کد خبر: ۲۷۱۹۹۸
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷

بررسی شکست تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ مقصر کیست؟

در حالی که دود بی‌تدبیری‌های تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، امنیت جبهه علی‌الطاهر را به تاراج برده است طراحان این شکست استراتژیک در چرخشی حیرت‌آور انگشت اتهام خود را به سمت رهبری نشانه رفته‌اند این نمایش مضحک فرار از مسئولیت نه تنها پرده از بی‌بصیرتی مسببان برمی‌دارد بلکه نشان می‌دهد که آن‌ها برای لاپوشانی کارنامه خالی خود حتی حاضرند هزینه حماقت سیاسی‌شان را از کیسه ولایت بپردازند تا شاید از پاسخگویی در برابر تاریخ و مردم بگریزند

بررسی شکست تفاهم‌نامه اسلام آباد؛ مقصر کیست؟

 

 

به گزارش شهدای ایران به نقل از صراط نیوز، در عالم سیاست، حقیقت گاهی قربانی نمایش‌های رسانه‌ای گسترده می‌شود. ما امروز با یک کمدی تلخ در فضای رسانه‌ای جریانی خاص مواجهیم؛ جریانی که زمانی با اصرار بر تفاهم‌نامه‌، گوش جان به هشدارهای «علی‌الاصول» رهبر انقلاب نسپرد؛ امروز اما، برای فرار از تبعات این شکست، به جای تمسک به اصول، به آن‌ها حمله می‌کنند تا خود را تبرئه کنند.

سخت‌ترین لحظه‌ی سیاست، مواجهه‌ی یک تیم سیاسی با زوال هویتی و پایان خط است؛ در چنین فضایی، آن‌ها به هر دست‌آویزی چنگ می‌زنند تا بقای سیاسی خود را حفظ کنند. دست‌آویز جدید این حضرات، این بار پا را فراتر از نقد انقلابیون گذاشته و برای پوشاندن بدعهدی خود، سعی دارند با تهمت زدن به راهبردِ درست رهبری، حقیقت را وارونه جلوه دهند. امروز ما با یک کمدی سیاه در جبهه‌ی رسانه‌ای حامیان تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد روبرو هستیم؛ جریانی که در پی فشار فزاینده بر جبهه‌های جنوبی به خصوص منطقه‌ی علی‌الطاهر در لبنان، به جای پذیرش مسئولیت بی‌بصیرتی خود، دست به یک نعل وارونه‌ی تاریخی زده‌اند.

وقتی رهبر انقلاب در جایگاه ولی‌فقیه، به صراحت فرمودند که «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، این نه یک تعارف سیاسی، که یک هشدار استراتژیک بود. اما تیم مذاکره‌کننده_ متشکل از سران دولت و مجلس_ با اصراری عجیب و بی‌سابقه، پای تفاهم‌نامه‌ای را امضا کردند که از همان ابتدا بوی اجرا نمی‌داد. آن‌ها مسئولیت نتایج این انتخاب را بر عهده گرفتند و رهبری، مردم مبعوث و تاریخ را ناظر بر این تعهد اعلام کردند.

فاجعه اصلی در «پیامدهای میدانی» آن بود. آنچه در این میان فدا شد، سدهای بازدارندگی ایران بود. تیم مذاکره‌کننده، درگیرِ بازی حفظ این تفاهم‌نامه‌ی پوچ شد و برای آنکه نشان دهد در حال مدیریت بحران از طریق دیپلماسی است، از مدیریت مطلق تنگه‌ی هرمز کوتاه آمدند، در برابر حملات به جنوب ایران پاسخ پشیمان‌کننده ندادند و از حمایت‌های حیاتی از جبهه‌ی مقاومت (به‌ویژه در لبنان) عقب‌نشینی کرد؛ و حتی بعد از خروج آمریکا از تفاهم‌نامه، همچنان بر مدار این تفاهم‌نامه‌ی کذایی ماند.

آن‌ها درگیر پارادوکس حمایت شدند: چگونه می‌توان هم تفاهم‌نامه را حفظ کرد و هم از مقاومت حمایت کرد؟ رهبری و مردم مبعوث، بارها نسبت به نقض مکرر تفاهم‌نامه از سوی طرف مقابل تذکر دادند؛ به‌ویژه در خصوص لبنان که امنیت آن با امنیت ملی ایران گره خورده است. اما تیم مذاکره‌کننده، برای سرپا نگه داشتن تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد به هر قیمتی از حمایت‌های لازم از حزب‌الله و جبهه‌ی مقاومت غافل شد.

حالا که تفاهم‌نامه به در بسته خورده و نتایج فاجعه‌بارش در کف میدان (از اقتصاد و نرخ دلار تا سیگنال‌های ضعف به دشمن) عیان شده، تیم رسانه‌ای این جریان عملیات شناختی معکوس را آغاز کرده‌است. آن‌ها به جای اعتراف خطای محاسباتی، دروغ بزرگی را ترویج می‌کنند: «علت سقوط تفاهم، مخالفت علی‌الاصول رهبری بود!» این یعنی تبدیل بصیرتِ ولایت به عامل شکست.

این رفتار نه فقط خطای سیاسی، که توطئه‌ای برای پوشش بی‌عرضگی مدیریتی است.جریانی که با پمپاژ خبری وارد مرحله‌ی تبرئه از طریق تحریف شده است، قطعا محکوم به شکست است.

این رفتار خیانتی آشکار به اصول و اعتماد عمومی است. آقایان مسئول؛ در حالی که باید پاسخگوی وضعیت معیشتی مردم و قیمت دلار باشید، تمام توان رسانه‌ای و اتاق‌های فکرتان را بسیج کرده‌اید تابا فرافکنی حقیقت را وارونه جلوه دهید.

شما نمی‌توانید با شکست تفاهم‌نامه‌ای که خود بر آن  اصرار داشتید، اصول انقلاب را قربانی کنید. تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد شکست خورد، چون آمریکا به آن پایبند نبود؛ و علی‌الطاهر در آستانه سقوط قرار‌گرفته‌است، چون شما برای حفظ یک تفاهم‌نامه‌ی کاغذی، از حمایت واقعی از جبهه‌ی مقاومت غافل شدید. شکست شما دقیقاً ناشی از نادیده گرفتن نظر رهبری است.

فراتر از تحلیل‌ها بدانید که تاریخ و مردم مبعوث، این نعل وارونه را می‌شناسند. شما نمی‌توانید با متهم کردن «علی‌الاصول» به شکست، خود را در برابر تغییر وضعیت میدانی علی‌الطاهر و دیگر تبعات تفاهم‌نامه‌ با قاتل امام شهید، تبرئه کنید. این بازی رسانه‌ای، دیگر نه تنها تبرئه نمی‌سازد، بلکه عمق بی‌بصیرتی شما را برای همگان آشکارتر می‌کند.

مردم مبعوث، که ناظر این تعهد بودند، خوب می‌دانند که تفاهم‌نامه‌ی شما، سرابی بیش نبود. دست از سر اصول بردارید؛ شما نه مدافع رهبری، که طلبکاران شکست‌خورده‌ای هستید که حالا می‌خواهید هزینه‌ی حماقت و خطای محاسباتی خود را از کیسه‌ی ولایت و نیروی‌نظامی مقتدر ایران بپردازید.

این پازل فریب، دیگر خریدار ندارد. زمان آدرس غلط دادن به پایان رسیده‌است؛ چرا که داغ خون‌های ریخته‌شده در ایران و «علی‌الطاهر»، بزرگ‌تر از آن است که با بیانیه‌های رسانه‌ای و فرافکنی‌های کودکانه پوشانده شود.تاریخ، قاضی بی‌رحمی است که عملکرد شما را در ترازوی حفاظت از منافع ملی وزن می‌کند، نه در ترازوی حفظ وجهه‌ی سیاسی مذاکره‌کنندگان. امروز، مسیر درست و غلط کاملاً عیان است؛ یا باید بساط این رویکرد انفعالی و تفاهم‌نامه‌های شکست‌خورده را برچینید و به آغوش واقعی راهبرد مقاومت بازگردید، یا با دست خود، فاتحه‌ی بقای سیاسی‌تان را در میان همان مردم مبعوثی بخوانید که دیگر اجازه نمی‌دهند هزینه‌ی حماقت‌های دیپلماتیک، از کیسه‌ی خون شهیدان و امنیت وطن پرداخت شود.

نظر شما
(ضروری نیست)
(ضروری نیست)
captcha
آخرین اخبار