آیا برای جنگ رسانهای رزمنده داریم؟

به گزارش شهدای ایران، رهبر معظم انقلاب در آیین افتتاحیهی اجلاس جنبش عدم تعهد در تحلیل هندسهی غلط بینالمللی گفتند: «با شبکهى رسانه اىِ انحصارىِ سازمان یافته، دروغهاى خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالتطلبى وانمود می کنند و در مقابل، هر سخن حقى را که افشاگر فریب آنها است، دروغ، و هر مطالبهى برحقّى را یاغی گرى می نامند.
دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنه ای در همین زمینه یادداشتی از حسامالدین آشنا، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشکدهی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام منتشر کرده است که در آن تصویرسازی رسانه ای غرب را مورد بررسی قرار داده است
متن کامل این یادداشت در ذیل می آید:
سال های آخر جنگ، جبهه ها خلوت و تهران شلوغ بود. حاج همت رفته بود و کوثری و یارانش قرار بود لشکر 27 را سر پا نگهدارند. روزی در صبحگاه دوکوهه اعلام کردند که رئیسجمهور در جمع بسیجیان سخنرانی می کنند. او از غوغاهای سیاست زدگان تهران خسته و دلزده بود و دل در گرو جوانمردان جبهه داشت. ایستاد و یک ساعتی سخن گفت؛ پر از امید و حماسه، اما در اواخر آن گفتار خود به نکته ای پرداخت که جایش به ظاهر در تهران بود و نه در دوکوهه. او گفت: ما دو جنگ داریم؛ یک جنگ این جاست که شما رزمندگان ایستادهاید و یک جنگ هم در جایی است که رزمنده ای برای آن نداریم. جنگ رسانه ای علیه ما کمتر از جنگ در جبهه های نبرد نیست.
مثل اینکه همین الان هم صدای او را می شنوم که تصریح کرد: ما کسی را نداریم که بفهمد بیبیسی چگونه با اخبار و تفسیرهای ساختگیش به ما خنجر می زند، چه برسد که بتواند با آن مقابله کند.
من در آن سال ها تحصیل در رشتهی تبلیغ دانشگاه امام صادق علیهالسلام را آغاز کرده بودم. در آن دوره تصور اغلب ما این بود که محور رشتهی تبلیغ باید صرفاً ترویج دینی به شیوههایی جدیدتر باشد. آن سخنان پردرد اما مرا به تبلیغات سیاسی هم متوجه کرد و سالهای پس از آن، علاوه بر تبلیغ دین به مطالعه و تجربه در حوزهی قدرت، ارتباطات سیاسی، روابط بینالملل و ارتباطات بینالمللی پرداختم.
جنگ گفتمانی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحدهی آمریکا در سه دههی گذشته همواره بر سر نام و شهرت بوده است. ایالات متحده با در اختیار داشتن سامانه های متعدد برای خلق و اشاعهی انواع تهمت ها و نسبتهای ناروا به نظام جمهوری اسلامی سعی داشته انزوای سیاسی را به ایران تحمیل کند.
در کنار روابط بینالملل که عرصهی رقابت دولت ها و دیگر کنشگران برای کسب منافع و امنیت است، ارتباطات بینالمللی -هم در عرصهی نظر و هم در عرصهی عمل- میدان رقابت قدرتمندان جهانی است برای خلق و مدیریت تصویر بینالمللی از خود و دیگران. حال چرا خلق چنین تصویری اینقدر مهم است؟ مسئله به یکی از طرحهای ذهنی در روانشناسی اجتماعی مربوط است. نظریهی ناآشکار شخصیت(ipa) بیان می کند که چگونه ما با دانستن برخی ویژگیهای محوری در شخصیت دیگران، ویژگیهای دیگری را نیز به آنها نسبت می دهیم. مثلاً بسیاری افراد اعتقاد دارند که باهوش بودن با مهربانی یا زیبایی صورت با زیبایی سیرت همراه هستند و در عمل خطاهای خوبرویان زودتر و بیشتر از خطاهای زشترویان نادیده گرفته میشود. به این ترتیب اگر کنشگری بتواند در برخی جنبههای محوری تصویری نیک از خود خلق کند، انتساب صفات نیکِ بعضاً نامربوط به او سادهتر است و برعکس، اگر تصویر زشتی از یک بازیگر بینالمللی با تکیه بر یکی از وجوه رفتاری او خلق شود، انتساب نسبتهای بعضاً ناروای دیگر به او ساده تر خواهد بود
در جهان رسانه ای شدهی امروز
اگر دولت آمریکا بتواند اولاً ارزشهایی همچون آزادی، حقوق بشر و مردم سالاری را به عنوان ارزشهای مسلط انسانی و جهانی معرفی کند و ثانیاً خود را محور و الهامبخش این ارزشها مطرح کند، دو سود بزرگ را کسب کرده است؛ اولاً کسب احترام و پوشاندن عیوب واقعی در ربط با دیگران را برای خود تسهیل کرده و ثانیاً مخالفان خود را متهم به مخالفت با ارزشهای بنیادی کرده و تنفر دیگران از آنان را تسهیل میکند. این احترام و تنفر عملاً آثار غیر قابل تصوری دارد و در عرصهی روابط بینالمللی راهبردهای کلانی بر اساس آن تنظیم می شود.
راز سلطهی گفتمانی در جهان رسانهایشدهی امروز، توان کسب شهرت نیک برای خود و بدنامی برای دشمنان است. جنگ گفتمانی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحدهی آمریکا در سه دههی گذشته همواره بر سر نام و شهرت بوده است. ایالات متحده با در اختیار داشتن سامانههای متعدد برای خلق و اشاعهی انواع تهمت ها و نسبتهای ناروا به نظام جمهوری اسلامی سعی داشته انزوای سیاسی را در کنار تحریم اقتصادی به ملت مقاوم ایران تحمیل کند و در مقابل، تلاش رهبر معظم انقلاب اسلامی و پیش از ایشان بنیانگذار جمهوری اسلامی همواره بر افشاگری و اسطورهزدایی از چهرهی دوگانهی آمریکا است. طراحی القابی همچون «استکبار» و «شیطان بزرگ» و نسبت دادن آن به آمریکا بخشی از این تلاش مستمر است.
اما پیروز این جنگ برای تسخیر عقول و نفوس کیست؟ آمریکا کرداری زشت و گفتاری زیبا دارد. در چشم مردم جهان کردار بر گفتار تقدم دارد و تقابل گفتار و کردار از زیبایی گفتار میکاهد. ایران کرداری زیبا و گفتاری زیباتر دارد. اگر ایران هر چه بیشتر به تطابق گفتار و کردار وفادار بماند و همواره به سنتهای الهی ملتزم باشد، خود را در مسیر حسن ظن به وعدههای خداوند ثابت قدم نگهداشته و قطعاً چشم جهانیان را به قدرت هوشمند خود روشن خواهد ساخت.