کد خبر: ۲۸۹۹
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
"زهرا شیخ سفلا" مادر دو شهید:

شهیدان فقط به وظایف خود عمل کرده اند / هم اکنون وظیفه ی ماست که راه امام را دنبال کنیم

آن زمانی را که کودک بودی بارفتار کودکانه ات من را می خنداندی و حالا که به شهادت رسیدی، با عشق شهادتت دل مرا به وجد آوردی؛ تا همیشه به تو افتخار کنم. خانم زهرا شیخ سفلا مادر دو شهید است که هر دو فرزندش به عشق امام و ولایت فقیه دلاورانه مبارزه کردند و به شه
برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

خبرنگار پایگاه خبری شهدای ایران گفتگویی را با "زهرا شیخ سفلا" این مادر بزرگوار ترتیب داده است که هم اکنون از محضرتان می گذرد.

فرزنداتان  چه نام داشتند و چگونه به شهادت رسیدند ؟

فرزند اولم صادق نام داشت و فرزند دوم فخرالدین که هر دو در سن 17 تا 18 سالگی به شهادت رسیدند. فقط 5 سال تفاوت سنی داشتند، یعنی بعد از صادق، 5 سال دیگر فخرالدین را ه خدا را ادامه داد .

با چه انگیزه ای  به جبهه رفتند؟

برای رضای خدا و ادامه دادن را امام خمینی (رضوان الله علیه)

در چه عملیات به شهادت رسیدند؟

فخرالدین در عملیات بیت المقدس 2 در سن 17 سالگی و صادق درعملیات والفجر 1 در سن 18 سالگی به شهادت رسیدند.

ویژگی های اخلاقی فرزندانتان چگونه بود ؟

بسیار خوب بودند هم در منزل و هم در مدرسه . همیشه نمازشان را اول وقت می خواندند و پیرو راه امام (ره)بودند .

از اینکه مادر دو شهید هستید، چه احساسی دارید ؟

خداوند را شاکر هستم و خوشحالم از اینکه فرزندانم در راه خدا و اسلام رفتند. من از گرفتن پاداش از بنیاد شهید انصراف دادم چون فرزندانم را در راه خدا داده ام، رضای خدا را بیشتر از همه چیز دوست دارم. و هیچ احتیاجی به مزایای مادی ندارم .

خاطراتی از فرزندانتان تعریف کنید ؟

صادق پسر شجاع و دلیری بود او در مدرسه بر ضد شاه انشاء می نوشت . و یک بار هم در جبهه بود، که بر سر یکی از مجروحان هم رزمش سوره ی یس را تلاوت کرد و او بهبود یافت و بلند شد. فخرالدین هم پسر خوب و خوش اخلاقی بود و رابطه اش با پدرش مثل دو دوست صمیمی بود. او دوست داشت راه برادرش را ادامه دهد  .

خواب شهیدان " یکبار در خواب دیدم که صادق مجروح شده است وقتی دستم را روی شانه هایش گذاشتم خود را جمع کرد و در خواب بعد دیدم چند نفر سفید پوش  دور پسرم را گرفته اند و او شهید شده است.

از شهادت فرزندانتان چگونه با خبر شدید ؟

صادق مفقود الاثر شد و پس از 10 سال جنازه ی او را آوردند. اما فخرالدین فقط از ناحیه ی چشم آسیب دیده بود. وقتی  از جانب او زنگ خانه را زدند با خودم گفتم یا شهید شده است و یا پاهایش عیب کرد. ساعت 8 صبح جنازه ی او را آوردند او شهید شده بود تا ظهر خبر شهادتش را به پدرش نگفتیم اما خودش از نگاه های ما فهمید و هنگام برگشتن از نماز جمعه موقع ناهار، متوجه شد که فخرالدین شهادت شده است .

شما به عنوان مادر شهید و یک الگو، از جوانان چه انتظاری دارید ؟ 

شهیدان فقط به وظایف خود عمل کرده اند. هم اکنون وظیفه ی ماست که را امام را دنبال کنیم یعنی از رهبر معظم انقلاب اسلامی ولایت فقیه پشتیانی و حمایت کنیم. صبر در برابر مشکلات داشته باشیم و در صبر و شکیبایی حضرت زینب (ص) را الگو و نمونه خود قرار دهیم و اخلاق و منش را از رسول گرامی اسلامی بیاموزیم و انشاالله این انقلاب به ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف می رسد.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار