فرایند معکوس جریان مبادله ریال و ارز / نیاز ارزی اضافی بازار را به هم ریخت

جهاد اقتصادی یعنی جنگ همه جانبه اقتصادی
رهبر انقلاب از مدت ها قبل هشدار دادند که ما وارد "جهاد اقتصادی" شده ایم. جهاد اقتصادی یعنی جنگ همه جانبه اقتصادی، که در این نبرد باید همه ظرفیت های داخلی برای خنثی کردن نقشه دشمن به کار گرفته شود. در این صحنه بر اساس دو تحلیل متفاوت میشود دو برخورد کاملا متفاوت داشت. یکی اینکه ما با تحلیل درست صحنه و با اتکا به امدادهای الهی، پیش روی خودمان را عرصه جنگ بدر وخیبر ببینیم. یکی هم اینکه فکر کنیم شزایطی مثل شرایط شعب ابی طالب بر ما حاکم شده. اینها دو تحلیل کاملا معارض است که راهبرهای آنها هم کاملا جداست. در نگاه بدر و خیبر باید کاملا فعال و هوشیار بوده و از تمام ظرفیت های موجود برای شکست دشمن بهره برد.
اما راه دوم کاملا منفعلانه است. یعنی باید شرایط حاکم را واگذار کرد به دشمن و انتظار پیشه کرد تا ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد. بنابراین باید حداکثر انعطاف را در برابر دشمن داشت.در این چارچوب تحلیل غلط و منفعلانه ، ضعف و رابطه با امریکا و مواجهه با اقشار اجتماعی مختلف و مباحث دیگر مطرح میشود. در صورتی که در تحلیل اول، برای رویارویی با وضع پیش آمده ، بحث ارتباط با امریکا بدترین شرایط را خواهد داشت و به هیچ وجه نباید نسبت به مذاکره با امریکا تمکین کرد.
به شرط عملیاتی کردن مؤلفه های اقتصاد مقاومتی، سالها با همین شرایط مشکلی نداریم
مقام معظم رهبری از ابتدای نیمه دوم سال 89، اصطلاحی را استفاده کردند که بعدا در اصطلاحات سیاسی کشور تبدیل به گفتمان شد.اصطلاح اقتصاد مقاومتی. بنابراین ایشان با تحلیل درست نسبت به اوضاع داخلی وشرایط منطقه ومسائل بین المللی و آسیب شناسی درست، با تکیه بر جهاد اقتصادی ،راهبرد اقتصاد مقاومتی را راهبردی فعالانه برای برون رفت از شرایط فعلی تعریف کردند. چند ماه پیش هم مؤلفه های این "اقتصاد مقاومتی" را تعریف کردند. انتخاب نام امسال یک انتخاب تصادفی یا تنفننی یا احیانا بر اساس تحلیل های گذرا نبود.تاکید بر تولید داخلی، به نظام برنامه ریزی و مسئولین اجرایی کشور، معنایش این است که شما باید تمام وجهه اساسی همت خودتان را به منابع داخلی متکی کنید. یعنی تمام تلاش خود را به کار گیرید که در بخش های تولید و صنعت و کشاورزی ودر تامین نیازهای اساسی مردم، تمام ظرفیت های کشور را فعال کنید و موانع را مرتفع کنید.
آخرین تاکتیک و آخرین عملیات ایذایی که دشمن علیه ما توانست انجام بدهد، این بود که در حمل و نقل بین الملل، در مبادلات تجاری و پولی و درمورد تنها منبع قابل اتکا دولتی نیازهای خارجی ما، یعنی نفت، اخلال ایجاد کند.این آخرین حد از ظرفیت های آنها برای ایجاد محدودیت است. جنگ های روانی که راه انداخته اند و میگویند ما گاز نمیخریم نفت نمیخریم، مقدار زیادی از آن بازی با افکار عمومی است. کشور از قبل خودش را برای مواجهه با چنین شرایطی آماده کرده است. در نیمه دوم سال 91 ما به لحاظ مبادلات تجاری، صادرات نفتی و غیر نفتی، ذخایر صندوق توسعه ملی و تامین نیازهای اساسی کشور، اگر همین شرایط که امروز بر کشور حاکم است، برای سالها ادامه پیدا کند، هیچ مشکل جدی برای اقتصاد ملی به وجود نمی آید. البته طبیعی است که شرط تحقق این است که ما مولفه های اقتصاد مقاومتی را از سطح مسئولین نظام تا سطوح پایین، عملیاتی کنیم. نمیشود بدون تدبیر، راهبرد و عملیات تاکتیکی، انتظار داشت که پیروز شویم.
در سال های جنگ ما زمین بازی را انتخاب کردیم
ما در جنگ شاهد بودیم که همه دنیا آخرین دستاوردهای خودشان را به عرصه آورده بودند. همه ظرفیت ها و تجهیزات را به کار گرفتند. ما در ابتدای جنگ که تقریبا هیچ نداشتیم و بعد از آن هم سلاح های سبک ونیمه سنگین و غنایم خود عراق بود و در آخر هم تجهیزات کمی که از لیبی و چین و... تهیه کردیم. پس چه بود که در جنگ به ما تحرک میداد؟ از اساسی ترین چیزهایی که به مدد الهی فرماندهان ما از آن استفاده میکردند یکی ایثارگری و شهادت طلبی بسیجیان ما –به مفهوم عام بسیجی- و دوم اینکه فرماندهان ما از برتری ابتکارعمل در انتخاب زمین برخوردار بودند. کاملا فعالانه عمل میکردند. یعنی ما زمین بازی را انتخاب میکردیم . فاو یا شلمچه یا...شاهد این مدعاست. یعنی دشمن از جایی که باور نمیکرد میخورد.و این جز با همدلی و وحدت و یکپارچگی حاصل نمیشد. همین شرایط عینا امروز برای اقتصادمان اتفاق افتاده است.
کشور را میشود کم هزینه تر مدیریت کرد
اتفاقی که دربازارها –منهای بازار ارز-افتاد از قبل به خوبی قابل پیش بینی بود. از دی ماه سال 89 درآغاز زمان هدفمندی یارانه ها ، به دلیل عمل نکردن دولت به مصوبه مجلس و بی توجهی توصیه های دلسوزانه متخصصان، بنا به گزارش نهادهای خود دولت- بانک مرکزی و مرکز آمار- دو شاخص قابل به شدت نوسان داشت . یکی شاخص قیمت های مصرف کننده ( تحلیل قیمت محصول های نهایی که دست مصرف کننده میرسد. یعنی خانوارهای ایرانی به طور متوسط در همه دهک ها، چقدر قدرت خریدشان کاهش پیدا کرده) و دومین شاخص، شاخص قیمت های تولیدکننده (یعنی مجموعه قیمت نهال ها، کالاهای واسطه ای، سرمایه، هزینه های نیروی کار، مواد اولیه و تمامی ورودی های بخش تولید را تشکلیل میدهد. تمام هزینه هایی که در یک کارخانه برای تبدیل مواد به محصول میکنند). در تمام ماه ها- از دی ماه 89 تا خرداد 91- هرماه شاخص تولید کننده از مصرف کننده بیشتر بوده.این شکاف از دی 89 به بعد شروع به بزرگ تر شدن کرد. تا جایی که شاخص مصرف کننده به 22%میرسد و شاخص تولید کننده به 38% میرسد. این شکاف وقتی به صورت مستمر نزدیک به دوسال ادامه پیدا کند نتیجه قهری آن واضح است. تولید کننده 6 ماه افزایش قیمت نهال ها و کمتر گران فروختن به مردم را تحمل کند. یکسال، یک سال و نیم تحمل میکند، بعد از آن یا ناچار است کارخانه را تعطیل کند و قید فعالیت اقتصادی را بزند یا ظرفیت تولید خودش را به حداقل برساند، که فقط سرپا باشد. یا به رانت متوسل شود- رانت ارزی، رانت اطلاعاتی، رانت قدرت و..- اگر این راه ها ممکن نشد انفجار قیمت ها صورت گیرد.
