کد خبر: ۳۰۳۱
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

جانبازی که بعد ازسه سال با دعای مادر به سلامت بازگشت

سه سال بی خبری بودیم بعد از سه سال او را به قرنتینه ی تهران آوردندوپس از سه شب صدای زنگ در خانه به گوش آمد. یا مهدی "یا صاحب الزمان - پسرم آمد.
برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

نه نامه ای بود و نه خبری کاملاً از او بی خبر بودم ای کاش دوباره بتوانم او را ببینم و یا صدایش را بشنوم .

 

از همه ی درها ناامید بودم ، فقط یک در برای من باز بود و آن هم در اهل بیت و امام زمان .

 

از خود بی خود شده بودم ، گیج و مبهوت به اطراف پرسه می زدم دیگر نمی دانستم کجا بروم و یا چه کار بکنم .

 

تا اینکه پس از سه سال توکل برخدا و اهل بیت پسرم را در آغوش گرفتم .

 

صدام اسرا را در گودال عمیقی انداخت و می خواست یکباره آنها را تیر باران کند که در همان لحظه دردعای خیر مادر ، تیراندازی را خنثی کرد .

 

در همان لحظه هلی کوپتری آمد و وسط پادگان توقف کرد و گفت دست نگه دارید ! دست نگه دارید ‍!

 

اسرا به التماس افتادند

 

حسن نرو

 

یا صاحب الزمان "

 یا مهدی " ادرکنی و لا تهلکنی
 
 
نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار