ماجرای غزل مشترک شاعران برای خرمشهر
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری شهدای ایران؛ در دوران دفاع مقدس، بسیاری از شاعران و نویسندگان کشورمان در جبههها حضور یافتند بسیاری از آنها همراه و همگام با دیگر رزمندهها جنگیدند. عدهای هم در کنار همراهی با رزمندهها قلم به دست گرفتند و با دل و جان نوشتند و سرودند. نقش شعر و شاعری و اشعاری که بین رزمندهها زمزمه یا مداحی میشد، خورشید پنهانی نیست که بخواهیم ابر را از چهرهاش کنار بزنیم. شاعران ما خاطرات فراوانی از سرودن اشعار در جبههها و برای جبههها و آب و خاک این سرزمین دارند و هم اینک یکی از خاطرههای بسیار خواندنی شاعران که توسط عبدالرحیم سعیدی راد برای ما نقل شده است را به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر میآوریم. سعیدی راد اینگونه نقل کرده است: سال 1371 با یک دستگاه مینی بوس، به همراه تنی چند از شاعران خوزستانی، از اهواز برای شرکت در کنگره شعر ویژه آزادسازی خرمشهر عازم این شهر بودیم. در راه به پیشنهاد یکی از دوستان شاعر تصمیم گرفتیم که یک غزل مشترک بسراییم. با شور و شوق هر کس یک بیت نوشت و حاصل کار شد یک غزل هفت بیتی. ابیات این شعر به ترتیب از این شاعران است: بهروز یاسمی – زنده یاد مهدی رستگار – هرمز فرهادی بابادی – سلیمان هرمزی – عباس گیلوری – حبیب اله بهرامی شهنی – عبدالرحیم سعیدی راد سالها در تب تو سوخته و ساختهایم پرچم فتح تو بر بام شب افراختهایم تا تو یک بار دگر در کف ما آمدهای دل و جان یکسره در راه هدف باختهایم تیغ خورشید سحر وام ز چشم تو گرفت که از این پهنه شب تا به افق تاختهایم تحفه ماست دل خویش که درویش صفت پیش پاهای تو ای خوبتر انداختهایم همه شب ورد زبانم قد و بالای تو بود گرچه هرگز دل خونین تو نشناختهایم هر چه بر سینه دل تیغ زدم ریشه نکرد ما که بر ریشه دشمن همه شب تاختهایم ما که دلداده جامی ز سبویت بودیم این غزل را همگی مشترکا ساختهایم منبع: فارس