این شهید به خاطر تولد فرزندش «خرما» پخش کرد

به گزارش شهدای ایران از ایسنا «محمد مجیدزاده» فرزند شهید «محمدتقی مجیدزاده» که در کنار یادمان شهدای گمنام «شلمچه» برای دانشآموزان سخن می گفت، توضیح داد: پدرم یک بار در سال 63 به مناطق درگیری کردستان در شهر «بانه» رفت و با نیروهای حزب «کومله» درگیر شد و به اسارت آنها درآمد.
آنها پدرم را پس از گذشت حدود سه تا چهار ماه از اسارتش، در فصل زمستان و در برف سنگین کردستان و بدون لباس و کفش رها کردند.
پدرم پاسدار بود و در مدت اسارتش به هیچ وجه این مسئله را بازگو نکرد چون اگر ضدانقلاب پاسدار بودندش را می فهمیدند قطعا به طور معمول که سر پاسداران را می بریدند سر او را نیز از تنش جدا می کردند.
*****
پدرم فرمانده یکی از گروهان های «گردان ادوات» «تیپ 2 قائم آل محمد (ص)» سمنان بود و روزی که خبر تولدم را می شنود خیلی خوشحال می شود و چون شیرینی پیدا نمی کند، به جای شیرینی، خرما پخش می کند.
قبل از این که برای دیدن من به مرخصی بیاید، به خط مقدم می رود تا وظایف خود را قبل از مرخصی انجام بدهد که ناگهان نیروهای دشمن بعثی حمله می کنند و دست و پای پدرم در حین درگیری بر اثر اصابت گلوله خمپاره قطع شده و شهید می شود.
خداوند می فرماید: «مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند، بلکه زندهاند و در نزد پروردگار خود روزی می خورند»؛ و بر اساس این فرمایش خداوند، وجود پدرم را همیشه احساس می کنم. فکر کردن به اینکه پدر شهیدم در کنارم است، می تواند مشکلات بسیاری را حل کند.
براساس مطالبی که از خانواده ام شنیده ام، پدرم بسیار خوش اخلاق بوده و مهربانی اش به حدی بوده که دیگران وی را شمع همه محفل ها می دانستند.
«محمدتقی مجیدزاده» در بهمنماه 1366 و در منطقه «ماووت» که یکی از مناطق مرزی عراق با غرب کشور است، شهید شد.
در تصویر «محمد مجیدزاده» در زمان نوزادی بر روی پیکر پدر شهیدش دیده می شود.