شهدا این گونه به فراموشی میروند!

ظریفی جایی میگوید: «زخمهایم به طعنه میگویند که دوستانت چقدر بانمکند...!». بر این اساس گزافه نیست که بگوییم حکایت دوستی ما با شهدای والامقام نیز از جنس همین گفتار تلخ است؛ چه آنکه گاهی در خمودی و رخوت روزمرگیهایمان با تلخ کرداریها، نمک میگذاریم بر زخمهای شهدا. این نمک پاشیدن بر زخمهای شهیدان، آنگاه آشکارتر میشود که بیانات مقام معظم رهبری ـ دامت برکاته ـ را در دیدارشان با جمعی از خانوادههای معظم شهدا در سال ۱۳۸۶ بازخوانی کنیم؛ آنجا که معظم له میفرمایند: «نگذارید غبارهاى فراموشى ـ که عمداً گاهى این غبارها را میخواهند بر روى این خاطرههاى گرامى بپاشند و قرار بدهند ـ روى این خاطرههاى گرامى را بگیرد، زنده نگه دارید. مسئولان هم بایستى این کار را بکنند. مسئولان بنیاد شهید هم موظفند؛ مسئولان دستگاههاى دیگر دولتى و عمومى هم وظیفه دارند».
این روزها و در سالگرد برگزاری یادواره هجده شهید گلگون کفن روستای توریستی کنگ (ماسوله خراسان)، گردشگرانی که از جاده زیبای منتهی به این دیار رفتوآمد داشته، با نازیباییهایی نیز روبهرو میشوند و چه چیز نازیباتر و زشتتر از دیدن غبارهای فراموشی بر تمثال شهدای این دیار، که حقیقتا دیدن برخی از آنها، مایه شرمندگی و سرافکندگی است.
آبان ماه ۱۳۹۰ بود که به مناسبت برگزاری یادواره شهدای کنگ، تصاویر و تمثال شهدای گرانقدر این دیار در جاده توریستی نغندر ـ کنگ جانمایی شد، ولی پس از گذشت یک سال برخی از این تصاویر را تا بدانجا گل و لای فرا گرفته که تصویر شهید کاملا محو شده و یا به عبارتی وضوح تصویر کاملا از بین رفته است. برخی از تابلوها نیز در کندهکاریهای شرکتهای عمرانی از جای کنده و یا کج شدهاند.
اکنون پرسش اینجاست که تمیز کردن و نگهداری از هجده تابلوی شهید چقدر هزینهبر، زمانبر و یا طاقت فرساست؟! ساماندهی و نظارت مستمر بر این میزان عکسها چه مقدار توان مدیریتی میخواهد؟! آیا این شیوهٔ ترویج و تبلیغ ارزشهای دفاع مقدس است؟! غیر از این است که با این غفلتها و سهلانگاریهایمان، نمک بر زخم شهدای والا مرتبت پاشیدهایم؟!. راستی! باور ندارید؛ «شهیدان زندهاند؟!».