عبرتهای پذیرش قطعنامه

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری شهدای ایران؛ نهایت ۱۰ الی ۱۵ روز قبل از پذیرش قطعنامه بود كه امام(ره) فرمودند: «امروز ایران كربلاست و اگر دشمنان ما بخواهند در مقابل دین ما بایستند، در مقابل همه دنیای آنها میایستیم.»
با وجود این شاهد بودیم كه امام (ره) تنها كمتر از دو هفته بعد تغییر محسوسی به مواضع خود دادند و با نوشیدن جام زهر قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند.
امروز نیز اتفاقاتی در جامعه میافتد كه ما را یاد آن دوران تلخ میاندازد. بزرگنمایی جنگ اقتصادی دشمن و معرفی مذاكره با امریكا به عنوان تنها راه برون رفت از مشكلات كه از سوی برخی از چهرهها مطرح میشود، یادآور روزهایی است كه عدهای همنوا با بیگانگان سعی كردند جام زهر را به آقا روحالله بنوشانند. نظیر تحمیل مذاكره با استكبار جهانی به رهبری و نظام اسلامی كه همیشه عدهای به دنبال آن هستند. از این رو برای شناخت زوایای این تشابه تاریخی به سراغ سردار سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس و نیز كارشناس مسائل سیاسی رفتیم تا با او در این خصوص به گفتوگو بنشینیم.
به نظر میرسد شباهتهایی میان شرایط منتهی به پذیرش قطعنامه و شرایط حال حاضر كشور از حیث بزرگنمایی مشكلات كشور و تحمیل برخی خواستهها به رهبری مشاهده میشود، نظر شما چیست؟
از طرفی شرایط كنونی به آن زمان شباهتهایی دارد و از طرفی خیر. از آن جهت كه دشمن مصرانه در داخل و خارج سعی میكند ما را به واكنش وا دارد و شباهتهایی با سال آخر جنگ مشاهده میشود. به این ترتیب كه در ماهها و سنوات گذشته امریكا و دول اروپایی تمام توان خود را پای كار آوردند كه با تحریمها و انواع فشارها ما را به زانو در بیاورند، این بخش بیشباهت نیست به سالهای آخر جنگ كه منجر به قطعنامه شد، اما این مدل با شرایط آخر جنگ از طرفی خیلی فرق میكند. همان طور كه حضرت آقا فرمودند و ما هم بر آن تأكید داریم امریكاییها از آن مقطع ضعیفتر شدند. یعنی امریكاییها شرایطی كه الان دارند همان شرایط سال ۶۷ نیست كه در دنیا عربدهكشی میكردند، به مراتب شكستهتر شدند كه این بر میگردد به داخل و خارج امریكا به این معنی كه آنها در داخل با بحرانهای متوالی روبهرو هستند و در خارج و در خاورمیانه به یك بنبست كامل رسیدهاند و در باتلاق این منطقه گیر افتادهاند؛ پس به مراتب شرایط برای آنها بسیار حساستر و سختتر از آن زمان شده است. صدای شكسته شدن استخوانهایشان را امام سالها قبل پیشبینی كرده بودند كه امروز آن را به وضوح میبینیم و میشنویم.
لذا این عربدهكشیها فقط سروصدای توخالی و پوشالی است. اینها هر چه در چنته خود داشتند رو كردند. اما اینكه در داخل و خارج خیلیها سعی دارند شرایط را مانند زمان قطعنامه جلوه دهند و میگویند در شرایط شعب هستیم این نشان از بیبصیرتی آنهاست. در حالی كه آقا فرمودند، خیر اصلاً این طور نیست، اكنون ما در شرایط بدر و خیبر هستیم. این جمله یعنی اینكه اگر حواس و هوشتان سرجایش بود و گوش به فرمان ولی بودید ما الان باید به دشمن و خطوط و مواضعش حمله میكردیم. ولی متأسفانه این طور نشده و تمام توطئهها هم به این خاطر است كه ما را به خومان مشغول كنند.
