پلو خرمایی با طعم ترکش در خط مقدم
نگاه کردم به قابلمه سوراخ سوراخ شده بود. درش را برداشتم، پلو خرما پر از ترکش شده بود.
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری شهدای ایران؛ پشتیبانی لشگرها و یگان ها از جمله وظایف فرماندههان است تا آنها را همه لحظات از نظر تغذیه حمایت کنند.
ماشینمان خراب شد. قابلمه غذا را گذاشتیم پایین. محمد پا به پا می کرد:«می روم همین پشت ،زود بر می گردم.» اعتنا نداشتم.
باید ماشین را درست می کردم. از بنه قائم برای لشکر نجف اشرف غذا می بردیم. کار هر روز مان بود. محمد آمد و نشست کنارم:«درست نشد؟»
- چیزی نمانده . الان راه می افتیم.
گلوله توپی چند متریمان منفجر شد. پشت قابلمه بودیم. طوریمان نشد. عصبانی شدم. ماشینمان آبکش شده بود. «حالا دیگر این ابو قراضه هیچ وقت درست نمی شود.»
نگاه کردم به قابلمه . سوراخ سوراخ شده بود. درش را برداشتم. پلو خرما پر از ترکش شده بود.
راوی:عباس مللی
منبع:فارس