كار میگیرند و مسئولان، وظیفه تئاتر دفاعمقدس را حفظ ارزشهای آن دوران میدانند. این در حالی است كه هر دو راه، یك هدف را با دو زبان متفاوت دنبال میكنند. این سوءتفاهمها و اختلاف دید، با مشاوره و تبادل نظر تلطیف میشوند و حمایت از آثار پژوهشی درباره تئاتر دفاعمقدس، این موانع را به راحتی رفع خواهد كرد.
پژوهش گسترده در حیطه فرهنگ دفاعمقدس، سوژههایی ناب را به نمایشنامهنویسان علاقهمند معرفی خواهد كرد و حتی در آسیبشناسی نمایشنامهنویسی دفاعمقدس هم كمك میكند، چشمانداز روشنی از آینده را نشان خواهد داد و گذشته تئاتر جنگتحمیلی را به نقد و چالش خواهد كشید. حدود ۳۰ سال از عمر نمایشنامهنویسی دفاعمقدس میگذرد، اما هنوز بر سر نام این ژانر به تفاهم نرسیدهایم و تعریفی علمی از آن ارائه نشده و هر كسی به سلیقه خود، آن را تئاتر مقاومت، تئاتر پایداری، تئاتر جنگ یا تئاتر دفاعمقدس خطاب میكند. اكنون هر اثر نمایشی كه به ارزشها بپردازد و فرهنگ مقاومت و پایداری را به روی صحنه ببرد، تئاتر دفاعمقدس نام گرفته است. اگر به شكل جهانی و انسانی به این مقوله نگاه كنیم و دید فراسرزمینی به مفهوم پایداری داشته باشیم، شاید بتوان امید داشت كه در دهههای آینده، نمایشنامههای دفاعمقدس هم مانند برخی از نمایشنامههای شاخص جنگی دیگر كشورها در سطح دنیا مطرح شوند؛ گرچه با وضع موجود، این آرزو كمی دستنیافتنی به نظر میرسد.
خط قرمزهای تئاتر دفاعمقدس
آثار هنری از دو بُعد «فرم» و «محتوا» قابل بررسیاند. اگر از جنبه فرم تئاتر دفاعمقدس چشمپوشی كنیم و به محتوای آن متمركز شویم، از سویی تلاش متولیان برای القای یك اندیشه یا ایدئولوژی خاص از زندگی مردم در زمان جنگ یا چارچوب خاصی از فرهنگ دفاعمقدس و از سوی دیگر، ایجاد خط قرمزهایی كه گاه با تكیه بر سلایق شخصی و به دور از نگاه علمی به نمایشنامهنویسی و تئاتر اعمال شده، بر پیكره محتوایی نمایشنامههای دفاعمقدس لطمه وارد كرده و هر اثری كه خارج از این مسیر باشد را با برچسب ضد دفاعمقدس منكوب میكنند و باعث دلسردی هنرمندان میشوند. این اقدامات در حالی صورت میگیرند كه مقام معظم رهبری بارها بر آزادی و توجه ویژه به زبان هنر در حوزه ادبیات دفاعمقدس تأكید كردهاند. بعضی از نمایشنامهنویسان، اتفاقات واقعی رخ داده برای رزمندگان در جنگتحمیلی را با استفاده از عنصر تخیل، در قالب اثری هنری به تصویر میكشند و نمایشنامهای قابل قبول برای مخاطب، همراه با آمیختگی واقعیت و خیال ارائه میدهند كه این شیوه از نگارش نمایشنامه، به هنر نمایشنامهنویس و تسلط او بر دفاعمقدس و جزئیات آن برمیگردد. تبیین هر چه دقیقتر و زیباشناسانه دفاعمقدس، نه تنها باعث ایجاد كشش در مخاطب میشود، بلكه پنجرهای تازه در دنیای نمایشنامهنویسی دفاعمقدس باز میكند.
نمایشنامههای سرگردان!
انتشارات امیركبیر و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس، هر كدام به طور مستقل از سال ۸۸ به بعد، گزیدهای از نمایشنامههای دفاعمقدس را در دو مجموعه با نامهای «نمایشنامه دفاعمقدس» و «روایتی دیگر» آماده چاپ كردند و خروجی آن، سال گذشته وارد بازار نشر شد كه از جمله این نمایشنامهها میتوان به «سهگانه خاك» نوشته حسین فدایی حسین، «كودكان در حلبچه میمیرند» اثر عبدالحی شماسی و «دریای سرخ آبی» به قلم محمدرضا بیگناه اشاره كرد؛ نمایشنامههایی در قطع پالتویی، با قیمت مناسب و طرح جلد جذاب.
نمایشنامهها به خودی خود، مخاطبان خاص دارند؛ به همین خاطر به سختی فروش میروند و ریسك برگشت پول به جیب ناشر، بسیار بالاست و نمایشنامهنویس هم به آرزویش كه همان خوانده شدن اثرش است، نمیرسد. حال آنكه در این میان، سرنوشت نمایشنامههایی با موضوعات خاص مانند جنگ ایران و عراق مشخص است! گرچه بسیاری از نمایشنامهنویسان جوان علاقهمند به ادبیات نمایشی دفاعمقدس، معتقدند كه راه ورود جدی آنها به عرصه حرفهای، انتشار آثار و سپس به روی صحنه رفتن نمایشنامهشان است. غالب این نمایشنامهها، پس از بررسی كارشناسان حوزه تئاتر برای چاپ انتخاب میشوند و قطعاً داستانهایی جذاب از جنگ، به همراه تعلیق، زیبایی و كشش مناسب برای مخاطب به ارمغان میآورند؛ اثری صادقانه و صمیمی كه مخاطب به راحتی با این ویژگیها ارتباط برقرار كرده و هنرمند به این واسطه، خود و نمایشنامههای دفاعمقدس را به جامعه معرفی میكند.
مردم تشنه نماهایی از دفاع مقدس
اما مشكل اینجاست كه نمایشنامههای چاپ شده در سالهای اخیر، بیهدف و برنامه منتشر میشوند. پیش از انتشار هر كتاب، باید مخاطبان آن شناسایی شده و اثر به دست آنها رسانده شود اما حاصل سرگردانی و بیآینده بودن نمایشنامههای چاپی، بارگذاری نمایشنامههای دفاعمقدس در وبلاگهای شخصی است! هنرمند با این كار، به اولین لایه مخاطبان خود یعنی جوانان و علاقهمندان به تئاتر دفاعمقدس دسترسی پیدا میكند و به تبادل نظر میپردازد.
گروههای نمایشی شهرستانها كه در جشنوارههایی همچون «تئاتر ماه»، «تئاتر مقاومت» و «تئاتر فجر»، هر سال با آثار متعددی با موضوع دفاعمقدس شركت میكنند، بهترین گروه هدف نمایشنامههای منتخب چاپیاند و تشنه نمایشنامههایی بدیع از نظر سبك و زبان. دانشجویان رشته كارگردانی تئاتر و دیگر گونههای هنرهای نمایشی و حتی دانشآموزان میتوانند، گروه دیگری از مخاطبان جدی نمایشنامههای دفاعمقدس باشند و حتی فراتر از آن، نمایشنامهنویسان آینده جنگ. این تنها گوشهای از راهكارهای عملی برای ورود نمایشنامههای دفاعمقدس در بطن جامعه است. به این امید آنكه مسئولان و متولیان فرهنگ و هنر دفاعمقدس، مسیرهای روشنتری را بیابند.
منبع : جوان