شهید باكری گفته یا «اریش ماریا رمارك»؟

به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری شهدای ایران؛ برداشت اول _ هر روز كه خیابانهای شهر را بالا و پایین میكنیم، اگر به در و دیوار نگاهی بیندازیم جملات بسیاری را میبینیم كه روی این دیوارها نوشته شدهاند. مثلاً همین چند وقت پیش بود كه روی یكی از دیوارهای خیابان انقلاب جمله معروف شهید آوینی را میخواندم كه گفته:«پندار ما این است كه ما ماندهایم و شهدا رفتهاند، اما حقیقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا ماندهاند.» گاهی ممكن است فقط نظیر چنین جملاتی را بخوانیم و از كنارش عبور كنیم اما گاهی تا مدتها ذهن آدم را درگیر خود میكنند.
اما آیا همه آنچه از شهدا نقل میشود كلام خود آنهاست؟! یكی از جملاتی كه این روزها بسیار مورد نقد قرار میگیرد جمله معروف سردار شهید حمید باكری است كه بارها به گوشمان خورده. نقل میشود كه ایشان گفته است: «زمانی فرا میرسد كه جنگ تمام میشود و رزمندگان امروز به سه دسته تقسیم میشوند: دستهای به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند و از گذشته خود پشیمان میشوند. دستهای راه بیتفاوتی میگزینند و در زندگی مادی خود غرق میشوند و همه چیز را فراموش میكنند. دسته سوم به گذشته خود وفادار میمانند و احساس مسئولیت میكنند كه از شدت مصائب و غصهها، دق خواهند كرد. پس از خدا بخواهید كه با وصال شهادت، از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید»
برداشت دوم - سال گذشته كه حضرت آقا به خراسان شمالی سفر كردند در دیدار با خانوادههای شهدا و ایثارگران، صدیقه بهاری، فرزند شهید بهاری در صحبتهایش به این جملات منسوب به شهید باكری اشاره كرد. بعد از پایان صحبتهای این فرزند شهید رهبر انقلاب در این خصوص فرمودند:«من یك نكته را اضافه كنم بر آنچه عزیزان ما در اینجا بیان كردند. گفتند:«آن كسانى كه در دوران جهاد مقدس و دفاع مقدس، در جبهههاى جنوب و غرب رفتند وارد میدانها شدند و جان خود را كف دست گرفتند، به سه دسته تقسیم میشوند: بعضىها از گذشتهشان پشیمان میشوند، بعضىها بىتفاوت میمانند، بعضىها پایبند میمانند. آنهایی كه پایبند میمانند، باید از غصه دق كنند». این جمله اخیر را من قبول ندارم. آنهایی كه پایبند میمانند، شاهد به ثمرنشستن این نهال و تناورشدن این درخت خواهند بود. اینجور نیست كه با روى گرداندن كسانى، این حركت عظیم، این بناى معظم و شامخ تكان بخورد. با برگشتن یك عدهاى از این قافله عظیم، هرگز این قافله از راه باز نمیماند؛ «من یرتدّ منكم عن دینه فسوف یأتى الله بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ این را خداى متعال در قرآن فرموده است به مسلمانان صدر اسلام، به آن كسانى كه در ركاب پیغمبر جهاد كردند و جنگیدند و جان خودشان را فدا كردند؛ قرآن در واقع همین حقیقت را براى آنها بیان میكند.» حضرت آقا در ادامه اظهار كردند: «بله، ریزشهایی وجود دارد؛ كسانى هستند كه از راه برمیگردند، كسانى هستند كه احساس خستگى میكنند، كسانى هستند كه به گذشته خودشان شك میكنند، كسانى هستند كه به لبخند دشمنان و فریب دغلكاران از راه در میروند؛ اما در مقابل، مردان و زنان شجاعِ آگاهِ آشنا با حقایق زمانه و مسلط بر بسیارى از مسائل گوناگون سیاسى ـ كه آن روز مطرح نبود و وجود نداشت ـ در جامعه ما حضور دارند؛ اینها رویشهاى جدیدند. امروز وضع ما اینجورى است. یك عدهاى به بعضى از ظواهر نگاه میكنند، قضاوتهاى غلط میكنند؛ خیال میكنند كه جوانها از دین برگشتهاند. نخیر؛ جوانها علاقهمند به این راهند، علاقهمند به آن چیزى هستند كه ایمان به آن در دل آنها راسخ است؛ و این مربوط به اكثریت جوان این كشور است؛ و این از بركت خون شهداست؛ و این به بركت فداكارى عزیزان شما و جوانهاى شماست.» امام خامنهای در پایان صحبتهایشان در آن دیدار فرمودند:«شما جوانانتان را بزرگ كردید، زحمت كشیدید، تربیت كردید، مثل دسته گل به جامعه تحویل دادید؛ آنها رفتند در راه خدا شهید شدند. همه ملت ایران باید سپاسگزار شما باشد. همه باید یاد شهیدان را گرامى بدارند. فرزندان شهدا باید به پدران خود افتخار كنند. فرزندان شهدا باید راه و میراث پدران خود را به نسلهاى بعدى بسپرند. ملت ایران به شهیدان خود افتخار میكند. ما به ارادت و اخلاص به خانوادههاى شهیدان افتخار میكنیم و معتقدیم شهدا در خط مقدم حركت كردند؛ پشت سر آنها بلافاصله پدران و مادران و همسرانند؛ ایستادگى كردند، ایثار كردند. امروز به بركت این ایثار، حركت عظیم انقلابى ملت ما برقرار است و انشاءالله روزبهروز مستحكمتر و باثباتتر خواهد بود.»
