بوی جنوب از گوش به هوش می رسد...

به گزارش سرویس وبلاگی پایگاه خبری شهدای ایران؛ وبلاگ "غواص گمنام" در یکی از پست های خود نوشت:
بوی جنوب از گوش به هوش می رسد...
از سال گذشته که از جنوب برگشتیم در ذهن خود می گفتم نباید حال و هوای آنجا از سرم بیرون برود، دست به هر کاری زدم که آنطور نشود، حتی چند باری آماده رفتن به دو کوهه شدم اما به دلایلی نشد...!
حال باز فصل سفر کردن عاشقان فرا رسیده است، فصل راهیان نور.
هر چه از روزهای این فصل کاسته می شود، ضربان قلبم بیشتر به تپش می افتد، آیا امسال هم می توان حس فکه و تشنه لبی آن را درک کنم، بوی شلمچه خاک سرزمین عشق و ایثار را چطور،باز شبنم های اشک های نم نم من می خواهد نظاره گر شهدای تازه تفحص شده پادگان شهید عشق،علی محمودوند را ببیند، نمی دانم که می گذارند بار سفر بربندم یا نه...!
حال که می نویسم به یاد فصل عزم افتاده ام، راستی فصل عزم چه بود؟
فقط یک نام میان نام ها؟! نه فصل عزم، فصل آغاز است و اول راه باید توکل کرد که جزم شود تا عزم شود...
حال به روزهای گذشته می نگرم, عزمم چه شد، در بین کدام دو راهی عزم جزم شده را جا گذاشته ام! روز های اول گفتم من و گناه، اما الان غرقم در گناه، گفتم من و ...
زبان قاصر است از گفتن و دیگر قلم ندارد جوهری برای نوشتن.
کوله بارت را محکم بربند و عزم ات را دوباره جزم کن که روز سفر نزدیک است از الان آماده باش.
آی رفیق داره دیر میشه هاااا وقت تنگه هاااا وقت تنگه هاااا وقت تنگه هاااا وقت تنگه هاااا
عاشق برگشتم.
آرزو دارم که سال تحویل جنوب باشم
یا علی