دشمن از ایجاد هیاهو و مشغولیت برای ما چه هدفی دارد؟
تحلیلی كه میخواهم آخر كنم را الان میكنم و نتیجه میگیرم، توطئه این است كه ما را به خودمان مشغول كنند و متأسفانه به خاطر حماقت و بیبصیرتی خواص كه از اول دامنگیر انقلاب بود این اتفاق صورت گرفت. اینكه دغدغه ما نباشد در چهار ماه آینده چه اتفاقاتی در راه است یا اینكه در كشورهای اسلامی و حوزه بیداری اسلامی چه سرنوشتی برای مسلمانان، مستضعفان و به ویژه شیعیان در راه است اینها باید جزو اصلیترین دغدغههای ما باشد در حالی كه دشمن میخواهد اینها برای انقلابیون ایرانی و ولایتی و حزباللهی از اهمیت و جایگاه خود برخوردار نباشد.
لذا شرایطی را كه مهیا كردهاند تا نشان دهند ما در شرایط ۵۹۸ هستیم یك دكوراسیونی بیش نیست. زیرا همانطور كه اشاره شد هم ما بسیار مقتدرتر از سال ۶۷ شدهایم و هم جبهه متحد و امریكا بسیار ضعیفتر از آن زمان شده است. پس در نتیجه هیچ كس خوف این را نداشته باشد كه این اتفاق دوباره در تاریخ ما تكرار شود. حرف و حدیثهایی كه میزنند ارعابی كه میكنند بدانید كه توپ و تشرهای توخالی بیش نیست. نه شرایط جهانی و نه شرایط داخلی بهرغم همه كثیفكاریها در حوزه مدیریتی و اقتصادی، امثال دلار و... مانند ۵۹۸ نیست. اگر هم خدای نكرده روزی شرایط را آنقدر تنگ كنند كه بخواهد به آن اتفاق منجر شود حضرت آقا تكلیف همگان را مشخص كردهاند و رك و شفاف جواب انقلابی به این پروژه دادهاند. ایشان فرمودهاند كه ما در شرایط صلح حسنی نیستیم كه دوباره آن اتفاق بیفتد، این سری شمشیر كشیده و عاشورایی برخورد میكنیم.
به نظر شما در شرایط كنونی كسانی كه در داخل سعی در متشنجكردن جامعه دارند چه اهدافی را تعقیب میكنند؟
آقایان بر این باور هستند كه ما خواص بیبصیرت قطعنامه ۵۹۸ را به امام (ره) تحمیل كردیم، حالا رهبری كه دیگر امام نیست!
یعنی در اتاق فكرهایشان تحلیل كردهاند كه اگر این فضای حاكم بر كشور را تا انتخابات به نفع خودمان با كلید واژههایی چون انتخابات آزاد و ... تغییر دهیم به منظور خودمان میرسیم. طرح این است با مخدوش كردن فضای امنیتی و ایجاد درگیری میان خودیها یك فتنه جدید را ایجاد كنند. آقای نوریزاد و حتی فرزند شاهملعون از طرف آقایان چه در داخل و چه در خارج این مسئله را مطرح میكند كه اگر مادر برابر مدافعان نظام اسلامی شكست خورده و این شرایط طلایی را از دست بدهیم چیزی در حدود یك دهه باید به دنبال كار خودمان باشیم.
در آخر اگر حرفی و سخنی مانده كه گفته نشده است، بفرمایید.
۳۰ سال قبل در چنین روزهایی اتفاقی افتاد كه از آن با نام عملیات والفجر مقدماتی یاد میشود. همین روزها بود كه بچه شیرهای آقا روحالله به خاطر پیروی از امام و پیرخود شبانه در منطقه فكه به دل دشمن زدند. اما عزیزان آیا تا به حال شنیدهاید كه بچه شیرهای آقا روحالله از كجا به كجا رفتند و ماندند و چگونه این تاریخ را رقم زدند. خوب است آخرین برگه دفترچه یكی از شهدای تفحص شده این عملیات را مرور كنیم:«امروز روز پنجم است كه در محاصره هستیم. آب را جیرهبندی كردهایم. نان را جیرهبندی كردهایم، عطش همه را هلاك كرده است همه را جز شهدا كه حالا در كنار هم در انتهای كانال خوابیدهاند. دیگر شهدا تشنه نیستند فدای لب تشنهات ای پسر فاطمه.»
