کد خبر: ۸۷۱
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

اتمام حجت یک بسیجی با برادرانش

به خدا قسم برادرانم (حسین ،حسن، سیروس، نادر،ناصر) اگر قدرى كوتاهى در نمازهایتان كنید، به امام بدگمان باشید، اگر قدرى به خدمت‌گزاران و مسئولین كشور بدگمان باشید و اگر قدرى بى‌تفاوت و بى‌بند و بار باشید، از شما بهتر را هم سراغ دارم آن چه حواهید خواند ، و
برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

شهید علی رضا مولایی

بسم الله الرحمن الرحیم
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

با سلام بر یگانه منجى عالم بشریت آقا امام زمان (عج) و با درود بر نائب بر حقش امام امت و با سلام و صلوات بر ارواح پاك و مطهر تمامى شهیدان اسلام از صدر تا كنون.

بنام خداوند سبحان آغاز می كنم وصیت خود را. وصیتى كه بوى خون می دهد، وصیتى را كه بوى دیدار امام حسین (ع) را می دهد، وصیتى را كه وصال بین عاشق و معشوق است.

ستایش خداوندى را كه این همه بر من منت گذارد و توفیق آمدن به جبهه را به من داد و ما را انشاءالله از جمله شهیدان شاهد قرار دهد.



اى برادران كه در پشت جبهه هستید! بخدا قسم كه اگر بدترین كس ها(مانند من) نیت پاك را به دل خویش راه دهند و به جبهه بیایند ناامید بر نمى‌گردند.

بار الها تو خود شاهدى كه من با پاى خود و اراده خود به جبهه‌ها كشانیده شدم من را كسى به جبهه نفرستاد، مگر خون شهیدان، مگر تابوتهایى كه دیدم، مگر جنازه‌هاى پاره پاره  برادران شهیدم.

بار الها ! تو خود شاهدى كه وقت روضه سید الشهدا(ع) افسوس مى خوردم كه چرا در آن موقع نبودم كه به نداى هل من ناصر ینصرنى امام حسین (ع) لبیك بگویم....

سفارش به خانواده‌ام، به شما خانواده‌ام! به تو اى مادر و خواهر! نمى‌گویم گریه نكنید ولى اگر گریه مى‌كنید  براى امام حسین(ع) و براى یاران او گریه كنید و براى شهیدان گمنام.

مى‌گویند در روایات است كه شهید می تواند تعدادى از افراد را شفاعت كند، به خدا قسم برادرانم (حسین ،حسن، سیروس، نادر،ناصر) اگر قدرى كوتاهى در نمازهایتان كنید، به امام بدگمان باشید، اگر قدرى به خدمت‌گزاران و مسئولین كشور بدگمان باشید و اگر قدرى بى‌تفاوت و بى‌بند و بار باشید، از شما بهتر را هم سراغ دارم، برادران عزیزى در جبهه‌ها دارم كه آن ها را شفاعت كنم اگر می خواهید بسم الله، وگرنه شما را به سلامت ، ما را به خیر.

خداحافظ اى مادر جانم، در زندگیم براى من خیلى زحمت كشیدى و براى من هم مادر خوبى بودى و هم پدر و من از این زحمت هایى كه براى من كشیدى متشكرم و اگر در این مدت به شما گستاخى كردم مرا ببخشید و حلالم كنید.

مادر جان ! اگر بدانى شهیدان كجا می روند، گریه یادت میرود. مادر جان! فكر كن كه هنوز در جبهه هستم و در مسافرت، بی تابى مكن.

از طرف من از همه خداحافظى كنید و حلالیت بطلبید. مادر جان! موتورم را بفروشید و پولش را كمك به جبهه دهید و لباس هایم را هم كمك به جبهه كنید، به بچه محل ها هم بگوئید كه جبهه‌ها انتظار شما را میكشد و اگر میخواهید رستگار شوید بشتابید.

شهادت براى من خیلى خیلى شیرین است ، نه به این خاطر كه اندوخته‌اى دارم و به این امید من نمی روم پیش حق، به این امید می روم كه حسین (ع) شفاعتم كند، فاطمه (س) شفاعتم كند.

در ضمن، اگر جنازه‌ام و وصیتم بدستتان رسید مرا پائین قبر شهید فلاحتى خاك كنید و اگر وصیتم به موقع بدستتان نرسید اشكالى ندارد و اگر جنازه‌ام بدستتان نرسید سنگ یادبودى در محل نامبرده بگذارید و هروقت سر قبر من مى‌آئید اول سر قبر شهید بهشتى و رجائى و باهنر بروید و بعد سر قبر شهید فلاحتى و بعد سر قبر من بیائید.

اگر خط من بد است مقصود رساندن مطلب است نه خطاطى.

«والسلام علیكم»

باید كه جمله جان شوى                تا لایق جانان شوى

گر تو سوى مستان روى                مستانه شو مستانه شو

هم خویش را بیگانه كن                    هم خانه را ویرانه كن                        

آنگه بیا با عاشقان                  هم خانه شو هم خانه شو    

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند           روبه صفتان زشت خو را نكشند      

«به امید دیدار در صحراى محشر»

5/12/1363ه .ش

علیرضا مولایى

به نقل از مشرق.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار