مخالف مناسبتی شدن کار جنگی هستم
کارگردان ترن می گوید:ترن قطاری است میان آسمان و زمین که آسمانیان را به زمین میآورد و غبار فراموشی را از خاطر زمینیان میزداید.

به گزارش شهدای ایران به نقل از ایسنا، این قطار یا همان «ترن» چندمین همکاری مشترک میان نیما دهقان و حمیدرضا آذرنگ است.
نیما دهقان نه متعلق به خانواده شهید است و نه از نزدیک جنگ را دیده اما شهدا را دوست دارد. دوست دارد از آنها بگوید و به قاب صحنه ببرد و تصویری ارایه کند، شبیه ما، واقعی اما دوستداشتنی.
این کارگردان تئاتر «ترن» را ادامه تجربیات مشترکش با حمیدرضا آذرنگ میداند و میگوید: «امیدوارم بتوانیم با این نمایش فضای جدیدی خارج از کلیشههای دفاع مقدس را تجربه کنیم و این اثر هم در متن و هم در اجرا الگوی تازهای باشد.»
دهقان به زندگی زمینی اشاره میکند، به دغدغههای روزمره و عصری که در حال پیشرفت است و شهدایی که نتوانسته ایم آنها را به روز کنیم و ادامه میدهد:«تصویری که از شهید ارایه میدهیم مال سال 67 است. میخواهیم تصویر سال 91 را ارایه بدهیم تا تماشاگر درکش کند و دوستش داشته باشد.»
وی افزود:« اصولا تئاتر یک ریسک است و هر هنرمندی ریسک میکند. من تصویری را که دوست دارم ارایه میدهم و مطمئنم اگر من و گروهم آن را دوست داشته باشیم، حتما تماشاگر هم آن را دوست خواهد داشت.»
نیما دهقان اصلا جنگ را ندیده، سالهای جنگ در بندرعباس بوده است اما آدمهای جنگ را دوست دارد آن چنان که خودش میگوید: «نمیدانم چرا حس خوبی به این آدمها دارم. فکر میکنم اگر بخواهیم آنها را بفهمیم باید آنها را به امروز بیاوریم. شاید شکلها تغییر کند اما محتوا و درونمایه همان است؛ همان ایثار، صداقت و عشق... اما این به روز کردن همان اندازه که جذاب و ضروری است، خطرناک هم هست، چون حساسیتها بر این آدمها و بر این موضوعات بسیار بالا است.»
وی که این شرایط را به خوبی درک میکند، میگوید: «اگر یک متن خارجی کار میکردم این همه دردسر نداشتم. این متن به اندازه 10 نمایشنامه فراز و نشیب داشته است. البته اینها را از روی انتقاد نمیگویم این سختی را دوست داشتم. وظیفه خود میدانم این سختی را بکشم تا سطح توقع مردم را از این نمایشها بالا ببرم تا مردم فقط به کلیشهها عادت نکنند، نباید هدفمان فقط اجرای یک تئاتر باشد بلکه باید به آن اثر باور داشته باشیم.»
وی میگوید:« کار جنگی نباید سهل الوصول باشد که از چشم بیفتد، بلکه باید آرزوی تئاتریها باشد که نمایشی جنگی اجرا کنند. به بنیاد روایت فتح تهیهکننده مان گفتم اصلا نمیخواهم سالن را مجانی پر کنید. مردم باید برای تماشای این نمایش بلیت بخرند، چون این قصه، قصه خودمان است، قصه مردم ما است. نمایشنامههای دیگر را رد نمیکنم ولی این قصهها باید مانند همه نمایشنامههای دیگر مهم باشد.»
کارگردان «ترن» موضوع دیگری که با آن مخالف است، مناسبتی شدن کار جنگی است که آن را اینگونه توضیح میدهد: «خیلی تلاش شد، شروع اجرای ما 31 شهریور یا 3 خرداد باشد اما نمیخواستیم نمایشمان مناسبتی باشد چون این قصه، مال همه زمانها است.»
او میگوید: «رسالتی که در این کار است و حق مطلبی که درباره شهدا به ویژه شهدای مفقودالاثر ادا میکند، ادای دینی بسیار محترمانه است. اینکه ما زمینیها چقدر فراموشکاریم، چگونه آن فداکاریها و مجاهدتها فراموشمان میشود و از یاد میبریم، روی چه خاکی پا میگذاریم.
نمایش «ترن» آنگونه که عوامل سازنده اش میگویند تلنگری است برای ما زمینیها که در بیرحمی زندگی روزمره فراموش میکنیم آسمانیها را و اینگونه است که پاکدل میگوید: « مطمئنم تماشاگر لحظاتی در خودش فرو میرود چون شهدا باارزشترین میراثی است که از هشت سال دفاعمان برایمان مانده و اگر بتوانیم آن را هرچه زیباتر در اثری نمایشی تجلی دهیم، توانسته ایم بخشی از وظیفه مان راانجام دهیم و از این خواب، فراموشی و رخوت بیرون بیاییم.»
به گفته پاکدل «ترن» از جوانانی میگوید که؛« تلاش و فداکاریشان در عین گمنامی و ندیده شدن بود، شهدای بزرگی که از دوربین فرار میکردند و حالا کمترین تصاویر از آنها وجود دارد. آنها که بدون چشم داشت فنای در خدا بودند و امروز اگر بخواهیم به شکل کاملا رئالیستی واقعیت آنها را نشان دهیم باز هم شعاری به نظر میآید و وظیفه این نمایش دور کردن ما از دیار فراموشان است بدون اینکه بخواهد شعار بدهد.»
مدیر پیشین تئاتر، پایداری و استمرار نیما دهقان را در حوزه تئاتر و آدمهای جنگ یادآور میشود و ادامه میدهد:« میتواند نبض صحنه را در دست بگیرد. میتواند کاری کند تا تماشاگر به اراده او پلک بزند و این کار بزرگی است که به راحتی انجام نمیشود. نمایش زیاد اجرا میشود ولی آنچه ما را به خودمان یادآوری کند، کم است.»
آیا این «ترن» شبیه «خنکا...» است، این کنجکاوی بسیاری از تماشاگرانی است که «خنکا» را دوست داشتهاند و الهام کردا بازیگری که در هر دو نمایش حضور داشته میگوید: «شاید همه فکر کنیم شبیه «خنکا..» است چون مربوط به جنگ و شهدا است ولی هم در متن و هم در اجرا، اتفاق دیگری است و این دو فقط در تم اصلی شبیه هم هستند.