کد خبر: ۸۸۹
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

پاره جگرم خداحافظ!

هنوز برجدار تکیده دیوار دلم سایه کمرنگ قامت خم شده ترا می بینم که پشت به من و رو به نور برنگ خون غروب، جاییکه هوای نمناک جنوب تا گودترین چاله سینه فرو رفته است نماز می خوانی. نمی دانم چندمین رکعت هستی،
برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

 

ولی می بینم که قبای ابدیت را در آغوش کشیده ای. نمی شنوم که چه می گویی، اما می دانم که در انبوه کلام و حدیث دنبال چیزی از جنس خدا هستی.هرگز برگشتن خاکی ات در ذهنم راه نیافت.

روزی که می رفتی انگار سال ها بود که که وداع کرده بودی. حتی به شمعدانی های سرخ به رنگ صورت ماهت که تازه قلمه اشان زده بودی اعتنا نکردی. وقتی برای آخرین خداحافظی برگشتی، نشناختمت. برای همه ما غریبه بودی. ما که به زمین چسبیده بودیم، ما که سرمان توی حساب بود. هنوز سایه قامت رعنای ترا که در کنار رگه های کوچک مسیر آبی که از بالای خاکریز سرازیر است در امتداد جای زنجیر چرخ تانکی که تازه از پشت سرت رد شده می بینم. به سنگ مزارت که می دانم درآن نیستی برای اینکه دیگران وراندازم می کنند نگاه می کنم.هیچکدامتان آنجا نیستید. همه رفته اید. راه شما از همان لحظه ای شروع شد که همراه غریو شلیک و تکه پاره های آهن پاره ها  در تن تشنه اتان فرو رفت.

برای تو چه فاتحه بخوانم که تو فتح الباب همه نادیدنی هایی. تن پوش نمناک پیکر ت را که کنار زدم آنچه که از دست مهربانت باقی مانده بود هنوز بوی سوختن می داد. یادم به کودکی ات افتاد که برای استحمام وقتی آب را به سرت ریختم، فریاد زدی « بابا پشتم سوخت». پسرم برای آن سوختن مرا حلال کن .   پاره جگرم خدا حافظ!  والسلام

 

به نقل از فاش نیوز

انتشار یافته: ۵
غیر قابل انتشار:
بی نظر
|
-
|
۱۷:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۴
0
0
سلام بر آوینی .
توقع چه نظری دارید؟ از چه کسانی توقع نظر دارید؟

وقتی بجای نمایش صحنه های حماسه و جانبازی مردان جان بر کف،و جوانان خونین پیراهن میدان های خون و شرف، آنجا که دل شیر علی وار و جانی در طبق اخلاص حسین وار،می طلبید، سر بند سبز به رنگ جلگه های
نادری
|
-
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۵
0
0
نظر نویسنده « بی نظیر» ناقص است. بنا براین زحمت بکشید ودر ستونی که فضای کافی دارد متن کامل را چاپ نمایید.
با تشکر و سلام بر آوینی
داوود
|
-
|
۱۷:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۳
0
0
با نظر آقا یا خانم «نادری» موافقم.
نادری
|
-
|
۱۲:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
0
0
منتظر ادامه مطلب « بی نظر» هستم.
یک دوست
|
-
|
۱۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۳۰
0
0
اگرچه از زمان ارسال نظر موثر خیلی گذشته اسن، ولی امروز که اتفاقا کامنت بالا راه خواندم بیش از هر چیز از ناتمام ماندنش تعجب کردم. یعنی نویسنده نظرش را ناقص نوشته بوده است؟
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار