خانه 2هزار متری داشتیم، اما قند و شكر در خانه نداشتیم!
یكی از خانه های ما كه متراژی نزدیك به دو هزار متر داشت، در خیابان مهدی خانی بود؛ به جز آپارتمانی كه در آن زندگی می كردیم، سه دستگاه منزل دیگر هم داشتیم كه آقا مجتبی آنها را فروخت و ...

به گزارش شهدای ایران به نقل از جام جم،در روایتی از شهید سید مجتبی هاشمی فرمانده جنگ های نا منظم از زبان فریده قاضی همسر ایشان می خوانیم :
از لحاظ مالی وضع خوبی داشتیم و آقا مال و منال كمی نداشت. یكی از خانه های ما كه متراژی نزدیك به دوهزار متر داشت، در خیابان مهدی خانی بود؛ غیر از این، سه دستگاه آپارتمان دیگر هم داشتیم. او علاوه بر مغازه ای كه سر بازار در آن مشغول بود، یك باب مغازه ی دیگر هم داشت. اینها فقط املاكی بودند كه داشتیم و شاید چند تای آنها را هم از خاطر برده ام.
خب به هر حال دل كندن از مال بسیار سخت است و چه بسا عده ای در همان زمان جنگ شروع به مال اندوزی كردند؛ اما آقا تمامی املاكی را كه گفتم فروخت و پول آن را صرف جبهه و جنگ كرد و كوچكترین چشم داشتی هم از هیچ كس نداشت. تمامی این كارها را برای رضای خدا انجام می داد. چه بسا كه نزدیك ترین و صمیمی ترین دوستانش شاید هنوز هم ندانند كه ما به جز آپارتمانی كه در آن زندگی می كردیم، سه دستگاه منزل مسكونی دیگر هم داشتیم كه آقا آنها را فروخت و خرج جنگ كرد.
یادم هست یك روز كه برای خرید قند و شكر به بقالی محل مراجعه كردم، حاج اسماعیل بقال محل با تعجب گفت:"یعنی واقعا شما در خانه تان قند و شكر ندارید؟" از این حرف او خودم هم تعجب كردم و گفتم:"مگه چیز عجیبیه؟ خب نداریم دیگه!" گفت:"آخه آقا سید با من تماس گرفت و مقدار زیادی قند و شكر سفارش داد كه بفرستم جبهه."