در بخش دام، از سال 90 هشدار داده شد که این فاصله قیمت برای گاوداری ها قابل تحمل نیست. یعنی هزینه تهیه مواد اولیه و امکانات برای نگهداری گاوها در برابر قیمت محصولات لبنی جوابگو نیست. گاودار شش ماه تحمل میکند، ماه بعد گاو شیری اش را میکشد.شما این زنجیره را ضمیمه کنید به اتفاقات ارزی که در کشور افتاد و دولت به توصیه دلسوزان برای مدیریت بازار ارز کشور دقت نکرد و نتیجه اش را یک بازه ای در دی وبهمن 90 دیدید و بخشی را الان میبینید. وقتی ما با تحلیل غلط با صحنه مواجه میشویم، نتیجه ی رفتار ما آسیب میشود .
در بخش کشاورزی، از سال گذشته هشدار داده شد بود. دولت با توجه به هزینه های تولید، هزینه تمام شده قیمت تولید گندم را کیلویی 380 تومان در نظر داشت . مجلس گفت این قیمت گذاری برای اقتصاد ملی فاجعه است و امضا جمع کرد برای تغییر این قیمت. با بحث بسیار قیمت رسید به کیلویی 425 تومان . همان موقع که این قیمت گذاری را انجام دادند،قیمت جو بیش از 500 تومان بود. کاه گندم بیش از 400 تومان بود.یعنی کالاهای کم ارزشی که تا سال گذشته اساسا کشاورزها برداشت نمیکردند هم ازقیمت گندم گرانتر شده بود. وزارت کشاورزی بر اساس اطلاعات میگوید امسال در کشور 13 میلیون تن گندم تولید شده. وزارت صنعت معدن کشاورزی میگوید امسال 5/2 میلیون تن گندم از کشاورزان خریدیم. این فاصله چی شد؟ یا به دامداری ها رفته، یا به صادرات تبدیل شده و به کشورهای همسایه رفته، یا برای شرایط اضطراری انبار شده .
ما در سال 91 رسوب ذخایر ارزی داشتیم// نیاز ارزی اضافی بازار را به هم ریخت
آنچه امروز در بازار ارز اتفاق افتاده یکی از مقولاتی است که میشد در مورد آن از قبل چاره اندیشی کرد تا به نقطه ای که امروز رسیدیم، نرسیم. در مورد تدبیراتی که شده – مرکز مبادلات ارزی - جای بحث است. ولی بهتر از" بورس ارز" است که مد نظرشان بود. همین که ما نسبت به آن حرف داریم، اگر به درستی عمل بشود - یعنی آنچه که گفته اند را عمل کنند- بهتر از وضعیت الان است.مجموعه صادرات و واردات در سال 90 با احتساب قاچاق کالای وارداتی و بدون احتساب درآمد قاچاق کالاهای صادراتی، ما در سال 91 رسوب ذخایر ارزی داشتیم. یعنی نه تنها در سال 91 کسری نداشتیم، در همین شرایط مازاد ارز هم داشتیم. به دلیل نوسانات و سوءتدبیری که در بازار به وجود آمد، اعتماد به دولت در تامین ارز کشو، به شدت آسیب دید. این بی اعتمادی باعث میشود که در شرایط عادی که مردم نیاز ارزی دارند ، نیاز ارزی اضافه هم وارد بازار شود. نیاز اضافی یعنی اول: نیاز به ارز برای حفظ دارایی ریالی؛ همان دلاریزه کردن اقتصاد ملی. اگر همه نقدینگی داخل کشور که نزدیک به 400 هزار میلیارد ریال است، بخواهد به ارز تبدیل شود چه اتفاقی می افتد! دوم : دلالی ارزی ؛دلار برای رفع نیاز خودش نمیخرد ، میخرد که یک ساعت دیگر بفروشد؛ یک روز دیگربفروشد. سوم: نیازهای احتیاطی که مثلا برای شش ماه آینده ارز میخرند. این ها بازار را به هم میریزد.