آنهایی كه امروز در سالگرد والفجر مقدماتی از شرایط خسته شدند آیا این وصیتنامه را خواندهاند؟
آیا میدانند عبور در شب در چندین رده موانع و طی چیزی در حدودی ۱۷ كیلومتر رمل، مبنا و نردبانهای متحرك یعنی چه؟ ای كسانی كه امروز به دنبال امان نامه كفر، اتاق فكر تشكیل میدهید و میخواهید جبهه كفر را قویتر و شرایط را برتر و سخت نشان دهید آیا صدای مكالمه همت با برو بچههایش را شنیدهاید؟ كمیل، كمیل، كمیل، همت. همت، كمیل، همت جان سلام ما را به بابا بزرگ برسان و به او بگو همان طور كه او خواست ما عاشورایی جنگیدیم و ایستادیم. آیا شرایط حال حاضر سختتر از قتلگاه والفجر مقدماتی است كه چهار هزار قبضه گلوله بر سر این بچهها در آن قتلگاه ریختند، اما ایستادند. زمینی كه از شدت حجم آتش بالا مانند گهواره بچه تكان میخورد و بچههای آقا روحالله سر خم نكردند. هنوز بعد از گذشت ۳۰ سال جنازه دوستان ما آنجا مانده است كه میتوان امثال ابراهیم هادیها را نام برد یا میتواند محمد ترابنده اشاره كرد. بچهای كه از نظر خانوادگی بسیار متمكن بود.
پدر و مادرش با آن طرف آب ارتباطی كامل داشتند و اگر میخواست به راحتی میتوانست در آن مقطع حتی به امریكا برود. اما ایستاد. میشد آن جنازهها را همان مقطع بیابند،اما عجیب است كه هنوز از زیرزمین والفجر مقدماتی هراز چندگاهی شهیدی میجوشد.
میآیند در فضای غبارآلود شهرها و سیاسی زمان ما و از روی تریلیها برای ما دست تكان میدهند و آنها هستند كه برای ما فاتحه میخوانند. الان در شرایطی نیستیم كه بگوییم شهدا شرمندهایم. الان باید گفت شهدا درماندهایم. شرایط سختتر از والفجر مقدماتی نیست اما آنها آن روز آن راه را انتخاب كردند. جسد ترابنده سالها بعد تفحص شد و وقتی مادرش بعد از ۲۹ سال این بچه را در معراج شهدا دید از در ورود تا تابوت سینهخیز رفت. ۲۹ سال چشم انتظاری ما و نظام مدیون چنین جماعتی هستیم و اگر امروز اتفاقی نمیافتد به خاطر دعای این پدر و مادرهاست. اتفاقی اگر نمیافتد به این خاطر است كه هنوز آنها در خط و خطوط مرزی خوابیدهاند و آنها هستند كه از ما دفاع میكنند. اما واقعاً ما تكلیف داریم. آن روز تكلیف این بود كه بعد از موانع در آن قتلگاه زیر ۴هزار قبضه ایستادگی كنیم. امروز هم تكلیف ما ایستادگی است. ما مدیون چنین فداكاریهایی هستم. پس این را نباید از یاد برد كه ما چنین روزهایی را داشتیم كه باید مانند بچه شیرهای آقا روحالله ایستاد و ایستادگی كرد.
منبع : روزنامه جوان

سلام.مردم همان مردم زمان امام روح الله ره هستنداين مسعولين هستند كه اين ميزها و مبلمان دفترهاي ايشان است كه يادشان ميرود بجه هاي امام روح الله پيامشان جه بوده ايا امام نفرمودندكه درهر زمان پشتيبان ولايت فقيه باشيدتابه مملكت شمااسيبي نرسدحالاهم همين است حض