سردار عباس طایفه از شور و هیجان انتخابات در جبهههای جنگ میگوید

به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری شهدای ایران؛ امیر عباس طایفه متولد ۱۳۳۹ اهل قزوین و ساكن تهران است. جنگ برای او از اردیبهشت سال ۱۳۵۸با ورود به كردستان آغاز شد و زندگیاش در دوران دفاع مقدس این چنین شكل گرفت. بعد از آغاز رسمی جنگ تحمیلی هم كوله خویش را بست و عازم جبهههای جنوب شد. سال ۱۳۶۰هم در عملیات طریقالقدس (آزادسازی بستان) مجروح و از ناحیه دو چشم جانباز شد. اگر كردستان را به عنوان منطقه عملیاتی حساب كنیم از ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۸ تا آذر ۱۳۶۰یعنی ۳۰ ماه در جبهه حاضر بود. ایشان در عملیات ثامنالائمه(ع)، شكست حصر آبادان شركت كرده و مجروح شد. اما طایفه در حال حاضر دانشجوی كارشناسی ارشد علوم سیاسی تهران بهترین مسئولیت اجتماعی خود را كه بسیار زیبا و دلنشین بوده است، همان پنجسالی میداند كه در عرصه مطبوعات مدیر یك نشریه بوده و در حال حاضر سخنگوی مجمع جانبازان و ایثارگران انقلاب اسلامی است، با توجه به برگزاری پرشكوه انتخابات ریاست جمهوری در ۲۴ خردادماه به گفتوگو با او پرداختهایم تا كمی از حال و هوای انتخابات در دوران دفاع مقدس برایمان بگوید:
ملاك برگزیدن كاندیدای اصلح توسط بچهها به تبعیت از فرماندهانشان صورت میگرفت ؟!
فضای انتخاباتی جبهه آنطور كه در شهرها رواج داشت، اتفاق نمیافتاد. اینكه كاندیدایی بیاید برنامه ارائه بدهد، تبلیغ كند و رزمندهها پای صحبتهای كاندیداها بنشینند، نبود. اینكه رزمندهها بحث انتخابات را هم مانند یك عملیات به حساب بیاورند و به آن توجه كنند و دستوری به آن عمل كنند، این هم نبود. اما یك فضای باز و دموكراتیك در جبهه در بین رزمندهها درباره كاندیداها صورت میگرفت.
فرصت اینكه كاندیداها فضایی پیدا كنند و بیایند و برنامههای تبلیغاتی داشته باشند با توجه به شرایط خاص آن زمان نبود. تنها رسانهای كه میتوانست حضور پیدا كند و در آن شرایط بیاید، همان رادیو بود. روزنامههایی نظیر انقلاب اسلامی و روزنامه آیندگان بود كه به دست بچهها در جبهه میرسید. اما در حقیقت زمان و فرصتی مناسب پیدا نمیشد كه رزمندهها بخواهند ریز مسائل سیاسی را دنبال كنند اما در جریان تحولات قرار داشتند. در جبههها، رزمندهها بیشتر به دنبال دفاع، طراحی عملیاتها، حفظ و حراست از خاكریزها بودند. اما با وجود همه این مشغلهها با دقت و ظرافت نیم نگاهی به امر انتخابات داشتند زیرا انتخابات هم یكی از تكالیف آحاد مردم بود. همانطور كه جنگیدن از تكالیف و وظیفه اصلی رزمندهها بود حضور در انتخابات را هم یك تكلیف میدانستند. فضا فضای خاصی بود. تنها رسانهای كه در اختیار رزمندهها بود تا از برنامههای كاندیداها مطلع شوند، رادیو بود.
مایلیم از حضور رزمندگان در انتخابات در آن شرایط سخت و جنگ برایمان بگویید ؟!