فرایند معکوس جریان مبادله ریال و ارزهای خارجی
نادران در ادامه خبر داد: بانک مرکزی تا پایان سال 88 برای اینکه قیمت ارزدر کشور از قیمت محاسباتی آن در بودجه کمتر نشود ، از دولت ارز میخرید. یعنی ارز را از بازار خارج میکرد که قیمت ارز پایین تر نشود. این وضعیت در سال 89 ادامه پیدا کرد ، تقاضا بالا رفت و تقریبا مساوی شدند و در سال 91به بحران رسید. اگر این آشفتگی در بازار ایجاد نمیشد و امنیت برقرار بود، هرکس به موقع برای تامین نیازش به بازار مراجعه میکرد. الان جریان مبادله ریال و ارزهای خارجی در کشور به یک فرایند معکوس مواجه شده است. این به دلیل بی ثباتی در بازار است؛ این بی ثباتی را خود دولت به وجود آورده است. چرا میگوییم دولت ؟ چون در پنج ماه اول سال، دولت حتی برای واردات ماشین های لوکس،ارز اختصاص داد و از یک نقطه ای به بعد حتی برای واردات کالاهای اساسی مملکت هم ارز اختصاص نداد.همین الان دولتی ها مدعی هستند که در داخل کشور حداقل ده میلیارد دلار ارز وجود دارد که میتوانند وارد بازار کنند، اما نمیکنند، آمار هم درست است راست میگویند.اما چرا وارد بازار نمیکنند؟ چون نمیدانند دولت چه تدبیری برایشان دارد.امروز هم بازار ارز قابل مدیریت کردن است. به شرط آنکه این اراده در دولت به وجود بیاید.
مجلس باید فراتر از عارضه های کوتاه مدت نگاه کند
در بحث های غیرمرتبط مثلا رای به عدم کفایت رئیس جمهور و استیضاح وزیران، ما-اصولگرایان- با این کارها مخالفیم، نه به دلیل اینکه ضعف نیست، بلکه بخاطر مصالح کشور وبه دلیل اینکه مجلس باید فراتر از عارضه های کوتاه مدت این چنینی نگاه کند و اینکه مردم بدانند مشکلات اساسی شان برای مجلس مهمتر از این چیزهاست. به نظر من مستحق ترین وزیر برای استیضاح وزیر اقتصاد و دارایی است. نه وزیر ورزش، نه وزیر کشاورزی و نه بقیه که در نوبت استیضاح هستند. ولی ما همین را هم به مصلحت کشور نمیدانیم . باید اینها بمانند، خدمت کرده و به وظیفه شان عمل کنند. باید تمام ظرفیت های کشور از داخل حکومت ، بیرون حکومت ، نهادهای مردمی و.. همه به خط شوند و به مسئولین کمک کنند که وظیفه شان را انجام دهند.
صحنه پیکار ما با دشمن مثل یک شطرنج است.
ما فکر میکنیم استراتژی رهبری در مواجه با دولت و مسائل اساسی کشور کاملا قابل دفاع است. در واقع راهی جز این نیست تا کشور از این گذر عبور کند.من مثال هایی زدم که دوستان متوجه شوند که این کار شدنی است. ما از لاهوت و ناسوت حرف نمیزنیم. از راه هایی روی زمین حرف میزنیم.
امریکایی ها و اروپایی ها به سمت تحریم بنزین رفتند. در داخل کشور قبل از اینکه آنها این اقدام را بکنند- یعنی پیش نویس قطع نامه ای برای بنزین ایران به شورای امنیت ببرند- مجلس و بعد با فشار مجلس، دولت شرایط سهیمه بندی بنزین در داخل را فراهم کردند. وقتی نظام به این نقطه رسید، این پیشنهاد از میز شورای امنیت برداشته شد. چون دیگر خاصیتی نداشت. چون بازار قابل مدیریت کردن بود. حالا اگر آن امادگی ایجاد نمیشد، شما تصور کنید چه مشکلاتی پیش می آمد.حالا هم اروپا میگوید ما از ایران گاز نمیخریم، مگر قبلا میخریدید که الان دیگر نخرید. اینها دیگر یک بازی و جنگ روانی است که برای اثر گذاری بر زندگی مردم و فشار آوردن به حکومت به وجود آمده است.
اگر دولت نسبت به بازار ارز دقت نکند و این بی اعتمادی به بازار پول سرایت کندو مردم نسبت به سیستم بانکی بی اعتماد شوند، این یک فاجعه جدید است؛ نه ارتباطی به تحریم دارد نه به خارجی ها. بلکه به مدیریت داخلی کشور ربط دارد که باید اعتماد عمومی را افزایش دهد. ما به هزاران دلیل میگوییم همین دولت، با همین ظرفیت ها میتواند شرایط را مدیریت کند، اما هنوز اراده اش به وجود نیامده است.