برداشت سوم - چندی پیش خبر یكی از نشستهای «عصر اقتباس» بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان را میخواندم كه در محل سرای داستان این بنیاد برگزار شده بود، ظاهراً در این نشست فیلم اتوبوس شب ساخته كیومرث پوراحمد به نمایش گذاشته شده بود. پوراحمد این فیلم را بر اساس داستان كوتاه «سی و نه و یك اسیر» نوشته حبیب احمدزاده ساخته است. لذا احمدزاده هم در این نشست حضور داشت. او در این نشست با اشاره بر لزوم مستندگویی در نقل تاریخ به ویژه وقایع دوران جنگ تأكید كرده و گفته بود: جملهای معروف هست كه هم من و هم بسیاری از شما شنیدهایم كه آن را به شهید باكری نسبت میدهند؛ این جمله كه «بازماندگان جنگ سه دسته میشوند؛ اول پشیمانها، دوم بیتفاوتها و سوم كسانی كه پایبند آرمانها میمانند و مجبورند از غصه دق كنند». ولی واقعیت این است كه چنین چیزی سندیت ندارد. یعنی نه نوار، نه نوشته و نه هیچ چیز مكتوبی یا حتی شاهدی نیست كه شهادت دهد این جمله از آن شهید باكری است. ولی شما همه جا در ساختمانهای ارتش و سپاه و حتی جاهایی مثل بانك انصار میبینید كه این جمله را، بزرگ روی در و دیوار كار كردهاند و آن را هم منتسب به شهید باكری میدانند. واقعیت این است كه این جمله از آن «اریش ماریا رمارك» است (نویسنده معروف آلمانی كه عمده شهرتش به خاطر رمان ضد جنگ «در جبهه غرب خبری نیست» است). من این مثال را زدم كه بگویم اولاً ما چقدر دوست داریم بیاستناد حرف بزنیم و ثانیاً در جامعه ما از بس حرفهای خوب، بد زده شده است، همه آنها تبدیل به شعار شدهاند.
حبیب احمدزاده در خصوص صحبتهای مطرح شده در آن نشست میگوید:« من هم فقط این جمله شهید باكری را شنیدهام اما فقط شنیدهام. من معتقدم حتی اگر شهید باكری این جمله را گفته ما نباید آن را بولد كنیم چون نتیجه جنگ ما با جنگ آلمان برابر نیست و اگر اینطور باشد پس ما به چه دفاع مقدسمان مینازیم؟!» وی در ادامه اظهار میكند:«همه آنچه كه در فیلمهای ما نشان داده میشود همین است كه رزمندگان ما یا قطع نخاع هستند، یا از راه بیراه شدهاند یا افسوس میخورند كه چرا جنگ تمام شد؟ باید توجه كنیم وقتی آن نویسنده آلمانی كه این جمله را بعد از جنگ جهانی اول در كتاب «در جبهه غرب خبری نیست» مطرح كرد، جنگ آنها تجاوزگرانه بود اما جنگ ما جنگ ارزشها بود. ما وظیفه داریم همه وقایع جنگ را با تحقیق و به صورت مستند ارائه دهیم.»
برداشت چهارم _ بعد از كمی پرس و جو به این نتیجه رسیدیم كه هرچند این جمله شهید باكری (پس از شبهاتی كه به آن وارد شده) كمتر در نمای ظاهری نهادهای رسمی نوشته میشود، اما نكته حائز اهمیت این است كه چرا وقتی سند روشنی در دسترس نیست باید چنین حرفی به یكی از سرداران شهید دوران دفاع مقدس نسبت داده شود. شاید به قول احمدزاده حتی اگر این جمله را شهید باكری گفته باشد باید همه جوانب سنجیده شود و سپس آن را بولد كرد. این واقعیت را هم نباید از نظر دور داشت كه احتمال انتساب برخی جملات به شهدا از روی عناد امری دور از ذهن نیست تا در واقع با سیاهنمایی، رویشهای نسل جدید نادیده گرفته شوند و فقط ریزشها را پررنگ كنند. به هر روی باید اذعان داشت رزمندگان با اخلاص و بیریای دوران دفاع مقدس ما كه جان خود را كف دست گذاشته و به میدان نبرد رفتند فقط یك مجاهد ساده نبودند، آنها بصیرت داشتند و با بصیرت حرف میزدند و با بصیرت نیز اهداف متعالی خود را مشخص میساختند.
منبع : جوان