صف حضور بچهها در انتخابات در آن شرایط بسیار چشمگیر بود، آنها حضورشان را تكلیف میدانستند. همانطور كه اعتقاد داشتند دفاع از خاكریزها و كشور و مقابله با نفوذ دشمن بعثی یك تكلیف و وظیفه ملی و دینی است، حضور در انتخابات را هم یك وظیفه میدانستند. آن زمان هم دشمنان انقلاب اسلامی در بوق وكرنا میكردند كه ایران در جنگ است و انتخابات بعید است كه انجام شود و از طرفی برای نیامدن مردم به پای صندوقهای رأی تبلیغات منفی زیادی انجام میدادند كه با توجه به شرایطی كه كشور دارد و در حال جنگ است، مردم از نظام ناراضی هستند و به این دلیل پای صندوقهای رأی نخواهند آمد. تبلیغات دشمنان بیرونی ما به كمك ایادی داخلی هم همین هدف را دنبال میكرد. در سال ۱۳۶۰به خاطر دارم سازمان منافقین خلق با توجه به اینكه با بنیصدر از ایران فرار كرده بودند ایادی آنها در ایران، این سیاست استكباری و امپریالیستی را دنبال میكردند كه مردم پای صندوقها نروند چون جو و فضای بسیار بدی را با ترور و تهدید ایجاد كرده بودند. لذا این مسئله را میخواستند تسری بدهند به پای صندوقهای رأی و مردم را تهدید میكردند كه پای صندوقهای رأی نروید كه اگر بروید احتمالاً مورد حمله تروریستی سازمان منافقین خلق هم قرار میگیرید. فضای خاصی بود هم در
درون شهرهای ما و هم در مناطق عملیاتی اما مردم و رزمندگان پرشور در انتخابات شركت میكردند.
ملاك انتخاب رئیسجمهور در آن دوره چه بود؟!
شهید رجایی كسی است كه ملاك و معیار مردم و رزمندگان در آن زمان را دارا بود. او شخصی باایمان و ساده زیست به معنای واقعی كلمه و اهل ولایت به معنای كامل كلمه بود، این سه شاخصه شهید رجایی آن زمانی هم كه نخستوزیر بنیصدر بود، مطرح میشد. مخالفتهای بنی صدر بااین شخصیت فرهنگی و ایمانی، محبوبیت او را در بین مردم صد چندان كرده بود. مردم پی برده بودند كه وقتی بنیصدر با ایشان مخالفت میكند به جهت آن سادهزیستی، تقوا و مؤمن بودن و شخصیت فرهنگی و انقلابی بودن است. این ویژگیها را شهید رجایی داشتند، زمانی كه كاندیدا شدند، حضرت امام(ره) هم به منش امام خامنهای عمل میكردند. هیچ گاه نظر مستقیم نمیدادند كه من نظرم روی فلان فرد است، تا مردم هم به او رأی بدهند. نه! امام میگفتند مردم باید خودشان انتخاب كنند. میزان رأی مردم بود. اما شاخصها را اعلام میكردند كه یك ریاست جمهوری شایسته باید این شاخصهها را داشته باشد، مردم ما هم كه به ارزشها توجه داشتند شاخصها كه امام ارائه میفرمودند را با مصداق تطبیق و به یك خروجی میرسیدند و فردی كه در حوزه تطبیق قرار میگرفت، رأی خود را به او میدادند.
خاطره خاصی در خصوص برگزاری انتخابات درجبهه دارید؟
در جبههها شرایط به شكلی بودكه با كارتهای شناسایی رأیگیری میشد. اما نكته قابل توجه صف طویل نیروها و حضور گسترده همه نیروها در ردهها و سمتهای مختلف، درجهدار، سرباز، پاسدار و ارتشی بود كه همه با لباس خودشان در یك صف حاضر میشدند و رأی میدادند. این خاطره زیبایی است كه در بحث انتخابات در ذهن من نقش بسته است.
منبع : جوان

سلام بنده از همرزمان قدیمی امیر طایفه هستم شاید قریب به 35 سال است که ایشان را زیارت نکردم فقط میدانستم که از هر دو چشم جانباز شده ایشان در دوره ای که باهم بودیم فردی بسیار ارام ومتین ومومن بودندخیلی مشتاق هستم شماره تماس محلی که این جانباز محترم خدمت میکنندرا در سایت قرار دهید با تشکر. قاسم قهری بازنشسته نیروی زمینی