- ایشان در پاسخ به این سوال که تحلیل شما در صحبت رهبری که در سفر اخیرشان به خرسان شمالی فرمودند وجود سه مولفه "نگاه علمی،ثبات و برنامه ریزی" در کار مسئولین -در مورد اقتصاد- باعث میشود دشمن هیچ غلطی نتواند بکند،چیست گفت:
اعتنا به کار کارشناسی و ثبات در تصمیم گیری هایی که اعتماد مردم را جلب میکند و داشتن برنامه مدون مهمترین مسئله است. برنامه مدون یعنی اینکه باور کنیم که صحنه پیکار ما با دشمن مثل یک شطرنج است. درهر حرکت، ما باید بتوانیم شانزده حرکت بعدی دشمن را پیش بینی کنیم. باید بتوانیم پیش بینی کنیم که در حرکت چندم میتوانیم دشمن را کیش و مات کنیم. دشمن هم همین طور است. اگر او یک سربازش را حرکت میدهد در واقع دنبال وزیر ماست. در این وضعیت حرکت غیر مدبرانه باعث از دست دادن مهره های خودی است.
- نادران در پاسخ به سوالی در رابطه با اینکه با توجه به تشبیه اوضاع اقتصادی به شرایط بدر و خیبر، چرا عبور کاروان های نفتی غرب را ممنوع نمیکنیم افزود:
مشخصه اصلی شرایط بدر و خیبر این بود که مسلمان ها علی رغم عده و اُده کمتر، ولی با اعتقاد به وعده های الهی و بخاطر عمل به تکلیف خود وارد عرصه جهاد شدند و با اطمینان به اینکه هرچه خدا خواست همان خیر ماست، با روحیه تهاجمی نبرد کردند. که خداوند هم با ملائکه آنها را یاری کرد. تشابه شرایط فعلی به بدر و خیبر معنایش این نیست که ما در تمام تاکتیک ها و راهبردها مثل آن جنگ عمل کنیم. مجموعه راهبردها و تدابیر به رهبری بستگی دارد و هنوز به ضرورتی درممنوعیت عبور کاروان ها نرسیده ایم.
- وی در پاسخ به سوالی در مورد چرایی پافشاری بر مسئله هسته ای با وجود این همه تحریم و فشار برملت گفت:
از ابتدای سال 58 تحریم ها علیه ایران مطرح شد و به صورت عملی و جدی ادامه یافت. در هشت سال جنگ ما حتی برای تهیه سیم خاردار مشکل داشتیم. پس مشخص است که تحریم ها مربوط به مسئله هسته ای نیست. دشمن سه سناریو برای ملت ایران تعریف کرده که از هر کدام کوتاه بیایید، دیگری را علم میکند: اول- بحث حقوق اقلیت ها که مدعی است در ایران رعایت نمی شود
دوم- بحث انرژی هسته ای و سوم- بحث حاکمیت رأی مردم، که دشمن مدعی است که اینجا دیکتاتوری حاکم است.
از هر کدام از این سه عنوان کوتاه بیایید از دیگری وارد میشود. کما اینکه در لیبی تمام تسلیحات هسته ای خود را تعطیل کردند ولی باز هم امریکا کوتاه نیامد. در عراق مدعی بودند سلاح کشتار جمعی وجود دارد و حمله کرد و چیزی پیدا نشد. در افغانستان که به بهانه طالبان و 11 سپتامبر حمله کرد در حالی که تماما نقشه خودش بود- 5000 هزار یهودی به صورت عادی و روزمره در برج های دوقلو کار و زندگی میکردند، که دقیقا روز 11 سپتامبر آنجا نبودند- در مورد ایران هم آنها به این جمع بندی رسیده اند که آشوب و حرکت ایذایی در داخل ایران ممکن نیست. پس باید فشار اقتصادی وارد کرد تا اقشار پایین دست علیه حکومت شورانده شوند. آنها روی سرمایه دارها برنامه ریزی نکردند، چون میدانند حکومت ایران وابسته به همین قشر مستضعف مردم است.